کنفرانس در برلین- ایران: حقوقبشر زیر تیغ اعدامها، فرصتها و مسئولیت اروپا- قسمت سوم
۱۴۰۴/۸/۱۷
کنفرانس در برلین- ایران: حقوقبشر زیر تیغ اعدامها، فرصتها و مسئولیت اروپا
با شرکت اعضای پارلمان فدرال از احزاب مختلف
و شخصیتهای سیاسی آلمان
سخنرانیهای:
دکتر هانس اولریش زایت سفیر آلمان در افغانستان و کره جنوبی ۲۰۰۵-۲۰۱۲
رئیس اداره بازرسی وزارتخارجه آلمان تا ۲۰۱۷
ساندرا ویزر نماینده پیشین پارلمان فدرال آلمان-رئیس کمیته مسکن و شهرسازی
مارتین پاتسلت نماینده پارلمان فدرال آلمان ۲۰۲۱-۲۰۱۳
و دکتر معصومه بلورچی نماینده شورای ملی مقاومت ایران در آلمان
مارتین پاتسلت
یک آلترناتیو کاذب حول رضا پهلوی بر اساس دروغ و افترا شکل گرفته است
بازیگرانی بدون سابقه مبارزاتی مستند، بدون ساختار، بدون برنامه
بدون پایگاه و پیشینه اجتماعی جدی
اکنون با تکیه بر نام پسر دیکتاتور سابق و محافل خارجی
که هنوز به هر دلیلی با مجاهدین خلق مخالفت میکنند
ناگهان چنین مهرههایی را دوباره وارد بازی میکنند
فقط به این دلیل که از قدرت و مقاومت سازمانیافته مجاهدین خلق میترسند
این مقاومت بهوضوح تنها آلترناتیوی است که میتواند یک کشور را به دست بگیرد
و آن را به سوی دنیای آزاد هدایت کند
مارتین پاتسلت-نماینده پارلمان فدرال آلمان – ۲۰۲۱-۲۰۱۳
بعد از آنچه لحظاتی پیش شنیدیم، باید در برابر همه شما اعتراف کنم که من هم یک «اخلاقگرا» هستم و کسی هستم که مستحق اعدام است، چون دهههاست با اعتقاد راسخ در «کمیته همبستگی آلمان برای ایران آزاد» همکاری میکنم.
و این سخنان مرا به یاد این واقعیت انداخت که رژیم با تمام ابزارهایی که در اختیار دارد میجنگد، زیرا بیش از پیش نگران از دست دادن قدرت خود است.
زیرا مقاومت در حال گسترش است و مردم دیگر حاضر نیستند این ترور قاتلان را – بله، میگویم قاتلان – تحمل کنند.
این مرا به یاد واقعهیی انداخت که در آن، یک دیپلمات ایرانی، بمبی را از اتریش از طریق بلژیک قاچاق کرده بود.
اما میخواهم توجه شما را به موضوع دیگری جلب کنم که من، بهعنوان یک شهروند آلمان شرقی با گذشتهام، آن را بهوضوح تجربه کردهام، شناختهام و بعدها توانستم بهتر درک کنم.
و آن این است که این رژیم نهتنها با ترور و تهدید آشکار کار میکند، بلکه با ابزارهای اطلاعات گمراهکننده، فریب و افترا نیز عمل میکند و با این روشها به موفقیتهای زیادی دست یافته است.
من در گفتگوهایم، حتی با همکارانم در پارلمان، بارها و بارها متوجه شدهام که آنها تحت تأثیر شعارها و اطلاعات این رژیم در موضعگیریهایشان دچار تردید میشوند و میگویند:
«خب، اما مجاهدین خلق که یک فرقه هستند» یا «آنها ترور روانی میکنند» و افترائاتی از این دست را مطرح میکنند.
اما وقتی دقیقتر میپرسی که این اطلاعات از کجا آمده است، میبینی بخشی از آن حتی از رسانههای آلمانی سرچشمه میگیرد.
مجاهدین خلق ناچار شدند با احکام دادگاههای آلمان یا آمریکا با این موضوع مقابله کنند و رسانههای معتبر آلمانی که نامشان را نمیبرم، مجبور به پس گرفتن گفتههای خود شدند.
همه اینها بهروشنی نشان میدهد که چگونه کانالهای نفوذ این رژیم در کشورهای آزاد نیز فعالاند و رژیم از تمام امکانات خود استفاده میکند:
ترور، سانسور، دروغ سازمانیافته، سرکوب وحشیانه داخلی و جنگ روانی در خارج از کشور.
میدانید، ما روزبهروز بیشتر تحت تأثیر رسانهها، از جمله رسانههای اجتماعی، قرار میگیریم.
ما بهدنبال اطلاعات، بهدنبال حقیقت و بهدنبال آن چیزی هستیم که درست است و در این حالت، طبیعتاً پذیرای اطلاعاتی میشویم که هدفشان ایجاد نوعی سیاست مماشات است.ما که خواهان درگیری نیستیم؛ ما خواهان صلحیم، خواهان تجارت مسالمتآمیزیم.
اما این رژیم، همانگونه که خود را نشان میدهد، آشکارا ثابت میکند که رئیسجمهور پزشکیان، که در غرب به اشتباه برچسب «میانهرو» به او میزنند، در واقع با همان ابزارها و با همان وحشیگری عمل میکند. او در کشورش و در میان کارفرمایان هیچ گزینه دیگری ندارد.
ما، بهعنوان آلمانیها، باید همراه با مقاومت ایران تلاش کنیم تا این شیوههای عملکرد ملایان ایران در دنیای غرب را افشا کنیم؛
باید مراقب باشیم و بیش از پیش هوشیار بمانیم تا در برابر دروغها، تحریفها و افتراها بایستیم. من همواره این کار را به صراحت انجام میدهم و میگویم:
«لطفاً به من بگویید کجا، چگونه، کی، چه اتفاقی افتاده است؟»
واقعیت را باید با آنچه واقعاً وجود دارد سنجید، نه با شعارها.
یک آلترناتیو کاذب حول رضا پهلوی، پسر دیکتاتور سابق، نیز در همین الگو قرار میگیرد.
بازیگرانی بدون سابقه مبارزاتی مستند، بدون ساختار، بدون برنامه، بدون پایگاه و پیشینه اجتماعی جدی، اکنون با تکیه بر نام او و محافل خارجی که هنوز به هر دلیلی با مجاهدین خلق مخالفت میکنند – که برای یک انسان منطقی قابل درک نیست – ناگهان چنین مهرههایی را دوباره وارد بازی میکنند.
فقط به این دلیل که از قدرت و مقاومت سازمانیافته مجاهدین خلق میترسند.
این مقاومت به روشنی تنها آلترناتیوی است که میتواند یک دولت را به دست بگیرد و آن را به سوی دنیای آزاد هدایت کند.
به همین دلیل، دوستان عزیز من، خانمها و آقایان و بهویژه نمایندگان محترم پارلمان، ما باید با هم تلاش کنیم تا این آلترناتیو را نیز بهوضوح معرفی کنیم.
با آن گفتگو کنیم، مسائل را روشن سازیم و پرسشهایی را که ذهن ما را به خود مشغول کرده است، پاسخ دهیم.
باید با یکدیگر واقعبینانه برخورد کنیم و در فعالیتهای سیاسی که از آلمان، اروپا و آمریکای شمالی در جهان شکل میگیرد، اعلام کنیم که این موضوع به ما هم مربوط است.
موضوع بر سر دنیای آزاد است، و چنین دولت شیطانی مانند رژیم آخوندی میتواند تأثیرات شوم خود را در کل منطقه و حتی تا منطقه ما گسترش دهد.
این باید ما را به اتخاذ موضعی قاطع و روشن وادارد.
راهها و ابزارها توسط سخنرانان پیش از من تشریح شد.
دکتر هانس اولریش زایت
قرار دادن سپاه پاسداران در لیست سازمانهای تروریستی
و تعامل و گفتگو با نمایندگان شورای ملی مقاومت ایران
اقدامی منطقی برای مقابله با تهدیدات تروریستی فزاینده رژیم ایران است
دکتر هانس اولریش زایت - سفیر سابق آلمان در افغانستان و کره جنوبی – رئیس اداره بازرسی وزارتخارجه آلمان تا سال ۲۰۱۷
خانم رجوی گرامی، حضار محترم،
در ژوئیه ۲۰۲۵، وزارتخارجه آلمان بیانیهیی صادر کرد؛ بیانیهیی مشترک که میخواهم بخشی از آن را نقل کنم.در این بیانیه آمده است:
«آلبانی، بلژیک، دانمارک، آلمان، فنلاند، فرانسه، کانادا، هلند، اتریش، سوئد، اسپانیا، جمهوری چک، بریتانیا و ایالات متحده، تهدیدات فزایندهیی را که از سوی دولت ایران و از طریق سرویسهای اطلاعاتیاش در قلمروهای حاکمیتی ما صورت میگیرد، محکوم میکنند.
ما در مخالفت با تلاشهای سرویسهای اطلاعاتی ایران برای کشتن، ربودن و آزار و اذیت افراد در اروپا و آمریکای شمالی، که نقض آشکار حاکمیت ماست، همعقیده هستیم.
ما اینگونه حملات را، صرفنظر از هدفشان، نقض حاکمیت خود میدانیم.
ما مصمم هستیم که برای جلوگیری از این اقدامات با یکدیگر همکاری کنیم».این بود بیانیه ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۵.
این اعلام نیت که «ما مصمم هستیم برای جلوگیری از این اقدامات با یکدیگر همکاری کنیم»، طبیعتاً مستلزم اقدام عملی نیز هست.
و همانطور که آقای پاتسلت اشاره کردند، صبر و تعلل کافی نیست، بهویژه زمانی که پای منافع مستقیم سیاست امنیتی جمهوری فدرال آلمان نیز در میان باشد.
بنابراین، مهم اقدام کردن است و نه فقط صدور بیانیه. پس چه باید کرد؟
قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی، در واقع اقدامی منطقی است که مستقیماً از دل همین بیانیه برمیآید.
علاوه بر این، این بیانیه ایجاب میکند که مسئولان دولت فدرال آلمان، هر یک در جایگاه خود، در اسرع وقت با نمایندگان شورای ملی مقاومت ایران نیز وارد گفتگو شوند تا، بهعنوان مثال، فعالیتهای سرویس اطلاعاتی ایران و دیگر سرویسهای ایرانی در خاک آلمان را پیگیری کرده و روشن سازند که چنین اقداماتی غیرقابل قبول است.
اینجا منافع مستقیم آلمان تحت تأثیر قرار گرفته و دولت فدرال در سیاست خارجی و امنیتی خود موظف است که فعالانه علیه آن اقدام کند، نه اینکه تنها اعلام کند که قصد دارد برای جلوگیری از این اقدامات کاری انجام دهد.
پس این یک برنامه وظایف روشن، در واقع یک برنامه وظایف کاملاً روشن برای دولت فدرال کنونی است.
ساندرا ویزر
وقتی میبینم این جنبش با پایداری به چه قدرتی رسیده است
جز تحسین کار دیگری نمیتوان کرد
شما در اینجا مقاومتی حرفهای را سازمان دادهاید
که شایسته تقدیم احترامات ماست
معاله و تجارت با این رژیم باید مشروط به توقف اعدامها
آزادی زندانیان سیاسی و دسترسی صلیب سرخ جهانی به زندانها باشد
اما بزرگترین خواسته، قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست تروریستی اتحادیه اروپاست
شورای ملی مقاومت ایران با طرح ده مادهای
چشمانداز بسیار خوبی از یک ایران مبتنی بر جدایی دین و دولت
حاکمیت قانون و آزاد را ارائه میکند
ساندرا ویزر -نماینده پیشین پارلمان فدرال آلمان – رئیس کمیته مسکن و شهرسازی
رئیسجمهور رجوی عزیز، خانمها و آقایان محترم، دوستان عزیز آزادی،
سالهاست که هواداران شما مقابل ساختمان رایشتاگ (پارلمان آلمان) میایستند.
این برای من نیز نخستین تماس نزدیکتر با تاریخ و معضلات ایران بود و باید بگویم وقتی میبینم این جنبش، این صبر و این قدرت به چه نتیجهیی رسیده است، جز تحسین کاری نمیتوان کرد.
شما در اینجا مقاومتی حرفهیی را سازمان دادهاید و به همین خاطر، پیش از هر چیز، صمیمانهترین. بله، چطور بگویم. احترامات خودم را تقدیم میکنم.
برای من نیز افتخاری است که امروز میتوانم در اینجا نمادی باشم برای همه زنان و مردان ایرانی که هر روز برای زندگی در آزادی، با کرامت و برای حقوق خود مبارزه میکنند.
وقتی از ایران صحبت میکنیم، از یک کشور بیگانه و دوردست حرف نمیزنیم، بلکه از انسانها، از زنان و مردان، کودکان و سالمندان سخن میگوییم.
و یک چیز همه آنها را متحد میکند، و آن شجاعت ایستادگی در برابر یک سیستم سرکوبگر است.
در ایران، هر کس که از حاکمیت شریعت انتقاد کند، دشمن خدا تلقی میشود و این پیامدهای مرگباری مانند شکنجه، محاکمات خودسرانه و اعدام را در پی دارد.
این آمارها مرا تکان میدهد، وقتی میخوانم که تنها در سال جاری بیش از ۱۴۰۰ اعدام صورت گرفته و در میان آنها زنان بسیاری نیز بودهاند.
به همین دلیل، بهعنوان تنها زن حاضر در این پنل، میخواهم توجه ویژهیی به وضعیت زنان داشته باشم.
باید صادقانه بگویم، دکتر معصومه بلورچی برای من مثالی زدند و از خودشان نام نبردند، با اینکه خود ایشان نیز متهم هستند.
ایشان داستان سارا طبری را برایم تعریف کردند؛ زنی ۶۱ ساله و مادری که در دانشگاههای سوئد تحصیل کرده است.
او در اواسط اکتبر، پس از یک دادگاه ده دقیقهای، بدون وکیل و بدون حاکمیت قانون، به اعدام محکوم شد.
جرم او این بود که گفته میشود بنری با شعار «زن، مقاومت، آزادی» نصب کرده بود.
او اکنون در زندان لاکان رشت در معرض خطر جدی اعدام قرار دارد. ما نباید در برابر چنین اقدامات خودسرانهای سکوت کنیم.
زیرا هر کسی که امروز در اروپا از آزادی و حقوقبشر دفاع میکند، نمیتواند این کار را بهصورت گزینشی انجام دهد؛ بلکه باید اصولاً برای همه کشورهای روی زمین از آزادی دفاع کند و سکوت نکند. به همین دلیل، همبستگی ما با مردم است، نه با قدرتمندان.
من معتقدم که اکنون فرصت مناسبی است تا این جنبشی را که شما به راه انداختهاید، بیش از پیش به جلو ببریم و باید نقش اروپا را پررنگتر کنیم.
به همین دلیل باید از دولتهایمان در اروپا بخواهیم که روابط با تهران را امری عادی تلقی نکنند.
هیچ امتیازی نباید بدون تعیین شروط روشن داده شود.
این شروط باید شامل توقف اعدامها، آزادی زندانیان سیاسی و دسترسی صلیبسرخ جهانی باشد. و البته بزرگترین خواسته: قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا. این یک مسأله جناحی نیست، بلکه مسأله اعتبار ارزشهای اروپایی خود ماست.
میدانم افراد بسیاری در این سالن حضور دارند که سالهاست با شجاعت فراوان – و البته نه تنها در این سالن بلکه در میان شما – برای آیندهای دموکراتیک در ایران تلاش میکنند.
شورای ملی مقاومت ایران با طرح ده مادهای خود، چشمانداز بسیار خوبی از یک ایران مبتنی بر جدایی دین و دولت، حاکمیت قانون و آزادی ارائه میدهد.
این همان معیاری است که همبستگی ما در اروپا باید بر اساس آن شکل بگیرد.
من از شما سپاسگزارم، و همچنین از همه زنان و مردان ایرانی تشکر میکنم که با وجود همه خطرات، از باور به آزادی دست نمیکشند. شجاعت شما یادآور این است که سیاست، در نهایت، برای چه وجود دارد:برای آزادی انسان.
دکتر معصومه بلورچی – نماینده شورای ملی مقاومت ایران در آلمان
آقای مولر گرامی، خانم رئیس، میهمانان ارجمند،
صمیمانه از شما سپاسگزارم که علیرغم برنامههای فشرده کاری، امروز در این نشست حضور دارید.
تشکر ویژه من از شماست، خانم رئیسجمهور، که با وجود تحولات سریع در ایران، وقت گذاشتید تا درباره وضعیت و نقش نمایندگان پارلمان و سیاستمداران در آلمان سخن بگویید.
مقاومت ما یک جنبش مستقل است.
دهههاست که این مقاومت، بهلطف فداکاری اعضای خود در داخل و خارج از کشور و به یمن حمایت بسیاری از نمایندگان پارلمان و شخصیتهای برجسته، مبارزه برای آزادی مردم ایران را ادامه داده است.
شما و دیگر سخنرانان پیش از من، به نکات بسیار مهمی اشاره کردید که بهدلیل کمبود وقت از تکرار آنها خودداری میکنم،
اما مایلم به موضوعی بپردازم که دغدغه مشترک همه ماست:
فراخوان برای پیوستن به جنبش دادخواهی و حمایت از درخواست علنی شما.
مقاومت سازمانیافته علیه رژیم در ایران هر روز نیرومندتر میشود.
جوامع ایرانی در خارج از کشور با برگزاری کنفرانسها و تظاهرات، خواستار حمایت گستردهتر هستند.
اعدامها و کشتار در زندانها، مهمترین ابزار رژیم برای حفظ قدرت است.
۱۶ نفر، از جمله زهرا طبری – که همکار عزیزم ساندرا نیز به آن اشاره کرد – در آستانه اعدام قرار دارند، تنها به جرم سر دادن شعار «زن، مقاومت، آزادی» .
آنها در محاکمهای ده دقیقهای به اعدام محکوم شدهاند.
با وجود این اعدامها و شکنجهها، مقاومت همچنان در حال گسترش است.
حامیان مقاومت در خارج از کشور نیز از طریق خانوادههایشان در داخل ایران، توسط وزارت اطلاعات رژیم مورد تهدید قرار میگیرند.
به همین دلیل، بهرسمیت شناختن مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم، یک ضرورت فوری است.
از شما میخواهم رژیم ایران را تحت فشار قرار دهید تا سازمان ملل و نهادهای حقوقبشری بتوانند از زندانها، بهویژه زندانیان سیاسی، بازدید کنند.
ما برای آزادی مردممان از هیچ فداکاری دریغ نخواهیم کرد.
بر این عهد سوگند خوردهایم و به آن افتخار میکنیم.
از توجه و حمایت شما صمیمانه سپاسگزارم.
