اعتراف سرکردگان رژیم به فضای انفجاری جامعه

۱۴۰۴/۱۰/۲۷

گفتگو با ابراهیم محمدیان

به رغم ادعاهای کارگزاران رژیم مبنی بر مهار قیام شاهد اعترافاتی از سرکردگان رژیم مبنی بر فضای انفجاری جامعه و خیزهای قیام بعدی هستیم.

اجازه بدهید ابتدا قسمتی از صحبتهای نصیرزاده وزیر دفاع رژیم که از تلویزیون حکومتی در شب گذشته پخش شد را ببینیم

نصیرزاده وزیر دفاع: «از دیگر ویژگی‌های این اغتشاشات حمله به مقرهای نظامی و دولتی بود. پایگاه‌های نظامی، فرمانداری‌ها، مراکز صداسیما همه مورد آتش قرار گرفتند. هدف آنها خارج کردن سلاح از این مراکز بود و بهره‌گیری از آنها در اغتشاشات»

اینها مدعی بودند که در شرایط امنیتی قوی و مثال زدنی هستند و حتی پزشکیان دو سه هفته قبل از قیام میگفت مردم دیگر شعار مرگ برخامنه ای نمیدهند  پس چی شد که چنین اعترافاتی رو می کنند؟ و صحنه به این صورت که وزیر دفاع رژیم توصیف میکنه درآمده؟

«در واقع وزیر دفاع رژیم ،شرایط انقلابی را در ایران توضیح میده که وضعیت به چه شکلی دراومده. این موارد حمله به فرمانداری و کلانتری و صدا وسیما هم که اسم میبره به عنوان نمونه یکی دو مورد نبوده بلکه داره میگه که  وجه غالب این بوده و مردم اساسا این کارها را میکردند. حالا چرا این کار را میکردند؟! چون خواسته مردم سرنگونی هست و به این جمع بندی درست رسیدند که باید اول و قبل از هرچیز این سرکوبگران و دم ودستگاهی که درجهت حفظ این رژیم هستند را هدف قرار داد چه کلانتریها و پایگاههای بسیج و سپاه که مستقیم مردم را میکشند یا غارتگرانی مثل بنیاد مستضعفان و شهرداری و بانکها که سفره مردم را دزدیدند ویا صدا وسیماهایی که این سرکوبگری را ترویج میکنند و صدای مردم را خفه میکنند. 

مبارزه مردم ایران که روز اولش نیست.۴۷ ساله که با این رژیم درحال جنگ هستند. این رژیم هم فریب و دروغ و دجالیت وسرکوبی نبوده که به کار نبسته باشه. نمونه اش ۹۸ و ۴۰۱ و قیامهای قبلی. حمله به این مراکز، نشانه مبارکی است از اینکه مبارزه مردم ایران درست هدفگذاری شده، درست سازماندهی شده و دیگه یک اعتراض کور نیست. یک تحول کیفی هم در قیام مردم ایران این هست که دیگه مردم از « ابزارهای ترس و قدرتنمایی رژیم» نمیترسن بلکه برعکس به اونها حمله میکنند. در واقع خلاصه کنم،  مردم وسط پیشانی رژیم را هدف قرار دادند»

با اینهمه اینها مدعیند که قیام رو تا حدی خاموش کرده اند؟

«خب اگر خاموش شده اینترنت را بازکن، اگرخاموش شده تیربارها را از سرمیدونها بردار، این آرایش جنگی که در شهرها گرفتی را جمع کن! به قول معروف قسم حضرت عباس را قبول کنیم یا دم خروس را؟!

بله رژیم به شکل وحشیانه ای جنایت علیه بشریت مرتکب شده هزاران جوان و زن و مرد و بچه را کشته. اما این « صورت مساله سرنگونی»‌را پاک نمیکنه بلکه مبارزه مردم ایران را رادیکالتر، عمیقتر، حساب شده تر میکنه. همونکه نصیرزاده وزیردفاع رژیم گفت مراکز اصلی رژیم بیشتر وبیشتر هدف قرار میگیرند. شما همین اندازه که اطلاعات بیرون میاد نگاه کن در چندین شهر جوانان شورشگر با یگانهای ویژه رژیم درگیر شدند وازشون تلفات گرفتند. در کرمانشاه، ایلام،‌کرج، تهران، مشهد، لنگرود، اصفهان .

درواقع قیام قهرمانانه مردم ایران با هزاران شهید وارد مرحله اصلی سرنگونی شده یعنی سازمان یافته تر و آتشین تر و دست بالا را در این نبرد مردم ایران و شورشگران دارند. رژیم اینترنت را میتونه قطع بکنه میتونه سر میدونها هم تیربار بکاره و امکان تجمع بزرگ را هم گرفته ولی این نه تنها به معنی خاموشی قیام نیست بلکه هر محله را تبدیل کرده به یک کانون شورشی. رژیم که نمیتونه مانع هماهنگی جوانان در محلات بشه. همه این مزدورها وامکانها و اهداف هم بخوبی شناسایی شدند افشا شدند . ابتکارات زیادی هم در یک مبارزه هدفمند و سازمان یافته  وجود داره.

رژیم با این کشتار وسیعی که انجام داده واقعا گورخودش را برای همیشه کند. اون جوانی که دوستش شهید شده، یا اون خانواده و فامیلی که جوانش را ازش گرفتن. یک دریای خون دیگر بین مردم ایران و این رژیم ایجاد شده و این خونها که روی زمین نمیمونه. این اشتیاق مردم برای ازادی و اراده ای که کرده اند به هر قیمت رژیم را برزمین بزنند و البته وجود سازمان پیشتازی مثل مجاهدین و کانونهای شورشی ، مبارزه را هدفمندتر و سازمان یافته تر میکنه و سرنگونی بدست مردم ایران را سرعت میبخشه.

همانطور که میبینیم بعد از قتل عام و کشتار ۱۸ و ۱۹ دی که هزاران نفر رو خامنه‌ای به شهادت رسوند این شورشگران قهرمان هستند که راه رو با جنگ وگریز و حمله به مراکرز رژیم باز میکنند. تجمعات قیام آفرینان در شهرها یک لحظه قطع نشده. چرا چون ایران در یک شرایط انقلابی قرار داره.»

منظورتون از شرایط انقلابی چیست؟

«روز ۱۴ژوئیه ۱۷۸۷ سال میلادی در حالی که چند لشکر از نیروهای نظامی لویی شانزدهم پادشاه فرانسه در پاریس و اطراف آن مستقر و آماده سرکوب مردم بودند، مردم انقلابی در یک قیام کوبنده و سریع، ظرف چند ساعت زندان مخوف باستیل را که در عین حال انبار باروت حکومت هم بود فتح کردند و آن را با خاک یکسان نمودند. این پیروزی شگفت انگیز، یک طلسم شکنی و پرتاب به جلو در انقلاب کبیر فرانسه بود. اما این پیروزی یک سؤال بزرگ را در پش روی نظریه پردازان جامعه‌شاسی، علوم سیاسی و دانش انقلاب، قرارداد. سؤال از شما دوستان این است که:

در حالی که کشور فرانسه به‌علت فقر، جنگ و نارضایتی‌های گسترده اجتماعی، عموماً با شورشها و قیامهای مختلف در اینجا و آنجای کشور مواجه بوده، و این شورشها نهایتاً توسط حکومت سرکوب می‌شدند، اکنون چه شد که قیام محروم ترین اقشار جامعه در حمله به زندان باستیل به‌رغم حضور فشرده نیروهای نظامی پادشاه، به پیروزی رسید؟ مگر این قیام چه ویژگی داشت؟ و یا چه عواملی موجب موفقیت آن شد؟ پاسخ این سؤال دقیقاً همان موضوع گفتمان ما در این فصل است. بله جدای از ویژگیهای اخص این قیام، آنچه به‌طور قانونمند موجب این پیروزی شد؛ در پایه و مبنا وجود «شرایط عینی» و«وضعیت انقلابی» در کشور است. که بالائیها نمیتوانند و پائینیها نمی خواهند. این آتشفشان جامعه ایرانه که هر روز از جایی علیه این رژیم زبانه میکشه و شورشگران قهرمان هم اون رو سازماندهی و آتشین میکنند.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط