بحران بیراهحل رژیم آخوندی؛ چرا پزشکیان از «پیچ خطرناک» میگوید؟
۱۴۰۵/۷/۲۱
آیا خطر اصلی رژیم جنگ و مذاکره است یا جامعهای که در آستانه انفجار قرار دارد؟
گفتگو با فریدون سلیمی
بحرانهای درونی رژیم آخوندی و بیراهحلی آنها هر روز ابعاد تازهتری به خود میگیرد و این موضوع را میتوان در صحبتهای کارگزاران رژیم مشاهده کرد. در همین رابطه، همراه هستیم با آقای فریدون سلیمی تا به این موضوع بپردازیم.
اجازه بفرمایید قسمتی از حرفهای پزشکیان را با هم بشنویم و بعد پرسش را مطرح کنم.
پزشکیان: «الان با پیچ خطرناک مواجهیم. جنگ الان ما این است که با... نمیدانم، با تفنگ بزنند، یک موشک بزنند، ما حلش کنیم؛ همان را داریم و بدتر از آن، وضعیت اقتصادی است که برای ما ایجاد کردند.
و ما خودمان موظفیم مشکل مردم را حل کنیم. نمیشود ادعا کنیم و مشکلشان را حل نکنیم. و اگر نتوانیم حل کنیم، مقصریم.»
بله، آقای سلیمی، شنیدیم بخشی از حرفهای پزشکیان را. پزشکیان با این حرفها چه میخواهد بگوید؟ درواقع، چه تصویری از وضعیت رژیم ارائه میدهد؟
چرا پزشکیان وضعیت اقتصادی را خطرناکتر از جنگ میداند؟
یکی از نکاتی که باید به آن اشاره کنیم، این است که پزشکیان در درجه اول به این موضوع اشاره دارد که رژیم در موقعیتی بسیار خطیر و خطرناک قرار گرفته و این را بهوضوح بیان میکند.
طبعاً شاید در ابتدا به ذهن برسد که منظور او از این حرف، همان چاه و چالهای است که رژیم بهشدت در آن گیر افتاده؛ یعنی باتلاقی که میان مذاکره و جنگ گرفتار آن شده و کشمکشهایی که بر سر این موضوع بین باندهای رژیم وجود دارد. اما میبینیم که پزشکیان در جملات بعدی خودش بهوضوح تصریح میکند و میگوید وضعیت اقتصادی موضوعی بسیار بدتر و، بهعبارتی، خطرناکتر است.
اینجا خوب است عین حرف خودش را بگویم. او میگوید: «جامعه گره دارد و سخت بیمار است و اگر ما شکست بخوریم و مردم از ما دل برگردانند، دیگر نمیشود به اسم اسلام سربلند شد.»
البته منظور او از اسلام، همان رژیم است که دیگر نمیتواند با این عنوان سربلند کند. اما کاملاً روشن است که او در این صحبتها دقیقاً انگشت روی شرایط انفجاری جامعه و اوضاعواحوالی میگذارد که بهشدت از آن نگران است.
اتفاقاً این همان خطری است که رژیم با آن مواجه است. آن گردنه خطرناکی که پزشکیان از آن صحبت میکند، برخلاف آنچه ممکن است در ابتدا به ذهن برسد، صرفاً مسئله دوراهی مذاکره و جنگ نیست، بلکه دقیقاً به شرایط انفجاری جامعه مربوط میشود.
به همین خاطر، تمام قدرتنماییهایی که از جانب رژیم میبینیم، از جمله تهدید درباره تنگه هرمز و رجزخوانیهایی که محسن رضایی و سایر سرکردگان رژیم و سپاه پاسداران میکنند، درواقع قدرتنمایی پوشالی برای پوشاندن همین ضعف است؛ تلاشی برای پنهان نگهداشتن بادکنک توخالی رژیم که بحرانهای اجتماعی و اقتصادی بهخوبی آن را نشان میدهند.
پشت پرده فروش نفت چیست و چرا دستگاههای امنیتی بر اقتصاد مسلطاند؟
البته آمار و ارقام و شرایط بینالمللی گواه این وضعیت است و از طرف دیگر، در داخل کشور نیز اقشار مردم از شرایط موجود مطلع هستند. به همین دلیل، رژیم دقیقاً روی همان بسیجیهای اندک و نیروهای فرسوده و وامانده حساب میکند تا به این وسیله بتواند نظامی را سرپا نگه دارد که پایههایش بر سرکوب استوار است.
خوب است در همین صحبتهای پزشکیان به نکته دیگری هم اشاره کنیم. او میگوید: «ما ساختار خوبی داریم.» منظور او همین ساختار غارتگر حاکمیت است.
همچنین باید به صحبتهای شمسالدین حسینی، رئیس کمیسیون اقتصاد مجلس ارتجاع، اشاره کنم که تصریح میکند در کشور با یک کمیته مواجه هستیم. این کمیته پیش از دولت سابق تشکیل شده، اما همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد.
او اشاره میکند که این کمیته درباره وضعیت فروش نفت و اینکه نفت به چه کسانی فروخته شود، تصمیمگیری میکند.
اما این کمیته از چه کسانی تشکیل شده است؟ به گفته او، رئیس سازمان برنامه و بودجه، وزیر اقتصاد و حتی رئیس کل بانک مرکزی در آن حضور دارند. بااینحال، اعضای دیگری نیز در این کمیته حضور دارند که او به نامشان اشاره نمیکند.
میبینیم که حتی اصلیترین عناصری که اقتصاد کشور را اداره میکنند، در این سازوکار حضور دارند. نکته دیگر این است که حسابرس این دستگاه نیز بهجای سازمان حسابرسی، وزارت اطلاعات است.
ببینید، ساختار فروش نفت هم کاملاً تحت تأثیر دستگاههای نظامی و امنیتی قرار گرفته است. چرا؟ چون اگر خاطرتان باشد، آذری جهرمی، وزیر ارتباطات سابق، چند وقت پیش اشاره کرده بود که فروشندگان نفت، کارتلهای وابسته به سپاه پاسداران و ارگانهای امنیتی و نظامی رژیم هستند که نفت را میفروشند.
این موضوع به همان سازوکار بازمیگردد؛ سازوکاری که امکان میدهد درآمدهای نفتی در اختیار این نهادها قرار بگیرد تا هزینه سرکوب، فشار بر مردم و جاهطلبیهای نظامی و جنگافروزانه خود را تأمین کنند.
آیا رژیم با غارت جیب مردم میتواند بحران انفجاری جامعه را مهار کند؟
آن چیزی که میخواهم در اینجا روی آن انگشت بگذارم، این است که رژیم و دولت پزشکیان با عوامفریبی تمام تلاش میکنند واقعیت را بپوشانند؛ واقعیتی که همان وضعیت انفجاری جامعه است.
این وضعیت محصول سیاستهای رژیم و هزینهکردن پولهای مردم برای تأمین دستگاه سرکوب، نهادهای نظامی و جاهطلبیهای اتمی و نظامی رژیم است. این سیاستها شرایطی را به وجود آوردهاند که جامعه را با بحرانهای عمیق اقتصادی و اجتماعی روبهرو کرده است.
درنتیجه، با رژیمی مواجه هستیم که از جیب مردم غارت میکند تا هزینه این ارگانها را بپردازد؛ ارگانهایی که برای سرکوب بیشتر مردم ایران و پیشبرد سیاستهای جنگافروزانه رژیم به کار گرفته میشوند.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
