یکی از بهاصطلاح مشاغلی که در دوران حاکمیت آخوندها در ایران راهاندازی شده «سوختبری» است. سوختبران افرادی هستند که در استان سیستان و بلوچستان از سر محرومیت و ناچاری با انتقال بنزین و گازوییل به پاکستان امرار معاش میکنند. قاچاق سوخت به کشور همسایه تجارتی سودآور برای قاچاقچیان است و نه برای مردم، زیرا آنها فقط حکم راننده و بارکش را دارند و سهم ناچیزی از پول نصیبشان میشود. بنابهگفته مسئولان مبارزه با بهاصطلاح مفاسد اقتصادی رژیم، ۹۵درصد قاچاق از گمرکات رسمی کشور صورت میگیرد.
پیشتر به نقش ارگانهای حکومتی و بهطور خاص سپاه پاسداران در موضوع قاچاق سوخت پرداختیم. در این مطلب بهدنبال پاسخ به این سؤال هستیم که چرا هموطنان ما در استان سیستان و بلوچستان چنین شغل پرخطر و کم درآمدی را انتخاب میکنند؟ چرا برای درآوردن نان بر سر جان خود ریسک میکنند؟
وضعیت بیکاری و مشارکت اقتصادی در استان سیستان و بلوچستان
آمارهای اقتصادی رژیم نشان میدهد، «نسبت اشتغال» در استان سیستان و بلوچستان ۳۲و ۶ دهم درصد است یعنی پایینترین رقم در میان تمامی استانهای کشور و نرخ «مشارکت اقتصادی» نیز ۳۷و نیم درصد است که در رتبهبندی میان استانهای کشور، استان یکی مانده به آخر محسوب میشود.
بنا بر گزارش مرکز آمار رژیم، نرخ بیکاری در زمستان ۱۴۰۱ در استان سیستان و بلوچستان ۱۰و یک دهم درصد است که در سادهترین بیان یعنی اینکه یعنی در هر صد نفر ده نفر بیکار هستند؛ که البته محاسبه نرخ بیکاری در حکومت آخوندی با استانداردهای جهانی همخوان نیست زیرا برحسب تعاریف ارگانهای رژیم هر کس در هفته فقط یک ساعت کار کند شاغل محسوب میشود. در این تعریف دانشجویان و زنان خانهدار نیز شاغل محسوب میشوند. پر واضح است هدف از این آمارسازی توسط کارگزاران رژیم پنهان کردن عمق فاجعه بیکاری در ایران و بهطور خاص در استان سیستان و بلوچستان است.
وضعیت مراکز تولیدی و کشاورزی در استان سیستان و بلوچستان
استان سیستان و بلوچستان کمترین سهم را در راهاندازی کارخانه و مراکز تولید صنعتی دارد. هیچ کارخانه و تولیدی در این منطقه نیست که حداقل صد نفر را جذب کار کند. به جز کارخانه بافت بلوچ که پیش از انقلاب در این منطقه بوده است، بهعنوان مثال در کل شهرستان ۶۰هزار نفری سراوان، نه کارخانه و صنعتی فعال است و نه آبی برای کشاورزی وجود دارد. در بخش کشاورزی هم در دهه اخیر بهدلیل خشکسالی و کمبود جدی آب و عدم تأمین آب کشاورزان توسط ارگانهای حکومتی، کشاورزان یا مجبور به مهاجرت شدهاند یا به مشاغل غیررسمی روی آوردهاند. فقط در سال۱۳۹۷ بنابهگفته حبیبالله دهمرده عضو مجلس ارتجاع از زابل بیش از ۱۰۰هزار هکتار از اراضی کشاورزی منطقه غیرقابل کشت شدهاند.
چرا مردم استان سیستان و بلوچستان به سوختبری روی میآورند؟
سوختبران عمدتاً ساکن محرومترین شهرها و روستاهای مرزی هستند. آن دسته از هموطنانی که توان مهاجرت از استان را ندارند تنها راه باقیمانده برای تأمین مخارج زندگی شان، سوختبری است. آمار دقیقی از سوختبران در دسترس نیست. سوختبران یا خود، خودرو دارند یا شاگردی میکنند سهم شاگرد ۲۰ تا ۳۰هزار تومان است و سهم صاحبان خودرو شش تا هفت برابر اما سهم اصلی را دلالها میبرند.
سوختبرها میگویند دلالها سوخت را با کامیون تحویل میگیرند و برای رساندن به آن طرف مرز به سوختبرها میدهند. کار سوختبرها در واقع فقط جابهجایی سوخت هست. هر بار بهطور متوسط ۱۰۰تا ۱۵۰هزار تومان برای یک سوختبر عایدی دارد که البته پول بنزین رفت و برگشت هم بهعهده سوختبر است. این در حالیست که در بعضی از مسیرها ۱۶ساعت رفت و برگشتش طول میکشد. اگر مشکلی پیش نیاید هر سوختبر میتواند هفتهیی سهبار تردد کند که عایدی ماه او به حداقل دستمزد کارگر در ایران میرسد. در بهترین شکل عایدی یک هفته ممکن است که یک میلیون و ۸۰۰هزار تومان باشد که جمع ماه آن نیز زیر خط فقر محسوب میشود.
سوختبری کاری با انواع خطرها و مشقات
رفت و آمد یک سوختبر، یک رفت و آمد معمولی نیست، عبور از مرز و تیراندازی مرزبانان مزدور رژیم بارها به بهای جان سوختبران زحمتکش تمام شده است و بسیار در گزارشات رسانههای حکومتی شاهد هستیم که بر اثر شلیک مزدوران رژیم، سوختبران جان خود را از دست دادهاند در حقیقت سوختبران در این کار با جان و هستی خود بازی میکنند و اگرهم توسط مأموران رژیم دستگیر شوند خودرو توقیف و راننده آن جریمه و زندانی میشود. توقیف خودرو یعنی قطع اصلیترین وسیله تأمین زندگی، شعار سوختبران این است «اگر در راه نمیریم از گرسنگی میمیریم».
سهم سوختبران در قاچاق سوخت
بنا بر آمار غیرقابل اتکای ارگانهای حکومتی سهم سوختبران زحمتکش از قاچاق سوخت حدود ۳۰درصد است اما هیچگاه به این موضوع ورود نشده آن ۷۰درصدی که از مبادی شناخته شده و کاملاً قانونی بهوسیله تانکرهای سوخت، قاچاق میشود را چه کسانی و یا چه ارگانهایی انجام میدهند. معاون اقتصادی استاندار رژیم در سیستان و بلوچستان در سال۱۳۹۷گفته بود که کامیونهایی که با حوالههای جعلی سوخت دریافت میکنند روزانه بین ۸۰۰هزار تا یک میلیون درآمد دارند.
سایت حکومتی پانا در گزارشی در سال۹۹نوشت میزان سوخت خروجی از مرزهای سیستان و بلوچستان با سهمیه سوخت این استان متناسب نیست و فقط ۱۵درصد از سوخت تحویلی به این استان قاچاق میشود و بیش از ۸۵درصد سوخت از سایر استانهای دیگر برای قاچاق به این استان میآید. یعنی یک عملیات قاچاق با ابعاد کلان توسط مافیای حکومتی از سراسر کشور در جریان است. کارگزاران رژیم فقط سوختبران را مورد هدف قرار میدهند که بنابه اعتراف خودشان آنها فقط منتقل کننده هستند.
چگونه میتوان نقطه پایانی بر شغل پرخطر سوختبری گذاشت؟
با توجه به آنچه که گفته شد مشخص است با راهاندازی طرحهای تولیدی و احیای کشاورزی در استان سیستان و بلوچستان بهراحتی میتوان پدیده سوختبری را جمع کرد. این امر با توجه به دخایر عظیم نفت و گاز ایران و استعدادهای تولیدی و کشاورزی در این استان بههیچوجه امری صعب و پیچیده نیست. مشخص است که حل مسأله سوختبری مانند سایر معضلات در ایران در گرو یک طرح کارشناسی یا کمبود امکانات و پول نیست بلکه مشکل در ارادهای است که نمیخواهد این مسائل در ایران حل شود زیرا برای کشوری که قول ساختن چندین نیروگاه در لبنان و چندین بیمارستان در اندونزی میدهد و هر هفته یکبار از موشکهای کشتار جمعی رونمایی میکند و تمامی خرج حزبالشیطان و مزدوران حوثی و شبهنظامیان وابسته به خود را در عراق و سوریه میپردازد، قطعاً اختصاص بودجه برای حل مشکلات بنیادین کشور موضوع چندان سختی نیست.
از این رو همواره باید بر این واقعیت تأکید کرد حل تمامی مشکلات ایران با تنها با نبودن حاکمیت آخوندی محقق خواهد شد.