جنگ گرگ‌ها در رأس رژیم؛ شکاف باندها به نقطه بی‌سابقه رسید

جنگ بر سر «ادامه جنگ» یا «تفاهم»؛ وقتی باندهای رژیم دیگر حتی تحمل یکدیگر را ندارند

گفتگو با خسرو شکراللهی

خب برمی‌گردیم حالا به داخل رژیم و نگاهی می‌اندازیم به وضعیت درگیری‌های بین باندهای رژیم. چون شکاف میان باندهای حکومتی بنا به اعتراف رسانه‌های حکومتی داره به یک نقطه‌ای بی‌سابقه می‌رسه. مثلاً رسانه رویداد ۲۴ وابسته به باندهای حکومتی در روز ۲۸ مرداد صراحتاً نوشت که جریانات درگیر به نقطه‌ای رسیدن که دیگر تحمل یکدیگر را ندارند و این‌طور پیش‌بینی کرد که نبرد بین باندهای حکومتی تندتر و خشن‌تر خواهد شد. آن‌ها به روی یکدیگر چنگ خواهند کشید، افشاگری خواهند کرد و پرونده‌های رونشده را رو خواهند کرد.

کیهان خامنه‌ای هم با حمله شدید به ادعاهای پزشکیان در مورد دستاوردهای تفاهم‌نامه نوشت: «از تقریباً هیچ (یعنی در برجام) رسیدیم به کاملاً هیچِ تفاهم‌نامه اسلام‌آباد.» در مقابل حرف کیهان هم، روزنامه جمهوری خطاب به باند رقیب گفته که «اگر آمریکا محاصره دریایی کرده، شما هم دولت پزشکیان را محاصره زمینی کرده‌اید و لبه دیگر قیچیِ دشمن شده‌اید.» حالا تو گفتگوی این بخش از برنامه می‌خواهیم ابعاد این نزاع درونی را با مهمان برنامه‌مون آقای خسرو شکراللهی بررسی کنیم.

آقای شکراللهی طرفین اصلی این جنگ، در واقع چه کسانی هستند؟ تو این جنگ باندی دو طرفش چه کسانی هستند؟

بله. اصلی‌ترین قطب‌بندی که میشه در این بین تشخیص داد و خیلی هم فکر کنم واضحه و این روزا خیلی این قطب‌بندی در صحنه سیاسی به روی صحنه اومده و خیلی روشنه؛ یک طرف این جناح پایداری‌چی‌ها هستن که خودشون رو منتسب به مجتبی می‌کنن، مجتبی خامنه‌ای می‌کنن و سیاستشون هم ادامه این جنگ هست و از اون طرف جناح، که رسانه‌های خودشون رو هم دارن، مثلاً قدس و رجانیوز، این‌ها اصلی‌ترین ارگان‌های رسانه‌ای‌شون هست، به اضافه این تجمعات خیابانی و این نمایشات خیابانی شبانه‌ای که رژیم راه انداخته، از یک طرف.

و از طرف دیگه هم اون باند قالیباف، پزشکیان، عراقچی، همین شورای عالی امنیت ملی رژیم، شعام، قرار داره که این‌ها به دنبال به اصطلاح تفاهم‌نامه و مذاکره هستن. و این چیزی، این‌ها هم چیزهای خودشون رو دارن، مشرق، رسانه‌هایی که می‌کنن و بعدش هم حتی این وسط گفته بودن که یک سری از همین گردهمایی‌ها و نمایشات شبانه رژیم هم تحت کنترل این‌هاست و این‌ها دارن اضافه می‌کنن. خیلی روئه. این جمله‌ای که شما از کیهان نقل کردید من فکر کنم به بهترین وجهی عمق این رویارویی رو و این جناح‌بندی درون رژیم رو بر سر این مسئله روشن می‌کنه، همون جمله‌ای که شما گفتید، اشاره کرده بود به برجام روحانی و اینکه همون موقع یکی از وزرای روحانی فکر کنم رئیس بانک مرکزی‌ش گفته بود که از این برجام چه سودی حاصل، گفته بود تقریباً هیچ. تقریباً هیچ به دست آورده بودن. حالا کیهان نوشته بود که از تقریباً هیچِ برجام رسیدیم به کاملاً هیچِ تفاهم‌نامه اسلام‌آباد.

یعنی اینو بدتر از اون می‌بینه.

کاملاً. فکر می‌کنم این نشون میده که اصلاً اصل دعوا و عمق دعوا بر سر چه راه حل، چه بن‌بستی هست که در درون رژیم هست.

بله. حالا به نظر شما این دور از رویاروییِ باندها چه ویژگی‌های متفاوتی داره به نسبت گذشته؟

این بار دعوا بر سر یک انتخاب مرگ و زندگی است: جنگ یا تفاهم؟

بله، از نظر محتوا و کیفیت و عمق شکافی که در بین باندهای رژیم ایجاد شده، من می‌خوام عرض کنم که بی‌سابقه‌ست. این بی‌سابقه‌ست. ما با یک وضعیت بی‌سابقه‌ای از رویارویی و جنگ گرگ‌ها در درون رژیم آخوندی مواجه هستیم. چرا این رو عرض می‌کنم؟ سه دلیل براش عرض می‌کنم. ۱. به دلیل همین مسئله‌ای که در سؤال قبل از من پرسیدین و من خدمتتون عرض کردم. بر سر دو راهی هستن که دو راهی مرگ و زندگیه: جنگ یا تفاهم. باند منتسب به مجتبی خامنه‌ای و من اجازه بدید بگم که حتی خود مجتبی خامنه‌ای در این خط و در این استراتژی می‌خوان پیش برن که تداوم جنگ و این جنگ رو تنها راه مقابله با قیام می‌دونن. چرا می‌گم مجتبی در این خط حرکت می‌کنه؟ به چند دلیل مشخص؛ یکی اینکه اصلاً علناً گفت من نظر دیگری داشتم در مورد تفاهم.

علی‌الاصول.

بله، علی‌الاصول بله، علی‌الاصول نظر دیگری داشتم. این جمله علی‌الاصول نظر دیگری داشتم. بعدش، بلافاصله بعد از این علی‌الاصول و این‌ها، پیام، پیغامی که داده بود برای همون جنازه‌گردانی پدر به هلاکت رسیده‌اش، گفته بود که انتقام، انتقام. و روی این انتقام، انتقام هی گفتن و مطرح کردن، نشون میده که چه خطی می‌خواد بره. و بعدش از همین انتصاباتی که اخیراً کردش؛ شما ببینید کسی مثل پاسدار ذوالقدر رو، که در جنایت پرونده‌اش خیلی روشن بود، این رو کنار می‌گذاره، فقط و فقط برای اینکه در اون شعام، شورای عالی امنیت ملی رژیم، رأی داده بود به، به مذاکره و تفاهم، برخلاف اون علی‌الاصولِ مجتبی. و بعدش یک فکت دیگری هم عرض می‌کنم، اینکه گفته بود که در این، یک سایت خامنه‌ای یک چیزی تحت عنوان روزنامه ایران یا یک همچین چیزی منتشر می‌کنه، تو اون یه جایی نوشته بود، که این دیگه نظرات مستقیم خود بیت هست، گفته بود که از این ادامه سیاست جنگ تحت عنوان استراتژی، کلان‌استراتژی جنگ، که می‌گفت باید بر همه امور ما این کلان‌استراتژی جنگ حاکم باشه. پس بنابراین داشتم عرض می‌کردم که این رویارویی از چه نظر من عرض می‌کنم که بی‌سابقه‌ست؛ یکی به دلیل همین بن‌بست.

خامنه‌ای نیست که این جنگ باندی را مهار کند؛ شکاف در رأس عمیق‌تر شده است

دلیل دوم. دلیل دومش هست این که خامنه‌ای، هلاکت خامنه‌ای. ببینید دیگه اون کسی مثل خامنه‌ای که بتونه مهار بزنه این جنگ باندهای درون رژیم رو در این وضعیت بحرانی‌ای که گفتم بین این دو راهیِ جنگ یا تفاهم، بتونه مهار بزنه این بحران رو و هدایت بکنه به یک سمتی که در منافع کل رژیم بتونن باهاش در اون مسیر حرکت بکنن وجود نداره. و می‌بینیم که رویارویی وقتی که یک همچین چیزی نیست، یک عده خودشون رو منتسب به مجتبی می‌کنن و عده دیگری هم و گروه دیگری هم خیر. گویا که یک رویارویی هست.

جنگ باندها دیگر ابزار مماشات نیست؛ «آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت»

و نکته سوم اجازه بدید روش یک تأکید ویژه بکنم. ببینید از شروع حاکمیت آخوندی در کشورمون و دزدیدن انقلاب ضدسلطنتی، همیشه این جناح‌بندی‌ها و این جنگ باند در درون رژیم بوده. ویژگی‌ای که همیشه رژیم از این جنگ باندی استفاده می‌کرده و بعضی وقت‌ها پیش از اون چیزی که واقعیت بوده درش می‌دمیده، به این دلیل بود که توهم استحاله و میانه‌روی در درون رژیم رو برای طرف‌ حساب‌های خارجی‌اش دامن بزنه و نشون بده که گویا در این بازار جنگ باندها، یک باند می‌تونه اصلاح‌طلب باشه و دنبال اصلاح و کنار اومدن با غرب باشه و باند دیگر نه؛ و این‌طوری دست سیاست مماشات رو پر کنه. تاکنون از این استفاده می‌کرده. الان ولی، آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط