قطعیهای مکرر برق خشم بازاریان و کسبه را برانگیخته است
۱۴۰۵/۶/۱
قطعیهای مکرر و بیبرنامه برق در مناطق مختلف، خشم و اعتراض بازاریان و کسبه را برانگیخته است. آنان میگویند خاموشیهای پیدرپی، در شرایط دشوار اقتصادی، خسارتهای سنگینی به کسبوکارها وارد کرده و ادامه فعالیت را برای بسیاری از آنها دشوار کرده است.
تهران ـ قطعی برق در بازار ـ ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
یکی از کسبه درباره وضعیت بازار تهران و قطعیهای مکرر برق میگوید:
«با وضعیت بازار تهران و قطعی برق همیشگی...»
شهریار ـ قطعی برق در بازار ـ ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
یکی از کسبه با اعتراض به قطعیهای بیبرنامه برق میگوید:
«بیبرنامهای، اینقدر بیمسئولیتی؟ انقدر براتون مهم نیست که آخر هفته، سرِ چراغی، برق یه عده کاسبو میبرید که... ماهی ۵۰۰ میلیون، ۶۰۰ میلیون، یه میلیارد طرف داره مغازه میده و این وضعیته! زندگی که واسه مردم نذاشتی، کاسبی هم نذاشتی.
طرف اصلاً خستهست، میخواد مغازه رو ببنده بره، کرکره پایین نمیاد. میخواد بره، اصلاً یه سمت و سویی... خسته است از دست شما. اینم وضعیت شهر؛ شهر رو کامل ول کردی. بابا، مردم دارن له میشن توی فشار اقتصادی.
اون کسی هم که داره کار میکنه، واقعاً همت داره میکنه، داره کار میکنه. یعنی دیگه نمیدونم از چه واژهای، از چه جملهای، از چه کلمهای استفاده بکنم که شما یه ذره به خودتون بیاید.
بابا، برقو دارید قطع میکنید. همه هم دیگه قبول کردن دارید قطع میکنید. حداقل یه تایمی قطع بکنید که ضرر نکنه. کاسب... زندگی که نذاشتی، هیچجوره. نمیدونم واقعاً چی بگم.
آسفالت میکنید، یک ماه نمیمونه، میاید سریع میکنید، دوباره سوراخسوراخ میکنید. یه کوچه آب نداره، میرید کوچه بغلی رو میکنید، کوچه بغلی آبش قطع میشه...»
قطعی برق کسبه ـ ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
کسبه دیگری با اشاره به مشکلات ناشی از قطعی برق و معطل ماندن بار و کارگران میگوید:
«قطع میکنن تپ و تپ. چکار کنم؟ کارگران رو بیرون کنم؟ راننده بار آورده، چندین ساعت پشت فرمان بوده، اومده اینجا، برق ندارن. بارشو بذارم پایین؟ پروژه لنگ میمونه. زنگ میزنه: ورق منو بار کن. برق ندارم، براش بذارم بالا؟
کی جواب منو میده؟ کسی قرار هست جواب بده؟ نه! اگه کسی فکر میکرد که تو این مملکت یه مسئولیتی داره، یه پاسخی داشت؛ نه اینکه برق منو تپ و تپ قطع کنن.»
