سقوط روی سفره‌های خالی!!

در خیابان‌های شهرهای غارت شده، دیگر نه فقط صدای اعتراض به گرانی نان و لبنیات، که فریادهای عمیق‌تری شنیده می‌شود. اقشار به پا خاسته، به‌ویژه بازنشستگان، که روزگاری تنها خواهان بهبود حقوق و مزایای خود بودند، امروز با درک تلخ واقعیت، پرده از ریشه‌های اصلی مشکلات خود برمی‌دارند. این دیگر یک اعتراض صنفی ساده نیست؛ تبدیل به رودررویی با سیستمی شده که نه‌تنها حقوقشان را نپرداخته، بلکه آن را غارت کرده است.

سال‌هاست که وعده‌های بی‌سرانجام، از مجلس و دولت، گوش مردم را پر کرده است. اما اکنون، دیگر کسی به این وعده‌ها اعتماد ندارد. مردم به چشم می‌بینند که چگونه منابع کشور، نه صرف آبادانی، که صرف ثروت‌اندوزی گروهی خاص می‌شود. برای بازنشسته خسته از سال‌ها کار، این یک تحلیل پیچیده نیست؛ یک حقیقت عریان است که: «یک اختلاس کم بشه مشکل ما حل می شه» این شعار، نمادی از پیوند ناگسستنی فساد ساختاری و وضعیت معیشتی مردم است.

آنها به خوبی می‌دانند که مخابراتی که سال‌ها برایش زحمت کشیده‌اند، چگونه "صدپاره" شده و به کام عده‌ای خاص رفته است. «بخور بخور تو کاره" این واژگان، تصویری تلخ از خصوصی‌سازی‌های رانتی و واگذاری اموال عمومی به "خودی‌ها" است. بازنشستگانی که قرار بود زندگی آرامی داشته باشند، امروز در شهرهای مختلف، از رشت گرفته تا اهواز، در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۴، فریاد می‌زنند که "بنیاد تعاون حق ماها رو خورده مخابرات رو برده" و "ستاد اجرایی حق ماها رو خورده مخابرات رو برده". این بنیادها و ستادهای ظاهراً اقتصادی، که باید حامی مردم باشند، خود به غارتگر بدل شده‌اند. نام‌هایی چون "ستاد فرمان امام" و "بنیاد تعاون سپاه" در ذهن مردم علاوه بر کانونهای سرکوب به نماد "غارت" و "چپاول" تبدیل شده‌اند. این تحول در نگاه مردم، نشانه عمیقی از بی‌اعتمادی و سرخوردگی است.

اینجا، نقطه اوج تغییر است. زمانی که هویت و ارزش‌های مورد ادعای رژیم، با عملکردهای آن در تضاد آشکار قرار می‌گیرد، شعارها از اقتصاد فراتر رفته و ماهیت سیاسی و ایدئولوژیک به خود می‌گیرد. مردم دیگر نمی‌گویند "مشکل ما گرانی است"؛ بلکه می‌گویند "مشکل از نظام است". وقتی حقوق آنها نه فقط نادیده گرفته می‌شود، بلکه "به سرقت رفته"، امید به اصلاح از درون، جای خود را به باور به "تغییر" می‌دهد. این فریادهای از سر ناامیدی، دیگر خواهان ترمیم نیستند؛ بلکه خواهان ریشه‌کن کردن آن چیزی هستند که ستم و سرکوب را نهادینه کرده است. «اعتراضات علیه ستم و سرکوب رژیم آخوندی» دیگر یک جمله خبری نیست، بلکه بیانگر نیت قاطع مردمی است که به پایان خط رسیده‌اند. این، آتشی است که از زیر سفره های خالی سربرآورده و میرود تا سقوط نهایی نظام ریش و ریشه اش را بسوزاند.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط