آفساید ریزش در سامانه شاه پرستان

این داستان دخیل بستن بچه شاه و لومپنهای شاه پرست به ساواک هر روز که می‌گذرد بیشتر باعث انزجار و تنفر داخلی و بین‌المللی شده است. وضعیت طوریه که مدام از یه بدبختی به یه بدبختی دیگه شیفت می‌کنند یا از چاله در میان، میرن توی چاه. یه نمونه‌اش فضاحت ماجرای تجمعات سیاه‌پوشا و ساواک پوشا بود که بعد از وصل شدن ارتباطات اینترنتی، یه واکنش‌هایی مثل این ویس از داخل کشور خیلی وایرال شد.

«آره، خیلی خر تو خر شده. واقعاً. . … زدند تو همه چی رفت، لباسای ساواک پوشیدن، تاج پادشاهی گردوندند، از اونور کنسرت گذاشتند به اسم مثلاً جاویدشاه. شاهین نجفی این کارو کرده کلی مردمو تلکه کرده. خب شما وقتی این کارا رو می‌کنید چهار نفری که جمهوریخواه هم میومدند دیگه نمیان. وقتی این رفتار افراطی رو میبینند میگن فرق اینا با این ارزشی‌ها چیه؟»

رونمایی از ارگان جنایتکاری به اسم ساواک در یک تظاهرات خیابانی اونقدر منزجرکننده بود که سبب شد در خیلی از تریبونها جنایات ساواک یادآوری بشه و در کنار رفتار امروز شاه‌پرستان قرار بگیره.

برنامه میدان – صدای آمریکا –

بابک یزدی از برگزار کنندگان تظاهراتچپ‌ها در تورنتو: «ساواک یک جریان بدنام شکنجه‌گری استکه ادامه‌اششده جمهوری اسلامی و جمهوری اسلامی داره ازآموخته‌های ساواک استفاده می‌کنه. این دوستان عکس‌های اعدام شده مجاهدین رو همین الآن رو در دست می‌گیرن. میرن میگن مرگ بر مجاهد. نمی‌دونم این تناقض رو چه جوری میتونن حل کنن. اینا جز هتّاکی، فحاشی، ببخشید لمپنی، لات‌بازی، اونم فحاشی‌های جنسی کار دیگه نکردن متأسفانه».

بهار دهکردی: «اینجا شما با تیشرت‌های ساواک، ساواکی که تعداد بسیار زیادی نویسنده و شاعر و سال‌ها شکنجه کرده، بسیاری از زندانی‌های سیاسی چپ‌گرا رو کشته بوده که همون کشتن‌ها باعث شد که بعدش خمینی بخواد به قدرت برسه، چون چپ‌های درست حسابی رو همه رو ساواک زد کشت، شما همون تیشرتها رو تنتون می‌کنید به اسم نه به اعدام میرید اونجا».

هم‌چنین پوشیدن تیشرت ساواک باعث شد که خیلی از زندانیانی که در زمان شاه توسط ساواک شکنجه شده بودند هم به میدان بیان و از اون شکنجه‌ها بگن و آثارش رو بعد از ۵۰ سال نشون بدهند.

فرهاد منانی: شکنجه آپولو، شکنجه آپولو این بود که روی یه تخت می‌شونند، پا رو دراز رو اون تخت بود، اینو با کمر بند چیزی بود محکم می‌بستند که تکون نتونه بخوره، دست رو این دسترو با یه چیزی می‌بستند، این دست یه چیزی بودپرس بود که این همونطور فشار می‌داد بعد یه کلاهبوقی می‌کردند تو سر آدم.

علی قادری: این بار دیگه مستقیم باز بردن توی همون فلکه بود اتاق بازجویی. منو چهری بود بازجو، یه مدت زیادی شروع کردن شلاق‌زدن که بینش باز می‌کردن، آب می‌ریختن، بعد می‌گفتن راه برو، بعد که من راه می‌رفتم خون می‌اومد همین جور از پاهام.

اکبر معینی: سوزن آوردن شروع کردن به زیر ناخونام فرو کردن. یعنی در لحظه شما در نظر بگیرین پسر بچه ۱۴- ۱۵ ساله همزمان دارن کابل میزنن، همزمان دارن حرارت میدن با هیتر برقی، همزمان دارن با شوک الکتریکی بدنش رو متشنج کردن و سوزن توی انگشتای زیر انگشتاش فرو می‌کنن زیر ناخوناش. یعنی وقتی از ساواک صحبت می‌کنیم، اتهام من پخش اعلامیه در رابطه با انقلاب سفید شاه و ملت بود.

لطفا به اشتراک بگذارید: