۱۴۰۵/۶/۶
بحرانی که با آتش برطرف میشود
۱۴۰۵/۶/۶
مغازهدار ورشکسته، کشاورز بدهکار، سفره خالی؛ این بحران تا کجا ادامه دارد؟
سیاستهای خائنانه و ضدمردمی دیکتاتوری فاسد آخوندها در حال فرو بردن جامعه ایران در عمق یک بحران همهجانبه اجتماعی است
در این میان شهری و روستایی در حال سوختن هستند
در شهرها مغازهدارها در حال ورشکسته شدن هستند
بازاری: در نهایت شرمندگی خدمت پدر و مادر عزیزم من اعلام ورشکستگی میکنم.
من ماشینمو فروختم برای این مغازه. ماشینی که دیگه رینگهاشم نمیتونم بخرم.
شما چند ماه دهن منو سرویس کردید
منو ورشکست کردین به همون خدای بالاسری ازتون نمیگذرم این ویدیو هم واقعیه این مغازه جمع مشه
کمی آنطرفتر میدان بار بیمشتری و میوهها در حال خراب شدن
فروشنده: میدون ترهبار مرکزی فاز ۲ ساعت ۱۱ کل میدان ترهبار البته بازار خوابیده کلاً بازار خوابیده هیچ چیز نمیخرن.
کشاورز با «نسیه» میکارد؛ حاصل دسترنجش اما به جیب چه کسی میرود؟
در روستاها، کشاورزان در آستانه متلاشی شدن زندگی و زراعتشان قرار گرفتهاند
یک کشاورز: کشاورز شخم زده با نسیه برق خریده نسیه شیمیایی خریده نسیه سم خرید نسیه کامیونو برده نسیه همهاش نسیه. بعد فاکتور درست میکنن حالا برو تا پولشو بگیره.
فریاد هموطن کشاورز: محصول من ۵ برابر. محصول پتروشیمی و فولادیها ۴۰۰ برابر.
لعنت بر این عدالت، لعنت بر بردهداری نوین. هر چه کار میکنیم این یغما گران از دستمان میربایند حاصل دسترنجمان را. تفکر سرمایهداری رعیت را همانند گریس و روغن میداند که له شود تا چرخدندههای صنایع این ظالمان غدار بچرخد.
دو شیفت کار هم دیگر کافی نیست؛ وقتی خرید یک مرغ تبدیل به رؤیا میشود
حاصل جمع این وضعیت را میتوان در زندگی و نان شب مردمی دید که با دو شیفته کار کردن هم دیگر توان تهیه نان شب بخور و نمیرشان را هم ندارند
یک خانم: رفتم مرغ بخرم دیدم بودجهام نمیرسه یه دونه مرغ در میاد یه تومن. گفتم پاشو بگیرم پاش کیلویی ۱۵۰تومان بهزور یک کیلو گرفتم ولی پارسال کیلویی ۲۰ تومان بود.
راستی این وضعیت چقدر دوام میآورد؟
آنهم در شرایطی که کانونهای شورشی هر روز و هر شب، راه خروج از این بحران را با برق آتش عملیات خود روشن میکنند
این است
