دانشجویان و شانزده آذر، فعالیتها و بیانیهها
۱۴۰۴/۹/۱۰
شتابان به روز دانشجو در شانزدهم آذر نزدیک میشیم و میخوایم ببینیم که چه خبر از دانشجو و دانشگاه؟ از بیانیههای دانشگاه صنعتی شریف و بیانیه جمعی از دانشجویان این دانشگاه شروع میکنیم.
که در بخشی از بیانیه جمعیشون با اشاره به اقدامات ظالمانه حکومتی و بیعدالتیهای حاکم، از تبعیض وحشتناک سیم کارتهای سفید خشم خودشون رو نشون دادن و نوشتن: در شرایطی که محدودیتهای اینترنتی برای میلیونها ایرانی است اما برای نهادهایی مثل بسیج و نشریات وابسته دردانشگاه حقی بلامنازعه. و این سرکوب اینترنتی رو محکوم کردند
دانشگاه تبریز
نسلهاست که دانشجویان آزادیخواه ایران به بهای جان پیشتازی میکنن و امروز صدای شهامت و دادخواهی احسان فریدی، دانشجوی محکوم به اعدام دانشگاه تبریز از دانشگاهها شنیده میشه که دانشگاه سنگر آزادی در مقابل ظلم و بیعدالتی سکوت نخواهد کرد.
بله رسم دانشجو برپا نگه داشتن روحیه شورشگر و پیوند آگاهی و تغییرگریه. اینطوره که این روزها ساکنان تهران با پخش تراکتهای اعتراضی از این قبیل در محلهشهریار مواجهاند:
یکی از هموطنان با ارسال این تصاویر نوشته؛
سلام و خسته نباشید
ساکن تهران هستم. در محل سکونتمون محله شهریار این تراکت های اعتراضی رو دیدم که براتون میفرستم. در این تراکت های اعتراضی نوشته شده "سکوت دانشجویان به پایان رسید و صدای ما را خاموش نخواهید کرد" و از دانشجویان دعوت میکنه که در روز دانشجوی امسال هم مثل بسیاری از سال های دیگه اعتراض کنند. به امید اینکه در روز دانشجوی امسال هم صدای رسای اعتراض جوانان و دانشجویانمون بر خاموشی این حکومت فاسد و پوسیده غلبه کنه!
#دانشجو_ساکت_نمیماند
دانشجوی امروز میدونه که صندلیاش تنها متعلق به کلاسش نیست و تاریخی از مقاومت و آزادیخواهی رو حمل میکنه. بله دانشگاه اونطور که دانشجویان دانشگاه تهران گفتن با « ذهنهای پرسشگر » همچنان مسئولیت« عامل تغییر» بودن رو به عهده داره:
دانشگاه، سنگر آزادی است؛ نه از آنرو که دیوارهایش بلندتر از قدرتاند، بلکه چون ذهنهایی را در خود میپروراند که توان پرسشگری دارند.
دختر دانشجویی که با بیرحمی و تحقیر در تاریکی شب از خوابگاهش بیرون شده آدمی رو به جز مواجه کردن با حقیقت تلخ تبعیض و ظلم، در برابر ضرورت انکار ناپذیر انقلاب و تغییر قرار میده...
این دختر دانشجو در مورد اخراجش از خوابگاه دانشجویی الزهرا میگه:
امشب از شهرستان اومدم و تک تک مسئولای خوابگاه بخاطر اینکه ترم پنجم هیچکدوم حاضر نشدن منو راه بدن فقط گفتن: «همین الان باید بری».
ساعت ۱۰ شب، تنها و با چشم گریون، وسایلمو جمع کردم؛ به من میگن باید بری تو هزینه بهداشت داری مگه من چقد آشغال تولید میکنم؟!
نصف شب منو با قلب شکسته تو تهران آواره کردن اما خدای من خیلیییی بزرگه شک ندارم...
صدای مژده، دانشجوی شیرازی یادآوری میکنه نام و یاد دانشجویانی رو که جانشان رو فدای عدالت و آزادی کردند. عزم مژده نشون میده که خون اونها نه پایمال شده و نه فراموش! بلکه چراغ راه پیروزی نهاییه
