ساعت شنی؛ اسماعیل شاهرودی چگونه شعر را از تالارها به خیابان و میدان مبارزه آورد؟

۱۴۰۵/۷/۱۹

از شاگردی نیما یوشیج تا انتخاب نام «آینده»؛ روایت شاعری که هنر را از رنج مردم و آرمان آزادی جدا نمی‌دانست

تاریخ معاصر ایران صحنه نبرد همیشگی میان استبداد و آزادی‌خواهی بوده است. در این میان، هنر هرگز تماشاگر بی‌طرف نمانده است.

هنر در سده اخیر پیوندی ناگسستنی با رنج‌ها و آرمان‌های مردم داشته است؛ هنری واقعی که از تالارهای مجلل فاصله گرفته و به بطن خیابان و دل مردم آمده است.

«همه گلبرگ‌های کاج را در هوای عشق تو می‌ریزم

و صلیب دردهایم را به دوش می‌کشم

برای خاطر این دل که سرخ است

تا خونم سنگفرش جاده‌ای را که تو از آن خواهی گذشت، بشوید

و انسان، اگر تو نبودی، بمیرد.»

چرا اسماعیل شاهرودی شعر را به خیابان و سلول‌های زندان برد؟

اسماعیل شاهرودی از شاگردان برجسته نیما یوشیج بود. او شاعری بود که شعر را به خیابان و سلول‌های زندان برد و معتقد بود شعر تنها نباید زیبا باشد، بلکه باید همچون پتکی دیوارهای بن‌بست جامعه را در هم بشکند.

او که در ابتدا نام «شوریده» را به‌عنوان تخلص ادبی خود انتخاب کرده بود، با همین دیدگاه نام «آینده» را برگزید.

محمد اسماعیل شاهرودی در دهم بهمن ۱۳۰۴ در شهر دامغان چشم به جهان گشود؛ شهری با تاریخی کهن و کویر تفتیده‌اش که نخستین لایه‌های شناخت شاعر را شکل داد.

او که با نام «شوریده» در انجمن‌های ادبی محلی حضور می‌یافت، اشعاری به سبک قدما می‌سرود و تسلط خود را بر عروض و صنایع ادبی کلاسیک به نمایش می‌گذاشت.

نیما یوشیج چه نقشی در شکل‌گیری شعر متعهد شاهرودی داشت؟

بعدها رابطه‌ای عمیق میان شاهرودی و نیما شکل گرفت؛ رابطه‌ای فراتر از شاگردی و استادی صرف.

در روزگاری که بسیاری از شاعران از درک پیچیدگی‌های ذهنی و زبانی نیما عاجز بودند، شاهرودی با صمیمیتی کم‌نظیر به پیر یوش نزدیک شد و به یکی از معتمدترین همراهان او بدل گشت.

نیما که به‌ندرت برای مجموعه‌های شعری مقدمه می‌نوشت، بر نخستین کتاب شاهرودی، «آخرین نبرد»، مقدمه‌ای مفصل نوشت؛ مقدمه‌ای که در آن نه‌تنها شعر شاهرودی، بلکه مانیفست شعر متعهد زمانه را تبیین کرد.

نیما در این مقدمه، شاهرودی را به‌دلیل پیوند عمیقش با زندگی مردم و دوری از هنر برای هنر ستود. او شاهرودی را شاعری معرفی کرد که هدفی معین دارد و شعرش مخاطب را به یاد حقیقت زندگی مردم می‌اندازد.

تحت تأثیر همین پیوند، شاهرودی تخلص قدیمی خود را رها کرد و نام «آینده» را برگزید؛ نامی که نمادی از امید به پیروزی توده‌ها و عبور از تاریکی‌های سیاسی آن دوران بود.

 
لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط