تظاهرات گسترده ایرانیان در کلن آلمان در حمایت از شجاعت و قیام مردم ایران علیه رژیم آخوندی و منتخبی از تظاهرات پاریس
۱۴۰۴/۱۱/۱
نه شاه نه شیخ: رد هر گونه دیکتاتوری و وابستگی
هزاران نفر از ایرانیان آزاده و هواداران مقاومت روز شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴ (۱۷ ژانویه ۲۰۲۶) در شهر کلن آلمان تجمع اعتراضی برگزار کردند و با شعارهای «نه شاه، نه ملا»، «نه شاه نه شیخ» و «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» هر نوع دیکتاتوری چه رژیم آخوندی و چه سلطنت را قاطعانه رد کردند و همبستگی کامل خود را با قیام سراسری مردم ایران اعلام نمودند.
تظاهر کنندگان در مقابل کلیسای جامع کلن و مسیرهای مرکزی شهر پلاکاردهایی با شعار «نه شاه، نه شیخ» در دست داشتند و خواهان انتقال قدرت به یک جمهوری دموکراتیک شدند.
ایرانیان در تبعید، شهروندان آلمانی و فعالان سیاسی در این راهپیمایی شرکت کردند و علیه سرکوب خشونتبار رژیم آخوندی علیه معترضان فریاد زدند. این تجمع در همبستگی با اعتراضات داخل ایران برگزار شد و شرکتکنندگان هر گونه دیکتاتوری را محکوم کرده و خواستار جمهوری دموکراتیک شدند.
بر اساس گزارشها، این تظاهرات با حضور گسترده یاران مقاومت و هواداران شورای ملی مقاومت ایران همراه بود و شعارهای مرزبندیشده با هر دو شکل استبداد طنینانداز شد.
پاریس
نه شاه نه شیخ: علیه دیکتاتوری و وابستگی
تظاهر کنندگان در پاریس در مقابل (پانتئون) پلاکاردهایی با شعار «نه شاه، نه شیخ» در دست دارند. هزاران نفر در پاریس از پانتئون تا میدان ایتالیا در اعتراض به سرکوب خشونتبار رژیم ایران علیه معترضان، تظاهرات کردند. در این تظاهرات ایرانیان در تبعید، شهروندان فرانسوی و گروههای سیاسی شرکت کردند؛ آنها به همبستگی با اعتراضات در ایران فراخوان دادند و هر نوع دیکتاتوری را رد کردند و خواهان انتقال به یک جمهوری دموکراتیک شدند.
مادر همدم:
با سلام به همه دوستان و یاران مقاومت. من امروز میخوام در این دنیایی از خون، شعر یکی از شهدای دوازدهم دیماه سال ۶۰، یک دانشجوی ۲۰ ساله رو براتون بخونم.
غروب آفتابی در کنار ساحلی خونرنگ
یکی ساحلنشینی با دلی پردرد
نظاره مینمود آن صحنههای غم
که ناگه جو مرغان سبکبال سفید اندام خوشآوا، زدند فریاد
به پا خیز ای فرو بنشسته بر خارا
شبی اینگونه ظلمانی، جدا افتادهای از صحبت یاران؟
مگر آهنگ راهت نیست؟
مگر عزم پگاهت نیست؟
مگر نشنیدهای گلبانگ طوفان را؟
به خود بنگر ای ناظر
جامهٔ فکرت سیاه آمد در این سرداب
دست ندادی شام. ات را در این دریا؟
یا از این سردابه سرد و سکوت و سخت، پر کشی آن سوی ساحلها؟
صدا نالنده پاسخ داد: ای مرغان دریایی
قصد دارم رهسپار مقصد فردای خود باشم
این ره دشوار را یکسر به پای جان بیفشانم
یا که حتی لجهام را بر دل لاله بیفشانم
ولی برگو چگونه با کدامین توشه راهم را بیآغازم؟
مرغ دریا پاسخش گفتا کهای ناظر
بایدت برگیری از تن جامه خود را
وزان پس با سبک بالی شتابی داخل دریا
سپس با آن زلالین آب بشویی همه
هر گرد و خاک تیره جان را
بدینسان اندک اندک تا شنا کردن
فراگیری و بتوانی که با عفریت پولاد شب
این خصم انسان سخت بستیزی
خلاصه گویمت ناظر
سپس با آن زلالین آب بشویی همه
هر گرد و خاک تیره جان را
بدین سان اندک اندک تا شنا کردن فراگیری
و بتوانی که با عفریت تن پولاد شب این خصم انسان سخت بستیزی
خلاصه گویمت ناظر
که ره خود گویدت باید
که تا آن سوی ساحلها فراخیزی
آری، امروز اون کبوتران سبکبال در سرتاسر دنیا و در ایران، با خون خودشون آزادی مردم ایران را امضا کردند. با خون بهترین جوونهای ما از سال ۶۰، از سال ۶۰ تا امروز. کور خواندند آنهایی که میخوان از خون جوانان ما سوءاستفاده کنند و راه قیام را بر ما ببندند. درود بر همه شما عزیزان، پاینده باشید. فریاد فریاد از این همه بیداد.
