اعدام زندانیان سیاسی مجاهد و شورشگر؛ آیا طناب دار میتواند کانونهای شورشی را متوقف کند؟
۱۴۰۵/۷/۱۸
از اعدام شش زندانی سیاسی مجاهد تا گسترش فعالیتهای کانونهای شورشی؛ چرا سیاست ارعاب به نتیجه نرسید؟
امروز که روز جهانی «نه به اعدام» است، نگاهی کنیم به اعدام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز از ابتدای امسال و پیامدهای آن.
روز دهم فروردین امسال، جلادان خامنهای ابتدا دو مجاهد دلیر به نامهای محمد تقوی و اکبر دانشورکار را به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران با هدف سرنگونی نظام و برهم زدن امنیت رژیم، سربهدار کردند.
مجاهد شهید محمد تقوی، چهار ماه قبل از اعدامش، در پیامی به متخصصین مقاومت گفته بود:
محمد تقوی هستم، ۵۸ ساله، فارغالتحصیل رشته گرافیک از دانشکده هنرهای زیبای تهران، مقطع لیسانس.
هرچند حدود یک سال هست از صدور حکم اعدامم میگذره، اما با گذشت زمان، علیرغم زیستن زیر سایه چوبههای طناب دار، با ایقان به رهایی مردم ستمدیده و به پشتوانه جنبش عظیمی که با محوریت سازمان مجاهدین به پیش میتازه، مؤمن به رهبری با درایت خواهر بزرگوارمان خانم رجوی و عزم تودههای بهخروشآمده مردم ایران، استوارتر از پیش ایستادهایم.
مجاهد خلق اکبر دانشورکار، پنج ماه قبل از شهادتش، در یک پیام صوتی از زندان پس از بیدادگاه رژیم و حکم اعدامش، از جمله گفته بود:
مگر ما وقتی قدم در این راه گذاشتیم، از اعدام خبری نبود؟ همه ما، دانسته و جانبرکف و استوار، آغاز کردیم و شک ندارم که با اعدام من، نهتنها خللی در عزم و اراده کانونهای شورشی ایجاد نمیشود، بلکه هم بر اراده و هم بر تعداد آنان افزوده میشود.
روز یازدهم فروردین، خامنهای سفاک دو جوان دلیر مجاهد خلق، به نامهای بابک علیپور و پویا قبادی، را به شهادت رساند.
بابک علیپور، ۳۴ ساله، حقوقدان و از فرزندان مردم آمل، در دی ۱۴۰۲ برای دومین بار دستگیر شد. پویا قبادی، ۳۳ ساله، مهندس برق و از فرزندان مردم سنقر بود.
بابک علیپور:
با سلام و درود
غرض از صحبتهای بنده با شما، خلق قهرمان، این است که رژیم مجدداً حکم اعدام من و پنج نفر دیگر از برادرانم را توی بیدادگاههای خودش، که اصلاً مورد تأیید ما نیست و بر اساس هیچیک از پرنسیبهای بینالمللی هم مورد تأیید نیست، تأیید کرده.
اما از آنجا که پشت ما به سازمان، سازمان مجاهدین و کانونهای شورشیاش و خلق قهرمان گرمه، هیچ باکی نداریم؛ چرا که پیروزی در هر صورت از آن ماست.
بابک علیپور هستم، متولد ۱۳۷۰ در شهرستان آمل و فارغالتحصیل کارشناسی رشته حقوق.
تا قبل از این انتخابم، من زندگی روزمره و معمولی داشتم؛ در صورتی که دوروبرم پر بود از فقر، فساد و بیکاری که همه اینها یک ریشه واحد دارند و آن هم رژیم ولایت فقیه است.
این دیکتاتوری، یعنی دیکتاتوری شیخ، مثل دیکتاتوری شاه، یک راه بیشتر ندارد و آن هم «نبرد مسلحانه» و «سازمانیافته» است که خوشبختانه ما هرچه را که میخواهیم در این مسیر میتوانیم در کانونهای شورشی سازمان مجاهدین پیدا کنیم و خوشحالم که در این راه قدم گذاشتم تا بتوانم به وظیفه انسانی و اسلامی خودم جامه عمل بپوشم.
بامداد ۱۵ فروردین، جلادان مجتبی خامنهای دو مجاهد دیگر، فرمانده وحید بنیعامریان و مجاهد خلق ابوالحسن منتظر، از زندانیان سیاسی زمان شاه، را سربهدار کردند.
به این ترتیب، خامنهای جلاد سال جدید را با کشتار مجاهدین و کانونهای شورشی شروع کرد.
و به دنبال آنها به کشتار شورشگران پرداخت و این روند را ادامه داد؛ اما آنچه را که فکرش را نمیکرد، این بود که نهتنها این اعدامها ارعاب لازم را برای مهار کانونهای شورشی ایجاد نکرد، بلکه فعالیتها را بیشتر کرد.
آیا اعدامها توانستند فعالیت کانونهای شورشی را متوقف کنند؟
بر اساس اطلاعیههای شورای ملی مقاومت ایران، کانونهای شورشی مجاهدین در سه ماه تابستان، با وجود آمادهباش ۱۰۰ درصدی نیروهای سرکوبگر رژیم، فعالیتهای خودشان را گسترش دادند.
طبق گزارش سیمای آزادی، تنها در هفته منتهی به ۱۵ شهریور، کانونهای شورشی بیش از ۲۸۰ عملیات و پراتیک انقلابی در ۴۵ شهر و ۲۶ استان اجرا کردند که شامل ۶۱ عملیات تهاجمی و انفجاری، ۳۰ عملیات تصویرنگاری و ۱۵۰ پراتیک انقلابی (نصب بنرهای بزرگ و آرم سازمان مجاهدین بر پلها و تقاطعها) بود.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
