خبر تو خبر پیک شادی
این هفته خبر تو خبر خبر داره براتون از عظمایی که روزها تصاویر قیام رو مرور میکنه و شبها کابوس میبینه:
۳۰۵۲ هدف تخریب مراکز اساسی و مؤثر در اداره کشور بود، به پلیس حمله کردند به مراکز سپاه حمله کردند به مراکز بعضی از مراکز دولتی حمله کردند به بانکها حمله کردند.
پاسدارا و بسیجیهای هراسون هم مدام این خاطرهها رو به هم یادآوری میکنن:
ببینید قیام چه بلایی سر عظما آورد که اژهای گوشخوار هم داره از غرق شدن کشتی نظام میگه:
این کشتی نجاتی است که اگر ما از این کشتی استفاده کردیم حتماً نجات پیدا میکنیم اگر نه خدای نکرده ممکن است که غرق شویم نابود شویم
توی این اوضاع و احوال، سر و عمامه شیخ فری هم پیدا شد و اینطوری گفت:
اینجا بود که از توی اصطبل ولایت یه چنین صداهایی بلند شد:
جناب آقای روحانی به دعوت ایشون لبیک گفته و آتیش بیار معرکه شده و اعلام کرده که الآن وقت اصلاحات بزرگ هست
بله امروز وقت اصلاح بزرگ است اصلاح بزرگ دستگیری شماست اصلاح بزرگ اعدام شماست
این یکی هم جواب پیشنهاد شیخ فری برای همهپرسی رواینطوری داد:
کارشناساشون هم قاط زدن و صحبت از تغییر پارادایمکردن:
این یکی هم تازه یادش افتاده که برای سنجش مشروعیت نظام به حساب و کتاب رو بیاره:
این کارشناس اقتصادی حکومت هم دنبال اینه که ببینه چی شد اینطوری شد؟
چون مردم حس میکنند که قادر به مواجهه و رویارویی و تغییر در نظام اقتصادی و سیاسی کشور نیستند خود به خود گروههای زیادی این رو ترویج میکنند که خب ما باید چیکار کنیم؟... .
تو بنبستی که عظما گیر کرده، مذاکره هم یه معنی بیشتر نداره و اون هم اینه:
مشنگستان:
مشنگستان این هفته رو با حرفای رئیسجمهور مشنگ خامنهای شروع میکنیم که بعد از این همه جنایت، اومده روضه مهربونی میخونه:
این یکی هم مرزهای مالهکشی و خونشوری رو با یه جمله جابهجا کرد:
کارشناسهای تی وی ریش هم شب و روز مشغول تهدید تروریستی ان:
نمیشه مشنگستان باشه و از این مشنگ عمامه دار یادی نکنیم:
کسادی جمعهبازار ولایت به جایی رسیده که طرف مجبور شده اینطوری به پامنبری هاش بگه حرف نزنن و گوش کنن:
آنهایی که تو نماز جمعه مینشینند کنار هم با هم حرف میزنند اینها هممثل خر میمانند کسانی که تو نماز جمعهکنار هم مینشینند با هم حرف میزنند عوض اینکه خطبه راگوش بدهند اینها هم مثل خر میمانند... .
سکانس آخر:
در پایان توجه شما رو به یک مونولوگ زیبا از فیلم ماندگار دیکتاتور بزرگ جلب میکنیم که بیمناسبت با این روزها هم نیست. اثری جاودانه از چارلی چاپلین: