کنفرانس به مناسبت روز جهانی علیه حکم اعدام، اینگرید بتانکور

۱۴۰۵/۷/۲۰

اینگرید بتانکور: پس از آن‌که چند سال پیش حمایت خود را از مقاومت ایران اعلام کردم، با سیلی از اتهامات علیه سازمان مجاهدین روبه‌رو شدم، اما آن تجربه به‌جای تضعیف حمایت مرا راسخ‌تر ساخت، چرا که دیدم اینها دروغهایی بیش نیستند

اینگرید بتانکور - کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا

بسیار متشکرم. خیلی متشکرم. همه می‌دانیم که یک ایران آزاد، باید ایرانی بدون اعدام باشد. دوستان بسیار گرامی، به‌مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، بگذارید سخن را نه با آمار و ارقام، بلکه با احساسات انسانی آغاز کنیم. زندانیِ محکوم به اعدامی را تصور کنید که در سلول خود تنها نشسته و به صدای گام‌ها در راهرو گوش فرا داده است. مادری را تصور کنید که در انتظار یک تماس تلفنی است، در حالی که می‌داند تنها یک زنگ می‌تواند دنیای او را ویران سازد. جوان ۲۶ ساله‌ای را با مدرک حقوق و آینده‌ای درخشان در پیش رو تصور کنید که به اعدام محکوم شده، تنها به این دلیل که حکومت از آنچه او نمایندگی می‌کند، در هراس است. زمانی که در اسارت و گروگان بودم، قدرت خارق‌العاده امید را آموختم. امید، امری انسانی است؛ آخرین سنگر انسانیت ما است، آنگاه که دیگر هیچ‌چیز باقی نمانده است. و دانستن این‌که کسی در بیرون نام شما را به‌یاد دارد، می‌تواند مرز میان ناامیدی و استقامت باشد؛ مرز میان تنها یک زندانی‌بودن یا یک انسان‌بودن. صدای خانواده‌ام، دوستانم و به‌ویژه صدای هزاران فرد ناآشنا بود که مرا در آن دوران سخت و پررنج حفظ کرد؛ و احساس می‌کنم امروز ما همان صداها برای هزاران ایرانی هستیم.

همان‌طور که روزالیا آرتئاگا اشاره کرد، از ۱۹ مارس تاکنون ۴۴ مورد اعدام سیاسی گزارش‌شده است که ۹ تن از آنان اعضای سازمان مجاهدین بوده‌اند. آخرین مورد مهدی خانکی بود؛ بله، یک فارغ‌التحصیل ۲۶ ساله حقوق. بیش از ۱۰۰ معترض هم‌چنان در معرض خطرند. اگر ما در ایران متولد شده بودیم، این سرنوشت می‌توانست برای هر یک از ما رقم بخورد. تک‌تک آنها یکی از ما هستند.

همه می‌دانیم که رژیم ایران از اعدام برای ترویج ترس استفاده می‌کند، اما این سرکوب بیانگر حقیقتی بنیادین‌تر است: رژیم از مردم هراس دارد؛ از کسانی که سخن می‌گویند، سازمان‌دهی می‌کنند و جرأت تصور آینده‌ای متفاوت را دارند. و در نبردی که در ایران در جریان است، مردم خود این کشورند که دشمن واقعی به‌شمار می‌آیند و رژیم آنها را دشمن حقیقی خود می‌داند. این سرکوب نه تنها از طریق اعدام، بلکه از طریق کلمات نیز اعمال می‌شود؛ چرا که رژیم پیش از خاموش‌کردن فیزیکی مخالفان، می‌کوشد با پخش اتهامات و برچسب‌ها آنها را از نظر سیاسی بی‌اعتبار کند، تا جایی که جامعه جهانی و ما در برابر تردید در مشروعیت آنان قرار گیریم. من خود این تجربه را از سر گذرانده‌ام. پس از آن‌که چند سال پیش حمایت خود را از مقاومت ایران اعلام کردم، با سیلی از اتهامات علیه سازمان مجاهدین خلق روبه‌رو شدم؛ اما آن تجربه به‌جای تضعیف، حمایت مرا راسخ‌تر ساخت، چرا که دیدم اینها دروغهایی بیش نیستند. البته هر جنبشی شایسته بررسی و موشکافی است، اما این بررسی نیازمند شواهد و مدارک است، نه تکرار دروغ‌ها یا برچسب‌ها تا جایی که به‌عنوان واقعیت پذیرفته شوند.

نباید مردم ایران را محکوم کردتا میان دو گزینه استبدادی یکی را برگزینند؛ صرفاً به این دلیل که این گزینه‌ها شرکای مذاکره برای غرب تولید می‌کنند

ما هرگز نباید اجازه بدهیم تبلیغات تهران، جهان را علیه مردم ایران و آرمانهای دموکراتیک آنان بشوراند؛ یا این تفکر ایجاد شود که غرب یا جهان باید از آزادی مردم ایران هراس داشته باشند. هم‌چنین نباید مردم ایران را محکوم کرد تا میان دو گزینه استبدادی یکی را برگزینند، صرفاً به این دلیل که این گزینه‌ها شرکای مذاکره برای غرب تولید می‌کنند. نه حکومت آخوندها و نه بازگشت به دیکتاتوری شاه، آینده دموکراتیکی را که مردم ایران شایستهٔ آن هستند فراهم نمی‌سازد. و بالاتر از همه، هیچ نام خانوادگی نمی‌تواند جایگزین مشروعیت دموکراتیک شود و هیچ دولت جدیدی نمی‌تواند در حالی که ماشین سرکوب -منظورم سپاه پاسداران است- را حفظ کرده، نویدبخش آزادی باشد.

برای تحقق تغییر رژیم در ایران به یک برنامه نیاز داریم. نه واژه‌ها بلکه یک برنامه و یک نقشه راه منسجم و مشخص، و برنامهٔ ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی چنین چشم‌اندازی را ارائه می‌دهد

به‌همین دلیل، من نیز مانند کسانی که پیش از من سخن گفتند، از چشم‌انداز یک جمهوری دموکراتیک که توسط مجاهدین ارائه شده حمایت می‌کنم؛ زیرا عمیقاً باور دارم که برای دیدن تغییر رژیم در ایران، به یک برنامه نیاز داریم؛ نه واژه‌ها، بلکه یک برنامه و یک نقشه راه منسجم و مشخص و برنامهٔ ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی چنین چشم‌اندازی را ارائه می‌دهد: یک جایگزین شفاف و مشروع، انتخابات آزاد، برابری زنان، آزادی مذهب، حقوق اقلیتها و لغو مجازات اعدام. قطعاً، لغو مجازات اعدام. تعهد او به برگزاری انتخابات ظرف شش ماه، تصمیم نهایی را در جایگاه اصلی خود، یعنی در دستان مردم ایران قرار می‌دهد.

نه حکومت آخوندها و نه بازگشت به دیکتاتوری شاه، آینده دموکراتیکی را که مردم ایران شایستهٔ آن هستند فراهم نمی‌سازد. هیچ نام خانوادگی نمی‌تواند جایگزین مشروعیت دموکراتیک شودو هیچ دولت جدیدی نمی‌تواند در حالی که ماشین سرکوب یعنی سپاه پاسداران را حفظ کرده نویدبخش آزادی باشد

بنابراین مسئولیت بین‌المللی ما فوری و مبرم است؛ ما باید از دولتهای خود بخواهیم مجاهدین را به‌عنوان شریکی مشروع به‌رسمیت بشناسند. باید خواهان دسترسی بین‌المللی به زندانیان، انجام تحقیقات مستقل و حسابرسی در قبال جنایات، از جمله قتل‌عام سال ۱۳۶۷ باشیم؛ چرا که ما نمی‌توانیم و نخواهیم گذاشت گذشته پاک شود و به آنها مصونیت نخواهیم داد. دیپلماسی را نمی‌توان از حقوق‌بشر جدا ساخت یا چشم بر کسانی بست که تجسم اشتیاق مردم به آزادی هستند. رژیم‌ها می‌توانند پیکرها را به بند کشند، روزنامه‌ها را سانسور کنند، دیوارها برآورند و چوبه‌های دار برپا سازند، اما هرگز نمی‌توانند آزادی را اعدام کنند. پس بیایید برای فرا رسیدن آن روز تلاش کنیم؛ روزی که مردم ایران در آزادی زیست کنند، هیچ مادری در انتظار آن تماس تلفنی هولناک نباشد، هیچ جوان ایرانی به‌خاطر جرأت رؤیاپردازی از زندان نهراسد و جلاد دیگر در ایران پیشه‌ای نداشته باشد. چرا که یک ایران حقیقتاً آزاد، صرفاً یک دولت جدید نخواهد داشت و تنها یک تغییر رژیم نخواهد بود؛ بلکه حیاتی نو و با کرامت برای مردمش رقم خواهد زد، رها از اعدام، رها از آزار و اذیت سیاسی، رها از معامله‌گری و مصونیت و فراتر از هر چیز، رها از ترس. و آزادی، همان چیزی است که برای مردم ایران تا زمان دستیابی به آن مبارزه می‌کنیم. متشکرم.

لینک‌های مرتبط:

پیام خانم مریم رجوی به کنفرانس به مناسبت روز جهانی علیه حکم اعدام | سیمای آزادی

نه به اعدام در ایران؛ آیا زمان حسابرسی از سران رژیم آخوندی فرا نرسیده است؟ | سیمای آزادی

کنفرانس به مناسبت روز جهانی علیه حکم اعدام، کارلو چیچولی | سیمای آزادی

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط