تصفیه حساب خامنه ای با منتظری و مجاهدین تحت نام یک مقام وزارت اطلاعات
۱۴۰۰/۱۰/۱
تحت نام «یک مقام وزارت اطلاعات» تصفیه حساب خامنه ای با منتظری ومجاهدین ـ۱دی ۱۴۰۰
-امام دفعه سوم در مورد ضرورت اعدام مجاهدین با عتاب به آقای گیلانی گفتند :
شما نمیفهمید و متوجه نیستید. بعد هم به همه می گویند بروید کارتان را ادامه بدهید و تا من زندهام ریشه این مسأله را بکَنید
-مقام وزارت اطلاعات: عذر میخواهم این تعبیر را به این صراحت و زشتی میگویم، ولی شما با کسی روبهرو هستید که وقتی به او گفته بودند امام گفته منافقین در بیت منتظری نفوذ کردهاند، گفته بود امام … خورده است!
-رجوی میگوید: وقتی ما فضای اجتماعی را تغییر دادیم، منتظری وارد شد و جنایت هایی که در حق مجاهدین خلق مانند قتلعامی را که ۱۲سال قبل روی داد، افشا کرد؛ قتلعام زندانیان سیاسی ما در سال۱۳۶۷ بزرگترین بمب سیاسی ای بود که درون رژیم منفجر گردید؛ این کار منتظری بود
تصفیه حساب خامنهای با منتظری و مجاهدین
تحت نام «یک مقام وزارت اطلاعات» خبرگزاری مهر آخوندی۲۹ آذر۱۴۰۰
دوران قائممقامی رهبری آیتالله منتظری و فراز و فرودهایی که نهایتاً منجر به عزل او در سال۱۳۶۸ توسط امام شد، پشت پردههای بسیاری در ابعاد مختلف سیاسی و امنیتی دارد که اغلب تاکنون ناگفته باقی ماندهاند. کتاب خاطرات آیتالله ری شهری، وزیر اطلاعات وقت، یکی از معدود منابع تاریخی این ماجرا است که سالها از انتشار آن میگذرد.
با توجه به اینکه در آن سالها وزارت اطلاعات یکی از ارکان اصلی پیگیریهای امنیتی مسائل مربوط به آیتالله منتظری و حواشی مرتبط با آن بود، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی به سراغ یکی از مقامات وقت وزارت اطلاعات رفت تا جزئیات بیشتری از ابعاد اطلاعاتی این ماجرا را جویا شود.
سؤال:مسأله بیت آقای منتظری و مجاهدین بحث دامنه داری است که نیاز به توضیح بیشتری دارد. همیشه این بحث مطرح بوده که بیت آقای منتظری پایگاه مجاهدین شده و نتیجه آن هم نزدیکی فکری جریان و شخص آقای مننتظری با مجاهدین است. درباره این مسأله کمی بیشتر توضیح دهید.
مقام وزارت اطلاعات:
ببینید بحث سازمان مجاهدین را نباید یک مسأله سازمانی و تشکیلاتی بسیط در نظر گرفت. درباره نسبت جریان آقای منتظری و مجاهدین چند مسأله را باید مدنظر قرار داد. اول اینکه هم سیدهادی و هم سید مهدی وقتی قبل از انقلاب در زندان بودهاند، به سازمان گرایش داشتهاند. حتی مبارزین و انقلابیهایی که آن موقع زندانی بودهاند نقل میکنند در ماجرای فتوای نجاست مارکسیستها و مرزبندی زندانیان مسلمان با آنها، شاهد همسویی با سازمان و بیاعتنایی آنها بودهاند. نکته مهم دیگر که باید به آن توجه کرد، این است که مواضع آقای منتظری تدریجاً به سمت حمایت از مجاهدین سوق پیدا میکند. یعنی ابتدایش انتقاد از روش و چگونگی برخورد نظام با مجاهدین است و سال به سال غلظت حمایت از مجاهدین بیشتر میشود تا به سال۶۷ میرسد که رسماً در دفاع از آنها جلوی خمینی و نظام میایستد.
خوب است ماجرای دیدار برخی دوستان دادستانی با آقای منتظری در سال۶۲ را بازگو کنم تا ابعاد این مسأله روشنتر شود. اواخر سال۶۲ بود. دادستانی اوین و تیم لاجوردی یکی از خطوط مقدم برخورد با مجاهدین بودند و بهشدت هم زیرفشار و هجمه بودند. مدتی بود مواضع انتقادی و تند آقای منتظری علیه دادستانی هم شدت گرفته بود. به همین خاطر محمدی گیلانی، لاجوردی و موسوی تبریزی همراه با چند نفر دیگر از دوستان دادستانی به قم میروند تا درباره این مسائل با ایشان صحبت کنند. یکی از حاضرین جلسه میگفت بهمحض اینکه نشستیم طبق سنتی که همیشه هست که یک نفر از طرف مراجعه کنندگان صحبت کند گفتیم اگر اجازه میدهید آقای گیلانی گزارشی ارائه کنند. آقای منتظری گفت نخیر نیازی نیست، خودم همه چیز را میدانم. بعد گفت من این سید _یعنی لاجوردی_ را از قبل انقلاب و دوران زندان میشناسم. او از آن موقع با اینها یعنی مجاهدین دعوا داشت. و شروع به سخنانی در حمایت از مجاهدین میکند، در میانه مباحث هم اجازه توضیح به کسی نمیدهد و میگوید شما میروید در کوچه و خیابان این مردم حزباللهی که مثلاً در مغازهشان عکس خمینی را دارند یا ریش دارند را میکشید و ترور میکنید و این را می اندازید گردن مجاهدین که در نظر مردم منفور شوند و محملی بشود برای مشروعیت اعدام اینها. این حرف را خیلی محکم بهعنوان یک کد و اطلاع گفت. آنجا لاجوردی اعتراض میکند و بلند میشود میگوید من این جلسه را جلسه نامشروعی میدانم و ماندن در آن را جایز نمیدانم و همگی جلسه را ترک کردیم. لاجوردی از خمینی وقت گرفت و همین جمع به جز آموسوی تبریزی رفتند خدمت خمینی. اول جلسه گزارش مختصری از عملکرد دادستانی و جلسه اخیر با آقای منتظری خدمت امام ارائه شد و البته محتوای صحبتهای آقای منتظری را رقیقتر بیان کردند. خمینی شروع کرد صحبت و تمجید از مبارزه با مجاهدین و چهرهاش خیلی برافروخته بود. گیلانی خواست فضا را تعدیل کند، خمینی گفت آقای گیلانی صبر کنید و حرفشان درباره مجاهدین را ادامه دادند. باز بحث پیش میرود و مجدداً آقای گیلانی میخواهد ورود کند که خمینی محکمتر از قبل میگوید آقای گیلانی شما متوجه نیستید! و ادامه میدهد. دفعه سوم هم همین اتفاق میافتد و خمینی عتاب میکند به ایشان که شما آقای گیلانی شما نمیفهمید و متوجه نیستید. بعد هم به همه میگوید بروید کارتان را ادامه بدهید و تا من زندهام ریشه این مسأله را بکَنید.
توجه کنید که این ذهنیت سال۶۲ آقای منتظری است که معتقد بود نظام مردم را میکشد و گردن مجاهدین میاندازد! اگر آقای منتظری تنها بابت همین اتهام زنی عزل شود، کم است و عدالت حکم میکند که بهخاطر همین اتهام زنی محاکمه شود.
خب چه اطلاعات و تحلیلهایی و توسط چه کسانی به آقای منتظری منتقل میشد که او را به این نتایج میرساند؟ یک علتش این است که خانوادههای زندانیان سازمان مدام آنجا بودند و با آقای منتظری ملاقات داشتند.
چنین روندی است که سال۶۷ آقای منتظری را به دفاع از مجاهدین در برابر امام و نظام میکشاند. این فقط یک تحلیل اطلاعاتی از جانب سازمانهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی نیست. دقیقاً تحلیل مجاهدین است. مسعود رجوی سال۷۹ میگوید «وقتی ما فضای اجتماعی را تغییر دادیم، منتظری وارد شد و جنایتهایی که در حق مجاهدین خلق مانند قتلعامی را که ۱۲سال قبل روی داد، افشا کرد؛ قتلعام زندانیان سیاسی ما در سال ۱۳۶۷بزرگترین بمب سیاسی ای بود که درون رژیم منفجر گردید؛ این کار منتظری بود. »
سؤال:چه شد که امام به عزل آقای منتظری رسید؟
مقام وزارت اطلاعات:
ببینید امام صفر و صدی نبود و با همه کار میکرد. با روحانیت سنتی، با مراجع، با بچههای تند انقلابی، با همه کار میکرد، اما چیزی که برای ایشان خیلی مهم بود، مصلحت نظام بود. مصلحت نظام و آیندهی انقلاب، خط قرمز بود. در نگاه امام حفظ نظام از اوجب واجبات است. همه میدانستند وقتی بحث واجبات و تکلیف الهی پیش بیاید، امام کوتاه نمیآید.
بعد هم کار آقای منتظری رسید به حمایت از مجاهدین در ماجرای اعدامهای سال۶۷ و بعدتر آن مواضع تند دهه فجر سال۶۷ و عتاب تند خمینی به او در پیام سال نو به مهاجرین جنگ تحمیلی. تحلیل من این است که امام به تصمیم رسیده بود و خدا به او کمک کرد تا این جراحی انجام شود.
سؤال:و نهایتاً رسیدیم به نامه ۶فروردین و آن عبارات محکم و تکاندهنده امام درباره آقای منتظری.
مقام وزارت اطلاعات:
البته کاش بزرگان نظام که خدمت امام رفتند بر حذف برخی فقرات آن نامه اصرار نمیکردند و میگذاشتند امام تا ته ماجرا را ریشهکن کنند. دیدیم که آقای منتظری مجدد در آن سخنرانی سیزده رجب سال۷۶ چه حرفهایی زد و بعد هم در سال۸۸ چه عملکردی داشت و با مرگ و تشییع تأسف آورش از دنیا رفت. کارش به جایی رسید که مجاهدین برایش پیام تسلیت دادند. این فاصله آقای منتظری با نظام از همان سال۶۷ و ۶۸ مشخص بود، ولی برخی نمیخواستند آن را بپذیرند. همان موقع هم این بحثها بود و همان سالهای پس از عزل هم ما به سمپاتهای او میگفتیم بالاخره باید بین امام و منتظری یکی را انتخاب کنید، این دو قابل جمع نیستند. شوخی که نداریم، آقای منتظری خمینی را بهخاطر اعدام مجاهدین در سال۶۷ جنایتکار میداند. خب آقای منتظری! اگر امام جنایتکار و قاتل است، چرا بعد از فوتش برایش مجلس ختم گرفتی؟
عذر میخواهم این تعبیر را به این صراحت و زشتی میگویم، ولی شما با کسی روبهرو هستید که وقتی به او گفته بودند خمینی گفته مجاهدین در بیت منتظری نفوذ کردهاند، گفته بود امام … خورده است! عین این تعبیر را گفته بود! چطور میشود که یک آدمی برای استادش، برای ولیفقیه خودش چنین لفظی به کار ببرد و چنین بیادب باشد؟ بعد برایش مجلس ختم هم بگیرد و آن اعلامیه را بدهد و بعدها هم در خاطراتش آنقدر ناجوانمردانه خمینی را خراب کند.
احمدمنتظری اخبارمحرمانه بیت پدرش را به وزارت اطلاعات می داد.
مطالب مرتبط
بحران حکومت آخوندی بر سر طرح فریبکارانه موسوم به هر نفر یک لیتر بنزین و حذف ارز ۴۲۰۰تومانی
