سخنرانی خانم مریم رجوی در کنفرانس « ایران: جمهوری دموکراتیک، تضمین آزادی برای ایران و صلح برای منطقه»

۱۴۰۴/۱۲/۸

 

کنفرانس « ایران: جمهوری دموکراتیک، تضمین آزادی برای ایران و صلح برای منطقه»

مریم رجوی: رمضان قیام و بشارت آزادی

در ماه رمضان هستیم، ماه تقوای رهایی‌بخش، ماه همبستگی برای یک جامعه عادلانه و به‌سامان. پس پیروان همه مذاهب و عقاید، ملیت‌های ستم‌زده و تمام هموطنان تحت سرکوب، غارت ‌شده و داغ‌دار را به همبستگی برای به‌زیر کشیدن فاشیسم دینی و به‌دست آوردن آزادی و حاکمیت مردم فرا می‌خوانیم.

به کدامین گناه کشته شدند

رمضان امسال، رمضان خون‌های به‌ناحق ریخته هزاران جان شیفته است. رمضانی است که در آن فریادهای بای ذنب‌ قتلت به آسمان رسیده است که به کدامین گناه کشته شدند؟‌
چرا آن زنده‌ترین جان‌ها را گلوله‌باران کردند؟

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیاء عِندَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ
هرگز گمان نکنید که آن‌هایی که در راه خدا، در راه آزادی ـ همان فروغ خدایی ـ کشته شدند، مردگانند! آن‌ها زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند، آن‌ها جهان انسانی را زنده ‌کرده‌اند، جهان انقلاب و آزادی را برانگیخته‌اند، آن‌ها آسمان ایران را از ابرهای بی‌قراری پوشانده‌اند که باران آزادی و رهایی را در خود دارند و زود است که باز بر سر این میهن تشنه ببارند.
پس رمضان امسال، رمضان قیام است و بشارت آزادی.

بن‌مایه روزه‌داری

راستی که بن‌مایه روزه‌داری را قهرمانانی دریافته‌اند که از قیام و نبرد عادلانه آن‌ها در همین رمضان خلقی به اوج رسید و رأس رژیم ولایت فقیه با همه برج و بارویش به خود لرزید.
وقتی شورشگران آزادی این چنین جان خود را کف دست گذاشته و بر قلب ارتجاع و ستم و جنایت فرود می‌آیند، یعنی خلق ایران از بالاترین قدرت برای به‌دست آوردن آزادی برخوردار شده‌ است. آری کسی که از شقه‌ شدن نمی‌هراسد، قیصر را به زیر می‌کشد.

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کتِبَ عَلَیکمُ الصِّیامُ کمَا کتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِن قَبْلِکمْ لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ
روزه‌داری، سوق‌ دهنده عزم انسان‌هاست برای به‌پاخاستن برای خروج از وضع موجود و به‌هم زدن تعادل موجود تا دست‌ یافتن به مناسباتی عاری از ستم و آزادی‌کشی.
این منطق انقلاب و تکامل است که مردم ما در آن دی‌ماه سرخ‌فام ، به آن پاسخ دادند. اکنون همه می‌پرسند: آیا برای شکافتن این دیوار ستبر و به‌زیر کشیدن این ضحاک پلید راهی هست؟ آیا برای رسیدن به مقصد بزرگ آزادی یک جایگزین مؤثر و آماده و راه‌گشا در کار است؟
پاسخ این است که آری هست.
خلقی که این راه طولانی را در میان دشواری‌های بسیار طی کرده، یک جایگزین دموکراتیک نیز، در دل همین رنج و شکنج‌ها خلق کرده است:
این جایگزین، شورای ملی مقاومت به‌عنوان دیرپاترین ائتلاف تاریخ ایران، ۴۴سال است با ایستادگی بر مواضع اصولی خود علیه استبداد و وابستگی، شاخص دموکراسی و استقلال برای ایران فردا بوده و هست.

یک اسلام قلب شده و وارونه

دیکتاتوری آخوندها ۴۷ سال است با تمامی اهرم‌های نظامی، سیاسی، قضایی، اقتصادی و تبلیغاتی، مردم ایران را سرکوب می‌کند و ارتجاع و تروریسم و جنگ‌افروزی را به کشورهای منطقه و فراتر از آن صادر می‌کند. علاوه بر آن یک اسلام قلب ‌شده و وارونه را پشتوانه حاکمیت خود کرده‌ است.
اجازه بدهید کارکرد مهم‌ترین عناصر این ایدئولوژی ارتجاعی را در کنترل مردم و جامعه مرور کنیم.
یکم ـ آن‌ها یک دین اجباری و یک استبداد موحش برقرار کرده‌اند و آن را «حاکمیت اسلام» معرفی می‌کنند. رأی و انتخاب آزادانه مردم، مشارکت مردم در قانون‌گذاری و سهم آن‌ها از اقتصاد کشور را نفی می‌کنند.
دوم ـ‌ تمام قدرت حاکم را به انحصار یک آخوند در آورده که خود را نماینده خدا در روی زمین جا زده است.
سوم ـ یک حاکمیت زن‌ستیز است. زنان را از مشارکت سیاسی و اجتماعی محروم کرده و تحت عنوان رعایت عفت و اخلاق، زنان و تمام جامعه را سرکوب می‌کند.
چهارم ـ‌ یک نظام تبعیض دینی است که حقوق سیاسی و اجتماعی پیروان ادیان و حتی هموطنان سنی ما را نفی می‌کند و آن را جنگ برای اسلام جلوه می‌دهد.
بگذریم که این رژیم در کشتار و قتل‌عام مجاهدین و شیعیان مخالف ولایت فقیه از هیچ جنایتی فروگذار نکرده است.
پنجم ـ حاکمیت اعدام و قتل‌عام است و این کشتار را بر اساس شرعیات پلید خود، اجرای احکام الهی می‌نامد؛ از اعدام بیش از صد هزار تن از اعضای مقاومت، از جمله قتل‌عام سی هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ تا کشتار قیام‌کنندگان دی‌ماه۱۴۰۴ .
ششم ـ آیین مجازات‌های ضدانسانی مربوط به سده‌ها و هزاره‌های پیشین را به اجرا گذاشته و آن را احکام شریعت می‌نامد.
هفتم ـ یک فریبکاری تمام عیار است که تکفیر مخالفان و دروغ بستن به دیگران را طبق فتوای خمینی برای حفظ نظام واجب می‌داند. از منافق نامیدن مجاهدین تا انواع شیطان‌سازی‌ها علیه آن‌ها.
هشتم ـ حاکمیت ترور و جنگ‌افروزی است. مردم کشورهای منطقه را قربانی مطامع خود می‌کند. حاکمیت کشورهای دیگر را نادیده می‌گیرد. دائماً تنش و آشوب را دامن می‌زند و آن را صدور به ‌اصطلاح اسلام و انقلاب جا می‌زند.

چه نیرویی شایستگی ارائه یک جایگزین را دارد؟

راستی در برابر این ایدئولوژی وحشتناک چه نیرو و چه اندیشه‌یی می‌تواند و شایستگی آن را دارد که یک جایگزین ارائه کند؟
تجربه ۴۷ ساله‌ حاکمیت رژیم ولایت فقیه در برابر چشم ماست. در این دوره طولانی هیچ نیرویی که وابسته به دولت‌ها و قدرت‌های خارجی باشد، نتوانسته جایگزینی ایجاد کند.
این هم واضح است که هیچ جریانی از درون این رژیم، یا بقایای دیکتاتوری سرنگون ‌شده پیشین نمی‌تواند برای حل این تضاد عمیق سیاسی و تاریخی قدمی بردارد. هرقدر هم که در مهندسی فضای اجتماعی و رسانه‌یی بزرگ‌نمایی شوند، جز این که الگوی چلپی در عراق را البته به‌نحو پیشاپیش شکست خورده‌یی تقلید کنند، از پس کاری برنمی‌آیند.
بچه دیکتاتور سابق در پی برقراری یک نظام نئوفاشیستی است. اطلاعیه او علیه نیروهای کردستان ایران نشان داد که سرکوب ملیت‌های ستم‌زده یک جزء اساسی از برنامه اوست.
حقیقت این است که بقایای دیکتاتوری شاه در عمل، یک مانع بزرگ در مسیر سرنگونی و متحد بالفعل رژیم هستند. مواضع ننگین این باند، این اصل اساسی را برجسته می‌کند که آزادی ایران مستلزم مرزبندی صریح با دیکتاتوری شاه و تأکید بر اصل راهنمای نه شاه و نه شیخ است.
مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از ۴۷سال پیش تا کنون همواره برضرورت خودمختاری ملیت‌های ایرانی در چارچوب تمامیت ارضی ایران تأکید کرده‌اند.
ملیت‌های ایرانی و احزاب مختلف همه با این نئوفاشیسم مخالفند. بنابراین نسخه‌یی برای تفرقه و خونریزی در داخل ایران و نسخه‌یی برای ادامه توسعه‌طلبی میلیتاریستی در منطقه است. حال آن‌که یک جایگزین حقیقی باید تضمین‌ کننده صلح و همزیستی باشد.
تجربه‌های بزرگ تاریخ اثبات کرده که پاسخ ایران نه دیکتاتوری وابسته است؛ نه دیکتاتوری دینی. من از ۲۲ سال پیش اعلام کرده‌ام که راه‌حل ایران نه جنگ است؛ نه مماشات . راه‌حل، سرنگونی رژیم به‌دست مردم و مقاومت ایران است.

مجاهدین آنتی‌تز دین‌فروشی آخوندها

تنها جایگزینی یارای ایستادگی در برابر رژیم آخوندی را دارد که از یک پایگاه گسترده اجتماعی و از ظرفیت‌های سیاسی برخوردار باشد، به یک تشکیلات مستحکم تکیه داشته باشد و توان و آمادگی پرداخت قیمت داشته باشد. در عین حال یک آنتی‌تز مذهبی و فرهنگی و فکری در برابر این رژیم ارائه کند.
مجاهدین خلق، سازمان عضو شورای ملی مقاومت ایران، بیش از ۶ دهه است که با دو دیکتاتوری در نبرد است. این جنبش سازمان‌یافته و سازمانگر قیام با اعتقاد به یک اسلام اصیل، بردبار و دموکراتیک،‌ یک آنتی‌تز فکری و فرهنگی در برابر رژیم ولایت فقیه ارائه کرده است.
زنده‌یاد دکتر هزارخانی متفکر ایرانی عضو شورای ملی مقاومت می‌گفت: «راز پیشروی مجاهدین در همین است که غبار از رخ دین زدوده‌اند» و می‌گفت: «مجاهدین ذهن جامعه ایران را از قرون وسطی کَندند و به دوران حاضر منتقل کردند».
او هم‌چنین گفته بود: «مسعود رجوی تفسیرش از اسلام را در مقابل تفسیر خمینی از اسلام گذاشت و این کار بسیار مهمی بود. تحمل سختی‌ها و نتایج و پیامدهایش هم آسان نبود؛ اما جنبش مقاومت را به جنبشی آرمان‌گرا تبدیل کرد که به لحاظ سیاسی می‌داند چه می‌خواهد و به چه کاری باید دست بزند».
حقیقت همین است آنتی‌تز ارائه ‌شده توسط مجاهدین در ۴۷سال گذشته، عامل شکست دین‌فروشی آخوندها بوده و این رژیم را از مهم‌ترین اهرم‌های ایدئولوژیکی‌اش خلع کرده است. توانسته است راه مبارزه آزادی‌بخش مردم با رژیم را باز کند. توانسته به اعتراض و خشم و تهاجم مردم علیه به‌اصطلاح‌ مقدس‌ترین نهادهای این مرام ننگین مشروعیت ببخشد.
در فردای سرنگونی این رژیم نیز، همین آنتی‌تز و همین جایگزین به اعتبار ظرفیت فکری و عقیدتی خود، وحدت‌بخش نیروهای جبهه خلق است. کما این که به‌رغم تفرقه‌افکنی‌ خمینی و خامنه‌ای در میان شیعه و سنی، این جنبش مبلغ دوستی و همبستگی میان آن‌ها برای برپایی یک جامعه دموکراتیک است.

گوهر اسلام آزادی است

از نظر مجاهدین:
ـ گوهر اسلام، آزادی است؛ آزادی از هرگونه جبر و ستم و بهره‌کشی.
ـ اسلام دموکراتیک، مدافع حاکمیت مردم است.
ـ از نظر اسلام، حاکمیت حق مردم است و بزرگ‌ترین حقی که رژیم آخوندها از مردم ما سلب کرده، همین حق حاکمیت است، چیزی که منشأ همه جنایت‌ها و ظلم‌ها علیه مردم ایران و منطقه است.
ـ اسلام، مدافع برابری زن و مرد است.
ـ اسلام، دین محترم شمردن انتخاب آزادانه انسان است. هرچه از اجبار و اکراه نشان دارد، ضد اسلام است. ما همواره تأکید کرده‌ایم: نه حجاب اجباری، نه حکومت اجباری، نه دین اجباری و نه اجبار دینی .
ـ ما از حقوق پیروان همه ادیان و مذاهب دفاع می‌کنیم. پیروان مذاهب مختلف در برابر قانون برابرند و هیچ امتیازی نسبت به دیگری ندارند.
اسلام حقیقی برادری همه مذاهب است. شیعه حقیقی، در دشمنی تمام عیار با ولایت فقیه شناخته می‌شود و اهل سنت را برادر خود می‌داند.
ـ اسلام، مدافع حقوق‌بشر است.
ـ اسلام، قوانینی را که توسط منتخبان مردم وضع شده باشد، محترم می‌شمارد.
ـ ما به دینامیزم قرآن معتقدیم. از نظر ما احکام شریعت آخوندی ربطی به اسلام ندارد. آیات قرآن، دگم‌های تغییرناپذیر برای زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم را رد می‌کند و اسلام همواره برای پیشرفت جامعه بشری و ارتقای مناسبات انسان‌ها راه گشوده است.
هم‌چنان که مسعود رهبر مقاومت گفته است: «اسلام (حقیقی) دقیقاً بر خلاف خمینی، بی‌نیاز از آن است که هرگونه حقانیت و مشروعیت را از راه اجبار و اکراه به کرسی بنشاند. به‌عبارت دیگر، ما عمیقاً معتقدیم که شکوفایی واقعی اسلام در عدم استفاده از هرگونه تبعیض و امتیاز و اجبار سیاسی و اجتماعی، میسر است».
طرح جدایی دین و دولت که از ۴دهه پیش توسط مقاومت ایران ارائه شده، بر چنین اعتقادی استوار است.

رژیم آخوندی عامل اصلی بحران و ناامنی در منطقه

خصومت رژیم شاه با کشورهای عربی و اسلامی را همه به‌یاد داریم. این دشمنی در زمان شیخ با صدور بنیادگرایی و جنگ‌افروزی به کشورهای منطقه و تسلط بر سوریه و عراق و لبنان و یمن، ابعاد بی‌سابقه‌یی به خود گرفت.
حالا که دیکتاتوری دینی حاکم بر ایران در فاز پایانی است، تلاش می‌کند این فرضیه دروغ را القا کند که اگر این رژیم سرنگون شود یا ریل سرنگونی آن به راه بیفتد، دامنه بحران و ناامنی همه منطقه را در برخواهد گرفت و تجربه عراق و لیبی تکرار خواهد شد.
این در حالیست که رژیم ایران در ۴۵سال گذشته، خود عمده‌ترین منبع و عامل بحران و آشوب در منطقه و مسئول این وضعیت در عراق و یمن و سوریه بوده است. با سرنگونی این رژیم، باوجود یک آلترناتیو دموکراتیک، صلح و دوستی و برادری در منطقه جایگزین بحران و جنگ و بنیادگرایی و افراطی‌گری خواهد شد.

ضرورت همبستگی و حمایت مسلمانان از مردم و مقاومت ایران

جامعه و کشور ما ایران، در گیرودار یک تغییر سرنوشت‌ساز است. تغییری که مردم خاورمیانه و چه بسا همه جهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این رسالت بزرگ البته به‌عهده مردم ایران و مقاومت و قیام‌ سازمان‌یافته و کانون‌های شورشی و ارتش آزادی است. با این‌حال به همبستگی و حمایت خواهران و برادران مسلمان در همه کشورها و حمایت مردم انسان‌دوست و آزادی‌خواه در سراسر جهان نیازمندیم.
باشد که دولت‌ها با کنار گذاشتن کامل مماشات با فاشیسم دینی مبارزه و مقاومت مردم ایران برای سرنگونی رژیم را به‌رسمیت بشناسند.
باشد که به حقانیت و مشروعیت نبرد جوانان شورشگر با سپاه پاسداران و سایر ارگان‌های سرکوب و تروریسم اذعان کنند.

خواهران و برادران!
دهم رمضان، سالروز وفات اولین زن گرونده به اسلام و سمبل مورد احترام همه مسلمانان، حضرت خدیجه کبری است.
باشد که با الهام از این شورشگر بزرگ بر بت‌ها و ارزش‌های جاهلیت و ارتجاع، همه مسلمانان در برابر دشمن اصلی‌شان که ولایت فقیه است، متحد شوند.
در این لحظات همگی دعا می‌کنیم برای رهایی کل منطقه از شر رژیم ولایت فقیه و پایان جنگ‌افروزی و تروریسم آن. دعا می‌کنیم برای مردان و زنان و کودکان که از شر بلایا و جنگ‌افروزی این رژیم پلید رها شوند.
از خدای بزرگ، یاری رساندن به ده‌ها هزار جوان ایرانی اسیر در چنگال‌ جلادان خامنه‌ای در زندان‌ها به‌خصوص زندانیان سیاسی زیر اعدام را مسألت می‌کنیم و برای استواری و استقامت آن‌ها دعا می‌کنیم.
خدایا مردم ما را در مبارزه با اختناق و سرکوب یاری کن. آن‌ها را از این فقر دردناک که رژیم غارتگر آخوندی به آن‌ها تحمیل کرده، برهان. مجاهدین را برای ایفای تعهداتشان در راه آزادی خلق و میهن هر چه تواناتر کن و آن‌ها را در جهاد اکبرشان یاری کن و مردم و جوانان شورشگر ایران را در تدارک قیام‌های آتی و پیروزی بر حاکمیت پلید آخوندها نصرت ببخش.
ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ إِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط