ابوالقاسم رضایی در سیامین گلریزان همیاری با سیمای آزادی
۱۴۰۵/۵/۱۸
سلطنت؛ تهدید فردای ایران یا «چوب لای چرخ سرنگونی»؟
سلام به همه شما هممیهنان عزیز. بار دیگر امروز در خدمت شما هستیم و افتخار داریم که در این قسمت از برنامه همیاری، این برنامه را همراه با شما همیارانی که تا همین لحظه از سراسر جهان و چهارگوشه ایران به واقع بار دیگر این گلریزان را به اوج دیگری رساندند، همراه باشیم.
من امروز هم در خدمت شما بودم، پس صحبتها را کوتاه میکنم و بگویم که خیلی خوشحالیم و مفتخرم که آقای ابوالقاسم رضایی، معاون دبیرخانه شورای ملی مقاومت و از خانواده بزرگ رضاییهای شهید، امشب در این برنامه همراه ما هستند و مهمان ما هستند. سلام بر شما، خیلی خیلی خوش آمدید. ممنونم که بار دیگر در همیاری خودتان را رساندید به استودیوی سیمای آزادی.
خواهش میکنم. من هم خدمت همه هممیهنان عزیزم سلام عرض میکنم. امروز دومین روز همیاری ۳۰ام است که در خدمتتان هستم و باعث افتخار من است که در این برنامه شرکت داده شدم. از فرصت استفاده میکنم و باز هم از همه هواداران مقاومت و اشرفنشانها که با احساس مسئولیت کمکهای خودشان را اعلام کردند و از همه کسانی که در جمعآوری این کمکها فعال هستند و نفرات جدیدی که برای کمک اضافه میشوند تشکر میکنم. ما شاهد نمونه کمکهای کانونهای شورشی هم در همیاری هستیم که فقط بر مسئولیت ما میافزاید. بنابراین اجازه بدهید خدمت قهرمانان کانون شورشی هم سلام بکنم.
درود بر شما. من میخواستم قبل از اینکه تماسها را وصل کنیم، سوالات زیادی از شما دارم ولی یکی دو سوال بپرسیم، اگر موافق باشید در رابطه با...
اگر اجازه بدهید دو نفر به من سپردند که کمکهایشان را اعلام کنم تا یادمان نرفته. یکی از دوستان تماس گرفتند و گفتند مبلغ ۱۴۷ هزار و ۵۲۵ کرون سوئد از طرف خانواده شهدای مجاهدین خلق در سنقر کلیایی برای سیمای آزادی تقدیم میشود و خواستند من کمکشان را اعلام کنم. برادر دیگری هستند آقای شاهپور صادقی، برادر عزیزم، که مبلغ ۴۰ هزار یورو کمک به سیمای آزادیشان را خواستند که من اعلام کنم؛ ایشان مقیم فرانسه هستند.
از کمکهای همیاران تا یک سؤال سیاسی داغ؛ سلطنت چه نقشی در معادله امروز دارد؟
خیلی ممنون، ما هم درود میفرستیم به هممیهنانمان، بهخصوص آن هممیهنی که از سنقر کمک کردند به این همیاری. موضوعی هست که تو هر فرصتی بشود میخواستم با شما در میان بگذارم و آن هم موضوع بحث جریان سلطنت یا جریان شاهپرستی است که در ایران سر برآورده و در این چند سال بیشتر بحثش مطرح است. اما وقتی که ما صحبت مسئولین مقاومت ایران را میشنویم، تأکید میشود روی نفی سلطنت و اینکه هیچ شانسی ندارد در آینده ایران؛ جریانی که یک بار سرنگون شد و خود شما از زندانیان سیاسی آن دوره بودید و لمس کردید. از طرف دیگر روی تهدید این جریان تأکید میشود. شما این موضوع را چطور توضیح میدهید؟ این تهدید را چطور میدانید؟
ببینید، مقاومت ما درگیر یک جنگ سیاسی گسترده با رژیم آخوندی و متحدانش است و بهخصوص هرچه سرنگونی بیشتر در چشمانداز قرار میگیرد، جنگ سیاسی شدت و حدت بیشتری پیدا میکند. یکی از متحدان بالفعل رژیم در این جنگ سیاسی، جریان سلطنت و بچه شاه است. طی دوران قیام از ۱۴۰۱ به بعد، مضمون اصلی جنگ سیاسی این دوران، مبارزه با آلترناتیوهای قلابی است که در بچه شاه نمود پیدا میکند. رژیم برای بقای خودش متوسل شده به نیابتیهایش در خارج، از جمله همین آلترناتیوهای فیک.
منتها در رابطه با پسر شاه، ما باید چند نکته اساسی را مد نظر قرار بدهیم. اول اینکه این سلطنت، تهدید بعد از سرنگونی نیست؛ یعنی ما نگران این نیستیم که اینها شانسی در آینده دارند، ما اصلاً چنین شانسی برایش قائل نیستیم. بچه شاه و سلطنت به هیچ وجه تهدید دوران پس از سرنگونی رژیم محسوب نمیشوند؛ چون بازگشت سلطنت موروثی به دلایل ساختاری، تاریخی و حقوقی ناممکن است. نظام سلطنت موروثی در جریان یک انقلاب اجتماعی به گور سپرده شده و هیچ نیرویی قادر نیست آن را از قبر بیرون بکشد.
«تهدید امروز، نه فردا»؛ چرا بحث سلطنت به مرحله سرنگونی گره خورده است؟
اما چرا ما به سلطنت میپردازیم؟ پاسخ خیلی روشن است: مسئله بچه شاه، مشکل پیش از دوران سرنگونی است، نه پس از آن؛ چون او با مواضع و عملکردش چوب لای چرخ سرنگونی میگذارد. به همین جهت در پیامهای برادر مسعود یا سخنان خواهر مریم به نقش مخرب بچه شاه در قیام اشاره میشود. او پس از شکلگیری قیام در ۱۴۰۱، مثل یک ویروس در پیکره مبارزات مردم رخنه کرد و بخش زیادی از انرژی اجتماعی و سیاسی را از مسیر مبارزه انقلابی و آلترناتیو دمکراتیک منحرف ساخت. از این منظر، سلطنت مسئله فردای ایران نیست، بلکه مسئله امروز و مرحله سرنگونی است.
