انیمیشن کینگ مجتبی و پزشکیان؛ ضعفها را نگوییم، پس چه بگوییم؟
۱۴۰۵/۶/۱۹
پزشکیان دنبال آقا مجتبی میگردد تا تکلیفش را روشن کند؛ اما وقتی پای وضعیت اقتصادی به میان میآید، خودش هم میپرسد: اگر ضعفها را برجسته نکنیم، چه چیزی را برجسته کنیم؟
پزشکیان:
آقا مجتبی... مجتبی جون! من به فدای منویاتت، کجایی آخه؟
پزشکیان:
کی بود؟ چی بود؟! ... تو کی هستی؟
مجتبی:
باز چی شده؟ بابا، تو آخر جای ما رو لو میدی!
پزشکیان:
آقا مجتبی، من اصلاً هیچکارهام... من تدارکاتچیام... من هویجم! تو بگو چه غلطی کنیم، تو بگو چه خاکی تو سرمون بریزیم.
مجتبی:
من که گفتم بابا... علیالاصول نظر دیگهای دارم. تو هم الکی ضعفها رو برجسته نکن... دوقطبیسازی نکن. مسخرهبازی هم درنیار. ما دنبال انتقامیم... بابای من به درک نرفته که تو و اون باقر زهرپاش برید به یه نون و نوایی برسید... روشنه برات؟
پزشکیان:
باشه بابا... من که گفتم کارهای نیستم. من که گفتم تدارکاتچیام... از صحبتهای پرمهر و مدبرانه شما ممنون. دعوا نداریم که!
خبرنگار: آقای پزشکیان، وضعیت اقتصادی الان چطوریه؟
در یک کنفرانس مطبوعاتی
خبرنگار:
آقای پزشکیان، وضعیت اقتصادی الان چطوریه؟
پزشکیان:
داغوووووووووون... زاگاریت! افتضاح... تورم صد... نمیدونم بعضیها چرا حرف مفت میزنن. عقلم خوب چیزیه. بابا، صادرات واردات نداریم اصلاً. تحریما بابامونو درآورده...
پزشکیان: اگر ضعف را برجسته نکنم، چه چیزی را برجسته کنم؟!
خبرنگار:
آقای پزشکیان، مگه آقا مجتبی نگفت ضعفها رو برجسته نکنید؟
پزشکیان:
جعفر، ول کن بابا... مجتبی هم تو تونل نشسته، میگه لنگش کن! اگر خودش بلده، بیاد بکنه. ضعف رو برجسته نکنم، چی رو برجسته کنم؟ قوت میبینی تو اصلاً؟ والا... دعوا نداریم که!
حالا که اینطوریه، من اصلاً تلویزیون نگاه نمیکنم.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
