بیانیهٔ جمعی از زندانیان سیاسی در حمایت از قیام مردم ایران
۱۴۰۴/۱۰/۱۲
گفتگو با محمود رویایی یکی از زندانیان دههٔ شصت که به مدت ده سال در زندانهای اوین و قزلحصار و گوهردشت
«با سلام خدمت دوستان و بینندگان عزیز سیمای آزادی. و درود به همهٔ زندانیان مقاوم و درود به هموطنان و قیامآفرینانی که هیبت پوشالی ضحاک رو کف خیابونها شکستند. بله زندانیان اوین تو این بیانیه نوشتن خبر برخاستن و فریادتان به این سوی دیوارهای زندان هم رسید. زندانیان از ۴۷سال جنایت و فساد و سرکوب گفتند و از ۴۷ سال مقاومت و جنگ بیوقفه مقاومت با دشمنان آزادی. روزهای قبل هم شاهد بیانیههای قوی زندانیان قزلحصار بودیم. به نظر من انتشار این بیانیهها از کانون فشار و اختناق خیلی مهمه و پشت مردمرو در این قیام گرم میکنه. رژیم تنها سلاحی که برای مقابله با مردم داره سرکوبه و امروز میبینیم که زندانیان از سلولهای مخوف و مراکز سرکوب پیوند و همراهی خودشون با قدرت اعلام میکنند. این نشون میده تیغ ارعاب و سرکوب و این همه اعدام و شکنجه در برابر ارادههای مردم برش نداره».
همانطور که اشاره کردید یکی از ابزارهای اصلی خامنهای برای ایجاد رعب و هراس در جامعه شکنجه و سرکوب و اعدامه. طبق اطلاعیه شورای ملی مقاومت رژیم آخوندی در سال ۲۰۲۵ بیش از ۲۲۰۰ نفر اعدام کرد. اگه ممکنه کمی در این باره برامون توضیح بدن
«بله آمار اعدامها امسال واقعاً حیرتانگیزه و اگر آمار ماهها و سالهای گذشته را نگاه کنیم میبینیم که اعدامها سمت و سوی مشخصی داشته. بهطوری که سال ۲۰۲۵ بیش دو برابر سال قبل، و دو و نیم برابر سال ۲۰۲۳ و چهار برابر سال ۲۰۲۲ بود. این اعدامها هیچ کدوم مبنا و پایه قضای نداره. شما نیگا کن اعدامها تو ۶ماههٔ دوم همین سال میلادی دو برابر ۶ماه اوله. تو همین ماه گذشتهٔ میلادی یعنی دسامبر، خامنهای با ۳۷۶ اعدام رکورد ۳۷ سال گذشته رو شکست. چرا؟ چون مثل همان روزهای بعد از پذیرش قطعنامه که ۳۰هزار زندانی سیاسی رو قتلعام کردن، در لبهٔ پرتگاهه. میخواهد با ایجاد رعب جامعه را میخکوب کنه. به همین خاطر آمار اعدام در ملأعام تقریباً ۳برابر سال قبله. پس میبینیم که رژیم هر چی به پایانش نزدیک میشه آهنگ اعدامها رو بالا و بالاتر میبره».
گفتید اعدامها پایه قضایی ندارن اگه میشه کمی بیشتر توضیح بدین
«به نظر من اعدام تو این نظام هم دلایل و ریشههای سیاسی داره و هم ایدئولوژی. یعنی تمام احکام تو این رژیم از شلاق و شکنجه و سنگسار تا قطع دست و پا و اعدام، پایههای سیاسی و ایدئولوژی داره. رژیم سال ۶۰ که هر لحظه احتمال سقوطش بود شبی ۲۰۰ تا ۳۰۰ تا اعدام میکرد. سال ۶۷ بعد از پذیرش قطعنامه تو یه ماه ۳۰ هزار زندانی سیاسی محکوم به حبس را اعدام کرد. پس میبینیم به میزانی که به پایانش نزدیک میشه و تهدید سرنگونی داره چرخهٔ اعدام را سریعتر میکنه. اما چرا ایدئولوژی؟ چون به این دوران تعلق نداره. از اونجایی که خمینی بهعلت ماهیت قرون وسطایی نمیتونست با شرایط این دوران منطبق شه تلاش کرد با مسخ کردن جوانان جامعه را به سمت قرون وسطی و عهد ما قبل تاریخ هدایت کنه. این کار هم خیلی حسابشده و با برنامه انجام داد. یعنی با وارد کردن ادبیات و شعارهای قرونوسطایی مثل حجاب اجباری و دین اجباری و دادگاه انقلاب اجباری و بعد هم شلاق و اعدام و سنگسار در ملأعام تلاش کرد نسل نو رو از درون متلاشی کنه. به همین خاطر کاملاً حسابشده از سال ۶۱ همین ادبیات ارتجاعی را وارد کتابهای درسی کرد. هدف کشتن عواطف و و نابود کردن روح و روان همون آدمهایی بود که تو مدرسه و خیابون و سینما و تلویزیون در معرض تابلوهای مرگ و ادبیات مرگآفرین قرار گرفتن. کار به جایی رسید که جلو مدارس ابتدایی جرثقیل آوردن اعدام کردن و تلاش کردن این وحشیگری یعنی جراحی روح و روان کودکان را عادی جلوه بدن.
از این مقدمه میخوام نتیجه بگیرم که هدف از اعدام، مجازات یا کشتن یک نفر نیست. هدف ایجاد رعب، نابودی و مسخ کردن جامعه و همهٔ انسانهاست. به همین خاطر اعدام برای این نظام حکم اکسیژن را داره. با بریدن نفسها، نفس میکشه و بودش در گرو نابودی نسلی است که به امروز تعلق داره. سوخت و موتورش هم سکوت و مماشات با اونه».
سؤال بعدی اینه که اگر در این مسیر موفق بوده راه مقابله با اون چیه؟
«نخیر در این مسیر موفق نبوده. اینکه ۴۷ سال با داغ و درفش باقی مونده علامت موفقیتش نیست. نباید فراموش کنیم که خمینی خیز خلافت ۵۰۰ساله برداشته بود و با مشروعیت و قدرتی که داشت میتونست موفق بشه اما در دههٔ شصت به دیوار مقاومت خورد و از ماه به چاه سقوط کرد. امروز ما از ۱۲۰هزار اعدام حرف میزنیم. این فقط یک عدد نیست. این بیانگر یک جنگ و مقاومت ۴۵ساله است. نسلی که با تمام قوا مقابلش ایستاد و بتی که یک زمان تو ماه دیده میشد شکست. یک قلم مقاومت و پایداری۳۰ هزار زندانی سیاسی تو سال ۶۷ رژیم خمینیرو برای همیشه منفور تاریخ و مردم کرد. گفتم موفق نشده چرا بهعلت همین قیامهایی که این روزها جریان داره. خامنهای تلاش کرد مردمرو در تنگنای معیشت و افزایش سرکوب زمینگیر کنه. مثل کاری که با ممنوعیت واکسن تو جریان کرونا کرد. همه این کارها برای این بود که قیام نشه اما میبینیم که با یک جرقهٔ قیمت دلار چه آتشفشانی تو شهرهای ایران بهپا شد. راه مقابله با سیاست و ایدئولوژی شکنجه و اعدام هم مقاومت بیشتره.
به همین خاطره که همیشه تلاش میکنه عنصر مقاومت و سرزندگی را انکار کنه و بپوشونه. میخواهد مردم نفهمن تو همین سیاهچالها که کانون شکنجه و اعدام و سرکوبه، زندانیان هر هفته علیه اعدام بیانیه صادر میکنن. کسانی که دههٔ شصت زندان بودن خوب میفهمن معنی اقدام اعتراضی و بیانیهٔ مشترک علیه اعدام و حکومت اعدامی چیه. همین الآن میبینیم که زندانیان مقاوم حتی اونهایی که زیر حکم اعدامند از زندان بیانیه حمایت از قیام و شعار سرنگونی میدن.
صدور احکام اعدام چون بار ارعاب داره علنی میشه اما مقاومت زندانیان و کانونهای شورشی که علیه اعدام عملیات میکنن سانسور میشه. چرا؟ چون نمیخواهند صدای مقاومت به گوش مردم برسه. نتیجه اینکه مقاومت تنها پادزهر سرکوب و تنها جواب فشار و اعدام و تبعیض و بیعدالتیه
آخر اعدام مادهٔ حیات و اکسیژن این نظام ارتجاعی و قرونوسطایی است. نبض این نظام با مرگ و نابودی مردم میزنه. تجربهٔ یک هفتهٔ گذشته به همه ما نشون داد که وقتی تو کف خیابون قیمت و هزینه آزادی و نجاتمان را میدیم عقب میکشن. فراموش نکنیم که خامنهای قدرت ۱۴۰۱ هم ندارد. مثل برف در برابر خورشید آب میشود».
