هر روز هر روز هفت بار خمینی را در دلتان هم که شده لعنت کنید و برای صلح و آزادی دعا کنیم- مسعود رجوی
۱۴۰۵/۳/۱۲
مرگ بر خامنهای، لعنت بر خمینی
مرگ بر اصل ولایت فقیه - زنده باد ارتش آزادی
مسعود رجوی -۲۲ بهمن ۱۳۶۵
هر روز هر روز هفت بار خمینی را در دلتان هم که شده لعنت کنید و برای صلح و آزادی دعا کنیم و بر شهدا و اسرای مقاومت درود بفرستید و آنوقت مطمئن باشید که وظیفهٔ خودتان را انجام دادهاید. با ما هستید. با رزمندگان آزادی هستید با مجاهدین خلق. درقلب آنها هستید. با آنها بیدار میشوید، با آنها پا میکوبید و سرود میخوانید و ماشه را درقلب دشمن میچکانید. با آنها شکنجه میشوید و مقاومت میکنید با آنها تیرباران میشوید و باز هم زنده میشوید بر میخیزید دومرتبه سلاح بر میدارید صدمرتبه سلاح بر میدارید و این بار پر خروشتر فریاد میزنید: مرگ بر خمینی، زنده باد صلح و آزادی! بله آنقدر فریاد میزنید آنقدر فریاد میزنید تا سرانجام عفریت شب پرست زوزه کشان بگریزد. محو شود و صبح تابان رهایی بدمد.
مصاحبه رادیویی برادر مجاهد مسعود رجوی
چشم اندازها ـ ارتش آزادیبخش- قسمت سوم - ۱۲ شهریور ۱۳۶۶
سنگینباری در درجه اول معلول همین سلطه اهریمنی دژخیم خمینیست. پس باید این احساس رو با لعنت بر این شیطون پست فطرت جمارون یعنی خمینی درهم بشکنیم. خمینی همون مظهر مجسم شیطانه، باید در ذهن و در عین سراپرده او رو نشانه گرفت. و دورش کرد و کنارش زد، همچنانکه علی علیهالسلام هم در دوران خودش بالصراحه سراپرده معاویه رو بهعنوان لانه شیطون هدف نشانهگیری و نشانهروی توصیف میکرد. حالا هم توی ایران، سر مار و سر افعی خود خمینیه، .
آگه از من میشنوید به ریش خمینی تف کنین.
از استراتژی قیام و سرنگونی-قسمت پنجم
۹ بهمن ۱۳۸۸
باز هم باید گفت: ای دو صد لعنت بر خمینی و خامنهای باد.
باید گفت: تبت یدا خمینی. و مرگ بر اصل ولایت فقیه
مسعود رجوی: ۱۱ آبان ۱۳۹۳
لعنت بر آنکه اساس ظلم و ستم را علیه شما و خلق شما بنا گذاشت.
لعنت بر خلیفه ارتجاع خمینی. لعنت بر خامنهای!
مرگ بر اصل ولایت فقیه
لعنت بر همه افراد و دستجات و احزابی که میدانستند چه میکنند و به این قانون اساسی ولایت فقیه رأی مثبت دادند
اطلاعیه شماره ۲۲ ارتش آزادیبخش
۱۷ اسفند ۱۳۹۸
مجاهدان پیشتاز آزادی و کانونهای دلاور شورشی با الهام از ابراهیم بتشکن و حیدر جنگاور و صفشکن سوگند خوردهاند با لعنت به خمینی و خامنهای بتهای شرک و جاهلیت زمانه را واژگون کنند و بند از بند این رژیم بگسلند. تَاللَّهِ لَأَکیــدَنَّ أَصْنَامَکــم.
مسعود رجوی-۲۰ آبان ۱۴۰۱
همین امروز (جمعه ۲۰ آبان) هموطنان ستمدیده بلوچ میخروشیدند: «مرگ بر خامنهای، لعنت بر خمینی».
مسعود رجوی-۲۸ مهر ۱۳۶۰
امروز ما میبینیم که دستور تمام اعدامها از طرف خمینی صادر میگردد
اوست که بذر بیاعتمادی و تردید را در همه جا میکارد
من معتقدم مردم میخواهند خمینی را در تلویزیونی که در تمام جهان دیده شود
محاکمه کنند تا درسی شود برای دیگر مرتجعین
(نشریه سوئدی پرولتر-۲۰ اکتبر ۱۹۸۱)
در شورای ملی مقاومت برای همه بجز طرفداران خمینی و شاه باز است
بلافاصله بعد از سقوط رژیم انتخابات آزاد برگزار میشود
مردم میتوانند نمایندگان مجلس و دیگر رهبران سیاسی
از جمله رئیسجمهور را انتخاب کنند
مسعود رجوی-۶ آذر ۱۳۶۰
ما خمینی را برای یک محاکمه عمومی تلویزیونی
که تمام ایرانیان هیأت منصفه آن میباشند لازم داریم
اگر آگاهی سیاسی به حد کافی وجود میداشت
خمینی قادر به حکومت بر کشور چنانکه اکنون مینماید نبود
مسأله ما ایجاد یک رژیم دموکراتیک برخوردار از ثبات است
تا مردم پی ببرند چرا خمینی مقصر است
(میدل ایست-نوامبر ۱۹۸۱)
نه شاه پرستان و نه حزب توده نمیتوانند برنامه ما را بپذیرند
چرا که آنها به هیچیک از دو اصل عمده ما
یعنی استقلال و آزادی معتقد نیستند
مسعود رجوی-۳ مهر ۱۳۶۲
ما بهعنوان یک مقاومت مشروع و سراسری
روی مرگ طبیعی خمینی حساب نمیکنیم این امری است بین او و خدا
ما امیدواریم او را در حالیکه هنوز زنده است سرنگون سازیم
و سپس او را در برابر چشمان ۴۰ میلیون مردم ایران
به محاکمه کشانده و بگذاریم از جنایات خود دفاع کند!
(رادیو کانادا سی.بی.سی در برنامه ویژه-۲۵ سپتامبر ۱۹۸۱)
مسعود رجوی-۱۸ مهر ۱۳۶۳
خمینی بایستی جوابگوی جنایاتش باشد
ما او را زنده میخواهیم
او بایستی به دادگاه کشانده شود و پاسخگوی جنایاتش بشود
(روزنامه سوئدی اکسپرسن-۱۰ اکتبر ۱۹۸۴)
مسعود رجوی-۲۵ آذر ۱۳۶۳
ما امیدواریم که خمینی نمیرد برای اینکه میخواهیم او را
بهخاطر جنایاتی که برعلیه خلق ایران مرتکب شده محاکمه کنیم
استراتژی ما روی مرگ طبیعی وی بنا نشده است
(روزنامهایتالیایی ایل مساجرو-۱۶ دسامبر ۱۹۸۴)
دستخط خمینی برای عزل منتظری-۶ فروردین ۱۳۶۸
شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز را پس از من
به دست لیبرالها و از کانال آنها به مجاهدین میسپارید
صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست دادهاید
دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید
مجاهدین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه بدهند
نامهها و سخنرانیهای مجاهدین که به وسیله شما از رسانههای گروهی
به مردم میرسید ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد
و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان (یعنی خمینی) شد!
متن کامل نامه و دستور عزل منتظری توسط خمینی
مسعود رجوی – ۱۷ خرداد ۱۳۶۸
رادیو صدای مجاهد ـ ۱۷ خرداد ۱۳۶۸
بالاخره سم و زهری که شکستهای پیدرپی در جبهههای جنگ و بالاخص زهری که ارتش آزادی به حلقوم دژخیم خونآشام ریخت اثر کرد و او مرد!"
همیشه گفتیم که دجال ضدبشر بزرگترین بلیهٔ تاریخ ایران بود، آزمایش بود و نبود، وجود و لاوجود ایران و ایرانی! ده سال و سه ماه و اندی حکومت کرد، چه ده سالی! در این دوران همه آزمایش شدند، انواع و اقسام گروهها، دستجات، افراد، مدعیان،
روزی که وارد تهران شد و مردم براش فرش خون گستردند، میگفت که شاه همهٔ ایران رو گورستان کرده، حالا در جهنم با شاه نشسته و شاه بهش میگه: "پدرسوخته تو که از من بدتر کردی!"
شاه و شیخ حالا تو جهنم با هم دعوا دارند، از اونطرف، ضمن این ۱۰ سال و چند ماه از روز اول تا همین پریروز، همه آزمایش خودشون رو دادند و نسلهای آینده تمام این مسیر رو خط به خط و کلمه به کلمه خواهند نوشت، محک بود و نبود همگان بود، جانی پستفطرت و دجال ضدبشری که خواهران باردار ما رو در همون وضعیت اعدام و شکنجه میکرد و میلیشیاهای نوباوه رو با شکنجههایی که بنیبشر شرم داره از یادآوریش بهخصوص در مورد خواهران و زنانمون. هیچ جنایتی نبود که ازش فروگذار کنه. اونقدر که نفر بعد از خودش، جانشینش هم تاب نیاورد و گفت "آقا دیگه بسه آخه، چقدر؟"
مسعود رجوی:
خمینی پرپر کننده امید و اعتماد یک خلق
بلیه تاریخی و عقیدتی و میهنی
سربرداشته از عمق قرون و اعصار جاهلیت و ارتجاع
آزمایش بود و نبود، وجود و لاوجود ایران و ایرانی
که فقط بایستی رژیمش را در تمامیت نابود و سرنگون کرد
آزادی خجسته آزادی
کلمهیی که شاه و شیخ آن را خوش نمیدارند
و از آن مثل جن از بسمالله گریزان هستند
مسعود رجوی -۲۲بهمن ۱۳۷۴
افسوس و صدافسوس که روح پلید شیطان، همون خمینی دجال و ضدبشر، این دزد بزرگ قرن بر فضای انقلاب استیلا پیدا کرد و کلمه ذبح شد. کلمه ذبح شد، کلمه اصلی که به قربانگاه رفت، کلمه آزادی یعنی همون جان کلام انقلاب بود. آزادی، خجسته آزادی. کلمهای که شاه و شیخ اون رو خوش نمیدارند و ازش مثل جن از بسمالله گریزان هستند و چنین بود که خمینی با خیل اموات و اوباش سیاسی با انواع میوهچینها و فرصتطلبها و اونهایی که به گواهی مصدق در آزمایش جانبازی و فداکاری و وفاداری به ملت ایران مردود شده بودند سررسید. خیلیهاشون رسماً یا عملاً در برابر حکومت کودتای ۲۸ مرداد سرتسلیم فرود آورده بودند. خمینی با اونها سررسید ولی هنوز از خاک راه نرسیده چماق برداشت و منطق یا روسری یا توسری و حزب فقط حزبالله رو بکار انداخت. بگذریم که بعدها حتی احزاب دستساز خودش مثل حزب جمهوری اسلامی و یا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی رو هم منحل کرد. بازرگان درباره علت تشکیل حزب جمهوری اسلامی گفته بود که اونچه که اونها رو بهم نزدیک میکرد تصمیم به احراز قدرت و شکست دادن مخالفان اعتقادی و سیاسی بهویژه سازمان مجاهدین خلق بود. مخالفت این جناحها با آن سازمان یعنی سازمان مجاهدین ناشی از اختلاف عقیده و اختلاف سیاسی و برخوردهایی بود که در دوران اسارت در زندان شاه بهوجود آمده بود و به وسیله مأموران ساواک در خارج و داخل زندان دامن زده شده بود. این مربوط است به اعلامیه نهضت آزادی در تیرماه 1366 که خمینی حزب جمهوری اسلامی رو منحل کرده بود. پس معلوم میشود که علت تشکیل این حزب یا بهاصطلاح حزب هم چیزی نبوده است جز سرکوب مجاهدین و شگفتا که همین خمینی که 25 سال در برابر دیکتاتوری دستنشانده شاه حکم جهاد نمیداد وقتی که به قدرت رسید، خیلی ساده و سریعاً در برابر مردم کردستان و مردم سراسر ایران در برابر همه نیروهای طرفدار آزادیهای دموکراتیک مخصوصاً مجاهدین حکم جهاد داد و با فتوای رسمی، جان، مال و نوامیس اونها رو بر آخوندها و پاسدارانش حلال کرد. راستی که خمینی از آل ابیسفیان بهمثابه ابن ملجم دوران، یعنی که اشقیالاشقیاء دشمن حریت و انسانیت و در ردیف قاتلان امیر مؤمنان علی علیهالسلام و امام حسین بود. پرپر کننده امید و اعتماد یک خلق، بلیه تاریخی و عقیدتی و میهنی، سربرداشته از عمق قرون و اعصار جاهلیت و ارتجاع و بهمثابه آزمایش بود و نبود، وجود و لاوجود ایران و ایرانی که فقط بایستی رژیمش رو در تمامیتش نابود و سرنگون کرد.
شرح جنایتها و خیانتها و سرکوب و چپاول رژیم آخوندی البته در این مختصر نمیگنجه و مثنوی پردرد و حرمان ملت ایران در این روزگار هفتاد من هست. که لحظه به لحظه و روز به روزش با شکنجه و شهادت با جنگوجدال با فراق و هجران و با اندوه و ملال همراهه بهقول اشرف شهید جهان خبردار نشد که بر ملت ما در این روزگار چه گذشت و من هم در صحبتهای امروز راجع به وضعیت خلق و میهن اسیرمون اندوه دل نگویم الا یک از هزاران.
