۶۱ سال برای آزادی؛ چرا بعد از ۶۱ سال، هنوز نام مجاهدین با مبارزه برای آزادی گره خورده است؟
۱۴۰۵/۶/۶
از قیام تنباکو و انقلاب مشروطه تا امروز؛ چه نیرویی میتواند آرمان آزادی را در دل نسلهای مختلف زنده نگه دارد؟
بیابان در عطش باران میسوزد.
چشمها خشکیدهاند و چشماندازها سرابی بیش نیستند.
خاک، خاطرات سبز خویش را رفتهرفته فراموش میکند.
برهوت امید، برهوت عشق، برهوت آزادی.
در این کویر خاموش، چه کسی به دنبال چشمه آزادی برخاست؟
آیا در این کویر خاموش، دستی به جستجوی چشمههای جوشان برنیامد که خاک را سبز بخواهد؟
داستان مبارزات صد ساله مردم ایران برای آزادی، داستان همان کویر و همان دست بارانساز است. دشمنان آزادی همیشه ایران ما را کویر مقاومت و عشق و امید میخواستند و آزادیخواهان برای رویانیدن همه این ارزشها بود که برخاستند.
سلام. راستی فکر میکنید سابقه این خواسته مردم ایران، یعنی آزادی، دستکم در تاریخ معاصر یا تاریخ یکی دو سده اخیر ایران به چه دورهای میرسه؟ اجازه بدین سری بزنیم به یک مورد تاریخی در قرن نوزدهم میلادی و قبل از انقلاب مشروطه.
این تصویری سینمایی از محاکمه میرزا رضا کرمانی است؛ کسی که ناصرالدین شاه، شاه فاسد قاجار را مجازات کرد.
آیا آزادیخواهی ایرانیان پیش از مشروطه آغاز شده بود؟
رهبرش، سید جمالالدین اسدآبادی، پیش از این و در جریان قیام تنباکو گفته بود: مردم همگی به ارزش آزادی پی برده بودند، همه آرزوی نابودی سرنوشت شوم خود و تساوی حقوق را در دل داشتند. و این تازه در ابتدای قیام تنباکو بوده و در کمال شگفتی هنوز سخن از تحریم تنباکو و لغو امتیازات نیست، بلکه انتقادی بنیادی نسبت به هیئت حاکمه و نبود آزادیست.
بله، آزادی و عدالت اجتماعی. این همه حرمت برای کلمه آزادی در دوره پرآشوبی مطرح بوده که هیئت حاکمه و مناسبات اجتماعی در میهنمان ایران در حضیض پوسیدگی فئودالی قرن نوزدهم میلادی سیر میکرده.
وقتی تاریخچه مبارزات مردم ایران برای رسیدن به آزادی را مرور میکنیم، در میانه تمامی نامها با نامی مواجه میشویم که ۶۱ سال است با نام مبارزات آزادیبخش مردم ایران گره خورده است: سازمان مجاهدین خلق ایران.
راز ماندگاری یک آرمان چیست؛ چگونه یک سازمان پس از ۶۱ سال همچنان پابرجاست؟
در شصت و یکمین سال بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران، میخواهیم نگاهی بکنیم به جوهره و روح و ریشه مبارزات این سازمان؛ سازمانی که بیش از نیمی از تاریخ معاصر میهنمان از انقلاب مشروطه تاکنون رو به خودش اختصاص داده. سازمانی که آخوندها و عواملشون به تاثیرگذاری اون بر مهمترین تحولات سیاسی این ۶۱ سال و همچنین به گستردگی پایگاه اجتماعیش اعتراف کردن.
تقریباً هیچ ایرانی مذهبی بالاتر از ۵۰ سال را نمیتوان یافت که در طول زندگیاش حداقل یک بار هواداری از مجاهدین خلق نکرده باشد. با یک تعریف، سازمان مجاهدین خلق یکی از اتفاقات مهم ۵۰ سال گذشته ایران است. اما چگونه است که اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران هنوز به همان چیزهایی معتقدند یا عضو همان سازمانی هستند که ۳۰ سال قبل بودند؟ مگر این سازمان چه دارد که موفق شده است اعضای خود را همچنان وفادار نگاه دارد؟
