یک دولت انتقالی دمکراتیک برای ایران وجود دارد
۱۴۰۴/۱۲/۱۵
نویسنده استرون استیونسون
تقریبا کمتر کسی است که بخصوص بعد از مرگ خامنهای فاتحه دیکتاتوری ولایت فقیه رو نخوانده باشه. اما موضوع جایگزینی این رژیم موضوعیست که مورد بحث همه است و اینکه چه ویژگیهایی باید داشته باشه. آقای استرون استیونسون نماینده سابق پارلمان اروپا از اسکاتلند مقاله ای بلندی رو در این خصوص در سایت اسکاتسمن انگلستان منتشر کرده است.
قتل آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، و چهرههای کلیدی رهبری رژیم ایران، سیستمی را که بیش از چهار دهه غیرقابل تغییر به نظر میرسید، تکان داده است.
مرگ فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و مقامات عالی رتبه نزدیک به رهبر، شکاف قابل توجهی در رأس قدرت ایجاد کرده است. جهان اکنون میپرسد که آیا جمهوری اسلامی میتواند از چنین حمله مرگباری جان سالم به در ببرد؟
اگر لحظهای وجود داشته باشد که نیروهای گریز از مرکز بتوانند بر مرکز غلبه کنند، همین لحظه است. اما انقلابها تنها با هرج و مرج پایدار نمیمانند. آنها به سازماندهی، رهبری و یک جایگزین معتبر نیاز دارند.
به همین دلیل است که وجود یک دولت موقت ساختارمند اهمیت دارد. تحت رهبری مریم رجوی، مقاومت ایران مدتهاست استدلال میکند که مخالفت با ملاها کافی نیست، باید برای جایگزینی آنها آماده بود.
طرح ده مادهای خانم رجوی، که خواستار حق رأی عمومی، برابری جنسیتی، جدایی دین از دولت، لغو مجازات اعدام و یک ایران غیراتمی است، طرحی برای گذار دموکراتیک ارائه میدهد.
اشتیاق به حکومت دموکراتیک یک آرمان وارداتی نیست، بلکه ریشه عمیقی در فرهنگ سیاسی ایران دارد. علاوه بر این، ساختارهای موقتی که توسط خانم رجوی بیان شده، بداهه نیستند. آنها طی دههها در تبعید توسعه یافته، مورد بحث قرار گرفته، اصلاح شده و بارها به مخاطبان بینالمللی ارائه شدهاند.
ایران آزاد باید متعلق به همه باشد
سوال اصلی مشروعیت است. آیا یک دولت موقت میتواند ادعای نمایندگی مردم ایران را داشته باشد؟ این امر تنها از طریق انتخابات آزاد و عادلانه قابل تحقق است.
خانم رجوی بارها متعهد شده است که دولت انتقالی موقت خواهد بود و وظیفه آن تنها برچیدن دستگاه سرکوب، آزادی زندانیان سیاسی، تضمین آزادی تجمع و آمادهسازی زمینه برای انتخابات ملی در یک بازه زمانی مشخص است.
این تعهد به کثرتگرایی ضروری است. دولت پسا-روحانی باید متعلق به همه ایرانیان، سکولار و مذهبی، فارس و اقلیت های قومیت و همچنی برابری زن و مرد باشد.
برای جامعه بینالمللی، محاسبات بسیار دقیق است. برای مدت طولانی، دولتهای غربی به دنبال تعامل و سازش بودند، به این امید که اعتدال از درون رژیم ظهور کند. آن سیاست مماشات شکست خورد.
حمایت به معنای مداخله نظامی نیست. به معنای به رسمیت شناختن سیاسی، تعامل دیپلماتیک و نشان دادن واضح این است که یک ایران دموکراتیک دوباره به جامعه بینالمللی پذیرفته خواهد شد. این حمایت به معنای ایستادن صریح در کنار مردم ایران، نه در کنار زندانبانان آنها.
بقای جمهوری اسلامی دیگر تضمین شده نیست. با این حال، در بقای ملت ایران شکی نیست.
