پرواز جاودانگی مجاهد والا و پاکباز نوشین نامور

۱۴۰۵/۷/۲۴

 بگذار دو خط از تو به دنیا بنویسم
از پچپچه‌ی چشمه به دریا بنویسم

 نوشین تنها یک نام نبود

از مهربان‌ترین آدمهای روی زمین بود

جاودانگی و درگذشت خواهر مجاهد نوشین نامور، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران در آلبانی پس از ۴۹ سال مجاهدت در برابر دو دیکتاتوری.

نوشین نامور: من نوشین نامور متولد ۲۰ اسفند ۱۳۳۹ در یک خانواده متوسط در شرق تهران بدنیا آمدم. مادر و پدرم در دوران مصدق هوادار وی بودند.

مجاهد پاکباز، نوشین نامور، در سال ۱۳۵۶ و در آخرین سال‌های دبیرستان، با آرمانهای والای مجاهدین آشنا شد. شور انقلابی او را فرا گرفت و در سال ۱۳۵۷، دوشادوش دوستانش، فعالانه در تظاهرات و خیزش‌ها علیه دیکتاتوری سلطنتی شرکت کرد.

نوشین نامور: سلام بر همه مادران و پدران خواهران و برادرانی که خاطرات انقلاب به سرقت رفته بیست و دو بهمن و اون روزهای پر تب و تاب رو به یاد دارند سلام بر جوانان و نوجوانان عزیزی که هر چند در اون روز هنوز به دنیا نیومده بودند ولی آرمانهای اون انقلاب و در رأسشان آزادی رو با اشتیاق فرا رسیدن روز آزادی ایران گرامی می‌دارند و دنبال می‌کنند.

نوشین نامور: حوالی سال پنجاه و شش ما یک جمع بودیم که کوه می‌رفتیم کتاب می‌خواندیم. مشخصاً از اخبار زندان و سرودها و اشعار و مادران شهدا به ما چیزهایی می‌رسید و بعضاً تعدادی از مادران و خانواده‌های زندانیان و شهدا را می‌دیدیم با شروع اولین جرقه‌های قیام خلق تهیه و پخش اعلامیه در دبیرستان و کوچه و خیابان و مسجد جزو کارهایمان بود. در همین چارچوب با زندگی‌نامه و اسامی تعدادی از شهدای سازمان آشنا شدم.

 نوشین نامور پس از انقلاب ضدسلطنتی به‌طور حرفه‌یی در ارتباط تشکیلاتی با مجاهدین قرار گرفت و تمام وقت در مبارزات روشنگرانه ضدارتجاعی در صفوف مجاهدین جلودار بود.

 شرکت و تلاش همه‌جانبه در راه‌اندازی و تشکیل نخستین انجمن زنان مسلمان در خزانهٔ تهران از اولین مسئولیت‌های وی بود و توزیع نشریهٔ مجاهد را هم به عهده داشت. در شهریور ۱۳۵۹ حین فروش نشریه توسط کمیته سرکوبگر ارتجاع دستگیر و زندانی شد اما پس از ۳ روز به‌خاطر اعتراض زنان هوادار آزاد شد

نوشین نامور: با شروع فاز سیاسی هر چه بیشتر به سازمان نزدیک می‌شدیم. مدتی در گود (شورای اسکان گودنشینان) در رابطه با آمارگیری و. کار می‌کردیم. این دوره آشنایی نزدیک من با رنج و سختی زندگی آنها بود که انگیزه و تلاش برای حرکت بیشتر را می‌گرفتم.  تا این که به‌صورت مستقیم در ارتباط با سازمان (جنبش در بنیاد علوی) قرار گرفتم. کارهای اول با پخش تراکت و چسباندن آن بود پس از مدتی در جنوب سازماندهی شدم و راه‌اندازی انجمن خزانه را به‌عهده گرفتم. مجموعاً سال ۵۹ در انجمن زنان مسلمان خزانه بودم. خواهر مریم آن موقع مسئول بالای انجمنهای محلات بود و نشستها و کلاس‌های آموزشی را خودشان می‌گذاشتند.

 خواهر مجاهد نوشین نامور پس از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مقاومت انقلابی در پایگاههای عملیاتی مجاهدین مسئولیت‌های رزمی گوناگونی را با شجاعت و مهارت تمام برعهده گرفت.

در تیر ۱۳۶۱ به‌منطقهٔ مرزی اعزام شد و در سال ۱۳۶۶ با تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران لباس رزم و شرف ارتش آزادی پوشید و در عملیات مختلف مسئولیت پشتیبانی داشت.

نوشین نامور: با سلام خدمت شما بینندگان عزیز سیمای آزادی.

در سالگرد حماسه کبیر میهنی فروغ جاویدان هستیم. ۱۸ سال از آن فروغی که تاریخ مقاومت مردم ایران را روشن کرده می‌گذره.

رشیدترین فرزندان مردم ایران از زن و مرد، کوچک و بزرگ، جوان و سالخورده به پاخاستند تا یکی از زرین‌ترین برگ‌های شرف و مقاومت مردم ایران رو ورق بزنند و مردم و مقاومت ایران رو برای همیشه قرین شرف، افتخار و سربلندی کنند.

 در سال ۱۳۷۰ با شکل‌گیری مراکز ارتش آزادیبخش مدتی در یگان توپخانه مسئولیت داشت و در یگانهای زرهی فرماندهی یک یگان تانک را به‌عهده داشت و تا سال۷۷ در مراکز مختلف ارتش آزادیبخش از جمله ستاد آموزش مسئولیتهایی در سطح فرماندهی داشت.

 مجاهد صدیق و والا نوشین نامور در مقطعی، از مسئولان سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران بود و مسئولیت‌های مختلفی را در این ارگان به عهده داشت:

نوشین نامور: در آستانهٔ ۳۰ فروردین سالروز شهادت مجاهدین قهرمان ناصر صادق، محمد بازرگانی، علی میهندوست و علی باکری، اولین دسته از شهدای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران در ۳۰ فروردین سال ۱۳۵۱، همراه هستیم با آقایان محمد حیاتی و آقای محمود عضدانلو از مسئولان باسابقه و قدیمی سازمان مجاهدین خلق ایران که از اونها در مورد این شهدای قهرمان و شرایطی که در اون بسر بردند سؤالاتی خواهیم داشت و صحبت هاشون رو خواهیم شنید.

نوشین نامور: تردیدی نیست که ایامی رو که می‌گذرانیم یکی از مبارک‌ترین رمضان‌هاست

نوشین نامور: در کارزار عظیمی که امروز با دیکتاتوری ولایت فقیه جریان داره، تبلیغات جایگاه ویژه‌یی داره. علت اینه که این رژیم در صحنه سرکوب با بن‌بست جدی مواجه شده

 از زبان همرزمان:

  •  تکیه کردن به نوشین عزیز، چون تکیه بر کوهی استوار و پابرجا بود؛ کوهی که می‌توانستیم تمام دردها، مشکلات و تضادها را با او در میان بگذاریم و از او یاری بخواهیم. حضورش، آرامش‌بخش و راهگشا بود.
  •  اگر بخت یارتان بود و خواهر نوشین را از نزدیک می‌شناختید، بی‌گمان گرمای تلاش بی‌وقفه و بی‌قراری او را برای رسیدن به آرمانها حس کرده‌اید. بی‌شک، سنگینی فقدانش بر قلب‌هایمان احساس می‌شود، اما نور وجود او هرگز خاموش نشده، بلکه تکثیر گشته است؛ آن نور در زندگی مبارزاتی او، در مسئولیت‌پذیری که به ما آموخت و در شور و شوقی که در قلب تک‌تک ما به یادگار گذاشت، هم‌چنان زنده و تابنده است.

 قهرمان پاکباز، نوشین نامور، در دوران پایداری پرشکوه ۱۴ ساله در اشرف و لیبرتی، در تمامی نبردها، از جمله نبردهای ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ و اعتصاب ۷۲ روزه، نبرد ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ در اشرف و هم‌چنین در سلسله موشک‌بارانهای لیبرتی، با شایستگی، شجاعت، صبر و تحمل فوق‌العاده‌ای درخشید.

 او در نقشه مسیر سال۱۳۹۱ در شرایط محاصرهٔ کامل توسط دست‌نشاندگان ولایت در دولت عراق با تأکید بر پایداری در هر شرایطی نوشت:

 بزرگترین و مهمترین چیزی که یک انسان آرمان‌گرا و با هدف می‌تواند در زندگی داشته باشد داشتن رهبری ذیصلاح است برای پایان دادن به شب ظلمانی و آوردن سپیدی و روشنایی و صبح آزادی باید قیمت داد. پرداخت بها از همه چیز و از خود الزام پاسخگویی به این شرایط متحول و این آرمان است و به‌عنوان یک مجاهد اشرفی با تمام ایمان و اعتقادم و البته سرشار از غرور انقلابی و توحیدی و با فهم جدیدی برای هر گونه پرداخت آماده‌ام.

نوشین نامور: امروز دهمین روز اعتصاب غذا در شهر اشرف است، در اعتراض به حمله مزدوران عراقی به اشرف.

 در سال ۸۸، در حالی که خود برای آزادی گروگانهای اشرفی در اعتصاب غذا به سر می‌برد، هر روزه گزارشهایی از صحنه‌های اعتصاب غذا برای سیمای آزادی تهیه می‌کرد.

اعتصاب غذای نامحدودی که توسط مجاهدین در شهر اشرف برقرار است، همراهی با اعتصاب غذای حامیان مقاومت، خانواده‌های مجاهدین، و هموطنان آزاده‌مان در کشورهای مختلف جهان با عزمی هر چه جزم‌تر هم‌چنان ادامه دارد.

نوشین نامور: این اعتصاب غذا از جمله اهدافش برداشتن محاصره اشرف و اجازه یافتن وکلای اشرف برای بازدید از موکلین‌شان و حضور نماینده‌های سازمانهای بین‌المللی حقوق‌بشر در اشرف است. هم‌چنین خواهان حضور نماینده دبیرکل و نماینده شورای امنیت سازمان ملل برای تعیین‌تکلیف نهایی اشرف هستند.

 مجاهد صدیق نوشین نامور در نقشه مسیر خود در سال ۹۲ در لیبرتی با تأکید بر آمادگی مجاهدین برای هر گونه رویارویی و ثبت یک درس ماندگار در ادامهٔ پایداری پرشکوه مجاهدین نوشت:

 به‌عنوان یک مجاهد خلق به جیره‌خواران و مزدوران عمامه دار و بدون عمامه باید بگویم برای هر شق نظامی و حمله تروریستی یا هر شیوه‌ای که به ذلت و تسلیم و خواری مرا بخواند با درس درخشان و جنگ تمام‌عیار ایدئولوژیک آماده‌ام و آماده‌ایم.

مجاهد اشرفی با حداکثر تهاجم به هر شقی بیا بیا و ۹۲بار حاضر می‌گوید متعهد می‌شوم هر گونه سستی و ضعف و ذلت در برابر دشمن برایم مرز عبورناپذیر و سرخ است چرا که به این یقین دارم که ما دشمن اصلی این رژیم پلید هستیم و دشمن آرام نخواهد نشست.

به‌عنوان یک مجاهد خلق به شکرانه‌ٔ راه یافتگی و فهم شرایط و موقعیت خودمان و دشمن، نیز متعهد می‌شوم که همواره بدهکار و شکرگزار، مسئولیت‌پذیر و راهگشا و سدشکن (هم‌چون خودش) بوده و در برابر جمع تشکیلات و کمیته‌های انقلاب خود را تماماً پاسخگو بدانم.

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم طائر قدسم و از دام جهان برخیزم

به ولای تو که گر بنده‌ٔ خویشم دانی از سر خواجگی کون و مکان برخیزم

بگذار دو خط از تو به دنیا بنویسم
از پچ‌پچه‌ٔ چشمه به دریا بنویسم

از سوسوی تبدار ستاره به شب تار

قدر دو کلام رو به فردا بنویسم
دنیا که ندانست که بر ما چه گذشته

بگذار که از قول تو آن را بنویسم

از عشق ستاره به سحرهای درخشان

از کینه‌ٔ بلبل به قفسها بنویسم
زانان که برآنند جهان را بتکانند
بی‌دل چو نداها و صباها بنویسم

از عطر پراکنده‌ٔ رؤیای تو، نوشین!

از بیدلی زهره و زهرا بنویسم

از پیرهن چاک غزل‌خوانده شهیدان

صف در صف از آن پیکر و سرها بنویسم

بر سردر دنیای نوین نام شماهاست

بگذار ز وصف تو به دنیا بنویسم

مجاهد صدیق نوشین نامور در نقشه مسیر سال۱۴۰۰ بر آمادگی مجاهدین برای پرداخت هر بهایی در راه آزادی مردم نوشت:

نوشین نامور: به‌عنوان جزئی از جمع بزرگ مجاهدین، رو به مردم زجر کشیده میهنم به تمام اقشار که هیچ کدامشان از ظلم و جور آخوندهای حاکم در امان نبوده و نیستند دردشان را درد خودم می‌دانم و اعلام می‌کنند بیش‌ از پیش امیدوار، جنگاور و خواهان آزادی هستم. پس ما مبارکیم و پیروزی را برایتان به ارمغان خواهیم آورد. برای همین زنده‌ایم و برای همین نفس می‌کشیم. با انتخاب لحظه مره انقلاب و پرداخت قیمت برای استمرار آن با تمسک به جمع زیبای مجاهدین برای رهبری جمعی قیام و تحقق سرنگونی و آزاد کردن میهن و مردم‌مان.

تو رفتی، اما پایداری تو نرفت. در ما ماند، در رؤیاهایمان ماند، و در راهی که از این پس ادامه خواهیم داد

جهان پهلوان تختی از خویشاوندان نزدیک مجاهد صدیق نوشین نامور بود. او در خاطراتش در این مورد می‌گوید:

نوشین نامور: تختی پسر عمه من بود. البته به‌دلیل فاصله سنی زیادی که داشتیم، خاطرات کمی تو ذهن من از تختی مونده. بعد از درگذشت تختی روز بعدش مادرم به سر من و خواهرهای دیگم روبان مشکی زده بود. این روبان کنار تل که اون موقع فرم رسمی مدرسه بود، به سرمون زده بود. یادم میاد وقتی که مدرسه رفتم، یکی از خانم‌ معلم‌ها از من سؤال می‌کرد که چرا روبان مشکی زدی؟ من البته جوابی رو که از مادرم یاد گرفته بودم به اونا دادم ولی و گفتم که آخه خانم‌ معلم ما داغدار هستیم. گفت پرسید که تو داغدار هستی؟ کی کی فوت کرده؟ گفتم که پسرعمم تختی. گفت: عه؟ آیا تختی پسر عمه تو بود؟"که بعد که من گفتم:"بله، تختی پسر عمه من بود. " که خیلی خیلی به وجد اومد، منو بغل کرد و بعد گفتش که من نمی‌دونستم. این خاطره تو ذهن من بود و از این تأثیر رو روم گذاشته بود گذاشته بود که چقدر تختی بین همه، همه اقشار مردم چقدر برد داره، چقدر محبوبه و چقدر همه دوستش دارن به‌عنوان یک پهلوان.

از این پس، راویان قصه‌های پهلوانی،

این بهین تاریخ‌های زنده‌ٔ هر قوم، نقالان،

تو را در قصه‌های خود برای نسل‌های بعد می‌گویند.

تو اندر سینه‌های گرم خواهی زیست.

تو با انبوه پاک مردمان خوب قلب شهر خواهی ماند.

شفق آذرمگین رویت، سپیده، پاکی خویت،

سلام صبح‌دم، مهرت، توان کوه، نیرویت، کبود شام، اندوهت.

 از روزی که او را دیدم تا امروز که پرواز کرد، چیزی جز پاکی و رهایی از او ندیدم.

همیشه لبخندهای محبت آمیزش، فداکاری و پرداختگری بی‌دریغش، کار خستگی‌ناپذیر و شبانه‌روزی‌اش، صلابت و استحکامش، به من و ما پیام وصل می‌داد

 بارها با یادآوری خاطرهٔ دورانی که در فاز سیاسی در یک اردو همراه با شمار زیادی از میلیشیاها، تحت مسئولیت خواهر مریم فعالیت کرده بود افتخار می‌کرد و می‌گفت از آن دوران توشه‌یی از آموزش فداکاری و عزم و رزم پایداری برای مسیر طولانی طی شده تا امروز اندوخته است.

 نبرد بی‌امان با بیماری که بیش از یک‌سال به طول انجامید، جلوهٔ دیگری از صبر و پایداری و جنگندگی این مجاهد والا و صدیق بود. او تا آخرین روزها، به فعالیت‌هایش ادامه می‌داد

مجاهد قهرمان نوشین نامور در قسمتی از نقشه مسیر خود در سال ۱۴۰۵ درباره جنگ بی‌امان با بیماری نوشت:

نوشین نامور: ای شیر پیروزمند خدا همه چیز را که می‌خواستم برایت نوشتم ولی از زاویه ابتلا بیماری که با آن درگیر شده‌ام یک‌بار دیگر با تو عهد می‌بندم که ذره‌یی از این مسئولیت کوتاه نیایم و م به همراه و دوشادوش خواهران و برادرانم تلاش مضاعف کنم حاضر حاضر حاضر و آماده برای هر رویارویی و هر شقی که در این شرایط متحول با آن مواجه خواهیم شد از تو یا مولا کمک می‌طلبم.

 مجاهد صدیق نوشین نامور در قسمت دیگری از نقشه مسیر خود در سال ۱۴۰۵ چنین نوشت:

یاعلی رژیم با تعیین جانشینی پسر خامنه‌ای به‌وضوح نشان داد که راه‌حل و برون‌رفتی ندارد و در بن‌بست است. از طرفی نه مماشات و نه جنگ نیز راه‌حل نیست. در مقابل ای مولای متقیان رهبری ما تنها راه‌حل را قیام و سرنگونی این رژیم به‌دست مردم و مقاومت ایران اعلام کرده و می‌دانند.

معنی این راه‌حل را من خوب درک می‌کنم این راه‌حل مستلزم دادن قیمت است و قیمت. و شورشگری و انقلاب.

ای مقتدای مجاهدین این لحظه قدر را با اعلام آمادگی به‌عنوان عنصری از ارتش آزادی برای هر مأموریتی در هر گوشه از خاک میهن اسیرم و برای عبور سرفرازانه از هر آزمایشی با اتکا به انقلاب خواهر مریم و جنگ و نبرد بی‌امان با موانع جنسیت و فردیت فروبرنده با عزم جزم رقم خواهند زد. چرا که برادر گفتند جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات است. این جنگ را باتکیه به ارگان رهبری جمعی و با پشتوانه شورای مرکزی سازمان به پیش خواهم برد به‌خوبی می‌دانم که این نبرد ایدئولوژیک فراتر از وظیفه انقلابی فردی، لازمه رقم زدن سرنوشت خلق اسیر است.

پیام تسلیت خانم مریم رجوی

درود به خواهر عزیزم مجاهد والا نوشین نامور عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران، که پس از پنج دهه مجاهدت بی‌وقفه، جاودانه شد و به همرزمان شهید و صدیقش پیوست.

خواهرم نوشین، زنی رزم آور و رها از نسل پیشتازان رهایی و برابری در نبرد با رژیم ضد‌بشری و زن‌ستیز آخوندهاست که چراغ راهنما و نور تابان آزادی در ظلمات آخوندی است.

نوشین از دوران مبارزات سیاسی ضدارتجاعی در تهران تا کارزارهای پس از ۳۰خرداد، نبرد در صفوف ارتش آزادی، پایداری پرشکوه در اشرف و لیبرتی، و دست و پنجه نرم کردن در برابر بیماری، از مظاهر اعلای درخشش زن انقلابی مجاهد خلق بود.

نبرد او با بیماری که بیش از یک‌سال به طول انجامید، جلوهٔ دیگری از صبر و پایداری و جنگندگی این مجاهد صدیق بود که تا آخرین روزها به فعالیت‌هایش ادامه می‌داد

به این سطح عالی مجاهدت و جنگاوری و مسئولیت‌پذیری او درود می‌فرستم.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط