سهیلا قنبرنژاد در سی‌امین گلریزان همیاری با سیمای آزادی

«من هم هستم»؛ چهار روز همیاری که صدای مردم را به فریاد همبستگی برای آزادی تبدیل کرد

سلام مجدد به همه شما بینندگان عزیز و همکاران. برنامه همیاری رو در خدمت شما ادامه می‌دهیم. در چهارمین روز و ساعات پایانی این برنامه هستیم. خوشبختانه میهمان این قسمت از برنامه ما، خواهر عزیزم سهیلا قنبرنژاد از مسئولان سیمای آزادی هستند. سهیلای عزیز، خیلی ممنون که ما رو همراهی کردی علیرغم این کار فشرده‌ای که در دستتون هست.

ممنون از شما. من هم از این فرصت استفاده می‌کنم با سلام خدمت همه بینندگان عزیز سیمای آزادی و همیاران عزیزمون در داخل ایران که از دل سیاهی‌های حاکم در ایران عزیزمان صداتون رو به ما رسوندید و همچنین سلام می‌کنم به همه یارانمان در سراسر جهان که دل‌هاتون با مردم ایران و آرزوی آزادی میهنمان می‌تپد.

سهیلای عزیز، اگر بخواهم ازتون بپرسم در این چهار روز پرالتهاب و پرشور... البته برای شما که چهار روز نیست، چون حتماً خیلی وقت پیش شروع کردید... از چند ماه قبل شروع می‌شه بله... ولی به هر حال آنچه که برمی‌گردد به تماس هم‌وطنانمان و لحظاتی که پخش زنده هست، در این چهار روز چه گذشته و ارزیابیتان چیست؟

بله. خب اگر اجازه بدهید در پایان این چهار روز پرشور و فراموش‌نشدنی، قبل از اینکه از کمک‌ها و حاصل این همیاری صحبت کنم، چند لحظه از آنچه که بر ما گذشته در این همیاری را برایتان بگویم. آنچه که برای من خیلی چشمگیر و جدید بود، این بود که فقط کادرهای سیمای آزادی نیستند که این رسانه را اداره می‌کنند، بلکه واقعاً به‌طور دقیق اگر بخواهم بگویم، همه شما مسئول و اداره‌کننده این برنامه همیاری بودید که با یگان‌های مقاومتتان از کشور‌های مختلف به برنامه همیاری وصل می‌شدید و در واقع شما فرمانده صحنه‌های نبرد این روزها با دو دیکتاتوری شیخ و شاه بودید و کمک کردید تا این نبرد بدون سانسور و با دقت تمام و حفظ امانت خبری در سیمای آزادی منعکس بشود.

پشت هر کمک، یک داستان فداکاری؛ وقتی حتی نان، درمان و آینده تحصیلی به پای آزادی می‌آید

از نظر من، پشت هر تماسی در این همیاری قلبی بود که برای آزادی ایران می‌تپید و انتخاب‌های ارزشمند و تکان‌دهنده‌ای وجود داشت. ما وقتی پیام زندانی سیاسی هوادار مجاهدین، برادرم لقمان امین‌پور را شنیدیم که می‌گفت: «بعد از نزدیک به یک دهه در زندان شرمنده‌ام که نمی‌توانم کمک مالی به شما برسانم، اما جانم را با پوست و گوشت و استخوانم برای سرنگونی حکومت پلید ولایت فقیه فدا خواهم کرد تا میهن عزیزمان آزاد گردد.» واقعاً همه ما خودمان از این پیام بر خودمان لرزیدیم.

وقتی شنیدیم هم‌وطنی در داخل ایران در این شرایط سخت معیشتی از نیازهای روزمره خودش و خانواده‌اش می‌زند تا سهمی برای سیمای آزادی کنار بگذارد، و یا دانشجویی که پولش را برای ادامه تحصیلش که آینده‌اش هست جمع کرده تا به همیاری کمک کند و می‌گوید من این را تقدیم می‌کنم به شما، و یا کارگری که می‌دانیم همه در این شرایط وخیم اقتصادی واقعاً دستمزد یک هفته کار خودش را می‌آورد به همیاری اختصاص می‌دهد یعنی چه. و خودتان حتماً همه تماس‌ها را شنیده‌اید، یا وقتی یکی از هم‌وطنانمان هزینه درمان خودش را می‌گذارد برای این کار و از درمان خودش می‌زند، یا می‌شنویم یک نوجوانی پس‌انداز کوچک خودش را با افتخار تقدیم می‌کند، دیگر نمی‌توانیم به این‌ها بگوییم فقط به چشم کمک مالی نگاه می‌کنیم.

در واقع این کمک‌ها حاصل کار و زندگی شماست که به نظر من این‌چنین با اعتماد به دست ما سپردید و آنچه که پشت همه آن‌ها قرار دارد، مشخص است چیزی نیست به جز فداکاری، ایمان و احساس مسئولیت. خیلی از شما گفتید دنبال دوستانتان می‌رفتید، همکاران و هم‌کلاسی‌های خودتان و حتی شهروندان کشورتان که در این سالیان این‌ها را با مقاومت آشنا کردید، این‌ها را رفتید صحبت کردید که بتوانید ازشان کمک بگیرید برای سیما. به طور واقع، هیچ‌کدام از این کمک‌ها برای ما کوچک نیست، چون که ارزش آن‌ها را فقط مبلغش تعیین نمی‌کند، بلکه اعتماد همه شما برای ما خودش یک اعتباراتی هست و این باارزش‌ترین چیزی هست که ما و همه دست‌اندرکاران سیمای آزادی قدر آن را می‌دانیم.

سهیلای عزیز، سوالم این هست که به هر حال این همه هم که خودتون اشاره کردید پیام‌های بامحتوایی که داده شد، فی‌الواقع برای خود من هم شخصاً هر کدامش یک بار مسئولیتی روی دوش من می‌آورد، چه تاثیری داشت روی دست‌اندرکاران سیمای آزادی؟

«من هم هستم»؛ یک جمله ساده یا اعلام جنگ با دیوار سانسور و ترس؟

بله، من اگر بخواهم از تاثیرات این برنامه روی خودم و همه دست‌اندرکاران سیمای آزادی برایتان بگویم، در واقع از این به بعد هر بار که پشت هر دوربینی می‌رویم، هر بار که برنامه‌ای را آماده می‌کنیم و هر بار که خبر، تصویر و یا صدایی را به مردم ایران می‌رسانیم، به یادمان می‌ماند که برای ماندگاری این صدا چه فداکاری‌هایی شده است. این فداکاری‌ها مسئولیت ما را سنگین‌تر کرده و می‌کند که ما هر روز بیشتر تلاش کنیم تا شایسته اعتماد شما باشیم. خب حالا اگر اجازه بدهید، در همین‌جا به طور ویژه از همیارانمان در داخل ایران هم تشکر کنم. ما می‌دانیم شما در چه شرایط سختی تماس می‌گیرید و زیر چه فشار اقتصادی و سرکوبی هستید و می‌دانیم که حتی یک تماس یا رساندن یک پیام می‌تواند چه خطراتی برایتان داشته باشد.

در چنین شرایطی به طور واقع وقتی می‌گویید «من هم هستم و سهم خودم را می‌دهم»—چون در همه تماس‌هایی که خیلی از شما گرفتید همین جمله را به کار بردید که من هم هستم و سهم خودم را می‌دهم—باور کنید این فقط یک اعلام کمک نیست، اعلام حضور و شکستن دیوار سانسور و ترسه. این همان جمله‌ای بود که در تمام این چهار روز، اگر شما هم توجه کرده باشید، بارها و بارها شنیدیم که همه می‌گویند «من هم هستم». یعنی همه با هم و دست در دست هم برای آزادی ادامه خواهیم داد.

همچنین می‌خواهم در این فرصت از همه یارانمان در نقاط مختلف جهان تشکر کنم. از کشور لندن تا برلین، از استرالیا تا تورنتو، از استکهلم تا برزیل و بسیاری از شهرها و کشورهای دیگر جهان که دیدیم دوستان کنار همدیگر جمع شدند و به برنامه ما پیوستند. چقدر باشکوه بود! جوان‌ها به صورت جمعی آمده بودند، یگان تشکیل داده بودند، از بقیه کمک گرفته بودند، با همدیگر کار کرده بودند و کمک جمعیشان را آمدند اعلام کردند. در واقع می‌شود گفت جغرافیا متفاوت بود، اما صدا یکی بود. همه به ما دلگرمی می‌دادید که ما هستیم و این صدا را تنها نمی‌گذاریم. این تصویری زنده از همبستگی، یگانگی و اراده جمعی است.

جغرافیا جدا، صدا یکی؛ از لندن و برلین تا تورنتو و برزیل

یک موضوع دیگر که می‌خواهم روی آن تاکید کنم، در واقع گرامی‌داشت یاد شهدا بود و تجدید عهد با آن‌ها که بسیار باارزش بود برایمان و در واقع نقشه مسیر ما، یعنی ادامه راه آن‌ها را مشخص می‌کرد. کمک‌هایی که به نام شهیدان تقدیم می‌شد، یگان‌هایی که نام شهیدان را روی خودشون گذاشته بودند، خانواده‌هایی که از عزیزانشان سخن می‌گفتند، همه این‌ها نشان می‌داد که یاد شهدا فقط متعلق به گذشته نیست، در واقع در تصمیم‌ها و مبارزه امروز ما هم حضور دارند.

ما وقتی صحبت‌های برادرمان صادق شجاعی را شنیدیم که می‌گفتند «من بازمانده خانواده‌ای هستم که ۱۵ شهید داده»، واقعاً تکان خوردیم و باورنکردنی است. البته از این رژیم هر جنایتی بیشتر از این هم برمی‌آید. ۱۵ شهید از یک خانواده! و بازمانده همان خانواده امروز باز هم آمده می‌گوید «آماده‌ام تا سهمم را برای ادامه این راه بپردازم». هیچ‌وقت ما نمی‌توانیم به سادگی از کنار این جملات بگذریم. به نظر من، این‌چنین صحنه‌های انسانی و پر از فداکاری در درون خودش یک پیام سیاسی بسیار روشنی هم دارد.

شما بارها و بارها بر استقلال این مقاومت و آلترناتیو دمکراتیک تاکید کردید، بر اینکه مردم ایران نه فاشیسم دینی حاکم را می‌خواهند و نه بازگشت به بقایای دیکتاتوری سلطنتی را. و بارها در تماس‌های داخل و خارج کشور، مرزبندی روشنتان را «نه شاه، نه شیخ» از همه‌تان مستمر شنیدیم. این مرزبندی و این استقلال سیاسی بدون استقلال مالی هیچ‌وقت امکان‌پذیر نیست. یک رسانه در واقع زمانی می‌تواند حقیقت را بدون ملاحظه بیان کند و در برابر هرچه فشار هست بایستد که برای ادامه حیاتش وابسته به هیچ دولت و قدرت خارجی نباشد.

اینجا به‌طور واقع کمک‌های شما بسیار تعیین‌کننده است. چون این کمک‌ها فقط هزینه تولید یک برنامه، روشن ماندن یک استودیو یا ادامه پخش یک شبکه را تامین نمی‌کند، هر کمک شما سهمی در حفظ استقلال سیمای آزادی است. اگر امروز سیمای آزادی توانسته استقلال خودش را حفظ کند، اگر توانسته بدون وابستگی به هیچ دولت، قدرت، یا منبع خارجی، صدای مردم و مقاومت ایران را به گوش جهانیان برساند، این بیش از هر چیز مدیون حمایت شماست. و این هم برای ما افتخار بزرگی است.

در سال سرنوشت، در سال جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایش‌ها، شما با این همیاریتان به ما گفتید که این صدا باید بماند، باید قوی‌تر هم بماند و قوی‌تر هم بشود و باید رساتر از همیشه ادامه پیدا کند. و ما هم می‌خواهیم به شما بگوییم که پیامتان را گرفتیم، فداکاری‌هایتان را دیدیم، محبت‌هایتان را با تمام وجودمان احساس کردیم و اعتمادتان را یک امانت می‌دانیم. پاسخ ما به این اعتماد، مسئولیت بیشتر و تلاش بی‌وقفه برای رساندن هرچه رساتر صدای مردم و مقاومت ایران خواهد بود. اینجا هم باید تاکید کنم کسانی که پشت خط ماندند و فرصت نشد متاسفانه صحبت کنند و صدای خودشون را روی آنتن بشنوند، بدانند که حضورشان، پیامشان و محبتشان به ما رسید. امیدواریم با همین همبستگی، همین ایمان و همین عزم بتوانیم این صدا را رساتر و پرتوان‌تر به مردم ایران برسانیم تا روزی که دیگر صدای آزادی از قلب یک ایران آزاد و دمکراتیک به گوش جهان برسد.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط