طنز عروسکی آقاجون اینا
خسرو بازم نشستی پای فوتبال که، مگر قرار نبود بری نون بگیری پسر. نکنه میخواهی نیمرو رو با نایلون سفره بجویی؟
آقاجان نیمه نهایی جام جهانیها. شوخی که نیست. وسط فوتبال برم تو صف نانوایی. بچهها همه به من میخندند
خوب بگو رونالدو بیاد یک توک پا برای ما نون بگیره که تو فوتبالتو از دست ندی
تو اگر دلت شور نانو میزنه. اون گوشی که مثل سرنگ از صبح دستت گرفتی، قطع میکردی، میرفتی نون میگرفتی.
بس کن دیگه. من نمیدونم این همه فوتبال نگاه کردن تو چه معنی داره. آخه مگه به تو چی میرسه پسر؟
آقاجون، مگه خودت این همه میشینی سریال تو ماهواره نگاه میکنی، بهت حقوق و مزایا میدن؟
وقتی امشب از ترکیب شام خوردن حذفت کردم گذاشتمت رو نیمکت ذخیرهها، میفهمی نباید برای من بلبلدرازی کنی.
شوخی کردم آقاجون. یکم ظرفیت داشته باشین. نیمه اول که تموم بشه، میرم نون میگیرم.
اسی، تو اون گوشیت چی نوشته داری میخونی و میخندی؟ بگو ما هم بخندیم خب.
راستش یه کانال جوکه که گیر داده به جنتی. سر فوتبال نوشته، اون قدیما جنتی داشته با خرش فوتبال بازی میکرده. بهش گفتن آخه آدم با خرش فوتبال بازی میکنه؟
عموجون جوکها رو ول کن، ببین مذاکراتشون به کجا رسید؟
والا در رابطه با مذاکرات نوشته، گویا قراره غنیسازی اورانیوم رو بده، به جاش از پول نفت، گندم و ذرت بگیره.
ای وای، یعنی رأکتورشونو دادن که گندم و ذرت بگیرن؟
هه، اسی، براشون بنویس اگه میدونستین با چندتا گونی ذرت معاوضهش میکنین، زودتر از اینا چندتا نیسان ذرت و لوبیا میآوردیم دم در بیت عظما تحویل میدادیم. به غریبهها چرا رو انداختین آخه؟
اینو نگاه کن، بسیجیها بدجور رم کردن قربان. کنار خیابون دارن شعار میدن، گندم و جو ارزانیتون، تنگه نمیدیم بهتون.
اِ، بچهها، چند تا بیت هم ما بگیم. خسرو ضرب بگیر، اسی تو هم زیرش کامنت کن، بنویس.
گندم و جو آوردن، اورانیومها رو بردن.
غلات خوب آوردن، رأکتورتونو بردن.
آبروتونو بردن، حاجیزادهتونم بردن.
اورانیوم ارزانیتون، من باقالی رم میخرمیشون.
گندم و جو ارزانیتون، سید علی رم دادیم بهتان.
یونجهٔ خوب آوردین، حیثیتتونو بردین.
بسشونه. فقط برای تهبندی بنویس اگه ذرت و غلات میخواستین، میگفتین مردم آبدانان بریزن جلوتون دیگه.
گل گفتی آقاجون.
خودممیدونم.