بحران آب در ایران و دلایل آن
۱۴۰۴/۵/۱۵
گهواره تمدن، روایران،زگاری مهد جوشش چشمهها و توسعه قناتها بود. اما امروز، سایه شوم خشکسالی بر سر این سرزمین پهناور سنگینی میکنه. دیگه نه از اون نهرهای خروشان خبری هست، نه از دریاچههای پر آب. آیا مردم و زمین، تشنهی بخل آسمان هستن، یا پای موضوع دیگهای در میونه؟! با ما همراه باشید تا در دقایق پیش رو کمی این موضوع رو واکاوی کنیم.
سایت حکومتی خبرفوری روز ۲ مرداد ۱۴۰۴ اینطور نوشت: «ناظم السادات عضو هیئتعلمی و مدیر مرکز پژوهشهای علوم جوی و اقیانوسی دانشگاه شیراز گفت: دادههای بهدستآمده نشان میدهد بارندگی در یکصد سال گذشته در شیراز و بوشهر کاهش معناداری نداشته است»
یک مقایسه ساده در رابطه با تغییرات شرایط اقلیمی هم به فهم موضوع کمک میکنه، چطور در غرب و شرق ایران، کشورهایی با بارش کمتر و بیابانهای بیشتر هستن؛ اما الآن با چنین مشکل حادی در تأمین آب مردم مواجه نیستن؟!
چند نمونه از دلایل چنین بحرانی رو بررسی کنیم. از ۳۶ کارخانه و شرکت بزرگ صنایع فولاد ایران، ۳۵ عدد در حکومت آخوندی ساختهشده، ۵ شرکت بزرگ تولید فولاد در استان اصفهان احداثشده، به این تعداد، ذوبآهن اصفهان که از سال ۱۳۵۰ در اصفهان احداثشده و صنایع آببر دیگه رو هم اضافه کنید که آب زایندهرود رو میبلعند. در استان خوزستان هم ۴ شرکت بزرگ فولاد احداث کردن؛ اما مشکل کجاست؟ پایهایترین محاسبه برای احداث چنین صنایعی، بررسی چگونگی تأمین آب موردنیاز اون و همخوانی با محیط و شرایط اقلیمی هست که حتی دریک مورد رعایت نشده.
عامل دیگه حفر چاههای عمیق، بدون محاسبهی شرایط سفرههای زیرزمینی، میزان مجاز برداشت از آبهای تجدید پذیر و ضرورت احداث اونهاست. در این زمینه هم کافیه که بدونیم بیش از ۹۰۰هزار چاه عمیق در ایران حفرشده.
یک کارشناس دیگه بنام بیتاللهی در رابطه با بحران آب گفته: «برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی که از اواسط دهه ۵۰ آغاز شد و از دهه ۷۰ شدت گرفت. ایران حدود ۱۴۰ میلیارد مترمکعب آب زیرزمینی را ازدستداده»
سدها، بیش از ۷۰۰ سد در ایران وجود داره، اما در این سدها پایهایترین نیازمندیهای احداث یک سد رعایت نشده، طراحی برای احداث هر سدی باید با طرح مشخص مربوط به آبخیزداری و آبخوانداری انجام بشه. یعنی در حوزهی بالادست سدها باید طرحهای آبخیزداری برای نفوذ آب به زیرزمین و افزایش پوشش گیاهی از شروط عقد قرارداد احداث سد باشه
سالانه هزاران هکتار جنگل در ایران طعمهی آتش میشن که امکان روند ذخیرهسازی آب در لایههای زیرزمین رو کاهش میده؛ اما نهتنها کاری صورت نگرفته بلکه بلای اصلی جنگلها در ایران که بیش از آتشسوزی صدمه میزنه، جنگلخواریه، یک نمونهی اون جنگلهای هیرکانیه که الآن غریب به نیمی از اون نابودشده.
در زمان حاکمیت آخوندها بیش از ۴۰ هزار روستا در ایران تخلیه و متروکه شده، اگر هر روستا رو فقط ۱۰۰ نفر در نظر بگیریم، به عدد ۴ میلیون نفر میرسیم که با ضریب ۳ برابر شدن جمعیت در این سالها، دستکم ۱۰میلیون نفر از ساکنان شهرهای ایران، کسانی هستن که در همین بازه زمانی فقط بهدلیل تخلیه روستاها به جمعیت شهری اضافه شدن.
این افزوده شدن جمعیت به شهرها، با روند شهرسازی در ایران تحت حاکمیت آخوندها، به یک بحران مضاعف تبدیل میشه. چون توسعهی مناطق شهری، به یک طرح تفصیلی ۲۰ تا ۲۵ ساله نیاز داره که تمامی نیازهای توسعهی شهری رو برآورد کنه؛ ازجمله تأمین آب و برق، ناگفته پیداست که دستگاهها و ارگانهای حکومت آخوندی چه طرحی داشتن و چقدر کارشناسی، مسائل مربوط به تأمین نیازهای کلانشهرها و بهخصوص شهر تهران رو بررسی کردن!!
در جمعبندی میشه بهروشنی نتیجه گرفت که، بحران آب با شدت فعلی که مردم با اون مواجه هستن، دستپخت سیاستهای حکومت آخوندیه و مردم، تاوان سیاستهای غارتگرانهی حکومتی رو با تشنگی و بیآبی و بیبرقی پس میدن،
و قطعاً این موضوع در شدت رویارویی مردم با این حکومت تأثیر خواهد داشت.
