میزگرد درباره مجاهدین، مرزبندی نه شاه نه شیخ و شیطانسازیهای رژیم ـ قسمت دوم
۱۴۰۴/۸/۱۶
بخش دوم: جاذبه مجاهدین ـ شیطانسازی رژیم
پویا بلندمرتبه: «گفتیم که چه باعث شد با این سازمان آشنا شویم و به این سازمان نزدیک شویم. الان میخواهیم ببینیم که چه چیزی در این مقاومت برای شما جذاب است که در این راه ماندهاید و تو را در این راه نگه داشته که ادامه بدهید.»
علی فاطمی: «در مجاهدین جذابیت زیاد است. هر کاری که در مجاهدین انجام میشود پر از جذابیت است. چه در سیاست و چه در کارهای نیرویی و رو به مردم خودشان. به هر حال در این طی طریقی که شده، اقلا در این پانزده شانزده سالی که گذشته ما تقریبا همه چیز را دیدهایم. احزاب مختلف سیاسی، بچه شاه و یا کسان دیگری که از ایران آمده و از طرف رژیم صادر شده است و رژیم فرستاده تا اپوزیسیون بازی در بیاورد و و حزب درست کند و علیه مجاهدین عمل کند.
ما همه اینها را دیدهایم، ما همه رنگ دیدهایم و شنیدهایم. هر کس دیگری که آمده از سرنگونی صحبت کرده، بعد دیدیم که اصلا سرنگونیطلب نبوده است فقط روند سرنگونی را کند کرده است و خواسته به بیراه بکشاند. در این شانزده سال که من مجاهدین را میشناسم هیچ گروه یا سازمانی بجز مجاهدین را ندیدم که بهواقع خواهان سرنگونی باشد و برای سرنگونی این رژیم کار کند.
فرد هست، افراد با شرف زیاد داریم ولی به صفت سازمان و تشکیلات ما کسی را نداشتیم که این طوری بخواهد برای سرنگونی مبارزه کند. جانش را در این راه بگذارد. زندگی خودش، خانواده خودش، آبروی خودش و همه چیز خودش را در این راه بگذارد بجز مجاهدین.
قشر مردم عادی که در ایران هستند چه چیزی در رابطه با مجاهدین فکر میکردند. منظورم علی فاطمی قبل از سال ۸۸ در ایران است. آی اینها خیانت کردند به ما رفتند با صدام. وقتی مسعود رجوی تصمیم گرفت برود به عراق نه تنها ریسک جانی بلکه ریسک خیلی چیزها را به جان خرید. اینها فاکتهایی هست که به من هم انرژی میدهد و هم موتور مرا گرمتر نگه میدارد برای کار کردن با مجاهدین.»
