پراتیک کانونهای شورشی زاهدان با شعار نه شاه نه شیخ - جمعه ۲۸آذر
۱۴۰۴/۹/۲۸
طنین شعارهای سرنگونی و نفی دیکتاتوری در قلب بلوچستان؛ زاهدان کانون ایستادگی علیه اعدام و استبداد
مجموعه پراتیکهای سیاسی و اعتراضات میدانی در زاهدان، بار دیگر در روز جمعه، فضای این شهر را به صحنه تقابل تمامعیار با تمام اشکال دیکتاتوری تبدیل کرد. کانونهای شورشی قهرمان با الهام از پیامهای رهبری مقاومت، بر ضرورت قیام سازمانیافته برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه و مرزبندی قاطع با بقایای دیکتاتوری سلطنتی تأکید کردند. این اقدامات در حالی صورت میگیرد که رژیم آخوندی با تشدید اعدامها و جنگ روانی، در پی مهار خشم عمومی است.
۱. نفی دیکتاتوری: «نه عمامه، نه تاج»
اصلیترین ترجیعبند پراتیکهای این هفته، مرزبندی قاطع با هر دو شکل استبداد تاریخی ایران بود. کانونهای شورشی زاهدان با نصب پلاکاردها و دیوارنویسی، شعارهای زیر را برجسته کردند:
-
«دیکتاتوری، دیکتاتوری است؛ چه با عمامه، چه با تاج»
-
«مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» (تأکید بر تداوم این شعار در سال ۱۴۰۴)
-
«سلطنت، ولایت؛ یکصد سال جنایت»
-
«نفرین خلق و تاریخ به شیخ و شاه خونریز»
-
«نه سلطنت، نه رهبری؛ دموکراسی، برابری»
در این شعارها به پیام برادر مجاهد مسعود رجوی اشاره شد که ترفندهای مشترک «شیخ و شاه» را افشا کرده و هشدار داد که روزگار هر نوع دیکتاتوری به سر آمده است.
۲. نبرد علیه اعدام و سرکوب
با توجه به افزایش صدور احکام اعدام، بخش بزرگی از فعالیتها به «جنبش نه به اعدام» اختصاص یافت. بر اساس پیامهای خانم مریم رجوی، اعدام بهعنوان «اصلیترین ابزار حکومتداری نظام ولایی» معرفی شد. محورهای این بخش عبارتند از:
-
فراخوان برای همبستگی ملی علیه حکم جنایتکارانه اعدام.
-
تأکید بر اینکه اعدام ابزاری برای جلوگیری از اوجگیری اعتراضات است.
-
تعهد به مبارزه برای «یک ایران بدون اعدام و شکنجه» و ضرورت محاکمه بینالمللی خامنهای.
۳. قیام و راهحل جایگزین (آلترناتیو)
در پراتیکهای میدانی زاهدان، خط مشی مقاومت بر سه اصل استوار ارزیابی شد:
-
بهزیر کشیدن رژیم ولایت فقیه.
-
مرزبندی قاطع با شاه و شیخ.
-
جدایی دین از دولت.
کانونهای شورشی با بازنشر پیامهای خانم مریم رجوی تأکید کردند که «نمایش آلترناتیوهای دستساز دیگر جایی ندارد» و تنها انتخاب پیش روی مردم ایران، «قیام سازمانیافته و سرنگونی» است.
۴. بحرانهای معیشتی و غارتگری حاکمیت
بخش دیگری از پراتیکها به افشای تضاد طبقاتی و فقر تحمیلی اختصاص داشت:
-
سفرههای خالی: تأکید بر اینکه حاکمان دزد در زندگی فوق لاکچری غرقاند، در حالی که سفره مردم محروم روزبهروز خالیتر میشود.
-
بحران بنزین: هشدار نسبت به گرانی بنزین و تسری فشار آن به زحمتکشان و محرومان.
-
تداوم تبعیض: تأکید بر اینکه تا این رژیم سفاک باقیست، رنج و تبعیض اقشار محروم و کارگران پایانی ندارد.
پراتیک کانونهای شورشی در زاهدان نشان داد که جامعه ایران نه به گذشته برمیگردد و نه در حال درجا میزند. با پیوستن فزاینده نسل جوان به جنبش مقاومت، رژیم در بنبست سرنگونی قرار دارد. پیام نهایی فعالان در شعار «باید بند از بند دیکتاتور دینی گسست» تجلی یافت.
