رویترز بهنقل از کانورسیشن: تردیدهای جدی درباره جایگاه رضا پهلوی؛ رهبر اپوزیسیون یا فرصتطلب سیاسی؟
.jpg)
۱۴۰۴/۱۱/۴
رویترز بنقل از سایت تحقیقی کانورسیشن۲۳ژانویه ۲۰۲۶: برخی از ایرانیان رضا پهلوی را شخصیتی فرصتطلب با کارنامهای بحث برانگیز تلقی میکنند
تحقیقات جدید منتشر شده در سایت «کانورسیشن» که بازتاب گستردهیی در خبرگزاری رویترز داشته است، کارنامه و صلاحیت رضا پهلوی برای رهبری اپوزیسیون را زیر سؤال برد. این گزارش با اشاره به تاریخچه سرکوب در دوران پهلوی پسر و پیوندهای مشکوک تبلیغاتی، تأکید میکند که بسیاری از ایرانیان او را شخصیتی فرصتطلب با کارنامهای بحثبرانگیز تلقی میکنند که حضورش عملاً به ابزاری برای بیاعتبار کردن اعتراضات مردمی توسط رژیم حاکم تبدیل شده است.
شعارهای طرفدار سلطنت
به تقویت تلاشهای حکومت برای بیاعتبار کردن اعتراضات کمک کرد
بهگونهای که آنها را توطئهای از سوی دشمنان خارجی و داخلی
برای بیثباتسازی کشور جلوه میداد
رضا پهلوی که در لسآنجلس زندگی میکند، فرزند آخرین شاه ایران است؛ کسی که پیش از سرنگونیاش در جریان انقلاب ۱۹۷۹ ایران، کشور را با بیرحمی اداره میکرد. رضا پهلوی در جریان ناآرامیهای اخیر، بهعنوان یک مخالف سیاسی در تبعید ظاهر شد. با این حال، همچنان مشخص نبوده که او تا چه اندازه در داخل ایران از حمایت مردمی برخوردار است؛ همچنین این پرسش مطرح بوده که آیا او، بهعنوان فرزند یک پادشاه، واقعاً به دموکراسی پایبند است یا خیر. در حالی که برخی ایرانیان او را شخصیتی فرصتطلب و با کارنامهای بحثبرانگیز تلقی میکردند.
میراث مشت آهنین و ساواک؛ از زندانیان سیاسی تا اعتراف به شکنجه
از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۷۹، شاه ایران کشور را با مشت آهنین اداره میکرد. او با حمایت مالی و آموزشی فرانسه، ایالات متحده و اسراییل، نیروی پلیس مخفی ساواک را ایجاد و بهکار گرفت؛ نهادی که مخالفان سیاسی را تحت نظارت، بازداشت، شکنجه و اعدام قرار میداد. با افزایش نارضایتی عمومی علیه شاه در سالهای ۱۹۷۴ و ۱۹۷۵، سازمان عفو بینالملل تخمین زد که بین ۲۵ هزار تا ۱۰۰ هزار زندانی سیاسی در ایران وجود داشته است. در سال ۱۹۸۰، شاه به اشتباهات خود اذعان کرد و از جمله پذیرفت که رژیمش شهروندان ایرانی را شکنجه کرده است.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا او واقعاً
توانایی ایفای نقش یک رهبر اپوزیسیون را دارد
یا صرفاً یک فرصتطلب سیاسی است
به نظر میرسد رضا پهلوی فاقد یک جنبش سلطنتطلب جدی و نیز ارتباطی مستحکم با رهبران و فعالان اپوزیسیون داخل ایران باشد. گفته میشود او حمایت اندکی — یا هیچ حمایتی — در میان جریانهای اصلاحطلب یا لیبرال داخل کشور داشته است. همین ابهام در میزان حمایت داخلی از رضا پهلوی، تردید مقامهای آمریکایی، از جمله رئیسجمهور دونالد ترامپ، را برای تعامل با او توضیح میدهد.
سوءاستفاده حکومت از شعارهای سلطنتطلبانه برای سرکوب اعتراضات
با وجود بحثها و اختلافنظرها در خارج از ایران درباره میزان حمایت داخلی از رضا پهلوی، شعارهای طرفدار سلطنت بهطور فزایندهیی در شبکههای اجتماعی ایرانی و در اعتراضات ضدحکومتی دیده شد؛ این شعارها همچنین به تقویت تلاشهای حکومت برای بیاعتبار کردن اعتراضات کمک کرد؛ بهگونهیی که آنها را توطئهیی از سوی دشمنان خارجی و داخلی — از جمله سلطنتطلبان — برای بیثباتسازی کشور جلوه میداد. همزمان، او از سوی زندانیان سیاسی سرشناس و دیگر فعالان و شهروندان ایرانی بهشدت مورد انتقاد قرار گرفت؛ منتقدان او را به خیانت به کشور متهم کردند، چرا که از حملات اسراییل حمایت کرده و آنها را محکوم نکرده بود.
افشای عملیات نفوذ و کارزار اطلاعات نادرست برای تبلیغ پهلوی
پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، روزنامهنگاران تحقیقی اسراییلی از افشای یک عملیات نفوذ خبر دادند که هدف آن، تبلیغ رضا پهلوی بهعنوان یک رهبر بالقوه در ایران پس از جمهوری اسلامی، در میان مخاطبان فارسیزبان شبکههای اجتماعی بود. این کارزار اطلاعات نادرست، تردید و جنجال گستردهیی درباره میزان واقعی محبوبیت رضا پهلوی در داخل ایران ایجاد کرد. در پانزده سال گذشته، رضا پهلوی تلاشهای خود را برای متحد کردن اپوزیسیون سیاسی و افزایش حضور و دیدهشدن عمومی تشدید کرده است؛ روندی که در نهایت به ظهور او بهعنوان یکی از چهرههای محوری در تازهترین اعتراضات انجامید. با این حال، همچنان این پرسش مطرح است که آیا او واقعاً توانایی ایفای نقش یک رهبر اپوزیسیون را دارد یا صرفاً یک فرصتطلب سیاسی است.
