سالگرد حماسهٔ فروغ ایران - ۶ و ۷ مرداد۱۳۸۸ در اشرف
۱۴۰۴/۵/۶
درهم شکستن توطئه خامنهای و حکومت دستنشاندهٔ عراق
در ۳روز رزم جانانه با ۱۳شهید و ۵۰۰ مجروح و ۳۶گروگان
و ۷۲روز اعتصاب غذا
حماسه فروغ ایران در اشرف
برادر مجاهد مسعود رجوی - ۹مرداد ۸۸
شگفتا که حماسه فروغ ایران
هم با قیام و هم با سالگرد قتلعام
و هم با سالگرد فروغ عجین شده است
و شما همه اینها را به یکدیگر پیوند زده
و به نام خود مهر کردید
به چشم دیدید که خودمان نقش تعیینکننده داریم
به چشم دیدید که اگر اشرف بایستد جهان به ایستادگی بر میخیزد
با قلبها و ضمیرهای پاکتان احساس میکنید که در این سه روز
سقفهای بالا بلندی زدید که خیلی چیزها را چرخانده
و آثار آن در آینده بارز میشود
اخبار سیمای آزادی-۱۱ اسفند ۱۳۸۷
ولیفقیه ارتجاع روز گذشته پردهها را کنار زد و با خشم و درماندگی از پایداری اشرف و حذف مجاهدین از لیست تروریستی از دولت عراق خواستار اجرای توافق دوجانبه و ننگین مبنی بر اخراج مجاهدین از عراق گردید.
ایشان خطاب به رئیسجمهور عراق خاطرنشان کردند انتظار این است که جنابعالی و جناب آقای مالکی نخستوزیر عراق بهصورت جدی عملی شدن توافقها و تفاهم های دوجانبه را پیگیری نمایید. رهبر انقلاب اسلامی به توافق دوجانبه در خصوص اخراج منافقین از عراق و اشاره و تأکید کردند این تصمیم باید عملی شود و ما منتظر تحقق آن هستیم. حضرت آیتالله خامنهای منافقین را مایه شر و فساد دانستند و با به اشاره به تصمیم اتحادیه اروپا برای خارج کردن آنها از لیست گروههای تروریستی افزودند این تصمیم اتحادیه اروپا نشان داد که تروریست بودن یا نبودن از دیدگاه غرب یک مسأله قراردادی است و هیچ ارتباطی با واقعیات ندارد. ایشان خاطرنشان کردند اروپاییها با وجود این تصمیم از طرف دیگر حاضر به پذیرفتن منافقین در کشورهای خود نیز نیستند.
پاسخ به ولیفقیه ارتجاع
مسعود رجوی – ۱۰ اسفند۱۳۸۷
خامنهای پردهها را کنار زد و در دیدار با رئیسجمهور عراق، به دهان دریدگی علیه مجاهدین پرداخت و خواهان «عملی شدن توافق ها» شد.
انگار که عراق تیول و مِلک طِلق ولایت ارتجاع است، «بهصورت جدی عملی شدن توافق دوجانبه در خصوص اخراج» مجاهدین را بستانکاری میکند و به گونه حکم حکومتی رژیم آخوندی، مقرر میکند: «این تصمیم باید عملی شود و ما منتظر تحقق آن هستیم». زیرا مجاهدین بهگفته بزرگ عمامهداران ولایت، «مایه شر و فساد» هستند بهخصوص که اتحادیه اروپا هم آنها را از لیست گروههای تروریستی خارج کرده است. ام در همین حال میگوید که دولتهای اروپا «حاضر به پذیرفتن منافقین در کشورهای خود نیستند».
به فرموده ولیفقیه ارتجاع: «نظامیان اشغالگر (هم) باید هر چه زودتر از عراق خارج شوند زیرا هر یک روزی که خروج آنها به تأخیر بیافتد به ضرر ملت عراق خواهد بود».
طفلک فرتوت فراموش کرده است که منقل خودش و رژیمش از همین آتش اشغال عراق گرم شد!
اما آنچه بهطور مضاعف خامنهای را زخمی و برآشفته کرده است دانشجویانی هستند که در تهران به دفن استخوان و گورستان کردن دانشگاهها از یکسو و به“ دانشگاه ”شدن شکنجهگاه اوین در حاکمیت آخوندی از سوی دیگر معترضند. از این روست که دِقّ دلِ خود را بیمحابا بر روی مجاهدین خالی میکند و آنها را مایه و موجب“ شر و فساد“ میداند.
راست میگوید! الحق که مجاهدین در همه جا“ شر و فساد ”حکومت آخوندی را خوب برملا کردند. دست مریزاد.
اکنون این خامنهای است که برای نخستین بار از طریق رسانهها و شبکه رادیو و تلویزیون“ خودی ”آشکارا به یک توافق پنهان دوجانبه برای اخراج مجاهدین از عراق اعتراف میکند.
تصادفی نیست که تلویزیون رژیم پس از یاوهگویی خامنهای علیه مجاهدین سفیر رژیم در بغداد را به صحنه میآورد تا بگوید «دولت عراق این را رسماً به اعضای این گروهک اعلام کرد که باید خاک عراق را ترک کنند و اینها باید بروند به کشور ثالثی یا آن افراد نادم فریب خورده میتوانند به کشور خودشان بازگردند».
سفیر رژیم آخوندی در عراق ـ ۱۰ اسفند ۱۳۸۷
دولت عراق اینو رسماً به اعضای این گروهک اعلام کرد که باید خاک عراق را ترک کنند و اینها باید برند به کشور ثالثی یا اون افراد نادم فریب خورده میتوانند به کشور خودشون بازگردند
از این رو گفتهایم و باز هم تکرار میکنیم که «بهغایت استقبال میکنیم که عراق کشور قانون و دموکراسی و دارای حاکمیت بالاستقلال و بهقول خودشان دارای سیادت «ذات السیاده» باشد. اما اگر رژیم آخوندی بخواهد این سیادت را سرقت کند و خط خودش را پیش ببرد و قوانین بینالمللی را زیرپا بگذارد، آنوقت تا پای جان میایستیم»
مجاهد شهید اصغر یعقوب پور: هیچ شرافت و انسانیتی در این دوران پر فتنه بالاتر از این برایم نخواهد بود که با سر بلند و با صدای رسا به همه دنیا اعلام کنم که ما آخرش و تا آخرین لحظه حیاتم و نفسم افتخار بودن در رکاب رهبری شما را دارم و این سند افتخاری است نه برای دنیا که برای آخرتم است.
مجاهد شهیدشعبان سوری: از روزی که وارد سازمان شدم همواره از خدا خواهان این بودم که مرا سربازی تمامعیار و بدون چشمداشت در رکاب مسعود و مریم استوار و ثابت قدم نگه دارد.
مجاهد شهید حسین محمودی: باید الماس وجود مجاهد خلق را در تمام زمینهها بکار گرفت و برخلاف تعادلقوای حاکم در راستای مسیر سازمانم سهم خود را پرداخت نمایم. می دانم که در هیچ صحنهای از اصول و آرمانم لحظهای کوتاه نخواهم آمد.
سیاوش نظام الملکی: مطمئن هستم که ما مجاهدین این دوران یعنی مجاهدین سال ۸۸ بااتکا به فدا و صدقمان که از انقلاب خواهر مریم سرچشمه میگیرد و ما را صاحب انرژی بیانتها کرده است قادر خواهیم بود که این مسیر را با تمام پیچ و خم هایش طی کنیم.
مجاهد شهید حنیف امامی: میخواهم مجاهد بمانم میخواهم مجاهد نفس بکشم مجاهد زندگی کنم مجاهد بجنگ و مثل یک مجاهدبمیرم. زمان و شرایط کوچکترین تاثیری بر تصمیم و ارادهام ندارد. من مجاهد خلقم.
مجاهد شهید علیرضا احمد خواه: اگر مجاهدین نباشند چه کسی به داد این مردم له شده توسط جنایتکاران ضدبشر خواهد رسید. هزار بار به بودنم و ضرورت آن در صفوف مبارزه فکر کردهام و هزاران دلیل برای ماندنم به هر قیمت دارم ولی لحظه فکر کردن به نبودن نداشتم و نخواهم داشت.
مجاهد شهید حمید زمانی: ما زن و مرد جنگیم بجنگ تا بجنگیم من از همه چیز خود به نیت قربتا الیالله در راه آزادی خلق گذشته و به هر چه هوای نفسانی و گذشته تف کرده و قدم در این راه گذاشتهام منزاده مریم و انقلاب مریم هستم.
مجاهد شهید امیر خیری: راستی به مسجد رفته و جای شما را خالی کرده و دو رکعیت نماز خواندم و دعایی که خواسته بودید بهجای آوردم احساس میکردم از ما خیلی تعریف کردید ولی میدانم آن فقط یک درصد قضیه بود و ما صد را برای شما خواهیم آورد به امید دیدار امیر خیری عضو کوچکی از مجاهدین
مجاهد شهید محمدرضا بختیاری: با درود به برادر مسعود که چنین استراتژی را به ارمغان آورد که ما را تا به ابد تا رسیدن به آرمانها و هدفهای انقلابی بیمه کرده و با سلام به خواهر مریم بانوی انقلاب که توانست سلاحی به دست ما بدهد تا در این برهه بتوانیم در مقابل ارتجاع و همه ظالمان ایستادگی کنیم.
مجاهد شهید مهرداد رضا زاده: خودشون می گن که مجاهدین اشرف تهدید بالقوه ما هستن یعنی اگه ما با این عینک به لجنپراکنیها و فعالیتهای رژیم علیه مجاهدین و ساکنان اشرف نگاه کنیم دیگه هیچ تردیدی باقی نمیمونه که همه اینها برمی گرده به اون تهدید بالقوهای که رژیم شب و روز ازش میترسه
مجاهد شهید مهرداد نیکسیر: اگر از آسمان سنگ و آتش ببارد گو ببارد و ما را و مرا باکی نیست و این جز بر شرف و عزت و افتخار من و ما نمیافزاید و خدا را از بابت چنین نعمتی شکرگزارم.
مجاهد شهید حمد الله رحمانی: خیلی هم کمک میکنه.
برادر: حمدالله شب قدرتهها.
حمدالله: واقعاً خدا شاهده که من هم از ذهنم رد شد که شب قدر مجاهد بودنم امروزه یعنی الانه.
برادر: ماشاالله الحمدالله و هذا الحمدالله واقعاً که مبارکه.
حمدالله: بله واقعاً.
مجاهد شهید محمد طاطایی:
آینده خیلی روشنه ما تا همین الآن ضمانت پیروزی آینده رو به دست آوردیم فقط خدا کمکمون کنه که همونطور که شما گفتین بتونیم درست بهره بگیریم از این خان لایزال نعمتی که شما ما رو در معرضش قراردادین و خدا به ما این سعادت رو بده و خواست من اینه که ظرفیت و سعادت رو بده که بتونم کوچکترین ذره و گردی باشم که اینجا در خدمت این راه باشم.
در روزهای ۶ و ۷ مرداد سال ۸۸ در حالیکه کمتر از دو ماه از آغاز قیام سراسری مردم ایران میگذشت، خامنهای مزدوران عراقی را از طریق سردژخیم دستنشانده عراقی نوری مالکی نخستوزیر کثیف وقت به اشرف فرستاد تا با قتلعام اشرفیان، برای همیشه از دست مجاهدین خلاص شود و همچنین بهجامعهٔ جوشان ایران، پیام وحشت و ارعاب بفرستد.
آن روزها دشمن پلید با تصور اینکه قتلعام مجاهدان بیسلاح امری آسان است، گمان میکرد با این جنایت بزرگ میتواند حماسه پایداری یک خلق را به قربانگاه ببرد، اما قیام سرخ فام اشرفیان و فروغ پرغرور ایران با پایداری آرشان و خون حنیفان و سیاوشان جوشید و خروشید و رهبری مقاومت توانست با هوشیاری خارقالعاده یک غیرممکن دیگر را در محاصرهٔ دشمنان و طیفی از مزدوران تشنه به خون مجاهدین، به بینه حقانیت شاخص مظلومیت و الهامبخش مقاومت افتخارآفرین مردم ایران تبدیل کند.
سلام برشهیدان حماسهٔ فروغ ایران در روزهای ۶و ۷مرداد در اشرف جاویدان
قهرمانانی که با پیکرهای بیسپر به مصاف تیر و تبر دشمن ضدبشر رفتند با پایداری سرخفام، همچون موجهای صخره شکن دشمن حقیر را در اوج ناباوریاش میخکوب کردند. هم آوا با جاودانه فروغهای آزادی همپیمان با مجاهدان سربدار قتلعام به فتوای خمینی ضدبشر در آسمان میهن و تاریخ ایران درخشیدند.
حماسه فروغ ایران در اشرف با ۷۲ روز اعتصاب و ۳۶ گروگان همراه بود که سرانجام مجاهدین و مقاومت ایران خامنهای و مالکی را وادار به آزاد کردن آنها در ۱۵ مهر ۱۳۸۸ کردند.
پیام به مجاهدین مستقر در سنگرها و مواضع و مقرها در اشرف
سلام به قهرمانان اشرف،
ساعت ۳ نیمهشب است. اولین فرصتی است که توانستم پیامی برایتان بنویسم. در حقیقت ۳۶ ساعت
بعد از شروع حمله، . بسیار ضروری میدیدم چند سطری بنویسم اما به تأخیر افتاد.
مسعود رجوی ۹ مرداد ۱۳۸۸
قبل از هر چیز، حال و احساسات شما را بهخوبی میتوانم بخوانم، بفهمم و با گوشت و پوست حس کنم.
میدانم که چقدر گداخته و در حالت انفجار هستید.
میدانم که چقدر از جفا و خیانت و شقاوت که در حق اشرف روا داشتهاند، میسوزید و میخروشید.
میدانم که تاب تحمل شهادتها و جنایتهایی را که در حق ما روا داشتهاند، ندارید.
میدانم که خونتان به جوش میآید و سراپای وجودتان داغ و تب دار میشود و گاه به زمین و زمان بر میشورید و میخواهید با هر کس و ناکسی که با ما چنین کرده، دل خالی کنید.
میدانم که بارها و بارها مشتاقانه آرزو کردهاید که کاش به جای این یکی یا آن یکی شهید بودید.
میدانم که به سعادت و شرف و افتخار شهیدان غبطه میخورید.
میدانم که سراپای پیکرتان در گرما و طوفانِ خاک و در اثر ضربات مزدوران ارتجاع، لبریز از درد و رنج است.
میدانم که گاه میخواهید تمام وجودتان را در حنجره به فریاد تبدیل کنید.
این را هم میدانم که فیلمها و تصاویر، هر چند دنیایی را تکان داده است، اما بخدا سوگند بخش ناچیزی از واقعیت
صحنهها را منعکس میکند. تنها نوک کوه آهن و پولاد و نوک سلسله جبال عشق و ایمان را بازتاب میکند.
در عینحال، این را هم میدانم که سرشار از غرور و سرفرازی و شکوه و پایداری هم هستید.
در عینحال، با قلبها و ضمیرهای پاکتان احساس میکنید که در این سه روز، سقفهای بالا بلندی زدید که خیلی چیزها
را چرخانده و آثار آن در آینده بارز میشود.
راستش را بخواهید، نه عراقیها و نه آمریکاییها و نه هیچکس دیگر، این قسمت از توان و ایمان اشرف و مجاهدین را ندیده بود.
سلام بر مریم رهایی که زادگان انقلابش، گوهران بیبدیل و تکیه گاهها و نوامیس آرمانی را اینچنین مُطهّر و درخشان و پرفروغ کرد.
شک نکنید که یورش ارتجاع در اشرف و ایستادگی شگفت شما در این ۳ روز، در پیوند با قیام سراسری مردم ایران است. این را باید“ حماسه فروغ ایران ”خواند.
نه خامنهای و نه مالکی هرگز گمان اینچنین ایستادگی و اینچنین درخشش جهانی را نمیکردند.
اکنون بنگرید که رژیم پلید آخوندی کجا را و چه چیز را در عراق سالم باقی گذاشته است؟ آیا از صدور تروریسم و ارتجاع و الگوی فاشیسم دینی جز توحش و غارت و سرقت که سراپای عراق را هم به خود آلوده است، انتظار میرود؟
با این همه شما، بیسلاح و بیدفاع، بیزره و حتی بیکلاه، از سر و دست و پا و از جان و روح و روان خود، سلاحی شگفت خلق کردید. با درد و رنجی بیکرانه و با اثری ماندگار و خاطرهای جاودانه.
آنقدر که در کمتر از ۲۴ساعت، دقیقاً از وقتی که تیراندازی و کشتار با انتشار فیلمهای صحنه در سراسر جهان برملا شد، صحنه، چرخیدن آغاز کرد. یک منبع موثق خبری گزارش کرد که در۳۶ساعت اول، رسانههای غربی و عربی دست کم ۳۶۰۰ خبر درباره اشرف منتشر کردهاند که در میان آنها بسیاری گزارشهای تکاندهنده وجود داشت.
از سیدنی تا اتاوا و از رُم تا واشنگتن هموطنان و بسیاری جریانهای سیاسی به جوش و خروش آمدند. هرگز در این سالیان ندیده بودم که خون شهیدان و ضرباتی که پیکر مجاهدان تحمل کرده است اینچنین سریع صحنه را بچرخاند. آنقدر که دولت عراق مجبور شده سربازان را بیاورد و دست و پای آنها را بهطور نمایشی گچ بگیرد و به شبکههای تلویزیونی رژیم (العالم و پرس تی وی) نشان بدهد. بیچاره گمان میکند که ولیفقیه طلسمشکسته میتواند او را از مخمصه برهاند. اما این تازه شروع ماجراست. هرکس که توانسته باشد در برابر خمینی سینه سپر و قد علم کند از پس کپی چسبانهای دست چندم و حقیر او نیز برمیآید.
شگفتا که حماسه فروغ ایران، هم با قیام و هم با سالگرد قتلعام و هم با سالگرد فروغ عجین شده است و شما همه اینها را به یکدیگر پیوند زده و به نام خود مُهر کردید. پس مبادا به آنچه که انجام دادید و به آنچه چرخاندید و به آنچه باید در آینده محقق کنید کم بها بدهید.
به چشم دیدید که خودمان نقش تعیینکننده داریم و باز هم کس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما.
خوشا به تکتک شما که به عهد خود وفا کردید و باز هم بر پیمانی که برای پایداری ۸۸ بستید، استوار هستید و خواهید بود.
به چشم دیدید که اگر اشرف بایستد جهان به ایستادگی برمیخیزد. خوشا صاحبان دستها و پاها و صورتها و کمرها و کتفهای آسیب دیده که هر چند جگر سوز و دلخراش است اما دست دشمن را کوتاه و روی او را کم کردند.
بعد از حماسه فروغ ایران و قیمتی که پرداختید میتوان و باید به پیروزی رسید، بشرط اینکه مجاهدین و هوادارانشان از اشرف تا سراسر جهان و داخل ایران قیمت ایستادگی را همچنانکه تاکنون پرداختهاند باز هم بپردازند.
فرازی ماندگار از حماسه ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸
مجروحشدن خواهر مجاهد زهره قائمی
همردیف مسئول اول مجاهدین
بر اثر اصابت گلوله مزدوران
در شبانگاه ۶ مرداد۱۳۸۸ در اشرف
مجروحانمان را جز اندکی وقت نیست که یک به یک نام ببرم بیش از۵۰۰نفر از جمله خواهر
مجاهد زهره قائمی از معاونان مسئول اول، درود درود، درود
از سخنان خواهر مریم ۱۶شهریور۹۲
«و شما ای زنان پیشتازی که در صف مقدم دلیران اشرفی تا آخرین نفس ایستادگی کردید، به راستی که الگوی نوینی از رزم و پایداری برای زنان و جوانان ایران خلق کردهاید. درود بر همه شما،
از آن روز، حتی یک لحظه تصویر خواهر عزیزم زهره، از نظرم دور نمیشود. زهره از زندانیان مقاوم دوران خمینی دجال و به مدت ۵سال زندانی بود. و در حمله ۶ و ۷ مرداد در سال ۸۸ به اشرف، به سختی مجروح شد و یک پایش با گلوله بهشدت آسیب دید. اما این سختیها هیچکدام در شخصیت و منش تحسینبرانگیز او اثری نداشت. او صداقت و فروتنی را با شجاعت و مسئولیتپذیری در آمیخته بود و در دو دهه گذشته مسئولیتهای بسیار سنگین و خطیری را در پیچیدهترین شرایط این جنبش به پیش برد».
الگوهایی از انسانهای ترازِ مکتبِ توحید
بزرگداشت شهیدان اشرف در ۶ و۷مرداد
مریم رجوی-۱۲مرداد۱۳۸۸
یا لیتَنی کنتُ مَعَکم فَاَفُوزُ فُوزاً عَظیما.
کاش با شما بودم،
با شما که اینچنین به ستیغِ قلههای حق و رهایی عروج کردهاید.
با شما ای مجاهدینِ مظلوم
ای اشرفیهای به خون نشسته
که با فرقهای شکافته، دست و پای شکسته و بدنهای مجروح به مردمتان برای ادامهٔ قیامها روحیه و امید میدهید.
راستی که شما با همهٔ شجاعت و صلابت و خلوص و پاکی و با همهٔ صدق و فداکاری چه قلههای رفیعی از آرمان حقتان را بارز کردید خوشا به سعادتتون و چه با شکوه، مظلومیت این مقاومت را نشان دادید و حقِ مردمِ ایران را برای مقاومت یک بار دیگه در مداری نوین اثبات کردید.
همچنین، چه چاههای باطل و عمیق و بیانتهایی از شقاوت و وحشیگری آخوندها و سفلگی مزدورانشان را در عراق برملا کردید.
و به حق دنیایی را به لرزه در آوردید. وجدانهایی را بیدار کردید و فریاد دردهای یک خلقِ محروم را بگوشِ همه جهانیان رساندید.
بله، این است قیامِ سرخ فامِ اشرف،
پرشکوهترین حماسهٔ تاریخِ آزادی مردمِ ایران!
میبینیم ریختنِ خونِ اشرفیهای قهرمان، چگونه صحنهٔ سیاسی را به زیانِ رژیمِ آخوندی و عواملش در عراق تغییر داده و به قیامِ مردمِ ایران، نیرو و انرژی مضاعف بخشیده است.
بله این است اثرِ خونهای با ارزش و پرباری که در اشرف بر زمین ریخت.
خونهایی که هر یک، هزاران جاودانهفروغ و شهدای قتلعام و سایرِ شهدای ایران را مجدداً به صحنه آورده و آخوندهای حاکم را به لرزه انداخته.
اگر در آن روزها، یعنی در سالِ ۱۳۶۷، دنیا با خبر نشد که در پشتِ دیوارهای اوین و گوهردشت، دیزلآباد و عادل آباد، و سایر زندانهای ایران خمینی و جلادانش چه جنایات سهمگینی علیه مجاهدین و مبارزین مرتکب شدند یعنی قتلعامِ ۳۰هزار مجاهد و مبارز، این بار در عرضِ دو سه روز جهانی از این فاجعهٔ انسانی مطلع شد و یکی بعد از دیگری آن را محکوم کردند.
حماسه اشرف یعنی حماسه پرافتخار نسلی از زنان و مردانِ رها که در تاریخِ بشر، کمتر نظیر دارند.
الگوهایی از انسانهای ترازِ مکتبِ توحید که پاک و رها زیستند، جانانه نبرد و پایداری کردند و در اوجِ قهرمانی و رشادت بهشهادت رسیدند. درود بر همه شما.
و راستی شما چه زود انتخاب کردید که خیمه بر خاوران بزنید و چه به جا، مروارید را خاک خاوران کردید.
شما هرکجا باشید و هر خاکی که در آن آرام خفته باشید، خاک خاوران آنجا است.
برای چنین نسلی قبل از همه به مسعود تبریک میگویم.
مطمئنم که نیروی وجدان مردمِ جهان، در این نبرد در کنارِ اشرف است.
با درود و سلام به هموطنانم در سراسر ایران که این روزها صدای حمایت خودشان را از اشرف با فریادهای مرگ بر دیکتاتور در هم آمیختند و مشت محکمتری بر دهان خامنهای کوبیدند و اعتراضات و تظاهرات خودشان را در پیوند با اشرف گسترش دادند.
این است پاسخ دیکتاتور خونآشام و باید بداند که هرگز گریزی از عزم و اراده مجاهدین و مردم بپا خاسته آن هم در سراسر شهرهای میهن ندارد. و هر چه بر وحشیگری خود اضافه کنه، نتیجه معکوس خواهد گرفت.
پیام به مجاهدان اشرف
در سالگرد فروغ ایران ۶ و ۷ مرداد
مریم رجوی- ۷مرداد ۱۳۸۹
حمله ۶ و ۷ مرداد، حملهیی برای انهدام قطعی اشرف بود. رژیم ولایت فقیه و همدستان عراقیاش برای یکسره کردن کار اشرف همه چیز را با تمام جزئیاتش مهیا کرده بودند. چه از نظر سیاسی، چه از نظر نظامی.
حتی احکام غیرقانونی جلب ۳۶ نفر از مسئولان مجاهدین را صادر کرده بودند که میبایست بعد از فروپاشی اشرف دستگیر بشوند.
به علاوه، دولت آمریکا برخلاف قوانین بینالمللی به تعهدات امضا شده خود برای حفاظت از ساکنان اشرف پشت پا زد.
ولی با این همه، آنچه که در محاسبه هیچیک از طرفها از آمریکا و دولت مالکی تا خود رژیم نمیگنجید پایداری اعجاب آور شما بود.
بله شما غیرممکن را ممکن کردید. دنیایی را تکان دادید و قدرت حقیقیتان را نشان دادید. راستی در کجا؟
در صداقت و فدا و ایمانی که کسب کردهاید.
و در کارزار حامیان صدیق شما که با هزاران اکسیون و تظاهرات و با ۷۲ روز اعتصاب غذا در اروپا و آمریکا و کانادا وجدان جهان را بیدار کردند.
شما ماندگار شدید، و نامتان در جهان پرآوازه شد و اشرف محور همبستگی ملی ایرانیان شد؛ کانون امید برای آینده و منشأ انگیزش و حرکت در مبارزه برای آزادی.
مانند کوهی که هر چه از آن فاصله میگیریم عظمت و شکوهش بیشتر دیده میشود.
مثل رود خروشانی که دشتهای تشنه را سیراب میکند؛ سیراب از امید و انگیزه و روشنایی
و مثل چشمهیی که همه دستآوردها و پیشرفتهای یک سال گذشته از آن جوشیده و میجوشد
از نامهٔ دانیل میتران به مجاهدین اشرف
۳۰شهریور۱۳۹۰
«. تصور میکنند میتوانند به مقاومت یک خلق پایان دهند. اما در اشرف، امید به فوریت بازمیگردد.
«. تدارک آینده، . دوستان عزیز و نازنین اشرفی من!
به بهای فداکاری شما بهدست میآید. اما تنها این نیست. همه باید الگویی را که شما برای تمام ستمدیدگان ترسیم میکنید و پیام امیدی را که با خونتان خطاب به بشریت مینویسید، همواره مد نظر داشته باشند».
