بحران بیپایان قطع برق؛ نمادی از غارت وچپاول حاکمیت ولایت فقیه

۱۴۰۴/۴/۳۰
با پایان یافتن "جنگ ۱۲روزه"، کابوس قطعی برق با شدت فزایندهای به زندگی مردم و شریانهای حیاتی صنعت ایران بازگشته است. این وضعیت، نه یک مشکل فصلی، که نمادی از سوءمدیریت، فساد گسترده و ورشکستگی کامل رژیم آخوندی در تأمین ابتداییترین نیازهای کشور است. گزارشها و آمارهای رسمی و غیررسمی، ابعاد فاجعهبار این بحران را آشکار میسازد.
خسارت بیسابقه به صنعت: اعداد و ارقام تکاندهنده
پیش از "جنگ ۱۲روزه"، شهرهای بزرگی چون تهران، اصفهان، شیراز، تبریز، کرمانشاه، ساری، قزوین و همدان در تاریکی فرو رفته بودند. حتی در طول جنگ، رژیم با قطع اینترنت و کاهش مصرف ماینرهای غیرمجاز خود، موقتاً خاموشیها را کاهش داد تا پوششی بر ناتوانیهایش باشد. اما پس از آن، بحران با ابعادی فاجعهبارتر بازگشت.
صنعت ایران، قربانی اصلی این وضعیت است. طبق گزارش کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی، زیان روزانه قطعی برق در بخش صنعت به حدود ۸ هزار میلیارد تومان میرسد. اکو ایران (رسانه حکومتی) نیز خسارت روزانه به کل اقتصاد کشور را بیش از ۱۷هزار میلیارد تومان برآورد کرده که بیش از نیمی از آن (حدود ۹۲۱۸ میلیارد تومان) سهم صنعت است.
فاجعهبارتر اینکه،ضرر و زیان صنایع مستقر در شهرکهای صنعتی ناشی از قطعی برق در سال ۱۴۰۳ به ۴۴.۷ هزار میلیارد تومان رسیده که ۸ برابر سال ۱۴۰۰ است. میزان برق تحویلی به صنایع نیز در سال ۱۴۰۳، ۴۰درصد کاهش داشته است. کاهش ۵.۷ درصدی تولید فولاد و از دست رفتن مشتریان بینالمللی با ۳۰۰میلیون دلار خسارت، تنها نمونهای از این فاجعه است. صنایع بزرگ نیز مجموعاً بین ۴ تا ۵ میلیارد دلار (۲۶۰ تا ۳۲۵ هزار میلیارد تومان) خسارت دیدهاند.
زندگی مردم در تاریکی و آتش: فاجعه انسانی خاموشیها
خسارات وارده به زندگی مردم نیز به همان اندازه ویرانگر است. قطع برق، نه تنها پمپهای آب را از کار میاندازد و شهرها را بیآب میکند، بلکه منجر به سوختن گسترده لوازم خانگی نظیر یخچال، تلویزیون بر اثر نوسانات شدید ولتاژ میشود. این خسارات، که میلیونها تومان هزینه بر دوش خانوادهها میگذارد، هیچگاه از سوی شرکت توانیر جبران نمیشود. محصور شدن در آسانسورها، توقف زندگی روزمره، و تهدید سلامت بیماران از دیگر تبعات مستقیم این بیکفایتی است.
اعتراضات و سکوت رژیم: فرافکنی و بیعملی
اعتراض صنعتگران و تولیدکنندگان بهاین وضعیت، بالا گرفته است. از فریادهای یک صنعتگر در شهرک صنعتی شمسآباد که فریاد میزد "اداره برق، گاز و پخش فرآوردههای نفتی نیستند، تعطیلاند. غلط کردند که تعطیلاند"، تا اعتراض روسای اتاقهای بازرگانی و مدیران خودروسازی، همه از عمق فاجعه حکایت دارد. پاسخ رژیم اما تنها فرافکنی، وعدههای توخالی و اصرار بر "مدیریت مصرف" توسط مردم است، در حالی که خود از کنترل ماینرهای رمزارز وابسته به سپاه سود میبرد و بخش عمده برق را نیز به آنها اختصاص داده است.
ولیفقیه رژیم و مهرههایش هیچ برنامه واقعی برای توسعه زیرساختها، افزایش تولید و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر ندارند. تا زمانی که رژیم آخوندی بر سر کار است و منافع مزدورانش بر رفاه مردم اولویت دارد، ایران در تاریکی فرو خواهد رفت. تنها راه نجات، شورش و قیام علیه این بیعدالتی و فاجعه انسانی است که دیکتاتوری دینی را از بنیان برکند.
