ویژه برنامه نوروزی سیمای آزادی ـ چهارم فروردین ۱۴۰۵
۱۴۰۵/۱/۵
با هر تپش بهار، و هر نسیم نوروزی که از کوهساران البرز میگذرد و بر دشتهای سوزان کویر مینشیند، سفره هفتسین ما گسترده میشود. این سفره، نه فقط نماد آغاز سالی نو، که آیینه تمامنمای ایستادگی مردمی است که قرنهاست در این جغرافیا ریشه دواندهاند. از آذربایجان غیور و کوههای سر به فلک کشیدهاش تا سیستان و بلوچستان صبور با سواحل نیلگونش، از خزر تا خلیجفارس.
سبزه سفره هفتسین ما، رویش دوباره امید و نماد زندگی است که هرگز تسلیم زمستان نمیشود.
در کنار هر سین، یاد میکنیم از ستارههای سرخی که در این راه پر سنگلاخ، جان خود را فدای آزادی کردند. سیب سرخ بر سفره، نه فقط نماد عشق و سلامتی، که نشانهای از خون پاک شهیدانی است که برای عبور از ستم و سرمای آخوندی، بهای گزافی پرداختند. سمبلهای هفتسین، امروز معنایی عمیقتر یافتهاند؛ سیر، نماد تندرستی و رهایی از پلیدی دیکتاتوری است که جامعه را بیمار کرده. سرکه، صبر و استقامت ما را فریاد میزند در برابر تلخیها و بیعدالتیهای دوران. سنجد، اراده و پایمردی ما را نشان میدهد برای ساختن فردایی بهتر و آزادتر، نمادی از عشق و خرد.
و البته سنبل که بوی خوش آزادی و عدالت را نوید میدهد و در هر خانه ایرانی عطر امید میپراکند. آنها که قیمت عبور از این شب سیاه را با خون خود میپردازند، قهرمانان بینام و نشان این سرزمیناند که یادشان در جایجای این خاک همراه با هر نسیم بهاری جاری و گرامی است.
و اینک، با هر شعله شمعی که بر سفره هفتسین روشن میشود میتوان آن را به نماد آتش آتش سرخ قیام تشبیه کرد که در دلها شعلهورتر میگردد. آتشی که میآید تا سرمای دیکتاتوری را بسوزاند، خاکسترش را به باد دهد و به جای آن، جوانه آزادی و بهار حقیقی را بر تن خسته ایرانزمین بنشاند. این همان روز موعود است، روز پیروزی نور بر تاریکی، روزی که ایران دوباره، نفس عمیق آزادی را خواهد کشید و هفتسین واقعی، سین سعادت و سربلندی، چیده خواهد شد.
وقتی خورشید طلوع میکنه، وقتی روز شب رو زمین میزنه و وقتی که بهار از راه میرسه همه چیز برای همه طبیعیه،
گذر ایام و روزگار هم مثل گردش ماه و خورشید و گردش فصول همینطوره، هر نوروز به ما یادآوری میکنه که زمستون رفتنیه، گرچه که سرما و سیاهی و تباهی هم چندگاهی میداندار باشن
پس اگر مثل بهار اهل تغییر و دگرگونی باشیم هیچوقت در برابر هجوم سرما تسلیم نمیشیم. زندان و شکنجه و تهدید و تحقیر، مظاهر زمستون آخوندی هستن. مایی که اهل بهاریم باید با الهام از روح بهار، در برابر همین مظاهرِ ویرانی و تباهی بایستیم.
همینجا از فرصت استفاده میکنم و از طرف خودم و همکارام در سیمای آزادی و اگه اجازه بدید از طرف شما بینندگان عزیز، فرا رسیدن بهار رو به همه قهرمانان در زنجیری که در زندانهای رژیم در همین ساعت و همین لحظات، با گرمای آرزوی رهایی شکوفه از پوستهٔ حقیری که اونرو پوشونده، سرمای زندان را تحمل میکنن، تبریک بگم و برای همهاشون شادی و سلامت و پیروزی ورای تمام ایستادگیهایشان در برابر دژخیم آرزو کنم.
اجازه بدهید منهم به همه شورشیهای دربند و زنجیر اما چون کوه ایستاده در سلولهای زندانهای سراسر ایران فرا رسیدن نوروز تبریک بگیم و بهشون بگیم که شماها خودتون از جنس نوروزید، منادیان روز و روزگاری نو که برای اون به زنجیر کشیده شدید اما اگه بهارو میشه از آمدن و خورشید و از طلوع کردن بازداشت، فرا رسید روز و روزگار نو رو هم میشه منتفی کرد.
