نامه ها و تجدید عهد و پیمانهای مجاهدان قهرمان وحید بنی عامریان و ابوالحسن منتظر
۱۴۰۵/۱/۱۵
پیامهای مجاهدان قهرمان وحید بنی عامریان و ابوالحسن منتظر
بامداد ۱۵ فروردین مجاهدان قهرمان وحید بنی عامریان و ابوالحسن منتظر به دست دژخیمان رژیم آخوندها در زندان قزلحصار سر بدار شدند.
تجدید عهد مجاهد قهرمان ابوالحسن منتظر از زندان اوین - ۲۰ آذر ۱۴۰۳
«با درود فراوان خدمت رهبری برادر مسعود - خواهر مریم
لفاظی نمی باشد که اذعان نمایم انقلاب دمکراتیک مردم ایران طبعا به اصولی متوسل است که دارای ارزش جهانی بوده و قابل قبول تمام انسانها در تمام جوامع و ازمنه می باشد. این اصل از نقطه نظر عمومی و جهانی چنان با ارزش است که به عنوان اصل بدیهی بسرعت قبول عام یافته، همچون آزادی، خوشبختی و غیره برای هر فرد که عمدتا مبتنی بر تجسم و معرفی انسان است، که ابعاد وجودش در جامعه کنونی خرد و مرعوب گردیده است و تقریبا همیشه ایدئولوژی انقلابی قصد نجات انسان مطلق یا انسان به تمام معنی را دارد.
بالاخره برای نجات انسان در تمامیت خود، ایدئولوژی انقلابی تجدید بنا یا بازسازی کلی جامعه را بر اساس معیارهای نو اعلام می نامید که این خود عاملی تلقی می گردد که جامعه نوینی را مستقر خواهد ساخت، در آن انسانی با معیارها و ارزشهای جدیدی زندگی خواهد نمود. چرا که ایدئولوژی انقلابی می خواهد فردایی نو و منزه را بیافریند. بدین ترتیب با گسستن از وضع کنونی و گذشته ای نزدیک می خواهد خود را به آینده ای ایده آل و کاملتر از آنچه تا کنون بشر به خود دیده است به جامعه ایران پیوند دهد.
تصور انقلابی از انسان، از سرنوشتش از جامعه موجود و از آینده اش و در عین حال به گونه ای که به وی خصوصیتی اعطا کند که میتوان آن را پیچیده هم تلقی نمود و در عین حال وی را با ارائه برنامه ای شفاف امیدوار به رستگاری آینده ای که خود می بایستی به دست آورد و بالاخره یادآور بهشتی زمینی بوده و کامل گرداند که تحقق انقلاب دمکراتیک مردم ایران خبر از جامعه ای است با نشاط و شادابی و برخوردار از عدالت اجتماعی که استقرار نظم جدیدی را نوید می دهد.
از جانب دیگر این نکته قابل ذکر است، پروسه ای که سمبل های بیشماری به جای گذارده (شهدا) که شواهدی هستند بر اعمال و ایده های کسانی که نقش مهمی ایفا نوده اند. می توان به جد اذعان نمود، اکنون تحقق ایده های سمبل هائی که نقش مهم رهبری کننده را ایفا نموده اند در دسترس است. که به یقین چنین خواهد شد و سرانجام سراسر این سرزمین را در خواهد گرفت. نشان بشریت برپاخاسته و زنجیرهایی را که جهل راهبانه ارتجاع و خرافات برخواسته از این قشر در طول دهه ها بر دست و پایش بسته تا او را به فرمان خویش بخوانند، از هم بگسلاند و خویش را از مواهب امنیت جامعه ای دمکراتیک تحت رهبر انقلابی شان برخوردار سازد. شکلی از دولتی را جایگزین سازد که حق اعمال آزادی بی حدو حصر بیان عقای را بازآورد و همه چشمها گشوده و گوش ها شنونده شده و یا می شنوند. نور فراگیر دانش پرتوی حقیقی را بر همگان تابانده تا آشکار کند که نه توده های انسانی زین بر پشت آفریده شده اند و نه مشتی نورچشمی ، تاج و عمامه به سر ، تازیانه در دست زاده شده اند تا سوار بر گرده مردم به هر سو که بخواهند برانند و مشروعیت خویش را موهبتی بدانند که از جانب پروردگار به ایشان اعطا شده است.
اینجانب ابوالحسن منتظر بر تجدید عهد خود با آرمانهای انقلاب دمکراتیک مردم ایران تحت رهبری برادر مسعود و خواهر مریم پای فشرده و تا پایان همراه مجاهدین خلق خواهم بود.
زندان اوین – ابوالحسن منتظر - ۱۴۰۳/۹/۲۰
نامه مجاهد قهرمان وحید بنی عامریان از زندان قزلحصار
به: خواهر مریم
تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا
تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟
خواهر مریم عزیز! هزاران درود و خدا قوت !
شما اسم مرا در کنفرانس جوانان به زبان آوردید و من منقلب شدم و در لحظه، احساسات خیلی متلاطم و دامنه داری داشتم که اشکم را سرازیر کرد و در نهایت آنچه که باقی ماند، از یک سو شرمساری و از سوی دیگر احساس نیاز به دادن تعهدات بالاتر و هم چنین احساس دین شدید نسبت به شما بود خواهر مریم!
مادی اش اینکه بیشتر با شما و انقلاب شما حرکت بکنم . چرا که اتفاقاً در این هفته های اخیر، با وجوه پیچیده تری از ایدئولوژی جنسیت مواجه شدم مرا در شناخت آن و آموزش قوانین عبور خیلی کمک کرد و از این رهگذر با خود شما هر چه پیوند عمیق تری احساس کردم.
بگذریم! به عنوان پیام به شما:
۱-هر جا اسمی از من برده میشود، مهاجمانه به رضایت از خود هیهات بگویم و تعهد جدیدی بدهم.
۲-خواهر مریم با این کار نشان داد چه انتظاراتی از من و امثال من دارد و باید بیشتر با انقلاب او حرکت کنم (که دقیقا ضد ف و ج و این لحظات است) باید قیمت بیشتری بدهم و او را اثبات کنم.
۳-به لحظه دیده شدن، با یادآوری بی نام و نشانی اشرفی ها، تهاجم کنم.
وحید بنی عامریان - زندان قزلحصار- ۱۴۰۴۰۸۰۹
مجاهد قهرمان فرمانده وحید بنی عامریان
نقشه مسیر ۴۰۵
تجدید عهد و نقشه مسیر در شب های قدر(رمضان ۱۴۰۴)
به نام خدا.
روزهای وصلم به سازمان در آن تابستان مبارک ۹۳ مصادف با شب های قدر بود و من با دم مسیحایی یک اشرفی که از علی برایم گفت و از معنای قدر، احیا شدم!
یادم میآید آن روزها فضای اجتماعی سیاسی خیلی با امروز متفاوت بود کسی دم از انقلاب و قیام نمیزد به جز مجاهدین. و این مجاهدین بودند که در شرایطی که در لیبرتی زیر موشک و در محاصره بودند و رژیم تمام منطقه را گرفته بود و چشم انداز روشنی را نمی توانستم ببینم، «وعده ی فتح» می دادند! من که نمی فهمیدم! فقط میدانستم که نمی توانم با دنیای رایج ارتجاع و استعمارزده کنار بیایم. میدانستم تنها چیزی که به زندگیام معنا میبخشد بودن با مجاهدین و استشمام ارزش های انسانی آن هاست. آن موقع «هزار اشرف» اعلام شده بود و من هیچ درکی از اینکه چطور این استراتژی در تداوم و تکامل خودش قرار است رژیم را سرنگون کند، نداشتم!
ایضاً هیچ درکی از آزمایشاتی که قرار است در مقابلم قرار بگیرند، نداشتم.
امروز اما دنیایمان به کلی متفاوت از آن روزهاست. آزماش آزمایشات همه ی ماست....
همین الآن جنگنده ها برفراز زندان می چرخند! دنیای عجیبی است. کانون ها در عملیات قهرمانانه به بیت العنکبوت به واقع سقف شکستند. قبل از آن همهی شهرهای ایران عرصهی نبرد شورشگران بود و در آستانهی آزاد سازی.
در چنین فضایی اما کرکسها سر رسیدهاند! تا حاصل خون های تمام این سالیان را بربایند.
و من خود را بیش از همیشه مخاطب پیام برادر میبینم که گفتند: «آزمایش آزمایشات» راستش نمیدانم چه خواهد شد. امّا آنچه که در ذهنم می چرخد، پایان جنگ و آغاز شتابان سرکوبی تمام عیار برای سدبستن در برابر قیامی محتوم با پیشتازی کانون هاست.
در این صورت شاید که این آخرین نقشه مسیرم باشد؛ و این به واقع ساده ترین تابلوست! اما آنچه که به من مربوط است و باید تعهدش را بدهم، این است که تحت هر شرایطی و هر فتنه ای و هر ابتلاء سخت و سهمگینی، با چنگ زدن به اصول و محکمات، مؤمن و تحت فرمان رهبری باقی بمانم و با پر کردن حفره ها و ضعفها، در انجام وظایفم بهتر عمل کنم.
تعهدی را که همواره مجاهدین می دهند، امروز برایم مقداری عینی تر شده است: «تالله لاکیدن اصنامکم» فی الواقع پیرامونمان را از زمین و هوا دشمنان خدا و خلق پر کرده اند و در درون هم، ف وج به اشکال جدید نمودار می شوند.
باید بجنگم و می جنگم! دوشادوش یارانم و در رکاب برادر مسعود و خواهر مریم بتوانم فاصلهام را با آن رزمنده ای که مد نظر رهبری و در تراز دوران است، پرکنم تا مبادا حقوق خلق مان را و خون و رزم سالیان برادران و خواهران مان را به یغما ببرند.
بار خدایا! به حق مولای متقیان و به حق فاطمه زهرا، برادر مسعود و خواهر مریم و همه مجاهدینت را یاری بفرما و مرا در وفای به عهدم ثابت قدم بدار.
رمضان ١٤۰٤ ـ قزلحصار - ۱۴۰۴/۱۲/۱۸- وحید بنی عامریان
