افشای ماهیت فاشیستی و ایدئولوژی برتریجویانه بچه شاه در گزارش لوموند دیپلماتیک
۱۴۰۵/۱/۲۶
تحقیقات رسانه فرانسوی از شعارهای نازیستی هواداران رضا پهلوی، ائتلاف با راست افراطی و طرحهای دیکتاتوری برای «دوران گذار» پرده برداشت.
نشریه معتبر «لوموند دیپلماتیک» در گزارشی مبسوط بر اساس تحقیقات «کوینتین مولر»، پرده از چهره واقعی رضا پهلوی و شبکههای نفوذ او کنار زد. این گزارش با اشاره به شعارهای یادآور دوران نازیها در تجمعات سلطنتطلبان، از یک استراتژی مبتنی بر ارعاب، نژادپرستی و ائتلاف با جریانهای راست افراطی بینالمللی خبر میدهد که هدف آن بازسازی دیکتاتوری تحت نام «دوران اضطرار» است.
لوموند دیپلماتیک: یک شاهزاده، مجموعهیی از شبکهها و یک ایدئولوژی برتریجویانه-نگاهی به درون هیاهوی پر زرق و برق پهلوی
در سخنرانی پسر شاه در مونیخ در ۱۳فوریه، شعارهایی سرداده شد که یادآور شعار معروف نازیها، «یک ملت، یک رایش، یک رهبر» در زمان رایش سوم است
لوموند دیپلماتیک یک مقاله مبسوط برگرفته از تحقیقات کوینتین مولر در رسانه تحقیقی مستقل فرانسوی بلاست تحت عنوان «یک شاهزاده، مجموعهیی از شبکهها و یک ایدئولوژی برتریجویانه: نگاهی به درون هیاهوی پر زرق و برق پهلوی» منتشر کرده که حدود ۴۳۰۰کلمه به فارسی است. در این تحقیق پردههایی از کارهای بچه شاه و اذناب او کنار زده شده که هر ناظر بیطرف را حیرتزده میکند.
در مقاله لوموند دیپلماتیک خاطرنشان شده است که پسر آخرین شاه ایران در پشت اظهارات به ظاهر معتدل، با هوادارانش در راستای اتحاد با راست افراطی یک خط هویت محور نژادپرستانه را پیش میبرند. جنبش سلطنت طلبی با ارعاب و تهدید در فرانسه و در سطح بینالمللی، بر شبکههای اعمال نفوذ و حامیان بحثبرانگیزی متکی است. امری که سؤالاتی را در مورد ماهیت واقعی پروژهٔ سیاسی ولیعهد مزبور برمیانگیزد.
در قسمتهایی از مقاله تحقیقی که خلاصهای از آنرا به اطلاع هموطنان میرسانیم، آمده است:
در ۱۳ فوریه، در مونیخ، رضا پهلوی در یک تجمع علیه رژیم ایران، سخنرانی کرد. در حالی که توجه رسانهها عمدتاً بر حضور گستردهٔ تظاهر کنندگان متمرکز شده بود و حتی این تجمع را «نمایش قدرت» نامیدند، این رویداد، بهویژه، گرایشهای سیاسی هواداران او را آشکار کرد. زیرا اگر چه پسر آخرین شاه ایران، بهطور مکانیکی برنامهٔ بازگشت خود به ایران را تکرار کرد، اما هواداران او، تصویر بسیار متفاوتی را ارائه دادند
در این گردهمآیی، شعارهایی مانند «یک میهن، یک پرچم، یک رهبر: شاهزاده رضا پهلوی» سرداده شد که یادآور شعار معروف «یک ملت، یک رایش، یک رهبر» نازیها در زمان رایش سوم است.
شعار «مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی، مجاهد» نیز سر داده شد که ساختهٔ یاسمین پهلوی، همسر رضا است که در این تظاهرات حضور داشت. در تجمعات پاریس، ژنو و بروکسل نیز هواداران پهلوی شعارهای مشابهی سر دادند و به چپهای ایرانی و اروپایی حمله کردند. اینها همه نشانههای روشنی از همسویی رو به رشد این جریان با راست افراطی بینالمللی است.
در فرانسه، انجمن «فم آزادی هوادار پهلوی که در اواخر سال ۲۰۲۲ توسط مونا جعفریان، طراح داخلی و اینفلوئنسر سبک زندگی، تأسیس شد، عملاً با راست افراطی فرانسه است.
آلیس کوردیه ، مدیر گروه نمسیس، چندین عکس از خود در کنار «فم آزادی» در تجمعات طرفداران سلطنت منتشر کرده است، مانند تجمع ۱۱ژانویه که او در کنار دریا صفایی، نمایندهٔ راست افراطی پارلمان در بلژیک دیده میشود.
نزدیک به چهار سال است که تجمعات سلطنتطلبان در فرانسه، تحت پوشش حمایت از آزادی زنان ایرانی برگزار میشود که توسط راستهای افراطی و نژادپرستان حمایت میشود.
سمیه رستمپور، جامعهشناس کرد و نویسندهٔ کتاب زنان مسلح، میگوید: «اینها رویدادهای جداگانهای نیستند، بلکه نمایانگر یک همسویی گفتمانی و ساختاری میباشند».
مونا جعفریان بارها در حساب اینستاگرام خود شعار «ما آریایی هستیم، عرب نمیپرستیم» را به اشتراک گذاشته است.
. این اینفلوئنسر سلطنتطلب حتی آشکارا اسلامهراسی خود را با هشتگ #jesuisislamophobe (#من اسلامهراس هستم) اعلام کرده است. سمیه رستمپور تحلیل میکند: «سنت ملیگرایی پهلوی را میتوان بهعنوان دیدگاهی توصیف کرد که ایران پیش از اسلام را یک عصر طلایی میپندارد، دیدگاهی که اسلام را بهعنوان یک دین خارجی بازطراحی میکند»...
رامین پرهام، که از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۰مشاور پسر شاه بود، دربارهٔ چرخش ایدئولوژیک ولیعهد میگوید: «رضا پهلوی، در طول دهههای ۲۰۰۰ و حتی چندین بار پس از این سالها تعریف کرده بود که شاگرد جین شارپ است [دانشمند آمریکایی در علوم سیاسی که بهخاطر نوشتههایش در مورد عدم خشونت «عملی» شناخته شده است]. او همچنین خود را شاگرد مارتین لوتر کینگ میدانست. الگوی کاملاً متضاد با مراسم مونیخ که میتوان آن را بهعنوان یک تجمع فاشیستی خلاصه کرد».
در ادامه مقاله به چرخش سیاسی و دور شدن بسیاری از اطرافیان بچه شاه از او اشاره شده و از جمله آمده است:
در سال ۲۰۲۰، رامین پرهام یک کتاب و یک پادکست ۵۳قسمتی در مورد جنبش مشروطه منتشر کرد که منجر به تماس رضا پهلوی با او شد که در آن زمان ادعا کرده بود با دیدگاههای رامین پرهام موافق است. سپس به پرهام پیشنهاد داد که در مورد این مسائل، یک مناظرهٔ فیلمبرداری شده تهیه کند. این مصاحبه بیش از سه ساعت طول کشید. پرهام میگوید: «سرانجام این مصاحبه هیچوقت پخش نشد، و آنها به تدریج به سمت یک ایدئولوژی برتریجویانه تغییر جهت دادند».
در ایالات متحده، در میان کسانی که این چشمانداز را ترویج میدهند میتوان عمدتاً از افراد زیر نام برد: سعید قاسمینژاد با یک راهبرد سیاسی محافظهکار، علیرضا کیانی، و امیر اعتمادی، فعال سابق دانشجویی که به ایالات متحده کوچ کرده است.
امیر اعتمادی، کسی است که بهویژه در سال ۲۰۲۲ در توئیتر از حق دادن شعار «مرگ بر فلسطین» دفاع کرد با این توجیه که: «اگر با شعار“ مرگ بر فلسطین ”مشکل دارید، یعنی حداقل به یکی از این دو ویروس آلوده شدهاید: چپگرایی و اسلامگرایی».
به گفته سمیه رستمپور، «امیر اعتمادی از زمان اقامت خود در ایالات متحده، به یکی از فعالترین سازماندهندگان سلطنتطلبی رادیکال تبدیل شده است. او، به همراه سعید قاسمینژاد، از بنیانگذاران و تأثیرگذارترین اعضای سازمان فرشگرد است. سازمانی نژادپرست و فارسمحور که به نام دفاع از تمدن ایران، بهطور مداوم سخنان نفرتپراکنانه، بهویژه علیه اعراب، را منتشر میکند».
این سه نفر بر تدوین پیشنویس معروف «دفترچهٔ دوران اضطرار» که ولیعهد آن را ارائه کرد نظارت داشتند، که هدف آن ارائهٔ «طرح عملیاتی برای ۱۸۰ روز اول پس از سقوط جمهوری اسلامی» بود. طبق این سند که اولین نسخهٔ آن در سال ۲۰۲۴ منتشر شد، قرار بود که این دورهٔ گذار برای آمادهسازی یک رفراندوم باشد. برای آن که مردم «بتوانند نظام حکومتی خود را انتخاب کنند: سلطنت پارلمانی یا جمهوری».
آزاده کیان، استاد بازنشستهٔ جامعهشناسی از دانشگاه پاریس سیته، میگوید: «وقتی این کتابچه را میخوانید، یاد دیکتاتوری خامنهای میافتید. آقای پهلوی به خود این قدرت را میدهد که همه را منصوب کند. علاوه بر این، معلوم نیست که دورهٔ گذار چقدر طول خواهد کشید. این یک دیکتاتوری است. تمام این ماجرا، مسخرهبازیی بیش نیست».
در واقع، طبق «دفترچهٔ دوران اضطرار»، اعضای قوهٔ مقننه، مجریه و قضاییهٔ دوران گذار فقط توسط «رهبر قیام ملی»، یعنی شاهزاده رضا پهلوی، منصوب خواهند شد. علاوه بر این، مدت دوران گذار نیز مبهم است، زیرا این دفترچه، صحبت از اولین «مرحلهٔ اضطراری» میکند که شامل «شش ماه اول دورهٔ گذار» است، سپس «مرحلهٔ دوم» یا مرحلهٔ «تثبیت» را مطرح میکند که «از ماه هفتم تا پایان دورهٔ گذار» ادامه خواهد داشت، اما مدت آن مشخص نشده است. سرانجام، «مرحله سوم» فرا میرسد که بهعنوان «مرحلهٔ اصلاحات بلندمدت پس از گذار» ارائه شده است که «با تشکیل اولین دولت منتخب آغاز میشود». هیچ زمانبندیی برای اینکه دولت گذار، رفراندوم مورد نظر و سپس انتخابات پارلمان را سازماندهی کند، مطرح نشده است.
در بخشهای دیگری از مقاله مبسوط درج شده در لوموند دیپلماتیک آمده است:
-تشخیص بین حرفهای کلیشهای ولیعهد و اعتقادات واقعی او حقیقتاً دشوار است. اما یکی از پستهای عجولانهٔ اخیر او در توئیتر، پیامهای مطبوعاتی اطمینانبخش نزدیکانش را نقش بر آب کرد. در ۲۲فوریه ۲۰۲۶، هنگامی که پنج حزب سیاسی اصلی کردستان ایران تشکیل یک اتحاد سیاسی را اعلام کردند و در یک بیانیهٔ مشترک متعهد شدند که برای سرنگونی رژیم آخوندی موجود و ایجاد یک سیستم سیاسی دموکراتیک و سکولار در ایران تلاش کنند، رضا پهلوی با بیانیهٔ بسیار تندی واکنش نشان داد و احزاب کرد را بدون نام بردن از آنها، «تجزیهطلب» خواند و «تمامیت ارضی» ایران را بهعنوان «خط قرمز» خود معرفی کرد. او نوشت: «هر کسی که از این خط قرمز عبور کند، یا با کسانی که این کار را میکنند همکاری کند، با پاسخ قاطع مردم ایران روبهرو خواهد شد». پس وعدهٔ دموکراسی پهلوی به اقلیتها، در واقع یک «خودگردانی» بسیار نسبی است.
«دفترچهٔ دوران اضطرار» که با دقت تمام تدوین شده است، نشانههای واضحی از پروژهٔ پسر شاه و حلقهٔ نزدیکانش ارائه میدهد
در فرانسه، مریدان پهلوی از همین ایدئولوژی پیروی میکنند. علاوه بر مونا جعفریان، سهند صابر، وکیل، و گروه وکیلان فرانسوی ایرانی او، مهمانان مکرر برنامههای تلویزیونی محافظهکار هستند. سهند صابر که از همکاران سابق رضا پهلوی است به همیاری الکساندر فاطمی - سرمایهداری که عمدتاً در خلیجفارس فعالیت داشته است - تهاجم رسانهیی در فرانسه را هماهنگ میکند. رامین پرهام، استراتژی شبکهٔ همکاران جدید رضا پهلوی را اینگونه خلاصه میکند: «آنها فکر میکنند با به دست آوردن حمایت ایالات متحده و اسراییل، پیروزی آنها قطعاً تضمین خواهد شد. آنها توطئهگر هستند». شاخهٔ فرانسوی آنها، که حول فاطمی متمرکز است، توانسته است بهطور قابل توجهی از ارتباطات رسانهیی یکی از همکاران سابق برونو رتایو وزیر کشور سابق (که اخیراً با او ملاقات کرد) بهره ببرد.
-همانگونه که رضا پهلوی در ایالات متحده از حمایت لجستیکی و مالی لابیهای طرفدار اسراییل و عربستان سعودی بهره میبرد، نشانههای متعددی وجود دارد مبنی بر اینکه شبکهٔ فرانسوی آنها نیز این نوع روابط را با نهادهای تبلیغاتی رژیم اسراییل برقرار کرده است.
-رامین پرهام به یاد میآورد که پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، «یک شخص فرانسوی» دو بار به او پیشنهاد داد که به پرچمدار تبلیغات برای پهلوی در فرانسه تبدیل شود. «او میخواست مرا با اعضای پارلمان فرانسه و اروپا و همچنین با تمام رسانههای فرانسوی و اروپایی در ارتباط قرار دهد»، برای انتشار مقالات، شرکت در کنفرانسها و حضور در رسانهها. «در عوض میبایست از پهلوی و همچنین از عملیات در غزه پشتیبانی میکردم. این یک معاملهٔ تمامعیار بود». مشاور سابق ولیعهد توضیح میدهد که شخص رابط، پولی به او پیشنهاد نکرد، اما پیشنهاد او «بزرگراه مجللی بود برای دستیابی به خدمات پرسود». به گفتهٔ پرهام، دستگاه ارتباطی اطرافیان شاهزاده در طول سه سال گذشته به یک کارخانهٔ واقعی تبدیل شده است. او با شگفتی میگوید: «میتوانم بگویم که چنین ساختاری قبلاً هرگز در این سطح وجود نداشته است. آنها اکنون منابع مالی مهم و همچنین شبکههای نفوذ بسیار قدرتمندی در اختیار دارند. سفرهای او به بروکسل، رم، مونیخ، پاریس، لندن و غیره. مخارج همهٔ این افراد تأمین میشود»...
رامین پرهام تأکید میکند: «هرگز در تاریخ، پادشاهی برای تصاحب قدرت، خواستار حمله یا مداخلهٔ یک نیروی خارجی در کشور خود نشده بود».
-نازیلا معروفیان، روزنامهنگار ایرانی، که بهدلیل مصاحبه با پدر مهسا امینی دستگیر شد، در اکتبر ۲۰۲۳ به فرانسه کوچ کرد. مهسا امینی، دانشجوی ۲۲ سالهٔ کرد ایرانی بود که در ۱۶ سپتامبر، سه روز پس از دستگیری و ضرب و شتم توسط پلیس امنیت اخلاقی درگذشت. معروفیان، این زن جوان که در پاریس زندگی میکند، در حساب اینستاگرام خود تعریف کرد که سهند صابر به او پیشنهاد کرد که با پسر شاه ملاقات کرده (و برای او کار کند) در عوض به او کمکهای مادی خواهد کرد.
-یک مرد ایرانی ساکن فرانسه که ترجیح میدهد ناشناس بماند، مدتها برای تلویزیون من و تو کار میکرد که یک کانال ماهوارهیی است که تبلیغات سلطنتطلبان را پخش میکند. این شخص، که «حقوق بسیار خوبی دریافت میکرد»، میگوید مدتها فکر میکرد که منابع گستردهٔ رسانهیی مورد استفاده برای «هیپنوتیزم کردن ایرانیان داخل از کشور»، از ثروت شخصی شاهزاده تأمین میشود، اما متوجه شد که قضیه طور دیگری است.
-گذشته از جنبههای ایدئولوژیک، روشهای به کار گرفته شده توسط حلقهٔ هواداران پهلوی، که ارتباطات او را مدیریت میکنند نیز سؤالبرانگیز است. در ایالات متحده، امیر اعتمادی، مشاور او، بهخاطر پیامهای تهدیدآمیزش علیه مهاجران، شناخته شده است. جف گلدبرگ (Goeff Goldberg)، روزنامهنگار آمریکایی، به نوبهٔ خود فاش کرد که اطرافیان پهلوی، برای ارعاب و بیاعتبار کردن مخالفان سلطنتطلبان، یک ارتش دیجیتالی شامل حسابهای جعلی تشکیل دادهاند.
-در فرانسه، رسانهٔ بلست، شهادتهای متعددی از ایرانیان فرانسوی جمعآوری کرده است که توسط مونا جعفریان و همچنین توسط چیزی که به نظر میرسد ارتشی از رباتها باشد، مورد آزار و اذیت و تهدید قرار گرفتهاند. مینا*، یک زن سوئیسی ایرانیتبار، مورد آزار و اذیت گستردهٔ او قرار گرفت. این اینفلوئنسر سبک زندگی، که مرتباً به رسانههای فرانسوی - از جمله تلویزیون عمومی – دعوت میشود، خطاب به مینا نوشت: «ای کثافت بوگندو، با کسی در افتادی که نمیتوانی از پسش درآیی! امیدوارم آمادگیاش رو داشته باشی! تازه کارم با تو شروع شده است!» سپس جعفریان، حسابهای شخصی و حرفهیی مینا را در استوری خود گذاشت و برای آبونههای خود نوشت: «فقط ۲ دقیقه طول میکشد، لطفاً او را گزارش دهید تا حسابهایش مسدود شود هر کسی که اطلاعاتی در مورد او، برندهایی که با آنها کار میکند یا والدینش دارد، لطفاً بهصورت خصوصی برای من ارسال کند». جعفریان، یک استوری دیگر گذاشت و تکرار کرد: «باز هم تکرار میکنم، هر کسی که اطلاعاتی در مورد او دارد، خریدارم. لطفاً آن را خصوصی برای من ارسال کنید و البته، از همگان دعوت میکنم که برای همهٔ پستهای او کامنت بگذارند». مینا سپس از دوستانش خواست که پستهای مونا جعفریان را گزارش کنند. اینستاگرام حساب کاربری مونا جعفریان را به مدت سه روز مسدود کرد که عکسالعمل او این بود: «اینستا از جواب من به آن احمق طرفدار رژیم خوشش نیامد. بنابراین اگر پیامی ارسال کنید، تا ۳ روز نمیتوانم جواب دهم».
سمیه رستمپور، جامعهشناس، نیز با پستهای تهاجمی مونا جعفریان مواجه شده است که عمدتاً به کرد بودن او حمله کرده و به او تهمتهای سیاسی جعلی زده است
-مینا و دیگر قربانیان ایرانیتبار خارج از کشور، به رسانهٔ بلست گفتهاند که آنها نیز در معرض تهدید و ارعاب قرار گرفتهاند و به آنها با تهدید گفتهاند که از ایرانیهای خارج از کشوری که با سلطنت موافق نیستند «لیستهایی» درست شده است. در پستهای مونا جعفریان و رباتهای سایبری سلطنتطلبان بارها به این لیستها اشاره شده است. امیر اعتمادی، مشاور ایرانی آمریکایی پهلوی، بارها تهدیدهای مشابهی علیه صداهای منتقد سلطنت منتشر کرده است. در تاریخ ۲۶ ژانویه در توئیتر پیامی منتشر شد که هشدار میدهد: «این پیام برای کسانی است که تصمیم گرفتهاند جزو دستگاه سانسور و تحریف صدای ملت باشند: نام شما ثبت شده است. »، این «لیستها»، چه واقعاً وجود داشته باشند چه نباشند، نشان میدهد که ایران تحت حکومت مجدد پهلوی چه حال و هوایی خواهد داشت.
