طنز عروسکی آقاجون اینا

همزمان با شیب تند تورم و افزایش فشار‌های اقتصادی به خانواده‌ها، شاهد بحران جدی در حوزه دارو هستیم. تا همین چند ماه قبل، خرید یک بسته قرص مسکن یا شربت سرماخوردگی ساده، آخرین دغدغه اقتصادی یک خانوار بود. اما امروز طبق آمار‌های رسمی و میدانی، با افزایشی بین ۳۰ تا ۳۰۰ درصدی در قیمت انواع دارو‌ها مواجه هستیم و این وضعیت سبب شده که بسیاری از مردم به‌خاطر مسائل مالی رسیدگی به موضوع سلامت را از لیست اولویت‌های خود خط بزنند. این جهش قیمتی تنها شامل دارو‌های وارداتی یا خاص نیست؛ بلکه دارو‌های تولید داخل که بخش عمده سبد مصرفی مردم را تشکیل می‌دهند نیز از این تورم افسارگسیخته مصون نمانده‌اند.
ریشه این گرانی را باید در نوسانات شدید نرخ ارز و حذف تدریجی ارز ترجیحی جست‌و‌جو کرد. وقتی دلار در بازار آزاد مرز‌های جدیدی را فتح می‌کند، زنجیره تولید دارو از مواد اولیه گرفته تا بسته‌بندی و حمل ونقل، تحت تأثیر قرار می‌گیرد. نتیجه این فرآیند، فاکتور‌های سنگینی است که در داروخانه‌ها به دست مردم داده می‌شود؛ فاکتور‌هایی که با حقوق‌های ثابت و سفره‌های کوچک‌شده هم‌خوانی ندارند.
برای یک کارگر یا کارمند ساده، افزایش چند برابری قیمتدارو به‌معنای حذف یک قلماساسی از سبد معیشت است. گزارشها نشان می‌دهد که بسیاری از خانواده‌ها مجبور شده‌اند بین خرید اقلام خوراکی و تأمین داروی اعضای خانواده، دست به انتخاب‌های دردناکی بزنند. این یعنی سلامت جامعه به شکلی ناعادلانه به طبقه اقتصادی افراد گره خورده است. در یک نظام سلامت کارآمد، دارو نباید تابع نوسانات لحظه‌ای ارز باشد، اما در حال حاضر، جان انسان‌ها مستقیماً با نمودار‌های صرافی‌ها پیوند خورده است.

لطفا به اشتراک بگذارید: