کامنت پیک شادی

چگونگی باز شدن اینترنت در ایران و جنگ و دعواهای باندی رژیم

سلام به شما بینندگان عزیز و همراهان گرامی برنامه کامنت. امیدواریم بتونیم با نگاهی به خبرهای هفته‌یی که گذشت و کامنتهای متفاوت یه تصویر جمع‌وجور از حال و روز نظام ولایت تو این روزا...

بابا چی داری می‌گی مهران؟ تو متن منم گفتی که...

کدوم متن؟‌متن خودمه... .

شیش تا جمله برای خودت گذاشتی... دوتا جمله برای من... . اونم دوتارم خودت گفتی... ...

آقا این سناریو... بیا... . خودت ببین.

اصلا سناریو رو بذار کنار... . سناریو نخواستیم... . بداهه میریم... این دفعه رو کامل بداهه میریم. . …

بداهه میریم؟... . باشه بداهه بریم... . بچه‌ها شما یه اوپنینگی بیاید که ما بداهه رو بریم... .

آقا این هفته اینترنت هم که وصل شد و همه چی حل شد دیگه... .

اینترنت وصل شد؟ کی وصل کرد؟

کی باز کرد؟ معلومه دیگه ستاد ساماندهی فضای مجازی به ریاست معاول اول زرشکیان یعنی عارف:

ما نفهمیدیم این ستاد ساماندهی فضای مجازی کشور از کجا دراومد؟ مگه نظام شورای عالی فضای مجازی نداشت؟ به‌قول قالیباف... فجازی؟

نه دیگه... اون شورای عالی فجازی مال بستن بود... این ستاد ساماندهی مال بازکردن. تازه یه مرکز رسانه قضاییه هم هست که اون خودش میگه این ستاد ساماندهی غیرقانونیه... دیگه تو ببین چه وضعیته:

مرکز رسانه قوه قضاییه هم اعلام کرده با دستور موقت دیوان عدالت اداری به‌دلیل بررسی غیرقانونی بودن ساختار ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور دستورات و مصوبات آن تا زمان بررسی قانونی قابل اجرا نیست.

می بینی طرف تصویب کرده اینترنت رو هم باز کرده بعد این میگه تا بررسی نشه قابل اجرا نیست. خود اون ستاد هم ساختارش غیرقانونیه. ضمنا یکی از دلایلی که زرشکیان شورای عالی فجازی رو دور زده اینه که توش نفراتی امثال اینن که می‌پیچن جلوی داستان... اینو ببین:

بعضیا افتخار کردن دوباره فضای اینترنت به روال عادی برگشت این ایراد است این نقصه ما باید برنامه داشته باشیم برای فضای مجازیمون که خواهش می‌کنیم انشاءالله با یک حکمرانی دقیق درباره فضای مجازی برنامه داشته باشند تا باز دوباره گرفتار هجمه‌های در فضای سایبری و سایبرنتیک نباشیم.

یاد اون جوک عزیزنسین افتادم که نوشته بود یه خونه بوده محلش تو مرز مشترک محدوده ژاندارمری بو پلیس بوده. بعد طرف میره از خونهه دزدی می‌کنه. پلیس میاد بگیرتش... طرف میره تومحدوده ژاندارمری به پلیس می‌خنده. ژاندارمری میاد طرف میره تو اتاقی که تومحدوه پلیسه بهژاندارمری می‌خنده. حالا اینام دوتا ارگان درست کردن هر کدوم یه ساز می‌زنن.

اینی که گفتی رو کارشناسهای خودشون هم دست گرفتن. اسمشو گذاشتن موازی کاری...

مثل همین تصمیمی که مثلاً رئیس‌جمهور گرفته برای رفع فیلترینگ یا بازگشت وضعیت اینترنت به قبل از جنگ بعد یک دفعه مثلاً تعدادی رفتند شاکی شدند اعتراض کردند بعد دیوان عدالت اداری آمده فعلاً جلویش را مثلاً گرفته و حالا آنجا هم نهایتاً می‌گویند اشکالی ندارد یک جای دیگر بالاخره شروع می‌کند مشکل درست کردن این اصلاً نمی‌شود تصمیم گرفت این وضعیت الآن وجود دارد مردم هم واقعاً از این موازی‌کاریها از این به‌اصطلاح تعدد نیروهای تصمیم‌گیر از این همه شوراهای عالی خسته شده‌اند...

ولی مهران با این وضعیتی که الآن تو داستان اینترنت دیدیم، ظاهراً یه جلوه جدیدی به جلوه‌های وحدت و وفاق تو نظام ولایت اضافه شده.

خواهش می‌کنم درباره وحدت اصلاً کامنت و اینا نیا که اصلاً موضوعیت نداره. بحث وحدت تو نظام یه بحث تموم شده اس... الآن پدر زن مجتبی اومده از طرف دامادش پیام آورده باید از وحدت صیانت بشه و دیگه تمام... یعنی الآن از کل نظام فقط یه صدا میاد بیرونایناها:

یعنی الآن به نظر تو الآن همه تو نظام به حرفای اینپدرزنمجتبی گوش می‌کنن از وحدت صیانت می‌کنن؟

آره دیگه فصل‌الخطابه دیگه... بابا کینگ مجتبی گفته دیگه... . مگه کسی میتونه رو حرف کینگ مجتبی حرف بزنه؟

پس بیا چندتا از این چشمه‌های وحدت رو برات ردیف کنم تا معنی فصل‌الخطاب تو نظام ولایت رو بفهمی... . من اساسی برات دارم... . فقط هر وقت خسته شدی بگو... . از کجا شروع کنیم؟ از دعوای بسیجیهای درون مرزی و برون‌مرزی نظام سر ظریف اینا خوبه؟

ای بابا... . چی شد پس... اینا که همه دم از انسجام می‌زدن که. . …

تازه اولشه. . صبر داشته باش... . ماکت ماله‌کش اعظم یعنی ظریف رو هم آتیش زدن اینا...

البته دعوای اینا با این ظریف و اینا قدیمیه ها... اما با عراقچی خوبن. عراقچی رو خود عظما معرفی کرده بود دیگه... .

آره با اون که خیلی خوبن... ببین چطوری قربون صدقه‌اش میرن:

ببین بابک از اونجایی که کینگ مجتبی... خودش نبض جامعه تو دستشه و قبلاً هم مخفیانه سوار تاکسی می‌شده... فهمیده که با پیغام و پسغام پدر زنش نمیتونه کارو جمع کنه. . به‌خاطر همین خودش وارد شد پیام داد. به نظرم بعد از پیامی که خودش داد دیگه مشکل وحدت حل شد و نظام کاملاً یکپارچه شد. ایناها اینهم پیام خودش:

و لازم است تک‌تک جان‌فدایانی که، دلشان برای اسلام و انقلابیا استقلال و سربلندی ایران می‌تپد، از این پس، بیش از پیش، برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌پیوسته ملّت، اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را، به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند، و قولاً و عملاً، مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند.

دیدی؟ خداوکیلی دیگه این یکی فصل‌الخطابه.

من به نظرم کینگ مجتبی اشتباه بزرگی کرد. چون قبلش می‌گفتیم حالا پدر زنش ریش گرو گذاشته... . کسی حرفشو جدی نگرفته... . حالا که این مجتبی خودش وارد شد... . بدجوری سوتی داد... چون معلوم شد این کینگ مجتبی تو نظام از همه بی‌اعتبارتره... . یه عده اومدن ریش خود این عظمای نورسیده رو چسبیدن. ببین:

بعضی از آدمها یواشکی از خطوط قرمز نظام عبور می‌کنند بعضی‌ها تند بیان می‌کنند بعضیا کند بیان می‌کنند
اگر یک سر سوزن به سمت حزب و گروه و رفیق و محفل و هر چه دیگری بود، این حتماً با ولایت همخوانی ندارد هر کس می‌خواد انجام بده فرقی نمی‌کنه فرزند امام هم انجام بده فرقی نمی‌کنه این همراه با ولایت نیست

مهران: کی رو گفت... یواشکی از خطوط قرمز نظام عبور می‌کنه؟ فرزند امام منظورش کی بود؟منظورش مجتبی بود؟

حالا این یکی رو ببین... . رسایی از این هم بدتر گفت... مجتبی رو با پسر نوح مقایسه کرد: نوشته در این آیه خدا خطاب به حضرت نوح می‌فرماید که پسرش که در طوفان غرق شد از اهل او نیست... .

اون میگه پسر امام... این میگه پسرش... الآن یه پسر عمامه دار تو نظام هست اون هم مجتباس دیگه... مگه پسر دیگه‌ای هم هست؟

حالا معنی فصل‌الخطاب و صیانت از وحدت و این حرفا تو نظام پاره پاره ولایت رو متوجه شدی؟

من نمی‌فهمم اینا چشونه؟ اصلاً انگار نه انگار عظما الآن تو یخچاله... . نظام رو هواس... . چیه داستان؟

چی گفت شلتاق؟ شلتاق یعنی چی؟

شلتاق یه کلمه عامیانه تو گویش تهرانیه به‌معنی شیطنت آزار دهنده و لج بازی و کج خلقی و این حرفا

الآن زرشکیان تو نظام شلتاق می‌کنه؟

از شلتاق هم بدتر... . ببین خاطراتش با خامنه‌ای رو چطوری تعریف می‌کنه؟!... .

من فکر می‌کردم الآن واسه مجتبی کسی تو نظام تره خورد نمی‌کنه... نگو خود خامنه‌ای رو هم الآن اینطوری مسخره می‌کنن. اون هم کی رئیس‌جمهورش... .

این‌که چیزی نیست. الآن پلاکاردهایحرفای عظما هم جزو ممنوعه هاس. نمیذارن کسی بلند کنه:

با وجود چنین وضعیتی دیگه برای بسیجیها حالی نمی‌مونهکه بیان تو خیابون.

‌نه حالی میمونه نه رمقی... . خودشون میگن نای شعار دادن هم نداریم:

ولی بابک این وضعیت خطرناکیه ها... . خیابون شوخیبردار نیستا... اگر بسیجیها تو خیابون نای شعار دادن نداشته باشن. اگر فتنه و اغتشاش و اینا شروع بشه... کار تمومه‌ها... موشک هم دردی دوا نمی‌کنه. من اینو نمیگما. . بیا خودشون میگن:

چرا عزیزان موشکی ما از شما تشکر می‌کنند؟ چون اگر شما تو خیابون‌ها نباشید بچه‌های هوا و فضا می‌تونند اغتشاشگرها رو با خیبر و سجیل بزنند؟ اصلاً شدنی هست همچین کاری؟

الان دیگه نه ساندیس دردی ازشون دوا می‌کنه نه کباب نه تفنگ صورتی... بشکه بشکه نفت هم بدن وضعیت خیابون آش و لاش‌تر از این حرفاس... الآن تنها چیزی که دارن همین نوحه‌های دوغکی و مسخره اس که بدجوری مضحک شده:

نوحه هاشونم که دزدیه بابک... . اصل اینو بچه‌های موزیک الآن میخونن برامون... . بچه‌ها اصلشو بریم؟

ورژن اصلی اینه... . برو بریم

بر سپاه و کل نوچه‌هایش لعنت

بر زمینی و هوا فضایش لعنت

ساندیس تمام شد بسیجی هررری

بر خامنه‌ای و مجتبایش لعنت

بر خامنه‌ای و مجتبایش لعنت

آقا بعد از این ورژنی که بچه‌های موزیک اومدن. دیگه جای هیچ حرف و کامنتی باقی نمی‌مونه. من دیگهمی‌خوام به‌صورت کاملاً بداهه با شما خداحافظی کنم. خدانگهدار همگی.

تا روزی دیگه و کامنتی دیگه خدانگهدار... .

لطفا به اشتراک بگذارید: