سی مهر؛ آیا پیشتازی زنان میتواند مسیر ایران بهسوی آیندهای آزاد و دموکراتیک را تغییر دهد؟
۱۴۰۵/۷/۲۹
قسمت دوم ـ از ضرورت مبارزه تا دگرگونی فرهنگی؛ گفتوگو با فروغ گلستان درباره نقش زنان در مقاومت ایران، رهبری سیاسی و ساختن آیندهای مبتنی بر آزادی و برابری
من به آنان گفتم:
آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشایید به رفتار شما میتابد...
سلام و درود به همه شما دلدادگان آفتاب آزادی و عدالت!
با دومین قسمت از ویژهبرنامههای سیمای آزادی به مناسبت ایام سی مهر و سالگرد معرفی خانم مریم رجوی بهعنوان رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران برای دوران انتقال به حاکمیت مردم ایران، در خدمت شما هستیم. امیدواریم بخشهای مختلف این برنامه مورد توجه شما قرار بگیرد.
ما در این برنامه از فردا میگوییم؛ از طلوعی که در امتداد رزم و مقاومتی بیامان رخ خواهد داد و مهر روشنایی را جایگزین شبانه استبداد خواهد کرد.
در رابطه با روز سی مهر و جایگاه آن در تاریخچه مقاومت مردم ایران، گفتنیهای بسیاری وجود دارد و میتوان از زوایای مختلفی به آن پرداخت. ما در این ویژهبرنامه تلاش میکنیم تا همراه با میهمانان عزیزمان به مفاهیم شکلگرفته در این روز بپردازیم و از اهمیت و بازتابهای آن بگوییم.
خانم فروغ گلستان میهمان این قسمت از برنامه ما هستند و امیدواریم بتوانیم در فرصت کوتاهی که داریم، بخشی از پرسشهایمان را با ایشان مطرح کنیم.
«نقش پیشتاز زنان»؛ آیا موضوع فقط حضور زنان در مبارزه است؟
خانم مریم رجوی از «نقش پیشتاز زنان» صحبت میکند. این تعبیر فقط به زنان در جنبش مقاومت ایران اشاره دارد یا به یک تحول عمیقتر در فرهنگ و مناسبات مبارزه اشاره میکند؟
فروغ گلستان: حرف از یک تحول عمیقتر است. حضور زنان در میدان مبارزه، یعنی پذیرفتن مسئولیت تغییر. در این چهار دهه، هرچه جلوتر رفتیم، نقش زنان در مبارزه با رژیم آخوندی پررنگتر، فراگیرتر و جدیتر شده است.
چون در دیدگاه مقاومت ایران، مبارزه با دیکتاتوری و مبارزه برای رهایی زن از هم جدا نیستند.
«پیشتازی زنان» صرفاً یک شعار یا تأکید بر یک سهمیهبندی جنسیتی نیست؛ ادعایی است درباره تغییر فرهنگ و مناسبات درون یک جنبش که نوک پیکان مبارزه با رژیم آخوندی است.
اثرات این تحول را بهخوبی میتوانید در نقش تعیینکننده زنان و دختران در قیامها و هدایت آنها، در کانونهای شورشی و در مقاومت در زندانها ببینید. این جریانی ادامهدار است و منحصر به حضور پرشمار زنان در مقاومت ایران نیست.
در تعریف جدید و تجربهشده این مقاومت، «زن پیشتاز» زنی است که خودش را صاحب سرنوشت خویش و مسئول سرنوشت جامعه میداند.
زنی است که منتظر نیست دیگران برای آزادی او تصمیم بگیرند؛ انتخابگر است.
مسئولیت میپذیرد، ریسک میکند، بهای مبارزه را میپردازد و در تعیین سرنوشت جامعه نقش مستقیم دارد.
این تجربه تاریخی و عملی، در یک روند طولانی به نقطه فعلی رسیده است؛ روندی که طی آن، زنان در موقعیتهای مختلف و مسئولیتهای جدی قرار گرفتند.
از تشکیل واحدها و تیپهای مستقل زنان در ارتش آزادیبخش تا حضور زنان در شورای مرکزی سازمان مجاهدین.
مقاومت ایران به این ترتیب پیام قدرتمندی برای همه دارد: زنان نهفقط باید در صف مبارزه، بلکه در تصمیمگیری، سازماندهی، رهبری و تعیین آینده جامعه نیز حضور داشته باشند.
به همین دلیل است که خانم مریم رجوی، نقش زنان را نهفقط شرط مبارزه با استبداد، بلکه تضمینی برای دموکراسی آینده میداند و مشارکت زنان در رهبری سیاسی را یکی از شاخصهای دموکراسی واقعی عنوان میکند.
در طرح ایران آینده نیز که در یک برنامه دهمادهای متبلور شده، بر برابری کامل زن و مرد در حقوق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی تأکید شده است.
چگونه حضور زنان از یک ضرورت مبارزاتی به یک تحول فرهنگی تبدیل شد؟
پیرو توضیحاتی که دادید، در چند دهه مبارزه با استبداد مذهبی، چه چیزی باعث شد حضور زنان از یک «ضرورت مبارزاتی» به یک «تغییر فرهنگ» تبدیل شود؟ آیا میتوان گفت مقاومت ایران تجربهای متفاوت از رابطه زن و سیاست در فرهنگ ایرانی ایجاد کرده است؟
فروغ گلستان: بله، دقیقاً. در تجربه مبارزه با رژیم آخوندی، حضور زنان در مبارزه ابتدا یک ضرورت بود. البته زنان در مقایسه با مردان، برای انتخاب مبارزه باید بهای مضاعفی میپرداختند.
اما گذشت زمان و وحشیگریهای این رژیم نسبت به زنان در زندانها، در قتلعام، در خیابانها و سرکوب بیحد آنها نشان داد که در نبرد با این رژیم زنستیز، نقش زنان تعیینکننده است.
مبارزه و مقاومت شگفتانگیز زنان و حضورشان در مقاومت سراسری علیه رژیم، کمکم به یک تحول و تغییر نگرش نسبت به زن راه برد. به این ترتیب، نهفقط حضور زنان در مبارزه، بلکه مسئولیتپذیری آنها، مناسبات تعریفشده درباره نقش زن و مرد را به چالش کشید.
مریم رجوی از این روند بهعنوان یک تحول فرهنگی و ایدئولوژیک یاد میکند؛ تحولی که به گفته او، فرهنگ مردسالار را کنار زد؛ فرهنگی برخاسته از جنسیتگرایی و فردیت فرورونده. این نبرد مداوم، انرژی عظیمی را در زنان و مردان مقاومت آزاد کرد.
نکته بسیار مهم این است که این تغییر فرهنگ فقط با حرف و توصیه ایجاد نشده، بلکه در یک راه سخت و با تجربهای طولانی شکل گرفته است.
طی دههها، با شرایط خاص و خطیر جنبش ما، زنان در مواضع مسئولیت قرار گرفتند و آزمایش پس دادند. باید اثبات میکردند که آیا میتوانند این تجربه جدید را بهصورت گسترده و جمعی با موفقیت پیش ببرند. در این کشاکش بود که رهبری زنان به امری نهادینهشده در ساختار مقاومت تبدیل شد.
این تجربه حتی برای مردان هم یک تحول عظیم بود. از نگاه مریم رجوی، این تحول فقط رهایی زنان نیست، بلکه رهایی مردان از فرهنگ سلطه، خودمحوری و مناسبات جنسیتی هم هست.
خوشبختانه، در مقاومت ایران با مردانی آگاه و آزاده و مدافع برابری روبهرو بودیم. به همین دلیل، حضور اثباتگر آنها در این پیشروی تعیینکننده بوده و هست.
تأثیر این دگرگونی در مناسبات مجاهدین و این مقاومت، روابطی بر پایه انتخاب آزادانه و ازخودگذشتگی ساخته است؛ روابطی بر پایه ترجیحدادن منافع دیگری بر منافع خود.
این مناسبات به اعضای این مقاومت قدرتی داده است که در برابر بالاترین فشارها تسلیم نشوند و به شانس و تصادف چشم ندوزند. بهجای آن، به نیرو و قدرت خود و مردمشان تکیه کنند. با این تجربه است که میگوییم زنان نیروی تغییرند.
سرآغاز این تحول به سال ۱۳۶۴ برمیگردد؛ زمانی که مریم رجوی در رهبری نوین مقاومت ایران قرار گرفت. سپس در سال ۱۳۶۸، هنگامی که مسئول اول سازمان مجاهدین شد، این روند سرعت گرفت و به قول مجاهدین، به انقلاب و دگرگونی تبدیل شد. اینچنین راه برای حضور گسترده زنان در همه مسئولیتها و در سطح رهبری این جنبش باز شد.
به نظر من، حتی با وجود نگرش آرمانی و ضداستثماری مجاهدین به امر برابری، بدون حضور مریم رجوی این تحول امری غیرممکن بود.
آن چیزی که مریم رجوی را متمایز میکند، به میدان آوردن یک جریان اجتماعی، هویتبخشیدن به آن و رساندن آن به نقطه کارایی در رهبری یک جنبش است.
تربیت چند نسل و ایجاد دگرگونی فکری که راه را برای اندیشهای نو در زمینه برابری در نسلهای آینده ایران هموار میکند، کاری عظیم و طاقتفرساست.
خانم اریتیه، دانشمند مردمشناس فرانسوی، وقتی با این تحول ایدئولوژیک در درون مقاومت آشنا شد، اهمیت این مبارزه فرهنگی را بهخوبی درک کرد و در نامهای نوشت:
«اینکه زنان از موقعیت برابر با مردان برخوردار باشند و با همان احترامی که با مردان برخورد میشود، با آنها هم برخورد شود، بسیار درست است. اما بدون مبارزه نمیتوان به این امر دسترسی پیدا کرد.
رسیدن به این هدف، بدون جنگیدن عملی نیست و بدون سرمایهگذاری امکانپذیر نیست. به همین خاطر است که تعلیم و تربیت فوقالعاده مهم است.
همچنین به دست گرفتن رهبری سیاسی، در هر جا که امکانپذیر باشد، مهم است و به همین خاطر است که شخصاً بسیار شیفته کاری هستم که توسط خانم مریم رجوی انجام شده است.
چرا که خیلی زود نسبت به کیفیت مبارزه او و صداقت تعهداتش اشراف پیدا کردم؛ چه در زمینه جدایی دین از دولت و چه در زمینه تعهدش برای زنان و جاهایی که وی نوآوری کرده است.
فکر میکنم این یک موضوع اساسی است که اگرچه مربوط به محیط خاصی است، ولی میتواند الگویی برای دیگران باشد.
چرا که مریم رجوی انتخاب کرد که برای اعمال رهبری سیاسی، مسئولیت را به زنان بسپارد؛ درحالیکه این کارها سنتاً در دست مردان بود و زنان فقط دستیارانی ساده یا منشی بودند.
او تصمیم گرفت که این اوضاع را به هم بزند. این یک الگو است.
و اگر عمل کند و پاسخ بگیرد، الگویی برای کل بشریت خواهد شد.»
اینها صحبتهای خانم اریتیه، دانشمند مردمشناس فرانسوی، بود.
در سال ۱۳۷۲، پس از اعلام انتخاب مریم رجوی توسط شورای ملی مقاومت ایران بهعنوان رئیسجمهور برگزیده مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران، برادر مسعود در توصیف این تحول گفت:
«این پاسخ فرهنگی و تاریخی و ایدئولوژیکی مردم و مقاومت ایران به ارتجاع ضدانسانی و زنستیز است.
این کارآمدترین سلاح استراتژیکی در نبرد همهجانبه با استبداد مذهبی و مبشر رهایی و اعتلای زن و مرد ایرانی است.»
اما نکته آخر این است که این تحول فقط به مبارزه امروز جنبش مقاومت محدود نمیشود، بلکه به تصویری از ایران آزاد فردا پیوند میخورد و بسیار مبارک است.
پیام به دختران جوان ایران؛ چگونه میتوان در مسیر آزادی ایستادگی کرد؟
شما که دهههاست در جنبش مقاومت ایران در صف مبارزه با رژیم آخوندی هستید، اگر بخواهید به دختر جوان ایرانی که امروز در خیابانهای ایران برای آزادی ایستاده است پیامی بدهید، چه میگویید؟
فروغ گلستان: اولاً درود میفرستم به دختران و زنانی که مبارزه با رژیم زنستیز آخوندی را در صدر اولویتهای خودشان قرار دادهاند و در این راه سخت، اما بسیار باشکوه، قدم گذاشتهاند.
حرفم به آنها این است که وقتی تو برای حق انتخاب و آزادی میایستی، در حقیقت برای نسلی از زنان و مردان و برای آزادی تمام جامعه ایستادهای.
هر بار که یک زن از پذیرش نقش تحمیلشده سر باز میزند، مسئولیت انتخاب خودش را میپذیرد و قیام میکند، مرزهای همان فرهنگ ارتجاعی و سلطهگر را که میخواهد زن را خاموش، مطیع و تسلیم نگه دارد، کنار میزند.
دوم اینکه زن ایرانی امروز ادامه یک زنجیره چنددههای از مقاومت و ایستادگی است؛ زنجیرهای که از زنانی آغاز نشده که صرفاً قربانی سرکوب بودهاند، بلکه زنانی را دربرمیگیرد که در برابر سرکوب ایستادند و برای تغییر جامعه مبارزه کردهاند.
از همین منظر، دختر جوانی که امروز در خیابان ایستاده و شورشگر و عضو کانونهای شورشی است، پدیدهای نوظهور و جدا از تاریخ نیست؛ بخشی از یک تجربه جمعی است.
وقتی یک دختر جوان در برابر اجبار و سرکوب میایستد، معنای ایستادگی او از زندگی شخصی خودش فراتر میرود. این همان پیوندی است که میان «رهایی زن» و «آزادی ایران» دیده میشود. پیام زن مقاومت و آزادی که میگوییم، یعنی همین.
مریم رجوی همواره خطاب به نسل جوان بر همین مسئولیت اجتماعی تأکید میکند و از جوانان میخواهد که نسبت به درد و رنج مردم محروم، شکنجه زندانیان و سرکوب بیتفاوت نباشند و نقش خودشان را در تغییر اوضاع دستکم نگیرند.
بنابراین، مبارزه هرکدام از شما فقط برای امروز نیست؛ برای دختری است که هنوز به دنیا نیامده، برای مادری است که میخواهد فرزندش در جامعهای آزاد زندگی کند و برای مردی است که خواهان برابری و جامعهای برابر است.
تو و همه شما برای ایرانی آزاد ایستادهاید؛ ایرانی که در آن هیچ انسانی بهخاطر زنبودن، عقیده یا انتخابش سرکوب نشود. در نهایت، شما برای نسلی ایستادهاید که میخواهد سرنوشت ایران را خودش تعیین کند، خودش بسازد و قلم سرنوشت را در دست خودش داشته باشد.
اجازه بدهید از تجربه خودم خطاب به هر دختری در ایران که عزم مبارزه میکند، بگویم که در مبارزه با رژیم خونخوار، و بهتر است بگوییم آدمخوار آخوندی، نشیبوفرازهای زیادی بوده و هست. ضربات وجود دارند، همانطور که موفقیتها نیز هستند. گاهی تا لحظه تحقق هدفت پیش میروی، ولی به نتیجه نمیرسی. حتی ممکن است در آن صحنه شکست بخوری.
اما این همه داستان نیست. بخش مهم ماجرا، ادامهدادن، رزمآورتر بودن، امیدوار بودن، ایمان داشتن و جرئت خود را از دست ندادن است.
قطعاً انتخاب مبارزه توسط هر فرد مهم و مبناست، اما شرط تعیینکننده و پیشبرنده، جنبش مقاومتی است که فرد خودش را به آن وصل میکند. طبعاً فرد بهتنهایی تا جایی از مسیر را میتواند طی کند، ولی برای چندبرابر کردن همین ظرفیت و پتانسیل، باید به سرچشمه وصل شد.
باید به سازمان رهبریکننده وصل شد؛ باید شعارها، شاخصها، معیارها و مرزبندیها مشخص باشند.
این همان شرط اصلی، تعیینکننده و راهبریکنندهای است که این مبارزه را به سمت آزادی مردم ایران هدایت میکند.
درست برعکس کسانی که همواره میخواهند به انسانها القا کنند که نمیتوانند و نباید برخیزند و کسانی که به ناامیدی، رخوت و باریبههرجهتبودن میدان میدهند، باید با شعار «میتوان و باید» که همواره مریم رجوی بر آن تأکید میکند، حرکت کرد و قدم برداشت. این شعار، باطلالسحر هرگونه عجز، ناامیدی و پاسیویسم است.
«باید»، همان ضرورت مبارزه با رژیم آخوندی است و یگانه راه و راهحل.
«میتوان» یعنی این مبارزه، قیام و انقلاب برای تغییر، در توان هر زن و مرد ایرانی و هر جوان ایرانی است.
بنابراین، راه روشن است. برای همه خواهران و دختران عزیز و شورشگر، چه در زندان و چه در خیابانها و در نبرد روزانه با این رژیم ضدبشری، آرزوی پایداری و موفقیت دارم.
سی مهر؛ آیا پیشتازی زنان میتواند مسیر ایران بهسوی آیندهای آزاد و دموکراتیک را تغییر دهد؟ ـ قسمت دوم
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
