تظاهرات در نیویورک ـ ۱مهر ۱۴۰۴- سخنرانی لیندا چاوز

لیندا چاوز ـ مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید

«بسیار سپاسگزارم، با تشکر از استقبال گرمی که از من به‌عمل آوردید. من بسیار افتخار می‌کنم که امروز اینجا در نیویورک، همراه با هزاران ایرانی مقیم آمریکا، ایرانیان در تبعید که اینجا هستند، حضور دارم و به شما درود می‌فرستم؛ به ایرانیان در تبعید در هر جای جهان و به‌خصوص به آن‌هایی که در اشرف۳ و هم‌چنین در ایران هستند.

بیش از چهل و شش سال است که رژیم مذهبی حاکم بر ایران، آزادی را از مردم ایران سلب کرده است، ولی زمان حکومت آخوندها رو به پایان است.

در سال گذشته ما شاهد این بودیم که قدرتشان چطور تقلیل یافت. تلاش‌های رژیم برای ساخت سلاح اتمی، یک ضربه مرگبار دریافت کرد، با تأسیسات ضربه خورده که بمباران شدند، در فردو، نطنز و اصفهان، و دیدیم که سیستم امنیتی رژیم چطور ضربه خورد و این رژیم تحقیر شد. اکنون این کشور با خشکسالی مواجه است، که رژیم و آخوندها نمی‌توانند یا نمی‌خواهند و علاقه‌یی ندارند که بخواهند دنبال راه‌حل بگردند برای حل مسأله و درد و رنج مردم.

رژیم وقت بسیار بیشتر، پول بسیار و انرژی بسیار بیشتری را برای سرکوب شهروندان اختصاص می‌دهد تا بخواهد زندگی آنها را بهبود ببخشد. در سال ۲۰۲۵ آخوندها ۸۰۰ نفر را اعدام کردند. فقط در یک هفته، بین ۸ سپتامبر و ۱۵ سپتامبر، رژیم ۱۵ زندانی را اعدام کرد. ولی به همین هم قانع نشدند به زندانی کردن و شکنجه و کشتار هر کسی که بخواهد اعتراض کند علیه نقض حقوق‌بشر این رژیم قاتل، آنها باز هم اقدامات بیشتری را انجام دادند و آمدند مکان دفن مخالفان و مجاهدین که در دهه شصت اعدام شدند را با خاک یکسان کردند.

با جنگ دوازده‌ روزه و بمبارانی که علیه رژیم صورت گرفت، نشان داده شد که جنگ نمی‌تواند به‌تنهایی تغییر واقعی را در ایران به ارمغان بیاورد. بمبها می‌توانند تأسیسات را نابود کنند و مقام‌های رژیم را بکشند، ولی می‌شود ساختمانها را دوباره ساخت و گروه جدیدی از مقامات می‌آیند جای آن کسانی که کشته شدند قرار می‌گیرند. خود رژیم است که و این تحریف مذهب، پلیس مخفی و شبکه گسترده آنها و بقیه‌شان، فساد سیستم قضایی‌اش، استفاده از ارعاب برای سرکوب مردم، این‌ها است که باید نابود شود.

ولی این نوع تغییر فقط به دست مردم ایران می‌تواند صورت بگیرد و معنی‌اش این است که باید با رأس این سیستم در واقع مقابله کرد. برخی در غرب خیلی وقت است که فکر می‌کنند که مشکل یک ایران هسته‌یی می‌تواند با مذاکره حل و فصل شود، یا انتخابات نمایشی می‌توانند یک رهبری مثلاً مدره را سر کار بیاورند. ولی برای این‌که چنین راه‌حل‌هایی جواب داشته باشد، باید رهبرانی وجود داشته باشند که به حکومت قانون پایبند باشند. هیچ توافقی نمی‌تواند و الّا پابرجا بماند با این جور افراد و انتخاباتی که در آن حکومت حزب حاکم همه‌چیز را مشخص کند، هیچ موقع عادلانه و منصفانه نخواهد بود. مردم ایران شایسته بهتر از این هستند. هزاران نفر از شماها به نیویورک آمده‌اید تا خواهان پایان رژیم خمینی شوید، رژیم خامنه‌ای شوید. این تظاهرات خواهان یک پایان به یک استبداد و حکومت مذهبی در ایران است و برقراری یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین و دولت و غیراتمی در ایران.

ما با فاصله کمی از سازمان ملل ایستاده‌ایم که خاطراتی را زنده می‌کند که من اصلاً چطور با سازمان مجاهدین آشنا شدم. امسال شصتمین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران است که با دو دیکتاتوری مبارزه کرده. من با شما بوده‌ام به مدت بیش از نیمی از این زمان.

در سال ۱۹۹۲ من کارشناس آمریکا بودم در سازمان ملل در کمیته حقوق‌بشر سازمان ملل، زیرکمیته جلوگیری از تبعیض و حفاظت از اقلیتها که هر ماه اوت در ژنو دیدار می‌کرد.

در اولین سالی که آنجا بودم یک نماینده مجاهدین از من خواست که از قطعنامه‌یی در محکومیت نقض حقوق‌بشر در ایران حمایت کنم، به‌خصوص در رابطه با اعمال رژیم علیه زنان. من با افتخار این کار را کردم و همکارم از انگلستان همین کار را انجام داد. در سی سالی که از آن موقع گذشته من رهبری مجاهدین را شناختم و با خوشحالی از مبارزه دیرینه آن‌ها برای مردم ایران حمایت کردم. این مبارزه آنها را در نقطه‌ای قرار داده که حتی دولت آمریکا هم آنها را در نظر می‌گیرد. وقتی که آنها را در لیست قرار داده بودند، خوشبختانه و من افتخار می‌کنم که بخشی از این کارزار بودم، این لیست‌گذاری منتفی شد، آنها از لیست خارج شدند، ولی هرگز اصلاً نباید آنها در لیست قرار می‌گرفتند.

من تحت تأثیر قرار گرفتم وقتی که با اعضای جنبش مقاومت دیدار کردم چه در اینجا چه در خارج، به‌خصوص در دیدارهایم در اشرف۳ در آلبانی. کسانی که آنجا دیدار کردم اعضای فداکار، متعهد برای برقراری یک ایران آزاد بودند. قطعاً هیچ‌کس بیش از مریم رجوی این‌چنین نیست، یعنی رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران.

خانم رجوی برنامه خودش را برای ایران آزاد در سال ۲۰۰۶ ارائه کرد؛ برنامه ۱۰ ماده‌ای. این امروز هم نقشه مسیری برای یک ایران آزاد مبتنی بر جدایی دین و دولت و غیراتمی است. فراخوان می‌دهد به جدایی دین و دولت، یک قضاییه مستقل، حقوق برابر برای زنان و مردان، انتخابات آزاد، آزادی بیان و تجمع، احترام به حقوق‌بشر و حقوق انفرادی و تعهد به یک ایران بدون بمبهای اتمی. هیچ‌کس نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی کند، ولی یک چیز قطعی است، تغییر در حال وقوع است.

تنها سؤال این است که چه نوع تغییری صورت خواهد گرفت. از نظر من این اشتباه خواهد بود که به عقب نگاه شود. شاه یک دیکتاتور قاتل بود. غیرقابل‌تصور است برای من که آینده ایران قدرت را به پسر او ببخشد؛ کسی که هم رابطه‌اش با سپاه را به آن فخر می‌فروشد و نقشی برای آنها در آینده ایران قائل است. البته آینده ایران برعهده مردم ایران است و باید هم‌چنین باشد و این برعهده قدرتمندان در کشورهای دیگر، در پایتخت‌های جهان نیست که آینده را تعیین کنند. من در خانم رجوی، مرکزی از امید را می‌بینم. زنی که دوستانش، اعضای خانواده‌اش را توسط این رژیم قاتل از دست داده است. او بهتر از همه می‌داند که این آخوندها چه کار کرده‌اند، چه بر سر ایران آورده‌اند. او خستگی‌ناپذیر و چندین دهه جنگیده تا به مردم امید ببخشد. خانم رجوی خواهان این نیست که دولتهای جهان بیایند، او را برای حکومت در ایران انتخاب کنند. او از مردم ایران می‌خواهد، او می‌خواهد که مردم ایران این فرصت را داشته باشند که بتوانند رهبر خودشان را انتخاب کنند.

او علاقه‌یی ندارد به این‌که بیاید دست‌نشانده کسی شود، بلکه می‌خواهد در خدمت مردم ایران باشد با انتخابات آزاد که کاملاً قانونی باشد و فصل جدیدی را برای ایران به ارمغان بیاورد.

خیلی افتخار می‌کنم که اینجا هستم، در خیابانهای نیویورک همراه با همه شما و با کسانی صحبت می‌کنم که از طریق تلویزیون ما را دنبال می‌کنند در سراسر جهان. امیدوارم که پیام شما امروز شنیده بشود، در چهار گوشه جهان، ولی باید شنیده شود در نزدیکی همین‌جا، توسط یک نفر، که یک عضو خاص این جمعیت است، یعنی رئیس‌جمهور رژیم، مسعود پزشکیان.

من یک پیام دارم برای پزشکیان، این را با صدای بلند و روشن بشنو: تغییر در راه است

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط

تظاهرات در نیویورک ـ ۱مهر ۱۴۰۴- سخنرانی لیندا چاوز