پیام خانم مریم رجوی به بریفینگ در سنای آمریکا – ایران: بهسوی صلح و آزادی

بریفینگ در سنای آمریکا
۱۴۰۵/۱/۲۸
مریم رجوی : راهحل بحران ایران در مردم و مقاومت سازمانیافته است
امروز بیش از هر زمان دیگری، این پرسش اساسی پیش روی ماست که راهحل واقعی برای بحران ایران چیست؟
در طول ۴۷ سال گذشته، تقریباً تمامی راهها آزموده شدهاند. از جمله سیاست مماشات، به اصطلاح «گفتوگوی انتقادی» اروپا، مذاکرات و حتی جنگ. اما همه آنها شکست خورد چرا که این رژیم اگر اصلاحات واقعی را بپذیرد، قدرت خود را از دست میدهد.
رژیم بیش از پیش ضعیف شده، اما ماهیت آن تغییر نکرده است. نه در سیاست سرکوب تجدید نظر میکند نه از تلاش برای دستیابی به بمب اتمی و حمایت از نیابتیهای تروریست و دستاندازی به کشورهای منطقه دست میکشد.
از ۲۸اسفند تاکنون دستکم ۱۳ اعدام سیاسی صورت گرفته است. شش تن آنها، اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بودند و هفت جوان شورشگر که به فعالیت برای سرنگونی رژیم متهم شده بودند. با این اعدامها، رژیم فضای وحشت را تشدید میکند تا برای مقابله با قیام آماده شود.
با وجود دههها سرکوب، در داخل ایران یک مقاومت سازمانیافته، مقاوم و مصمم وجود دارد. این جنبش آماده پرداخت بالاترین بها برای آزادی است و از میان قتلعامهای بیشمار برخاسته است.
این جنبش تجربه چهار دهه نبرد و مقابله با سپاه پاسداران را دارد و استراتژی آن که مبتنی بر مقاومت سازمانیافته علیه سپاه پاسداران با اتکا به قیام مردمی است، بالاترین میزان جذب را در میان جوانان ایران در یک سال گذشته داشته است. باید تاکید کنم که مردم ایران نمیخواهند به دیکتاتوری شاه برگردند.
ما معتقدیم که آتشبس مناسبترین تصمیم در حساسترین لحظات از طرف آمریکا بود.
امیدواریم که این امر به پایان جنگ و گشایش راهی بهسوی صلح و آزادی منجر شود. اگرچه صلح واقعی و پایدار تنها از طریق سرنگونی دیکتاتوری مذهبی حاکم بهدست مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنان محقق خواهد شد.
در روزهای اخیر پسر خامنهای ادعا کرد بیش از ۱۷میلیون نفر جان فدای رژیمش هستند. ما میگوییم اگر راست میگوید یک انتخابات آزاد را تحت نظر مللمتحد بر اساس اصل حاکمیت جمهور مردم و نه حاکمیت آخوند قبول کند، اما تئوکراسی حاکم جرأت این کار را ندارد.

حلقه مفقوده سیاست غرب
امروز لحظه خطیری نه تنها در تاریخ میهن ما بلکه در تاریخ منطقه و جهان است. لحظهیی برای مسئولیتپذیری و اتخاذ سیاست درست است.
طی سالها مهمترین حلقه مفقوده در سیاست دولتهای غربی، عدم توجه به نقش مردم و مقاومت سازمانیافته برای تغییر بوده است. در حالیکه تمرکز بر تعامل یا مهار رژیم بوده، مردم ایران و مقاومت آنان نادیده گرفته شدهاند.
من از قانونگذاران میخواهم که توجه خود را بر حمایت از مردم ایران و مقاومت سازمانیافته در داخل کشور، از جمله کانونهای شورشی که در خط مقدم مبارزه برای آزادی قرار دارند، متمرکز کنند.
در صحنه سیاسی، شورای ملی مقاومت ایران چارچوبی قابل اتکا برای انتقال حاکمیت به مردم ایران با برگزاری انتخابات آزاد در ۶ماهه اول بعد از سرنگونی رژیم ارائه میدهد. سپس قدرت را به نمایندگان منتخب مردم منتقل میکند.
در قلب این چشمانداز، برنامه دهمادهیی آن قرار دارد: آیندهیی برای ایران بر پایه انتخابات آزاد، برابری جنسیتی همراه با مشارکت زنان در رهبری سیاسی، جدایی دین از دولت، بهرسمیت شناختن حقوق ملیتهای تحت ستم و سیاستی عاری از سلاح هستهیی و همزیستی مسالمتآمیز .
این یک طرح برای ثبات، دموکراسی و صلح است. راهحل بحران ایران در مردم، در شجاعت آنان و در مقاومت سازمانیافتهشان است. دیگر پرسش این نیست که آیا تغییر ممکن است یا نه.
پرسش این است که آیا جهان آماده است مقاومت مردم ایران را بهرسمیت بشناسد و در سمت درست تاریخ بایستد؟ من همه شما را به حمایت از مردم و مقاومت ایران و تغییر رژیم بهدست آنان فرا میخوانم.
