محکومیت جهانی اعدامها؛ آیا دوران مماشات با رژیم آخوندی به پایان میرسد؟
۱۴۰۵/۷/۱۸
از قطعنامه پارلمان اروپا تا مطالبه پیگرد قضایی بینالمللی؛ محکومیت نقض حقوق بشر در ایران چه تأثیری بر روابط کشورها با رژیم دارد؟
گفتگو با احمد فروغی
روز شانزدهم مهر، پارلمان اروپا قطعنامهای علیه رژیم آخوندی در محکومیت اعدامها صادر کرد. همراه هستیم با آقای احمد فروغی تا نگاهی به موضوع حقوق بشر در ایران از منظر بینالمللی داشته باشیم.
محکومیت اعدامها توسط رژیم ایران در سطح بینالمللی الان به چه صورت است؟
احمد فروغی: من فکر میکنم محکومیت اعدامها و نقض حقوق بشر در ایران، امروزه تا حدودی از سطح ابراز نگرانی و صدور بیانیههای اعتراضی فراتر رفته و به مطالبه اقدام عملی، تحریم مسئولان و پیگرد قضایی بینالمللی نزدیکتر شده است.
نمونه برجسته این تحول، همین قطعنامه پارلمان اروپا در ۸ اکتبر ۲۰۲۶ است که شما اشاره کردید و با ۵۴۱ رأی موافق، ۱۱ رأی مخالف و ۲۵ رأی ممتنع به تصویب رسید. این قطعنامه خواستار لغو فوری احکام اعدام و آزادی بیقیدوشرط زندانیان سیاسی شد و تأکید کرده که احکام اعدام ترانه رحیمی و لیلا ابوالحسنی را که بر پایه اعترافات زیر شکنجه و اجبار صادر شدهاند، محکوم میکند. همچنین، محکومیت و نگرانی عمیق خودش را درباره صدور احکام اعدام برای زنانی چون زهرا طبری و ارغوان فلاحی به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق ابراز کرده است.
اهمیت این قطعنامه تنها در محکومیت لفظی نیست. پارلمان اروپا از کشورهای عضو اتحادیه خواسته است با استفاده از اصل صلاحیت قضایی جهانی، درباره نقضهای فاحش حقوق بشر تحقیق کنند و از شورای امنیت سازمان ملل خواسته است پرونده رژیم ایران را به دیوان کیفری بینالمللی ارجاع دهد. همچنین، تشدید تحریم مقامات مسئول و محدودیت بیشتر فعالیت نمایندگیهای دیپلماتیک رژیم آخوندی مطرح شده است.
همزمان، ما شاهد هستیم که در سازمان ملل و بحثهای کمیته سوم مجمع عمومی نیز مواضع کشورهای مختلف نشاندهنده افزایش نگرانیهاست. نمایندگان فرانسه، ایرلند، استرالیا، آلمان، استونی، ایسلند و بریتانیا استفاده از اعدام، شکنجه، اعترافات اجباری و بازداشتهای خودسرانه را محکوم کرده و خواستار توقف اعدامها، آزادی بازداشتشدگان و پاسخگویی مقامات رژیم شدهاند.
و یا شاهد بودیم که برخی نمایندگان کشورها که در حاشیه اجلاس اخیر سازمان ملل با عراقچی، وزیر خارجه رژیم، ملاقات کرده بودند، چگونه این کارشان بهعنوان یک اقدام شرمآور از طرف سیاستمداران و افکار عمومی کشورشان مورد انزجار قرار گرفت.
بنابراین، خلاصه بگویم، مسئله اعدامها در ایران به موضوعی جدی در دستور کار نهادهای بینالمللی تبدیل شده است؛ موضوعی که دیگر صرفاً به محکومیت جنایات رژیم آخوندی و نقض حقوق بشر مردم ایران محدود نیست، بلکه با تعهدات بینالمللی حقوق بشر، مسئولیتپذیری مقامات و ضرورت مقابله با مصونیت از مجازات پیوند خورده است.
آیا محکومیتهای بینالمللی میتوانند هزینه مماشات با رژیم را افزایش دهند؟
همانطور که میدانیم، رژیم آخوندی برای این محکومیتها اعتباری قائل نیست. پس محکومیت این اعدامها چه تأثیری در روابط بینالمللی کشورها با رژیم دارد؟
احمد فروغی: درست است که رژیم ایران بارها نشان داده به محکومیتهای بینالمللی اعتنا نمیکند؛ زیرا سرکوب، زندان و اعدام از ابزارهای اصلی حفظ قدرت آن هستند. اما بیاعتنایی رژیم به این محکومیتها بههیچوجه به معنای بیاثر بودن یا کماثر بودن آنها نیست. باید میان تأثیر بر رفتار رژیم و تأثیر بر مناسبات بینالمللی با آن تفاوت قائل شد. بنابراین، باید توجه داشت که:
اولاً، این محکومیتها حاصل بیش از چهار دهه مبارزه و فداکاری مردم ایران و تلاش مستمر برای افشای نقض حقوق بشر است؛ مبارزهای که به بهای بیش از ۱۲۰ هزار شهید از فرزندان مجاهد و مبارز ایران برای آزادی، منجمله ۳۰ هزار شهید قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، تداوم داشته است. همانگونه که دکتر کاظم رجوی گفت، تاریخ حقوق بشر ایران با خون بهترین فرزندان این مردم نوشته شده است.
دوماً، این محکومیتهای بینالمللی، میدانید که قطعنامهای که الان در کمیته سوم مجمع عمومی دارد کار میشود، هفتادوسومین قطعنامه بینالمللی در محکومیت نقض حقوق بشر در ایران خواهد بود. این محکومیتها هزینه سیاسی تداوم سیاست شرمآور مماشات با رژیم را افزایش میدهند.
قطعنامه اخیر پارلمان اروپا، درخواست برای گسترش تحریمها، تحقیق بر اساس صلاحیت قضایی جهانی و ارجاع پرونده به دیوان کیفری بینالمللی را در کنار هم قرار داده است. این مطالبات، در صورت پیگیری و اجرای عملی، میتوانند آزادی عمل مقاماتی را که در نقض حقوق بشر مسئولاند محدود کنند و زمینه پاسخگویی قضایی آنان را فراهم سازند.
سوماً، این مواضع بر روابط دیپلماتیک نیز اثر میگذارند؛ زیرا دولتها ناچار میشوند میان منافع کوتاهمدت سیاسی و اقتصادی خود و هزینه اعتباری همکاری و مماشات با حکومتی که بهخاطر نقض گسترده حقوق بشر تا این اندازه بیآبرو و نامشروع شده است، توازن برقرار کنند.
بنابراین، من فکر میکنم مهمترین اثر این تحولات، محدود کردن میدان مانور سیاست مماشات و جلوگیری از عادیسازی روابط بدون پاسخگویی است. هرچه هزینه حمایت سیاسی از سرکوبگران و جانیان حاکم بر کشورمان افزایش یابد، امکان امدادرسانی به آن علیه عالیترین مصالح مردم ایران محدودتر میشود و در نتیجه، این تحولات در راستای سرنگونی نظام پلید ولایت فقیه قرار میگیرند.
به همین دلیل است که شما میبینید تمامی کمپینهای سیاسی و افشاگرانه مقاومت ایران خواستار این بوده و هست که این محکومیتهای بینالمللی باید از بیانیه فراتر بروند و به تحریم هدفمند مسئولان، پیگیری قضایی، حمایت از زندانیان سیاسی و مشروط کردن مناسبات دیپلماتیک به وضعیت حقوق بشر تبدیل شوند؛ که در این رابطه دستاوردهای مهمی داشته است.
ضمن اینکه یادآوری کنم این جمله رهبر مقاومت، آقای مسعود رجوی، را که از سیمای آزادی بهکرات پخش شده و میشود:
«سرنوشت را ما رقم میزنیم. اگر ما رقم نزنیم، کس دیگری رقم خواهد زد. دوران تغییر را ما باید شکل بدهیم. ما باید تعیین کنیم. ما باید بنویسیم. اگر ما ننویسیم، طرف مقابل مینویسد. اگر ما شکل ندهیم، هر مقدارش را که ما شکل ندهیم، او شکل میدهد.»
این پیام هم رو به داخل ایران است و هم رو به خارج ایران؛ برای همه کادرها و هواداران مقاومت که واقعاً برای پیشبرد هرچه بیشتر منزوی کردن رژیم در سطح بینالمللی جان میکنند، فداکاری میکنند و از همه چیزشان میگذرند تا برای انقلاب دموکراتیک ایران، با شاقول «نه شیخ و نه شاه»، راه باز کنند. تا کنون هم در ابعاد زیادی موفق بودهاند و در واکنشهای عجزآلود رژیم هم دریافت این ضربات سیاسی را مستمراً شاهدیم.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
