۱۴۰۵/۵/۵
فراسو؛ کارزار همیاری، کارزار استقلال
۱۴۰۵/۵/۲۶
گلریزان همیاری با سیمای آزادی؛ کارزار استقلال در برابر مماشات، جنگ و دیکتاتوری
گفتگو با دولت نوروزی نماینده شورای ملی مقاومت در انگلستان
گلریزان همیاری با سیمای آزادی در چه شرایط سیاسی برگزار شد؟
این گلریزان در شرایطی برگزار شد که رژیم از چند طرف زیر فشار است:
شکاف و جنگ درونی بر سر جانشینی و ساختار قدرت،
بحران شدید اقتصادی و انرژی،
ترس آشکار رژیم از خشم مردم.
مرگ علی خامنهای ولیفقیه ارتجاع و بحران جانشینی، رژیم را وارد یک دوران جدید از کشمکشهای درونی کرده است. تلاشهای مزبوحانه کینگ مجتبی برای تثبیت موقعیت بهعنوان ولیفقیه جدید نظام از طریق انتصابهای جدید امنیتی و نظامی از جمله:
انتصاب چهرههایی مانند احمد وحیدی (فرمانده سابق سپاه قدس رژیم) بهعنوان فرمانده سپاه پاسداران و محسن رضایی بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت رژیم و انتصابهای فرماندهان جدید سپاه پاسداران. نشانه تلاش برای متمرکز کردن قدرت در دست جناح نزدیک به مجتبی خامنهای است.
بحران بنزین، عقبنشینی از طرح کرمان و هشدارهای مقامهای حکومتی درباره «انفجار اجتماعی و سیاسی» نشاندهنده هراس حاکمیت از تکرار قیامهاست. و نشان داد که حاکمیت حتی برای تصمیمهای اقتصادی هم نگران انفجار اجتماعی است.
از سوی دیگر، مقاومت ایران این شرایط را «کارزار استقلال» نامید؛ یعنی اتکا به مردم، نه به قدرتهای خارجی و نه به سازش با رژیم.
موقعیت مقاومت ایران و مردم ایران را در برابر این رژیم چطور میبینید؟
موقعیت مردم و مقاومت، رو به اعتلاست.
پیام اصلی این است که جامعه ایران به کمتر از آزادی و جمهوری دموکراتیک رضایت نمیدهد.
شعار «نه شاه، نه شیخ» در این کارزار برجسته بود و نشان میداد مردم دنبال بازگشت به گذشته یا ادامه وضع موجود نیستند. و آلترناتیو کاذب و دروغین بچه شاه - دستش رو و آبرو باخته شد
بخصوص در گزارش خبرگزاری رویترز که به بسیاری از تناقضات و دروغهای حرفهای بچه شاه از رقم سازیها تا مواضع او بر سر ادامه دیکتاتوری شاه و حمایتهایش از ساواک تا رابطههایش با سپاه پاسداران آخوندها. در ابعاد بینالمللی پرده برداشت
در نقطه مقابل حمایتها از مجاهدین و شورای ملی مقاومت رو به اعتلا رفت:
از جمله میتوان به سخنان باب بلکمن و تقدیم بیانیه حمایت ۳هزار پارلمانتر به خانم رجوی و سخنان بوریس جانسون در کنفرانس و تظاهرات ۱۰۰هزار نفره مقاومت در کهکشان ۲۰۲۶ امسال با تأکید بر نقش صدای ایرانیان و سخنان فابیو رامپلی و تقدیم حمایت اکثریت مجلس و سنای ایتالیا در حمایت از طرح ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی، راهحل سوم و دولت موقت اشاره کرد.
در داخل کشور نیز اعتراضات، پیام زندانیان سیاسی و نقش کانونهای شورشی نشان میدهد که مقاومت سازمانیافته، ریشه اجتماعی و سیاسی دارد. سال گذشته بیش از ۴۰۹۰ عملیات
و طی قیام دیماه بیش از ۶۰۰ عملیات اختناقشکن و طی همین چند روز گذشته بیش از ۱۰۰ عملیات داشتهاند.
چطور میگویید سیاست مماشات تمام شده یا ضربه خورده، در حالی که هنوز برخی به تفاهم با رژیم چشم دوختهاند؟
منظور این نیست که مماشاتگران کاملاً ناپدید شدهاند؛ منظور این است که این سیاست از نظر سیاسی بیاعتبار شده است.
تجربه نشان داده مماشات نه رفتار رژیم را تغییر داده، نه سرکوب و صدور بحران و نه تلاشهای رژیم برای دستیابی به اتمی را متوقف کرده است.
در عینحال، جنگ خارجی هم پاسخ مسأله ایران نیست. در این رابطه میتوان به سخنان آقای پائولو جنتیلونی اشاره کرد.
پیام مقاومت روشن است: راه سوم، یعنی تغییر این رژیم با اتکا به مردم ایران، جوانان شورشی، کانونهای شجاع و قهرمان شورشی و واحدهای ارتش آزادی، برای تشکیل یک قیام فراگیر و سازمانیافته و در زیر چتر سیاسی آلترناتیو دموکراتیک و مستقل شورای ملی مقاومت ایران عملی است.
از نظر عملی، نظریه «نه مماشات، نه جنگ خارجی» چگونه خودش را نشان داده است؟
در عمل، این خط در دو صحنه دیده شد:
در خارج کشور، حضور گسترده ایرانیان و حمایت شخصیتهای سیاسی از حق مردم ایران برای تغییر دموکراتیک؛
و در داخل کشور، ایستادگی زندانیان سیاسی، پیامهای آنان، و فعالیت کانونهای شورشی.
بنابراین این فقط یک شعار سیاسی نیست؛ پشت آن سازماندهی، پرداخت قیمت، استمرار مبارزه، و پیوند داخل و خارج کشور وجود دارد.
در بیرون زندانها و در فضای اختناق چه تحولی دیده میشود؟
برجستهترین تحول، گسترش نقش کانونهای شورشی و پیوند آن با اعتراضات اجتماعی است.
طی یک سال گذشته هزاران حرکت و پراتیک انقلابی انجام شده و در قیام دیماه نیز کانونها نقش بسیار فعالی داشتهاند. بیش از ۲۰۰۰ تن از کانونهای شورشی کشته، دستگیر و یا مفقود شدند
عملیات مشترک ۲۵۰ کانون مسلح شورشی ۵ روز قبل از شروع جنگ علیه بیت خامنهای و مرکز سران رژیم در خیابان پاستور. که بیش از ۱۰۰ تن از آنان شهید و یا دستگیر شدند ولی ۱۵۰ تن دیگر به مقرهای خود برگشتند
پیام سیاسی این است که سرکوب و اعدام، جامعه را خاموش نکرده؛ برعکس، عزم ایستادگی و مقابله با عوامل این رژیم جنایتکار سرکوبگر و دزد و فاسد را پررنگتر کرده است.
کارزار همیاری با سیمای آزادی بهعنوان «کارزار استقلال» چه پیام سیاسی مشخصی داشت؟
پیام اصلی این بود که استقلال سیاسی بدون استقلال مالی معنی ندارد.
وقتی ایرانیان از داخل و خارج کشور، از درآمد، پسانداز و حتی ضروریات زندگی خود کمک میکنند، میگویند سرنوشت ایران باید به دست مردم ایران رقم بخورد.
این همیاری فقط کمک مالی نبود؛ اعلام حضور یک صف ملی و جهانی برای آزادی، استقلال و جمهوری دموکراتیک بود.
کارزار استقلال یعنی چه و چه چیزی را برجسته میکند؟
کارزار استقلال یعنی ایستادن در برابر دو وابستگی:
وابستگی به قدرتهای خارجی و وابستگی به گذشته دیکتاتوری. پیام آن این است که راه آزادی ایران نه از سازش با دو رژیم دیکتاتوری دستنشانده شاه خائن و آخوندهای مرتجع دین فروش، میگذرد و نه از جنگ خارجی.
مسیر مستقل، یعنی همان تکیه بر مردم، مقاومت سازمانیافته و آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت و نیروی محوری آن سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران است.
این استقلال در عرصه سیاسی و دیپلماسی انقلابی چطور بارز میشود؟
در دیپلماسی، استقلال یعنی دفاع از حق مردم ایران برای تغییر رژیم به دست خودشان، نه معامله بر سر سرنوشت آنان.
یعنی در برابر مماشات بایستیم، جنگ خارجی را هم راهحل ندانیم،
و حمایت بینالمللی را به سمت مردم و مقاومت سازمانیافته جلب کنیم.
این خط، هم ملی است، هم دموکراتیک، و هم از نظر سیاسی شفاف.
چرا در کارزار همیاری، پیام به داخل کشور و کانونهای شورشی تا این حد برجسته بود؟
چون همیاری فقط پشتوانه مالی رسانه نیست؛ بلکه پشتوانه سیاسی صدای داخل ایران هم هست.
همیاران خارج کشور در واقع میگویند ما کنار زندانیان، مادران، جوانان و کانونهای شورشی هستیم. بسیاری از شهادت قهرمانان مجاهد – یگان فرمانده وحید بنی عامریان- پویا قبادی - بابک علیپور - محمد تقوی - اکبر دانشور کار - ابوالحسن منتظر - حامد ولیدی - نیما امینی - مهدی حسنی و بهروز احسانی و بهویژه مهدی خانکی که به عهد و پیمانشان با مردم ایران و رهبری و مقاومت - وفا کردند
و حمایتهای هموطنان از پیامهای شورانگیز زندانیان مقاومت سیاسی علی معزی و لقمان امینپور.
و صف بلندی از زندانیان سیاسی قهرمان و مجاهد و مقاوم که این پیوند داخل و خارج، را بهخوبی نشان میداد و این همان چیزی است که سانسور و سرکوب رژیم میخواهد قطع کند، اما کارزار همیاری آن را دوباره به صحنه آورد.
منظور از «سانسور قرن» و نقش سیمای آزادی در این رابطه چیست؟
منظور این است که رژیم و لابیها سالها کوشیدهاند صدای واقعی مردم، زندانیان سیاسی، کانونهای شورشی و مقاومت دموکراتیک را حذف یا تحریف کنند. سیمای آزادی این سانسور را میشکند،
چون صدای کسانی را پخش میکند که در رسانههای رسمی جایی ندارند: یعنی زندانیان، خانواده شهیدان، جوانان معترض، و همیارانی که از دل جامعه ایران صحبت میکنند.
حضور اقشار مختلف جامعه در این همیاری چه پیام سیاسی و اجتماعی دارد؟
این حضور نشان داد که حمایت از آزادی محدود به یک قشر یا نسل نیست.
در این کارزار و گلریزان همیاری ما شاهدی بودیم که چگونه، نسلی از جوانان و نوجوانان، زندانیان سیاسی، خانوادهها، متخصصان، ورزشکاران، ایرانیان داخل و خارج کشور کنار هم قرار گرفتند.
پیام اجتماعی آن این است که خواست آزادی و استقلال، یک خواست ملی و فراگیر است؛ و پیام سیاسیاش این است که این آلترناتیو دموکراتیک شورا و مجاهدین، پشتوانه اجتماعی و تاریخی دارد.
