مجاهد قهرمان محمدرضا شایان جاودانه شد
۱۴۰۴/۱۱/۱۲
محمدرضا: مجاهد خلق محمدرضا شایان امیدواری عاشق انقلاب ضداستثماری خواهر مریم، عاشق همه خواهران و برادران مجاهد. حاضر حاضر حاضر
خواهر مریم: محمدرضا شایان امیدواری درود درود درود!
مجاهد قهرمان محمدرضا شایان فرزند دلاور مردم همدان پس از ۴۷ سال نبرد با دیکتاتوری ولایت فقیه در صفوف مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی ایران در آلبانی درگذشت و بهیاران شهید و صدیقش پیوست.
محمدرضا شایان متولد ۱۳۳۸ در سال ۱۳۵۷ هنگامی که در آمریکا مشغول تحصیل بود، همزمان با اوجگیری انقلاب ضدسلطنتی در ایران، به انجمن دانشجویان مسلمان هواداران مجاهدین خلق ایران پیوست.
او پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مقاومت انقلابی علیه استبداد دینی، بهطور حرفهیی، تمام هستی و عمر خود را در تشکیلات مجاهدین وقف آزادی خلق و میهنش کرد.
محمدرضا شایان در سال ۱۳۶۵ به اشرف رفت، لباس رزم و شرف ارتش آزادیبخش ملی ایران پوشید و دلاورانه در بسیاری عملیات از جمله عملیات صفدر، تسخیر ارتفاعات ۴۱۲، تنکاب، خسروی، آفتاب، چلچراغ، عملیات بزرگ فروغ جاویدان و همچنین در عملیات مروارید شرکت داشت.
قهرمان مجاهد خلق محمدرضا شایان در جریان حملهٔ وحوش نیروی تروریستی قدس بهسرکردگی جلاد قاسم سلیمانی به اشرف در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ در خط مقدم رویارویی، به دفاع از اشرف برخاست و بر اثر ضربات تیغ و تبر مزدوران، از ناحیهٔ کتف و پا بهشدت مجروح شد.
این مجاهد صدیق در همهٔ نبردها و حملات زمینی و زرهی به مجاهدین از جمله در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ در اشرف و سلسله حملات موشکی بعدی به لیبرتی، مشتاقانه و با تمام توان میجنگید.
مجاهد خلق محمدرضا شایان در نقشهمسیر خود در مرداد سال ۹۰ نوشت:
«بعد از عبور از پروسه ۱۹ فروردین ۹۰ در حمله عمله ولیفقیه به اشرف من و همه مجاهدین در اشرف با ایمانی صد روی صد میگویم که پیروزی نهایی فقط از کانون انقلاب نوین مردم ایران یعنی اشرف میگذرد. بنابراین شایسته و بایسته است که مجاهدین اشرفی پا در جای پای رهبران پاکباز خود برادر مسعود و خواهر مریم گذاشته و. با جهاد اکبر روزانه و مبارزه بیامان و پیگیر علیه دنیای آلوده و کثیف جنسیت آخوندی و متحدان استعماری آنها با مقاومت بیامان و جنگ صد برابر این کانون را آنچنان شعلهور و فروزان کنند که پیروز نهایی خلق اشرفنشان رخ بنماید.
بله ما مجاهدین همراه با برادر مسعود تکرار میکنیم و شعار او را سرلوحه اهدافمان قرار میدهیم که: تالله لاکیدن اصنامکم. بله ما برآنیم که مهیبترین نیروی ارتجاعی تاریخ ایران و منطقه یعنی ولایت فقیه سفیانی را نیست و نابود کنیم و شعار رهبرمان مسعود را محقق کنیم. محمدرضا شایان – ۳۰ مرداد ۹۰»
محمدرضای قهرمان پایداری پرشکوه در اشرف و لیبرتی را با عزم و ارادهیی مستحکم، دوران جنگ صد برابر برای رزم با رژیم ولایت فقیه میدانست. او در نقشهمسیر خود در سال ۹۲ چنین خروشید:
همیشه به عضویتم در سازمان مجاهدین خلق ایران افتخار کرده، میکنم و خواهم کرد، مجاهد میمانم و مجاهد میمیرم. همه تعهدات و پیمانها و مرزبندیهایم را استوار و پولادین کرده و خروش بر میآورم که اشرف و لیبرتی شبه اوین، این آزمایش من و هر مجاهدی که این خود فتح مبین است و فقط همین. «تالله لاکیداً اصنامکم». برای جنگ صد برابر و تهاجم حداکثر تحت هدایت برادر مسعود و خواهر مریم و تحت فرمان شورای رهبری پرافتخار مجاهدین خلق و نوکر همه مجاهدین آمادهام و به دشمن ضدبشری بیا بیا میگویم. زندان لیبرتی – ۱۸ خردا ۹۲ – محمدرضا شایان
عبور از انقلاب رهاییبخش خواهر مریم، از او مجاهدی پرشور، جنگنده و سرشار از صفا و عواطف مجاهدی ساخته بود که بینام و نشان و البته سخت کوش و پرکار، لحظهیی آرام و قرار نداشت. او در آبان ماه ۱۳۹۱ در بحبوحه فشارها و محاصره ضدانسانی در لیبرتی چنین خروشید:
ایمان دارم من و ما برای پیروزی همه چیز داریم رهبری برادر مسعود و خواهر مریم شورای رهبری جمع سلطان نصیر تشکیلات مستحکم و آب بندی شده برادران پس ایدئولوژی من بههرحال پیروز است و مطمئناً نسلهای بعدی بعد از من بسا افتخار خواهند کرد بنابراین از الآن تا سرنگونی رژیم ضدبشری ولایت فقیه می گویم مجاهد خلقم بجنگ تا بجنگیم برآنیم که بند از بندت بگسلیم مرگ بر اصل ولایت فقیه زنده باد ارتش آزادیبخش محمدرضا شایان ۲۶ آبان ۱۳۹۱
مجاهد صدیق محمدرضا شایان، در خرداد ۱۴۰۱ در جمع مجاهدان تعهدات انقلابی و مجاهدی خود را اینگونه بیان کرد:
خواهر مریم سلام علیکم خسته نباشید خدا قوت من خیلی قدردانم و سپاسگزارم از اینکه یک همچین موقعیت تاریخی ایجاد شد که بتونم در جمع مجاهدین تعهدات سرفصلی و و تاریخ مون و در رابطه با این مرحله حساس که هستیم بدیم میخوام امروز به جان جانان و شما تعهدات خودم رو بدم وقتی شما را در پیش رو داریم فقط یک حرف برایم تداعی میشود که میتوان و باید بر هر سختی و صعوبت در جهت رسیدن به تعهد فایق آمد.
نبرد با بیماری آخرین فراز درخشان زندگی انقلابی محمدرضای قهرمان بود. بهرغم شدت بیماری تا آخرین روزها و لحظات، کسی ندید که در برابر شدت بیماری خم بهابرو بیاورد. یکی از یاران همراهش نوشته است:
« محمد رضا، صفا، یک رنگی، پاک دلی و بیان صادقانه را در انقلاب به اوج رسانده بود، وی بواقع عاشق برادر مسعود بود، از دو سه مانده به ۳۰دی، روز بزرگ آزادی مسعود از زندان شاه، در شرایط سخت بیماری شعری را بههمین مناسبت تمرین میکرد تا در روز ۳۰دی بخواند، از او سؤال شد چرا عجله داری چند ماه مانده است، گفت نمیدانم ولی همش بیاد برادرم و میخواهم تمرین کنم که سی دی ولو اینکه آخرین روز زندگیم باشد آن را برای برادر بخوانم.
”به زمانه کرنش و سازش، به هزاره جنگ و فنا،
منم از تو گرفته شراره، شدهام همه شور و فدا
که بکارم بذر شورش، که بسوزم شام سازش، با غریو گلولهها
