سخنان نمایندگان ۳۲ انجمن جوانان هوادار مقاومت با حضور خانم مریم رجوی - قسمت اول - ۳

ایران آزاد – ۱۴۰۴

پیش بسوی جمهوری دموکراتیک در ایران

اجتماع جوانان با حضور رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت

 

اجتماع همزمان جوانان در انگلستان، آلمان، سوئیس

با شرکت شخصیت‌های سیاسی از کشورهای مختلف جهان

 

نمایندگان هیأت‌های جوانان ورزشکار، مهندسان و متخصصان، وکلا و حقوقدانان

پزشکان و کادر درمانی، دانشجویان، دانشگاهیان، محققان و فارغ‌التحصیلان

خانواده‌های شهیدان و جوامع جوانان ایرانی در کشورهای مختلف

 

سخنان نمایندگان ۳۲ انجمن جوانان

از اروپا، آمریکا و استرالیا

 

قطعنامه پایانی اجتماع

تأکید بر مرزبندی نه شاه نه شیخ و نفی هر گونه استبداد و وابستگی

حمایت  از مجاهدین و آلترناتیو دموکراتیک

پشتیبانی از مبارزه کانون‌های شورشی با سپاه پاسداران

و برنامه ۱۰ ماده‌یی خانم رجوی برای ایران فردا

 

اجتماع جوانان در آلمان – عبدالله بذر‌افکن
با سلام خدمت شما خانم مریم رجوی و درود بر همهٔ حاضران در این جمع.
من عبدالله هستم، از شهر شیراز.

در سال ۱۴۰۱، نسل جوان ایران بار دیگر به خیابان‌ها آمد — نسلی که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت و فریاد آزادی را از دل تمام شهرها به گوش جهان رساند.
در آبان همان سال، هم‌زمان با سالگرد جان‌باختگان قیام ۹۸، شعلهٔ اعتراضات دوباره زبانه کشید. همه حس می‌کردیم این بار ماجرا فرق می‌کند؛ مردم مصمم‌تر از همیشه بودند و حتی خود مقامات رژیم بارها اعتراف کردند که تا لبهٔ سقوط پیش رفتند.

در آن روزها، دیوارهای شیراز پر بود از شعارهایی که از عمق جان مردم برمی‌آمد:
«نه شاه، نه شیخ» و «مرگ بر دیکتاتور».

من با چشمان خود دیدم چگونه نیروهای سرکوب، گروه‌گروه به سمت جمع‌های کوچک معترضان یورش می‌بردند.
کار ما شده بود، ایجاد حواس‌پرتی برای آن‌ها، تا مردم بتوانند بگریزند و جانشان را نجات دهند.
اما ما هنوز ایستاده‌ایم؛ با تمام زخم‌ها، با تمام رنج‌ها، با ایمان به روزی که این خاک دوباره آزاد خواهد شد.

مردم ایران از رژیم آخوندی بیزارند؛ پیش از آن هم از دیکتاتوری پهلوی بیزار بودند.
مردم ایران از گرانی، فقر، گرسنگی و فساد این نظام به ستوه آمده‌اند — مردمی که از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود محروم مانده‌اند.

ایران خانهٔ ماست؛ نه میدان جنگِ بیگانگان و نه ملک شخصیِ هیچ دیکتاتوری.
نه عمامه‌دار، نه تاج‌دار — مردم ایران خواهان کشوری آزاد، مستقل و دموکراتیک هستند.

تغییر این رژیم تنها و تنها به دست مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته در درون کشور انجام می‌شود و انجام خواهد شد.
همان‌طور که مسعود رجوی می‌گوید:
«از آنِ ماست پیروزی، از آنِ ماست فردا.»


اجتماع جوانان در سوئیس – الهام ساجدیان

با سلام به همهٔ دوستان و شما خواهر مریم عزیزم. افتخار می‌کنم که عضوی از این جمعِ پرقدرت هستم؛ چون نسلِ ما نیروی تغییر و موتور محرکِ جامعه برای ساختنِ ایرانی آباد و آزاد است.
من الهام ساجدیان، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد رشتهٔ زمین‌شناسی دانشگاهِ شیراز هستم. خانوادهٔ ما، از جمله خودِ من، به‌خاطرِ هواداریِ پدر و عموهایمان از مجاهدین، همواره زیر فشار دستگاه‌های سرکوبگرِ رژیم بوده‌ایم؛ چیزی که سرانجام ما را مجبور به ترکِ ایران کرد.
تنها دو روز پس از آن‌که پدرم، مجاهدِ شهید محمد ساجدیان، در سی‌وچهار سالگی توسطِ رژیمِ آخوندی اعدام شد، من مجبور به ترکِ وطن شدم. او زندانیِ هر دو دیکتاتوریِ شاه و شیخ بود. در دورانِ شاه به‌خاطرِ رابطه‌اش با مجاهدین دستگیر و به‌شدت شکنجه شد؛ و در حکومتِ آخوندها، پدرم همراهِ دو مجاهدِ دیگر توسطِ پاسدارانِ رژیم دستگیر شد. دژخیمان پس از پانزده روز شکنجهٔ وحشیانه، پدرم و آن دو را در ملاعام اعدام کردند.
به خانوادهٔ ما حتی اجازه ندادند نامِ عزیزان‌مان را رویِ سنگِ مزارشان بنویسیم. من شاهد بودم که رژیم دست به هر کاری می‌زند تا جلوی پیوستنِ مردم به مجاهدین را بگیرد. اعضای خانوادهٔ شهیدانِ مجاهدین و حتی دورترینِ وابستگانِ آن‌ها زیر بیشترین فشارها هستند. خودِ من و اعضای خانواده‌ام بارها، به‌ویژه در ایامِ قیام، توسطِ «انجمن نجات» — شاخهٔ وزارتِ بدنامِ اطلاعات — احضار شده و مورد تهدید قرار گرفتیم که اگر در قیام‌ها دیده شویم، برخورد با ما مانندِ دیگران نخواهد بود.
برخی با شارلاتان‌بازی ادعا می‌کنند که در چنین اختناقی داخلِ ایران دربارهٔ محبوبیتِ مجاهدین «نظرسنجی» کرده‌اند؛ اما برای هر کس که در ایران زندگی کرده باشد، این ادعاهای پوشالی چیزی جز مسخره نیست. آخوندها با همدستیِ مماشات‌گران و با ظالمانه‌ترین سانسورِ قرن، از انتشارِ اخبارِ تکان‌دهندهٔ شهادتِ ۱۲۰ هزار شهیدِ راهِ آزادی ایران جلوگیری کردند و با سکوت، راه را برای ادامهٔ آنِ نسل‌کشی هموار ساختند.
اما به یمنِ کارزارِ دادخواهی که شما خواهر مریم به آن فراخوان دادید، امروز فداکاری‌های شهیدان الهام‌بخشِ نسلِ به‌پا خاستهٔ مردمِ ماست. برنامهٔ ده‌ماده‌ای درمانِ همهٔ زخم‌هایی است که توسطِ فاشیسمِ دینی بر روح و روانِ مردمِ ما نشسته است. برای من و میلیون‌ها نفر مانندِ من که به‌خاطرِ مجازاتِ وحشیانهٔ اعدام از داشتنِ پدر یا مادر یا زندگیِ عادی محروم شده‌اند، یکی از باارزش‌ترینِ این مواد، «لغوِ مجازاتِ اعدام» است.
نسلِ ما انتخاب کرده است که تا روزِ آزادیِ ایران کوتاه نیاید. ما برای پیروزی همه‌چیز داریم و عهد می‌بندیم که گِرهٔ این رژیم را برای همیشه از سرِ مردمِ ایران باز کنیم.
«حاضر! حاضر! حاضر!»


هیئت دانشجویان – الهه مصدق

دوستان گرامی، خواهر مریم عزیز؛
من الهه هستم. از ۱۵ سال پیش از ایران خارج شدم و دانشجوی داروسازی در دانشگاه اوپسالا در سوئد هستم. و افتخار بزرگی‌ست که امروز در این گردهمایی برای بزرگداشت جوانان انقلابی ایران اینجا حضور داشته باشم. نسلِ ما نسلی است که از دلِ خاکسترِ سرکوب برخاسته، سکوت را رها کرده و مقاومت را انتخاب کرده. نیروهای جوانِ کانون‌های شورشی شجاعانه در برابر استبداد و ظلمِ رژیم ایستادند و گفتهٔ برادرِ مسعود را محقق کردند که گفت: «هزار اشرف می‌سازیم» و امروز شاهدِ هزارانِ هزارِ اشرف در عمل هستیم.
از دختران و پسرانی که روی تخته‌سیاه‌ها شعارِ «مرگ بر خامنه‌ای» را می‌نویسند تا دانشجویانی همچون احسان فریدی، دانشجوی ۲۲ سالهٔ رشتهٔ مهندسی ساخت و تولید، که به‌جای دانشگاه پشتِ میله‌هایِ زندان و به جرمِ هواداری از مجاهدین در انتظارِ اعدام به‌سر می‌برد. در رویارویی با رژیمِ آخوندی که جوانان را چیزی جز تهدید نمی‌بیند، مجاهدین در راهِ آزادی همهٔ درها را به‌روی نسلِ جوان باز کردند تا رهبرانِ این مسیر شوند. به ما فقط یک فرصت داده نشده بلکه یک مسئولیت داده شده تا پرچمِ مبارزه برای آزادیِ میهنمان را به دوش بکشیم. و ما همین‌جا متعهد می‌شویم که تا آزادیِ ایران این پرچم را زمین نگذاریم. وحشتِ این رژیم از این آگاهی و ارادهٔ جوانان است چون می‌داند روزی که این نسل برخیزد، ریشهٔ ارتجاع را از زمین خواهد کند. و همان نسل است که امروز در همه‌جا در ایران برخاسته و فریادشان یکی است: «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر.»


هیئت جوامع و انجمن‌های جوانان در آمریکا، کانادا، استرالیا و اروپا – سپیده عرفا

رئیس‌جمهور منتخب گرامی، خانم مریم رجوی،
دوستان عزیز و همکاران گرامی برای یک ایرانِ آزاد، باعث افتخار من است که امروز در برابر شما بایستم تا این هیئت را که نمایندهٔ صدا و عزم جوانان ایرانی در سراسر جهان است، معرفی کنم. الهام‌بخشِ من برای ایستادن در اینجا امروز اعضای جوانِ سازمانِ مجاهدین خلق ایران هستند؛ اعضایی مانند زلال، بیتا، فائزه، الهام، صفورا، آذر و بسیاری دیگر در آلبانی. همهٔ شما الهام‌بخشِ ما برای حضور در اینجا هستید. بسیاری از آن‌ها در یک جهانِ آزاد بزرگ شده‌اند، درست مثلِ من، درست مثلِ اکثرِ ما که اینجا روی این صحنه ایستاده‌ایم. آن‌ها به بهترین آموزش و امیدوارکننده‌ترین مسیرهای شغلی دسترسی داشتند. آن‌ها می‌توانستند هر چیزی که می‌خواستند بشوند؛ با این‌حال انتخاب کردند که همهٔ این‌ها را قربانی کنند تا زندگیِ خود را وقفِ چیزی بزرگ‌تر کنند. زیرا تا زمانی که جوانان در ایران نتوانند رؤیاهایِ خود را دنبال کنند، تا زمانی که آن‌ها در سکوت و اسارت باقی بمانند، این افرادِ شجاع حاضر به پذیرشِ آزادیِ خود نیستند. آن‌ها به من آموختند که امتیاز یک هدیه برای پنهان کردن نیست؛ این یک مسئولیت است، برای صحبت کردن به جای کسانی که نمی‌توانند. بنابراین امروز، ما برای آزادیِ ایران و برای این حقیقتِ اساسی ایستاده‌ایم که «هیچ ایرانی آزاد نیست تا زمانی که همهٔ ایرانیان آزاد شوند.» همین باور، هر فردِ جوان در این اتاق را امروز متحد می‌کند. حضورِ ما در اینجا فقط همبستگی نیست؛ این یک وعده به جوانان داخلِ ایران است که شجاعتِ آن‌ها بیهوده نخواهد بود.


قطعنامهٔ اجتماع جوانان ایرانی هوادار مجاهدین و مقاومت ایران – سروش ابوطالبی

سلام به همگی. قطعنامهٔ پایانیِ گردهماییِ جوانانِ ایرانیِ حامیِ مقاومتِ ایران:
۱- میهنِ عزیزِ ما ایران در پی ۱۰۵ سال دیکتاتوری‌های شاه و شیخ در یکی از بحرانی‌ترین دوران‌های خود به سر می‌برد. از یک‌سو اعدام و شکنجه و فساد و بیکاری بیداد می‌کند و از سوی دیگر مردمِ ما هیچ‌گاه تا این اندازه آمادهٔ تغییر نبوده‌اند.
۲- کلان‌بحران‌ها: از تورمِ افسارگسیخته و بیکاریِ سرسام‌آور، فقرِ عمومی، فساد و اختلاس‌های نجومی تا بی‌آبی، بی‌برقی، بحران‌های مسکن و آموزش—تحت حاکمیتِ این رژیم هیچ چشم‌اندازی برای حل یا تخفیف آن‌ها وجود ندارد و به سرعت وخیم‌تر می‌شود. ریشهٔ این بحران‌ها در کشوری با سرزمینی گسترده و سرشار از منابع و موقعیتِ استراتژیکِ بی‌نظیر، حاکمیتِ ولایتِ مطلقهٔ فقیه است؛ بنا بر تجربهٔ چهل‌ساله، هرگونه تصورِ «رفرم» در آن سرابی بیش نیست.
۳- راهِ حلِ ایران، سرنگونیِ این رژیم و استقرارِ دموکراسی و حاکمیتِ مردمی است که بیش از هر زمان به آن نزدیک است. هم جامعه انفجاری است و هم نیروی سرنگون‌کننده و جایگزینِ دموکراتیک و انقلابی در صحنه حضور دارد.
۴- سازمانِ مجاهدین با تجربهٔ شصت سال مبارزه علیهِ شاه و شیخ، با ریشه‌های عمیق و گسترده و ائتلاف دیرپایهٔ شورای ملی مقاومت که چهل‌وچهار سال بر اصولِ دموکراتیک و انقلابیِ خود پای فشرده، فرصتِ بی‌نظیری در تاریخِ ایران برای نیل به آزادی، استقلال و عدالتِ اجتماعی فراهم کرده است.
۵- کانون‌های شورشی با هزاران عملیات علیه سپاهِ پاسداران و دیگر مراکزِ سرکوب، فرهنگِ مقاومت را در بخش‌های مختلفِ جامعه از جمله میان زندانیانِ غیرسیاسی رواج داده‌اند. اشرفِ سه با «۱۰۰۰ زن قهرمان» و «۱۰۰۰ زندانیِ سیاسیِ سابق» الگوی الهام‌بخشی برای زنان و جوانانی است که خواستار آزادی هستند.


قطعنامهٔ اجتماع جوانان ایرانی هوادار مجاهدین و مقاومت ایران – آرش مومنی

۶- جنگِ دوازده‌روزه یک‌بار دیگر روشن ساخت که سرنگونی تنها به دستِ مردم و مقاومتِ سازمان‌یافته ممکن است و اصالت و حقانیتِ «راهِ حلِ سوم» خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهورِ برگزیدهٔ مقاومت، را نشان داد؛ آن‌چه ایشان از بیست‌ویک سال پیش مکرراً گفته‌اند: «نه جنگ خارجی و نه مماشات با فاشیسمِ دینی—تغییرِ رژیم به دستِ مردم و مقاومت.»
۷- تجربه نشان داد که «بچهٔ شاه» و شاه‌پرستان، متحد بالفعلِ رژیمِ آخوندها هستند. آن‌ها نه تنها مظاهرِ وابستگی و استبداد‌اند بلکه همچنان که در قیامِ ۱۴۰۱ و در وقایعِ ماه‌های اخیر دیده‌ایم، عملکردها و سیاست‌هایِ آن‌ها در کفهٔ فاشیسمِ دینی و کارشکنی در مسیرِ سرنگونی قرار دارد.
۸- وظیفهٔ ما جوانان، قبل از هر چیز، پشتیبانیِ سیاسی و عملی از کانون‌های شورشی، سازمانِ مجاهدین و اشرفِ سه و خنثی‌سازیِ توطئه‌ها و زد و بندهای دشمنانِ استقلال و آزادیِ ایران است؛ ما موظفیم همهٔ طرف‌های بین‌المللی را متقاعد کنیم که مبارزهٔ کانون‌های شورشی را به‌ رسمیت بشناسند. ما مشارکت فعال در تأمینِ مالیِ مقاومت ایران را وظیفهٔ خود می‌دانیم.
۹- تا آن‌جا که به آینده برمی‌گردد، ما و هزاران جوانِ متخصص، استاد، دانشمند و کارآفرین، خود را موظّف می‌دانیم که بدون هیچ‌گونه چشم‌داشتی، ظرفیت‌ها و توانایی‌های خود را در خدمتِ بازسازیِ ایرانِ ویران‌شده و تحققِ برنامهٔ ده‌ماده‌ای رئیس‌جمهورِ برگزیدهٔ مقاومت قرار دهیم. ما در برابر تاریخ و ملتِ ایران سوگند یاد می‌کنیم که با تمسّک به ارزش‌هایی که از مجاهدین آموخته‌ایم، در راستای انجامِ وظایفِ انقلابی و میهنیِ خود، با چشم بستن بر منافعِ فردی تا پایِ جان از هیچ‌چیز فروگذار نکنیم.
«زنده‌بادِ ایران، زنده‌بادِ آزادی، مرگ بر خامنه‌ای، درود بر رجوی.»


هیئت جوامع و انجمن‌های جوانان اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا – صبا رضایی

«ما می‌توانیم، ما قادریم و ما باید.»
ما از جابجاییِ یک دیکتاتور با دیکتاتور دیگری که تاج بر سر دارد، خودداری می‌کنیم. سلطنت در ایران همیشه به‌معنای ظلم، مردسالاری و سیستمی بوده است که برای محافظت از قدرت خود ساخته شده، در حالی که مردم رنج می‌برند. تاج ما را آزاد نمی‌کند؛ تاج فقط به خود خدمت می‌کند. هیچ پادشاهی—گذشته، حال یا آینده—نمی‌تواند دموکراسی‌ای را که مردمِ ایران شایستهٔ آن هستند، به ارمغان آورد. همان ساختاری که سبعیتِ شاه را ممکن ساخت، تنها اشکالِ جدیدی از کنترل را تقویت می‌کند؛ روابطِ جدید با سپاهِ پاسداران، بهانه‌ها و دلایلِ جدیدی برای ساکت کردن، زندانی کردن، مجازات کردن و کشتن فراهم می‌آورد. مبارزهٔ ما برای یک ایرانِ آزاد است؛ آزاد از شاه و آزاد از شیخ. مبارزهٔ ما برای یک کشورِ دموکراتیک و مبتنی بر جداییِ دین و دولت است — چشم‌اندازی خستگی‌ناپذیر که توسطِ خودِ خانمِ مریم رجوی تعیین شده است. یک امیدِ بی‌پایان: «ما می‌توانیم، ما قادرایم و ما باید.» متشکرم.


هیئت جوامع و انجمن‌های جوانان اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا – رایان سلامی

نامِ من رایان سلامی است. فقط می‌خواهم چند کلمه در مورد مشارکت خودم در این جنبش به اشتراک بگذارم. من مجاهدین را نه تنها یک جنبش، بلکه تجسّمِ زندهٔ امید و هدف می‌بینم؛ اعتقادِ تزلزل‌ناپذیرِ آن‌ها به آزادی، برابری و فداکاری برای دیگران به مبارزهٔ من معنا می‌بخشد. من کار می‌کنم زیرا از طریقِ مقاومتِ سازمان‌یافتهٔ آن‌ها آینده‌ای را می‌بینم که در آن مردمِ ایران قیام می‌کنند، نه از طریقِ قدرتِ خارجی یا شعارهای توخالی، بلکه از طریق اتحادِ خودمان و مبارزه‌ای بی‌وقفه برای آزادیِ ایران.


هیئت جوامع و انجمن‌های جوانان اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا – کیانوش صادق‌پور

به دشمنانِ آزادی و استقلالِ ایران می‌گویم: ما می‌گوییم، ما همراه با ده‌ها میلیون دختر و پسر ایرانی، فرزندان و نوادگانِ همان مردمی هستیم که شاه را از ایران جارو کردند، و آخوندها را نیز کنار خواهیم زد. اما این بار اجازه نخواهیم داد که انقلابِ مردم و فداکاری‌هایِ آن توسطِ دشمنان دزدیده شود. با تکیه بر آن‌چه از مجاهدین و رهبرانِ مقاومت آموخته‌ایم، اجازهٔ تکرارِ سرقتِ انقلابِ ۱۳۵۷ را نخواهیم داد.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط