هفتم آبان سالگرد سنگینترین حمله موشکی برای قتلعام مجاهدین در لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۱)
۱۴۰۵/۸/۷
حمله با شلیک بیش از ۸۰ موشک در ساعت ۱۹ و ۴۰ دقیقه پنجشنبهشب ۷ آبان ۱۳۹۴ توسط نیروی تروریستی قدس به سرکردگی جلاد قاسم سلیمانی با تخلیه اطلاعاتی بریده مزدوران و بکار گرفتن وحوش در عراق انجام شد
این حمله ۲۴ شهید و صدها مجروح و مصدوم باقی گذاشت شامل ۳۲ نفر که یک یا دو پرده گوش آنها پاره شد
در داخل قرارگاه ۴۵ محل اصابت پیدا شد
حمله ۱۰ میلیون دلار خسارت بر جا گذاشت شامل انهدام ۳۵۷ بنگال و ۱۰ سالن بزرگ
اسامی شهدای مجاهد خلق:
شهید نیره ربیعی
شهید حسین ابریشمچی
شهید منوچهر براتی
شهید حمید دهقان
شهید کیومرث یوسفی
شهید محمد حسن نورعلی
شهید سهراب همایونفر
شهید عبدالرضا وادیان
شهید حسین گندمی
شهید جواد میرسالاری
شهید حسن توفیق جو
شهید فرشید ربیعی
شهید بهزاد میرشاهی
شهید حسین سرو آزاد
شهید حمیدرضا ایمن کاشان
شهید ابوطالب هاشمی
شهید شریف ویسی
شهید احمد مسچیان
شهید امیرحسین اداوی
شهید رجبعلی قربانی
شهید اکبر علیدوست
شهید محمدعلی میرزایی
شهید حسن ابراهیمی
شهید جاسم قصیر
................
سخنان خانم مریم رجوی – ۷ آبان ۱۳۹۶
میهمانان گرامی،
خواهران و برادران عزیزم
هموطنان عزیز!
گرامی میداریم یاد ۲۴ مجاهد خلق را، که بر اثر حملهٔ موشکی از سوی سپاه پاسداران ولیفقیه بهشهادت رسیدند.
این روز و این شهادتها، روز یادآوری یک پیام بزرگ است. پیام شهیدان قتلعام، پیام جاودانه فروغها،
پیام این است که مردم ایران برای کسب آزادی و دموکراسی عزم جزم دارند و به هر قیمت ولایت فقیه را سرنگون میکنند.
سلام بر مجاهد خلق نیره ربیعی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران که
گواه دیگری از اراده زنان بپا خاسته ایران برای به دست آوردن آزادی و برابری است.
همچنین سلام بر مجاهد خلق حسین ابریشمچی، فرمانده کاظم،
فرمانده دلیر نبردهای ارتش آزادیبخش ملی ایران،
و سلام بر یکایک شهیدان که روشنایی آزادی در تاریکی استبداد و یاس و تسلیم هستند.
برادران عزیزم منوچهر براتی، حمید دهقان، اکبر علیدوست، حسن توفیق جو، حمیدرضا ایمنی، ابوطالب هاشمی، کیومرث یوسفی، حسین گندمی، فرشید ربیعی، حسن ابراهیمی، محمدعلی میرزایی، سهراب همایونفر، بهزاد میرشاهی، امیرحسین اداوی، رجب قربانی، عبدالرضا وادیان، شریف ویسی، حسین سرو آزاد، احمد مسچیان، جاسم قصیر، محمد جواد سالاری و محمدحسن نورعلی.
به این ۲۴ مجاهد خلق؛ میگوییم که شما در همه صحنههای رزم و مجاهدت این نسل حاضرید؛ و چطور ممکن است که فراموش بشوید.
چطور میتوان حسین ابریشمچی را از یاد برد که الگوی سرشاری و مجاهدت بود و جلودار شکافتن و باز کردن راههای سخت و برداشتن هر مانعی که به مایهگذاری و فداکاری نیاز داشت.
و چطور ممکن است که نیره عزیزم از یاد برود که شادابی و جنگآوریش و عشق و احترامش بهخواهرانش نمونه بود.
آنها و سایر مجاهدانی که در هفت آبان رستگار شدند، صفی از شاخصها و بینههایی هستند که به مجاهدین این پیام را میدهند که هر کدام باید صدبار بیشتر جای ما را پرکنید.
درود بر شما راستی که هر یک از این شهیدان و هر یک از شما که در اینجا حاضرید، گواهان حقیقت بزرگ این دورانید. در دنیایی که بهدلیل ستم و پلیدی حاکمان، ایستادگی قیمت سنگینی میطلبد هر کس که از دل و جان مقاومت و پایداری را پیشه خود کند و قیمتش را بپردازد و با ایدئولوژی اول من و ایدئولوژی جنسیت گرایی چنگ در چنگ شود آری آری، پرچمدار و راهگشای دنیای آزادی و رهایی است.
خطاب به این شهیدان میگوییم:
ای سمبلهای شرف و آزادی که جان و هستی خود را نثار کردهاید، ببینید که یارانتان چگونه پرچم شما را به دست گرفته و برای ادامه راه پرافتخار شما، سوگند خوردهاند. ببینید که با چه عزمی بهدوران تازهیی پا گذاشته و عهد کردهاند که بهرٰغم هر توطئه و هر ابتلا و هر حمله و هجومی، راه سرخفام شما را بهسوی قله پیروزی ادامه دهند.
در فردای هفت آبان در کوران آنهمه خون و ویرانی شما اولین کارتان این بود که مجدداً تجدیدعهد کردید و یکبهیک گفتید و نوشتید که از آرمانتان، و از ارزشهای رهاییبخشتان و از هدفتان یعنی سرنگونی رژیم ولایتفقیه، هرگز دست برنمیدارید.
آنچنان در این تجدیدعهد مصمم بودید که بعد مسعود به شما گفت که از شنیدن آن شگفتزده هستم. و بعد به شما گفت که: «آنان که با پرچم فروغ جاویدان در استراتژی هزار اشرف، بر سوگندهای مجاهدی خود استوار و در هر شرایطی مانند نمازهای روزانه پیمان مجاهدت بسته و درخواست مجدد عضویت هم کردهاند، با این کار مشت محکمی بر دهان دشمن ضدبشری و همدستان و پشتیبانان و مزدوران آنها زدهاند» و گفت: «اگر آنها موشک زدند، شما در واقع سلاح برتر ایدئولوژیک خود را برای ثبت در سینه تاریخ از نیام کشیدید و به دوست و دشمن نشان دادید».
و باز هم گفت: «مجاهد پیوسته به تجدیدعهد که صیقل دادن اراده اوست نیازمند است اینجا همه هنر در منتهای نیازمندی است».
و باز تأکید کرد که «من فقط به فقط روی مؤسسان چهارم است که حساب کردهام و روی تجدید عهدهای شما که تا آخرش برویم
حالا، حالا خوشحالم که میبینم، شما در مسیر همان تعهدپذیری همچنان موفق و سرفرازید.
هرکس که بهتجربه انقلابهای جهان نگاه کند میبیند که پیروزی از ایستادگی محکم و راسخ بر سر همین عهد و سوگندها خلق میشود و راه دیگری وجود ندارد.
راستی مگر پیشروی انسان در جهان انسانیت به میزانی نیست که به مبارزه خود با موانع تکاملی متعهد است؟
و هر روز آن را ارتقا میدهد؟ و هر روز برای آن قیمت بیشتری میپردازد. و میآموزد که چگونه خود را شمع راه آزادی و رهایی دیگران کند.
مگر پیوندها و همبستگیها لازمهاش ایمان و وفا به همین تعهدها و سوگندها و حاضرها نیست؟
ما را با کشتارهای مهیب دهه ۶۰ هدف قرار دادند، در سال ۶۷ سی هزار تن از یارانمان را قتلعام کردند، سالها محاصره شدیم و آنهمه لیستگذاری و توطئه و بمباران و ترور و کشتار و حملهموشکی. راستی از میان این همه چگونه عبور کردیم؟ فقط با ایستادگی هر چه قاطعتر بر سر آرمانمان.
پس ما باز هم عهد و پیمانهای خود را تجدید میکنیم. و بر ایمان خود میافزاییم و یقین خود را صد چندان میکنیم.
همین تجدید پیمانها و قیمتی که برای آن میپردازیم پیروزی محتوم را فراهم میکند؛ بهشرط آنکه بهقول مسعود «کسی در فکر خودش نباشد. به فکر رود خروشان خون شهیدانی همچون اشرف و موسی و شهیدان قتلعام و جاودانه فروغها و شهیدان اشرف [و لیبرتی] و شهیدان قیام و به بار نشاندن و به مقصد رساندن این خونها و این رنج و رزمها باشد».
همه بهیاد داریم که جا بهجایی از اشرف بهلیبرتی طرحی بود که برای متلاشی کردن مجاهدین فراهم شده بود اما شما با هوشیاری و استقامت و البته با رنج بسیار، مانع آن شدید. کمپ لیبرتی را برای اینکه قتلگاه مجاهدین بشود، طراحی کرده بودند، موشکباران ۷ آبان نیز برای یک کشتار بزرگ چند صد نفره طراحیشده بود اما شما این طرح را با هشیاری و آمادهباش مستمر و با ایستادگی خونین خنثی کردید. و به این ترتیب بود که شهیدان والامقام هفت آبان برای انتقال و هجرت بزرگ راه باز کردند و گرنه تا اجرای طرح بزرگ خامنهای برای انهدام کامل لیبرتی مدت چندانی باقی نمانده بود.
شهیدان هفت آبان ۹۴ در لیبرتی، با همین هدف سر بر آستان فرشته آزادی گذاشتند.
مجاهدانی که در آن شب، بدنهایشان با موشکها و موجهای انفجار بهخون غلتید، راستی که جانهای فروزان این دوراناند. و بهراستی که آنها زنده و حاضرند زیرا که شعله امیدند، آن هم در زمانی که بسیاری در ناامیدی گم شدهاند. آنها سرچشمه باور و یقیناند، در زمانی که بسیاری در ناباوری و تردید بهعجز رسیدهاند.
و این سخن شهیدان ما و سخن مجاهدانی است که بر سر پیمان پایداری برای پیروزی تا به آخر ایستادهاند.
پیام مجاهدین بهنسل جوان ایران این است که ناباوری و یأس و بیتفاوتی را که وسوسه مرگآور ولایت فقیه است، در هم بکوبید.
نمیشود و نمیتوان و فایده ندارد، همه و همه پیامهای شومی است که ولایتفقیه، مثل مواد مخدر در جامعه ایران ترویج میکند.
در مقابل این رژیم و روح شیطانی و اسارتآورش بهپا خیزید و دست در دست اشرفنشانها و جوانان قیامآفرین، کانونهای شورشی را در همه جا برپا کنید.
بله، میتوان و باید و پایان دادن بهکار این رژیم ولایت پوسیده ارتجاعی، شدنی و در دسترس است و از دست شما ساخته است.
و باز تکرار میکنیم سرنگونی این رژیم ضروری است، سرنگونی این رژیم در دسترس است و برای آن یک آلترناتیو دموکراتیک وجود دارد
پس آری میتوان و باید به پاخاست شورش کرد قیام کرد و این نظام ضدبشری و این استبداد دینی را از ایران و منطقه جارو کرد.
سلام بر شهیدان
سلام بر آزادی
و درود بر همه شما
...............
ترانه روز حساب: اجرا در میان خرابههای موشکباران
رزمگاه لیبرتی ۳ روز پس از حمله موشکی ۷ آبان ۱۳۹۴
اینجا آغاز پایان توست
کانون ترس پنهان توست
باروی سرسخت رزم ما
بنگر اینجا گورستان توست
چون توفان پرشتاب
در راه است این انقلاب
ای شه شیخ ذلیل
میآید روز حساب
صدای مادران بیصدایم
از اینجا تا اوین ره میگشایم
چه باک از داغ و دشنه، تیغ و تهمت
که من با درد مردم آشنایم
خوشا که در ره آزادی خلق
همیشه من نخستین خون بهایم
منم آن باغ پیوسته شکوفا
ز خون شرحه شرحه لالههایم
چون توفان پرشتاب
درراه است این انقلاب
ای شه شیخ ذلیل
میآید روز حساب
ای بیفرجام در احتضار
تا من هستم کی داری قرار؟
ای تو ایران را دشمنترین
هر چه در چنته داری بیار!
اینجا آغاز پایان توست
کانون ترس پنهان توست
باروی سرسخت رزم ما
بنگر اینجا گورستان توست
چون توفان پرشتاب
درراه است این انقلاب
ای شه شیخ ذلیل
میآید روز حساب
..................
مسعود رجوی ۷ آبان ۹۴
با درود به شهیدان، قهرمانان پاکبازی که ۵ روز پس از عاشورا در سرزمین پیامبر جاودان آزادی با پرچم فروغ در آستان او فرود آمدند و با سلام بر همه قهرمانان ارتش آزادی
دشمن زبون بهموازات «برجام» و «برشام» خود و مخصوصاً آنچه در داخل میهن اشغالشده و حتی در داخل رژیم میگذرد، در کمین بود تا با استفاده از بارندگی و بالا آمدن آب در همه جای لیبرتی، و با استفاده از زمانبندی در شام پنجشنبهشب، با انبوه موشکهای تقویتشده کار مجاهدین را یکسره کند و یا ضربه کمرشکن وارد کند.
سناریو مثل همیشه، از ۲ ماه پیش در پوشش «خانواده» که همان مزدوران وزارتی و انجمنهای نجاستی اطلاعات آخوندی و نیروی تروریستی قدس باشند شروع شد. آخر خط هم مثل همیشه، سروکله «منتقدین» مجاهدین پیدا میشود تا به زبانهای مختلف به تکرار ترجیعبند دجال ضدبشر رو بیاورند که: خودشان خودشان را میکشند یا به کشتن میدهند!
ولی ما میگوییم که روز مظلوم بر ظالم، هر چه نزدیکتر میشود و سرانجام ارتش آزادی به اتکای مردم ایران بند از بند نظام پلید ولایت و خلافت ارتجاعی میگسلد.
مصدق بزرگ گفت: «در مبارزهیی که در پیش گرفتهایم دو راه بیشتر وجود ندارد. یا مقاومت و پایداری که پایان آن سعادت و استقلال واقعی و عظمت ملت ایران است یا انقیاد و تسلیم که نتیجهاش ننگ و رسوایی ابدی و محرومیت از مزایای حکومت ملی و تحمل مفاسد و مظالم حکومت فردی و دیکتاتوری است».
آری، در راستای مقاومت و پایداری در برابر حکومت پلید آخوندی و مزدوران و پشتیبانان آن، قیمت را مثل همیشه، اول از همه و بیش از همه، مجاهدین میدهند و ما به این سنت سرخ و جوشان حسینی که برافراشتن رایت شرف و آزادی ملت ایران است، افتخار میکنیم. بار خدایا از ما بپذیر.
هفتم آبان سالگرد سنگینترین حمله موشکی برای قتلعام مجاهدین در لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۱)؛ کلیپ دوم:
مسعود رجوی- ۱۶ آبان ۱۳۹۴
رژیم بازنده استراتژیک
پیش بسوی تحول بزرگ و خیر عظیم برای مجاهدین
سلام بر شهیدان
شما جایشان را پر کردید و خواهید کرد هر چند که هستند و در اطراف و بالای همه نشست در پرواز هستند.
تردید نکنید که بعد از این حمله موشکی بزرگ علیالقاعده باید تحولات بزرگی هم در راه باشد. فکر نمیکنم رژیم برنده استراتژیک این ماجرا باشد. اگر میتوانست همه را چنانکه میخواست قتلعام کند یا ضربه کمرشکن بزند وضع فرق میکرد؛ اما تا امروز را میتوانم به یقین بگویم که برنده استراتژیکی، بر فراز آبشار خون و فدا شما هستید و رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی نهایی و محتوم شما و خلق شماست.
فکر میکنم بازندهٔ استراتژیکی بایستی رژیم باشد و تحولات آینده این امر را روشن میکند.
ابلاغیه صریح رژیم به سفیرش و نیروی قدس این است که اگر مجاهدین را راحت بگذارید آنها نظام را راحت نخواهند گذاشت!
ترس را میبینید؟ به کوتاهترین صورت، ترس عبارت است از تلفیق عنصر اجتماعی و قیام با توجه به شکاف بالایی رژیم، و ترکیب اینها با مقاومت سازمانیافته یعنی دستگاه هدایت کننده و عنصر پیشتازِ ذیصلاح.
....................
مسعود رجوی- ۱۴ آذر ۱۳۹۴
تغییر و توفان در راه است
پیروزی پیشاپیش مبارک
در روز ۴ آذر الحاقیه قانون بودجه دفاعی آمریکا درباره حفاظت از مجاهدین در لیبرتی به امضای رئیسجمهور آمریکا رسید و به قانون لازمالاجرا تبدیل شد:
قانون بودجه دفاعی همراه با الحاقیه ۷ مادهیی مربوط به تضمین حفاظت و امنیت ساکنان لیبرتی همین امسال در آستانه ۳۰ خرداد در سنای آمریکا با ۷۱ رأی مثبت به تصویب رسیده بود.
در قسمت یافتههای کنگره آمده بود:
ایالات متحده ساکنان سابق کمپ اشرف را که اکنون در کمپ لیبرتی مستقر هستند؛ بهعنوان «افراد حفاظتشده» تحت کنوانسیون چهارم ژنو بهرسمیت شناخت و متعهد به حفاظت از ساکنان شد. اما این مخالفان ایرانی در کمپ لیبرتی از سلامت و امنیت برخوردار نیستند.
براستی که دست یافتن به این سند قانونی بینالمللی، پس از حمله موشکی و آبشار خون در لیبرتی، یکی از بزرگترین دستآوردهای کارزار جهانی رئیسجمهور برگزیده مقاومت و تلاشهای اشرفنشانها در سراسر جهان مخصوصاً در آمریکا، رو در روی توطئهها و سرمایهگذاریهای حکومت آخوندی و عواملش برای بهرهبرداری از سیاست مماشات علیه مجاهدین و مقاومت ایران است و حفاظت از فرزندان رشید مردم ایران را به یک اولویت در سیاست آمریکا در سال انتخابات تبدیل میکند.
..................
مسعود رجوی- ۲۸ آذر ۱۳۹۴
خونهای شعلهور شهیدان در پرتو مهر تابان، راهگشا در میانهٔ طوفان
آماده باش برای حرکت مؤسسان چهارم
میخواهیم ببینیم چشمانداز سال ۲۰۱۶ میلادی و سال ۱۳۹۵ خودمان که ۳ ماه دیگر شروع میشود، چیست و چه تابلوهایی وجود دارد. برای این تابلوها باید پیشاپیش آمادگی ذهنی و عملی داشته باشیم. هدف این است که از دشمن جلو بیفتیم.
در روز ۲۳ آذر کمیسر عالی پناهندگان ملل متحد سیزدهمین بیانیه خود را درباره لیبرتی منتشر کرد که بیانیه بسیار مهمی است. هم شعله کشیدن خونهای شهیدان و راهگشایی در میان طوفان را در پرتو کارزار جهانی خارقالعاده مریم نشان میدهد و هم تابلو آمادهباش برای حرکت مؤسسان چهارم را نوید میدهد.
................
لیبرتی- نشست عمومی
مسعود رجوی-۱۷ بهمن ۱۳۹۴
خطرها بر سر راه انتقال مؤسسان چهارم
مفهوم و الزامات آماده باش در جمیع جهات
در قسمت اول خطرهای جدی و واقعی بر سر راه انتقال را در ۱۵ محور که بحث شده بود خلاصه کردیم. واقعیت این است که برخی از این محورها مثل محاصره و قطع ارزاق و دارو و سوخت و آب و برق و خدمات شهرداری خودش ۵-۶ مقوله است. اما چنانکه گفتم بنای کار ما بر خلاصه سازی است و خودتان هر محوری را که لازم باشد در نشستهای خودتان باید باز و تشریح کنید.
از طرف دیگر در برخی محورها مثل وارد شدن خودرو یا کامیون انفجاری، اقدامات بازدارنده را هم که لازمه آمادهباش در این مورد است، اشاره کردیم.
کمااینکه در مورد ذخیرهٔ ارزاق و سوخت و توزیع فانوس و مجتمعهای غذایی برای هر یکان صحبت شد.
یا عملیات فریب دشمن در پروازهای هوایی با زمانبندیهای متداخل و متفاوت.
در بحث بازرسیهای سرزده و غافلگیرانه هم خطوط قرمز خودمان را معین کردیم و اینکه در چه صورتی با تمام قوا باید وارد و درگیر شویم و یورش دشمن را پس بزنیم یا مهار کنیم.
مأموریت یکانهای دفاع متحرک و یکانهای آماده و پشتیبان نیز معین و ابلاغ شده است.
برای پخش پارازیت از جانب دشمن نیز باید حداقل آمادگی را داشته باشیم.
دستگاههای اشرف را در لیبرتی نداریم اما وسایل دستساز خودتان کفایت میکند.
نتیجه اینکه وقتی میگوییم آمادهباش در جمیع جهات برای حرکت سفینه نجات در شرایط و دریای طوفانی، معنی آن این است که باید انتظار هر گونه توطئه و ترفندی را از جانب دشمن داشت و قیمت آنرا هم داد.
در این میان مهمترین موضوع باز هم امنیت و حفاظت مجاهدین در لیبرتی تا آخرین نفر است. توجه کنید که هر چقدر تعداد نفرات کمتر میشوند ریسکها بالاتر میرود. به همین خاطر مریم در پاریس و ژنو و واشنگتن و آلبانی ستادهای حاضر و آمادهای را مستقر کرده است که ارتباطات لیبرتی با هر کدام که قطع شد بتوان با دیگری ارتباط برقرار کرد. بهنحوی که هیچ مسألهای روی زمین نباید رها شده باقی بماند.
گوش کنید: حتی یک برگ سند و مدرک نباید بهدست دشمن بیفتد.
حتی یک بیسیم یا تجهیزات ویژه دیگر نباید باقی بماند و بهدست دشمن برسد.
همه مکانها و مقرها قبل از اینکه نفراتشان بروند باید بهطور کامل پاکسازی شده باشد. یعنی دشمن به هیچ چیزی دست پیدا نکند.
در قسمتهای ستادی فرماندهی قرارگاه، معاونت عملیات، معاونت امنیت، معاونت پشتیبانی، معاونت بودجه و معاونت ارتباطات مثل همیشه کارشان را میکنند. یادتان باشد که اتاق عملیات در هیچ شرایطی تعطیلی نمیپذیرد. مانند پست مهندسی و امداد قرارگاه که در معاونت پشتیبانی ادغام میشوند.
این سیستم شامل ۹ یکان است که به نوبت از لیبرتی میروند.
گفتم که مهمترین موضوع از همین الآن تا روز آخر باز هم امنیت و حفاظت یکایک مجاهدین است. بنابراین وقتی از آمادهباش در جمیع جهات صحبت میکنیم یعنی تضمین امنیت و حفاظت تا رسیدن به مقصد. هر کسی که دست در آتش یک عملیات ولو کوچک داشته، بهخوبی میداند که همه چیز دست ما نیست و ما با یک جدول احتمالات پر طول و تفصیل مواجه هستیم. اما مهم این است که از همین امروز در راستای همین امنیت و حفاظت، آنچه از دستمان بر میآید، مثل آنچه که تاکنون انجام دادهاید، انجام بدهیم.
لیبرتی پر از حماسههای خاموش است. یک نمونه آن تلاشهای طاقتفرسای فرماندهان گردانهای انقلاب در تاریکی شب برای جابهجا کردن سنگرها، بازسازی سقفها مخصوصاً سقف سالنهای نشست و اجتماعات، تقویت سقفها طبق محاسبات دقیق مهندسی برای تحمل ضربه موشکی، جابهجا کردن اتاق فرماندهی و ستاد زیر ضربات دشمن و در یککلام چیزی است که به آن میگوییم مأموریت بدون خسارت.
من نمیدانم آیا به آن خواهیم رسید یا خیر؟ البته که ما برای پرداخت هر قیمتی باید آماده باشیم ولی در عینحال، تا آنجا که به عزم و خواست خودمان مربوط است تلاش میکنیم مأموریت بدون خسارت، یا با حداقل خسارت باشد.
در مورد حماسههای خاموشی که تابحال انجام دادهاید ترجیح میدهم برخی عکسها و فیلمها را ببینیم. تصاویر گویاست و نیازی به توضیح ندارد. جابهجا کردن سنگرها و دیوارهای بسیار سنگین بتونی در زیر چشم دشمن واقعاً کار شاق و فوقالعادهای بود که انجام دادید و باز هم ادامه دارد.
بخصوص که دور هر محوطهیی که کار در آن جریان داشت، ابتدا باید با نصب تیوالهای بلندتر دید دشمن از بیرون را میپوشاندیم، تا دوربینهای جاسوسی نتوانند پشت آن را ببینند.
برخی اوقات برادران و فرماندهانتان باید ساعتها بهحالت درازکش کار میکردند.
در تاریکی شب هم نباید از هیچ طرف رؤیت میشدند.
از همان اولین حمله موشکی به بعد، در حین ساختن و تقویت سقفها، حرارت فضای بسته زیر سقف که در آن کار میکردند به ۶۰ الی ۷۰ درجه میرسید. نفس میگرفت و مجاهدان ۳۱۳ مجبور بودند هر چند دقیقه یکبار برای نفس کشیدن بیرون بیایند و این در حالی بود که تمام لباسهایشان خیس عرق بود.
..................
ارتش آزادیبخش ملی ایران
هجرت پیروزمند انقلابی
انتقال مجاهدین از عراق به آلبانی
مسعود رجوی
نشستهای مجاهدین در لیبرتی
آبان- بهمن ۱۳۹۴
نفربهنفر از ساکنان اشرف و لیبرتی که در گذشته منتقل شدهاند یا در آینده منتقل خواهند شد با زورقی بر رود خروشان خون شهیدان امکانپذیر شده که کارزار جهانی مریم آن را پارو میزند و به جلو میراند. زورقی با هزینه و مخارج گزاف و فوق تصور و طاقت یک جنبش انقلابی مستقل که برای تأمین هزینهها حتی یک دینار یا یک دلار هم از دیگری نگرفته و تماماً بر کار خود و کمکهای هموطنان و یاران اشرفنشان متکی بوده است.
باشد که یکایک ساکنان اشرف و لیبرتی و مجاهدانی که بر روی خون شهیدان و کارزار طاقتفرسای اشرفنشانها به خارجه میروند قدر بدانند و خودشان هم در مبارزه برای سرنگونی دشمن ضدبشری و آزادی میهن اشغالشده، عاقبتبهخیر شوند. در غیراین صورت چیزی جز خسران دنیا و آخرت نصیب اپورتونیسم و زالوگری نمیشود.
«بگذارید اگر تابلو هجرت بزرگ، یعنی انتقال همگانی محقق شود، پیشاپیش به همه اشرفنشانها و هواداران مجاهدین که با مشتهای گرهکرده و ۷ عصا و کفش آهنین سالیان سال، همه جای جهان را با طولانیترین تحصنها و تظاهرات و اعتصاب برای حفاظت و امنیت و سلامت شما درنوردیدند، بگویم که همراه با خلق در زنجیر، حق دارند هر روز از مسئولان و کادرها و اعضای مجاهدین بپرسند که آیا ”همچون خودش“ (اشرفی نخستین مریم) با عزم ”جنگ“ هر چه بیشتر، از عراق خارج میشوید یا ”نهجنگ“؟ راستی کدامیک؟»
مجاهدین و نسل آنها این افتخار را داشته است که چند نسل پیاپی در معرض بزرگترین و خطیرترین و مهیبترین و طولانیترین ابتلای تاریخ ایران قرار بگیرند.
الهی لک الحمد که ما را شایسته این آزمایش دانستهای. نعمت و منتی که در تاریخ ایران به هیچکس دیگر عطا نکردی. خدا کند که شایسته باشیم و مجاهد بمانیم و مجاهد بمیریم.
..............
سخنرانی دکتر آلخو ویدال کوادراس
تازهترین حمله به لیبرتی یک پیام سیاسی با خود به همراه داشت. رژیم ایران دارد بهطور واقعی و واضح به ما نشان میدهد که دشمن اصلیاش کیست و کجاست. میخواهم همهٔ رهبران دولتی، وزرای خارجه، بنیادهای فکری و تحلیلگران سیاسی بشنوند که نیازی ندارند برای یافتن اپوزیسیون واقعی ایران زیاد جستجو کنند. اپوزیسیون دموکراتیک، سازمان مجاهدین خلق ایران رژیم ایران بسیار از آنها هراس دارد و به همین واسطه است که به چنین جنایاتی علیه آنها دست میزند.
لذا اگر چه ما امروز غمگین هستیم، اما در عینحال میتوانیم با قاطعیت بگوییم که در مسیر صحیح و درست قرار داریم و دشمن با این حمله دارد آن را تأیید میکند.
هنگامیکه ساکنان اشرف توسط مارتین کوبلر، یک مقام سازمان ملل ـ که امیدوارم روزی برای کارکردهای خشونتآمیز و شرمآور خود در مقابل دادگاه بینالمللی قرار گیرد ـ مجبور به ترک خانهٔ خود و انتقال به کمپ لیبرتی شدند، لیبرتی یک محل متروکه بود که اصلاً برای زیستن مناسب نبود. اما ساکنان تحت سختترین شرایط، تغییرات عظیمی در لیبرتی ایجاد کردند. آنها اشرف را از هیچ ساختند و با همان عزم و اراده، چهرهٔ کمپ لیبرتی را تغییر دادند.
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
