سروناز چیتساز در سیامین گلریزان همیاری با سیمای آزادی
۱۴۰۵/۵/۱۹
همیاری سیام؛ از «حاضر حاضر» برای آزادی تا نقش تعیینکننده زنان در مقاومت
سلام مجدد به همه شما یاران مقاومت، اشرفنشانهای عزیز، شورشگران برای آزادی و هموطنان و بینندگان عزیز ما. به همه کسانی که یک حماسه ملی و میهنی دیگری رو در این همیاری سیام رقم زده و میزنند. طی این سه روز شاهد حمایتهای بیدریغ یارانی سرشار از عزم پایداری و همیارانی پاکباز و ازخودگذشته از سراسر ایران و جهان بودیم که با تمام قوا تلاششون رو میکردند تا مانع خاموش شدن صدای مقاومتی باشند که با رود خروشان خون شهیدان بیش از ۶۰ ساله که برای آزادی ایران و ایرانی آزمایش پس داده و همواره حاضر حاضر گفته. البته ما هم در سیمای آزادی در برابر همه تعهدات مردمی و میهنی تکتک شما عزیزان حاضر حاضر میگیم و همراه شما هستیم و خواهیم بود. حاضر گفتن برای صلح و آزادی، برای برپایی جمهوری دمکراتیک و امید به اینکه قطعاً خورشید آزادی در ایرانمون طلوع خواهد کرد.
در این قسمت از برنامه همراه هستیم با خواهر عزیزم سروناز چیتساز مسئول کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران که بهشون خوشآمد میگیم. خواهر سروناز عزیز سلام بر شما.
سلام به شما حشمت عزیز. سلام به همه بینندگان، حامیان و پشتیبانان مقاومت ایران در داخل و خارج ایران و به همه شورشگران و کانونهای شورشی در شهرهای مختلف ایران و به خواهران و برادران مجاهدم در اشرف ۳. در این چند روز برنامه همیاری تا جایی که من امکان و فرصت دیدن اونها رو داشتم که حمایتهای اونها رو ببینم هموطنانمون رو و صحبتهاشون رو بشنوم، به واقع همونطور که گفتین یک حماسه ملی و میهنی دیگری رو در این همیاری سی رقم زدند و میزنند. واقعاً همه کسانی که تماس گرفتند، صحبت کردند، مواضعشون رو گفتند، میزان حمایتشون، همه عواطف، فهم و اراده و عزمشون برای کمک به مقاومتی که از همون ابتدا با اتکا به کسنخاست، یعنی که تکیهگاهش همواره نیروها و مردم ایران بوده و هست، واقعاً غرورانگیز بود و در مقابل چنین نسلهایی، چون واقعاً از همه نسلها در این برنامه شرکت داشتند، در مقابل تکتک همه اونها سر تعظیم فرود میارم. خداقوت و خستهنباشید به شما و به همه دستاندرکاران سیمای آزادی، تلویزیون ملی ایران میدم و میدونم که با یک تلاش شبانهروزی بیوقفه این حماسه پرشکوه رو تا الان محقق کردین و پیش میبرین. در خدمت شما هستم و بسیار بسیار به خاطر شرکت در این برنامه از شما تشکر میکنم.
قربان شما، خیلی ممنون که این فرصت رو به ما دادید. خب سروناز عزیز، تو مردادماه ما مناسبتهای مختلفی داریم. از پرواز برادر مسعود از داخل خاک میهن به پاریس، از فروغ جاویدان، عملیات کبیر فروغ جاویدان، تا قتلعام سربداران در سال ۱۳۶۷ و همینطور فروغ اشرف در ۶ و ۷ مرداد ۸۸ و مناسبتهای دیگهای که متأسفانه الان فرصت نیست که به اونها بپردازیم. اما یکی از همین مناسبتها معرفی شورای رهبری در سال ۱۳۷۲ بود که الان ۳۳ سال ازش گذشته که میخواستم اگه امکان داره شما در این رابطه برای ما بگید.
برابری زنان؛ شعار یا شرط واقعی برای سرنگونی استبداد مذهبی؟
بله، حتماً. خب انتخاب ۲۴ زن مجاهد خلق در سال ۱۳۷۲ به عنوان اعضا و کاندیداهای شورای رهبری سازمان مجاهدین، البته یک نقطه شروع نبودش، بلکه در ادامه تحولی بودش که از اواخر سال ۱۳۶۳ با انتخاب خواهر مریم به عنوان همردیف رهبری سازمان شروع شده بود. کما اینکه خود این تحول بزرگ هم که به عنوان سرآغاز انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین شناخته میشه، ریشه در مبارزه ضد ارتجاعی سازمان از همون روزهای اول انقلاب در سال ۵۷ داره که همه شاهد بودیم که چطوری در فردای انقلاب ضد سلطنتی، خمینی و دارودستهاش حقوق و آزادیهای فردی و به طور خاص زنان ایران رو مورد هدف قرار دادند و در واقع با سرکوب زنان تحت عنوان حجاب میخواستند که کل جامعه رو کنترل و سرکوب کنند. یعنی در واقع اینکه مقاومت ما و به طور مشخص سازمان مجاهدین خلق در این چند دهه تونسته که در مقابل دیکتاتوری زنستیز آخوندی بایسته به دلیل همین اعتقادش به آزادی و برابریه. اصلاً بدون برابری و بدون نقش تعیینکننده زنان، مقاومت ما امکان ماندگاری در برابر فاشیسم مذهبی زنستیز رو نداشت. و در واقع هر چقدر که مبارزه با استبداد مذهبی حادتر و عمیقتر شد، نقش زنان در اون ضروریتر شد. یعنی مجاهدین در واقع برای مبارزه سخت و خونینشون با استبداد دینی به این باور رسیده بودند که و این باور رو هم عملی کردند که حضور زنان در رهبری و امر برابری یک الزام سرنگونی آخوندهاست. من اینجا میخوام زیر این جمله یک بار خط بکشم و تأکید کنم که یعنی امر برابری یک الزام سرنگونی آخوندهاست. واقعیت اینه که ورود به امر خطیر و بسیار سختی مانند هژمونی زنان و برابری، اون هم در گرمارگرم یک مبارزه بسیار سخت و خونین و بیامان با استبداد مذهبی، این کار سادهای نیستش. اون هم در اوایل دهه ۱۳۷۰ که تقریباً میشه گفت کار شگفتانگیز و باورنکردنی بوده که چون هیچ نیرویی تا اون موقع اصلاً جرأت نکرده بود به چنین موضوعی نزدیک بشه، چه برسه که بخواد اجراش کنه. ولی مجاهدین معتقد بودند که اگه حضور زنان و برابری و نقش هژمونیک و رهبریکننده اونها که الزام پایداری علیه فاشیسم دینی و سرنگونی هست، یعنی اگر این الزام وجود داره، نباید لحظهای در اون درنگ کرد و اون رو باید اجرا کرد. وگرنه موضوع برابری در حد یک شعار و یک امر تشریفاتی باقی میمونه.
البته این فراز با شکوه در سازمان ما، در مقاومت ما و در واقع در تاریخ ایران بدون نقش رهبریکننده خود خواهر مریم اصلاً امکانپذیر نبود. در واقع خواهر مریم بود که به ما تکتک زنان مجاهد جرأت داد که تواناییهای خودمون رو بشناسیم و به اونها باور کنیم و مهمتر از اون، به این تواناییها ایمان بیاوریم و به ما یقین داد که ما توان پذیرفتن مسئولیتهای زیاد و بالا رو داریم، توان فرماندهی نظامی و توان نقشآفرینی در مسئولیتهای سیاسی رو داریم. خواهر مریم بود که هم به ما آموخت که نقش رهبریکننده زنان یک قبه و سردوش و خلاصه یک رده شکلی و فرمالیسم نیست، بلکه پذیرش یک مسئولیت بسیار جدیه و به مردانمون هم به مردان مجاهدم آموخت که رهبری زنان به معنی تهی شدن اونها از مسئولیت نیست و در واقع زنان نیامدند که علیه مردها شورش کنند یا جای اونها رو بگیرند و جایگزین بشند، بلکه آمدند که ایدئولوژی جنسیتگرایی رو کنار بزنند و هویت انسانی زن و هویت انسانی مرد رو به اونها برگردونند.
چهار دهه آزمون سخت؛ چگونه یک جنبش از طوفانهای پیدرپی عبور کرد؟
حالا بعد از ۴۰ سال که از شروع این انقلاب در واقع میگذره، ما میبینیم که نه تنها زنان نقش رهبریکننده خودشون رو ایفا میکنند، بلکه زنان پیشتاز تحت رهبری خواهر مجاهد زهرا مریخی عزیز که مسئول اول سازمان هستش و شورای مرکزی هزار نفره که همه از زنان مجاهد تشکیل شده و همچنین مردان مجاهد خستگیناپذیر در پیشبرد مبارزه علیه فاشیسم دینی بالاترین مسئولیتها رو دارند به دوش میکشند. در کانونهای شورشی در ایران هم ما شاهد هستیم که دوشادوش این جنگ بزرگ رو پیش میبرند.
به همین خاطر هست که در حالی که طبق همه قانونمندیها و همه نمونههایی که ما سراغ داریم و میشناسیم، در برابر این همه طوفانهای بنیانکن این سازمان استوار ایستاده، از جای خودش تکون نخورده و به پیش داره میره. طوفانهایی مثل اشغال کویت، ۱۱ سپتامبر، اشغال عراق، بمباران قرارگاههای مجاهدین، لیستگذاری مجاهدین در لیستهای تروریستی، محاصره اشرف و پایداری ۱۴ ساله و بسیاری بحرانهای دیگه که الان ازش میگذریم که هر کدوم از اینها کافی بود که نه تنها یک جنبش مبارز رو بلکه حتی یک دولت رو سرنگون کنه. همونطور که بسیار از دولتها هم در این دوران در اثر همین طوفانها از صحنه خارج شدند.
