چرا هرچه رژیم آخوندی از وحدت میگوید، جنگ باندهایش شدیدتر میشود؟
۱۴۰۵/۷/۲۱
وحدت در حرف، جنگ در عمل؛ چرا سران رژیم حتی در شرایط جنگی هم دست از تسویهحساب برنمیدارند؟
گفتگو با کبری هادیلو
با اینکه سرکردگان رژیم مستمراً دم از وحدت میزنند و همین دیروز هم پزشکیان در سخنرانیاش گفت که اگر با هم وحدت داشته باشیم و اختلاف نکنیم، پیروز میشویم، شاهدیم که همچنان جنگ باندهای درونی رژیم فعال است. علت چیست؟ چرا فراخوانهای وحدت در رژیم مستمراً به جنگ بیشتر باندها با یکدیگر منجر میشود؟ همراه هستیم با خانم کبری هادیلو تا به این موضوع بپردازیم.
استیضاح وزیران و تسویهحسابهای سیاسی؛ چرا جنگ باندها متوقف نمیشود؟
در ادامه جنگ باندها، مجلس رژیم دیروز اعلام کرد که وزیر اقتصاد دولت پزشکیان با ۵۴ رأی وارد فرایند استیضاح شد. عراقچی، وزیر خارجه، و میدری، وزیر کار کابینه پزشکیان، هم در نوبتاند. با اینکه بارها پزشکیان گفته جابهجایی مهرهها تعیینکننده نیست، اما شاهدیم که این دعواها همچنان ادامه دارد. ابعاد این جنگهای باندی الان به چه صورتی است؟
کبری هادیلو: بله، همانطور که گفتید، پدیده استیضاح تبدیل به یک فرایند شده و استمرار دارد. هرچقدر هم پزشکیان پند و نصیحت میکند و درخواست و التماس میکند، تأثیری ندارد. این شبنشینیهای خیابانی هم خودشان تبدیل به صحنه دیگری از جنگ باندها شدهاند.
عبارت «جنگ گرگها» که در سیمای آزادی زیاد میشنویم، در این رابطه واقعاً بجاست. البته استیضاح وزیران کابینه پزشکیان یک بخش و یک وجه از این جنگ گرگهاست. نمودهای دیگری که در رسانههای حکومتی و فضای مجازی منتشر شده هم فراوان است.
مثلاً بعد از کشمکشهایی که بین رسایی و قالیباف وجود داشت، کار به شکایت و دادگاه و زندانی شدن رسایی کشید. ثابتی که همباند رسایی است، در تجمعات ساندیسخورهای رژیم به این موضوع اشاره کرد و با یادآوری سرنوشت رفسنجانی، بهروشنی به باند مقابل هشدار داد و گفت:
«دیگه ما دوست نداریم این فاصله با در واقع امام حاضر ما با رهبر انقلاب بیشتر بشه و اون سرنوشتی که بالاخره برای آقای هاشمی ایجاد شد در نسبت با امام شهید برای این مسئولین ما هم ایجاد بشه، اینطور نشه.»
نمونه بعدی، آخوند فلاحتی است که به قائمپناه، معاون پزشکیان، خطونشان میکشد و بهخاطر حضور در جشن رسمی دیپلماتیک، از آنها مواخذه میکند:
«اینهایی که رفتند آنجا (نیویورک)، چاقو بر کیک زدند و کارت بر روی کیک گذاشتند، هم باید به ملت ایران پاسخ بدهند که از طرف کی رفتند.»
از طرفی، باند دیگر رژیم برای توجیه کارهای وزارت خارجه که زیر تیغ استیضاح است، فردی به نام مهرداد پشنگپور را بهعنوان کارشناس حقوق بینالملل وارد صحنه کرد تا با نوشتن یک یادداشت اختصاصی، به طرف مقابل بگوید که اینقدر به دستوپای آنها نپیچد. یک جمله، بهعنوان نمونه، میخوانم که نوشته است:
«در شرایط حساس کنونی که دیپلماسی بخشی از ظرفیت بازدارندگی کشور را شکل میدهد، تضعیف وزیر امور خارجه و ایجاد تزلزل در پشتوانه داخلی دستگاه دیپلماسی، میتواند هزینههای مضاعفی را بر میدان تحمیل کرده و قدرت چانهزنی ایران در عرصه بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد.»
نمونه بعدی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، باهنر است:
«یه دفعه امام جمعه مثلاً فرض میکنیم یه شهرستانی از کرمان، آقا شما چرا دارید مذاکره میکنید؟ خب بابا، تو ته مذاکره میدونی چیه؟ سر مذاکره میدونی چیه؟ اصلاً مذاکره ادامه جنگه. هیچ جنگی در تاریخ الیالابد ادامه پیدا نکرده.»
و توضیح میدهد که بالاخره باید برای تعیین تکلیف صحنه، نیروهای مسلح هم گوشبهفرمان سیاسیون باشند.
مورد بعد، داستان استیضاح وزیر نفت بود که معلوم شد بعد از اینکه تراستیهای دستساز خودشان برای دور زدن تحریمها نفت را دزدیدند و نتوانستند کمکی به دور زدن تحریمها بکنند، در این بین وزیر نفت را قربانی کردند.
در یک کلام، این درگیریها همچنان ادامه دارد و جنگ گرگها توقفناپذیر مینماید و آنچه این وسط برای این جماعت بهایی ندارد، زندگی و آسایش و معیشت مردم ایران است.
چرا وحدت برای سران رژیم ناممکن شده است؟
پس مشکل چیست، بهرغم دعوت به وحدتها؟ آن هم در این شرایط جنگی، اینهمه جنگ و جدال و به سر و کله هم کوفتن در بالاترین سطوح رژیم؟
کبری هادیلو:
آخه وحدت باید پایه و مایهای داشته باشد. تنها وجه مشترک این جماعت که میتواند عامل وحدتشان باشد، حفظ همین نظامی است که محل ارتزاق اینهاست. اما نکته جالب این است که برای همین موضوع هم آخوندجماعت و پاسدارجماعت نمیتوانند به وحدت برسند و هرکدام، اصطلاحاً، ساز خودشان را میزنند.
اینها فقط و فقط فکر منافع خودشان هستند و هرچه میکنند، فقط و فقط برای حفظ منافع خودشان است. منفعت و مصلحت بالاتری مثل کشور و مردم برایشان جایی ندارد. برای همین هرگز نمیتوانند به وحدت برسند. یک نمونه از زبان خودشان، به نظرم، گویاست:
«به نظر میرسد باید افراد صاحبنفسی در مجلس باشند و اینگونه مسائل را تذکر بدهند.»
آیتالله محسن غرویان، استاد حوزه و دانشگاه، نوشت:
«تحلیل بسیاری همین است که در بین برخی صاحبمنصبان کشور تسویهحسابهای شخصی داره صورت میگیره و حرفهایی که علیه یکدیگر میزنند، از جمله همین طرحهای استیضاح وزرا و مسئولین که کاملاً بر اساس هواهای نفسانی بوده و به صلاح کشور نیست.
حتی عموم مردم هم اینها را درک میکنند، چه رسد به خواص جامعه که کاملاً اینها را میفهمند. چه کسی است که نفهمد در این شرایط حساس که در حال جنگ سیاسی، نظامی و اقتصادی هستیم، بیایم فرماندهان این جنگها در عرصه سیاست و دیپلماسی را استیضاح کنیم، زمین بزنیم و تضعیف کنیم. چه کسی است که نفهمد این اقدامات از روی هواهای نفسانی و اغراض شخصی است.»
یکی از میدانهای جنگ گرگها، تلویزیون رژیم است. همین آخوند غرویان میگوید:
«مکرر گفتیم در همین صداوسیما گاهی حرفهایی مطرح میشود در تضعیف رأی ملت، منتخب ملت و دولت که تماماً به ضرر ملت و کشور است.»
ترس از قیام مردم؛ چرا هر باند نسخهای متفاوت برای بقای رژیم میپیچد؟
پس یک عامل جنگ گرگها، منافع غارتگرانهای است که دارند و یک عامل بسیار مهم دیگر، ترس و وحشتی است که از قیام مردم ایران دارند. هرکدام برای اینکه دوباره گرفتار قیام ویرانگر دیگری برای کل نظام نشوند، بر اساس همان منافع، روشهای متفاوتی دارند که از اساس با روش باند مقابل در تعارض است.
مثلاً یکی میگوید: آقا، این گشت ارشاد (اضلال) و امثال آن را تعطیل کنید، چون دوباره ممکن است مثل قیام سال ۱۴۰۱ بیرون بزند. باند پایداریچی میگوید: اگر این را تعطیل کنید، اهرم دیگری برای نگهداشتن نیروی سرکوبگر انتظامی و سپاه و بسیج در خیابانها نداریم که رعب و وحشت ایجاد کند؛ بنابراین، قیام بلافاصله رخ خواهد داد.
یا مثلاً یکی میگوید: بنزین را گران نکن، مگر قیام ۹۸ یادت نیست که با گرانیاش چه قیامی به پا شد؟ طرف مقابل میگوید: ببین، دولت پول ندارد. من هرچه پول گیرم آمد، به سپاه و بسیج دادم. کفگیر به ته دیگ خورده؛ باید پولی در خزانه باشد که حقوقها را بدهم وگرنه قیام به پا میشود، گرسنگان به پا میشوند.
میبینید که مسئله رژیم، بقاست. جنگ باندها وجه بسیار مهم دیگری هم دارد و آن، همین ترس از قیام است. تلاش میکنند آن را عقب بیندازند، اما شتری است که در خانهشان خوابیده؛ دیر و زود دارد، اما سوختوسوز ندارد
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
