پارلمان اروپا-کنفرانس اقدام عملی برای توقف اعدام ها-۲اردیبهشت ۱۴۰۵-قسمت آخر
۱۴۰۵/۲/۴
پارلمان اروپا - بروکسل ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۲۲ آوریل ۲۰۲۶) کنفرانس نقض حقوقبشر در ایران
روزچهارشنبه ۲اردیبهشت ۱۴۰۵ یک کنفرانس در پارلمان اروپا با حضور خانم مریم رجوی برگزار شد. رهبران پیشین و نمایندگان فعلی اتحادیه اروپا با انتقاد شدید از دههها سیاست مماشات، خواستار اتخاذ یک «استراتژی جدید» بر مبنای حمایت از مقاومت سازمانیافته شدند. سخنرانان از جمله نخستوزیر سابق بلژیک و وزیر دادگستری پیشین آلمان، ضمن محکوم کردن ماشین اعدام رژیم و سوءاستفاده از شرایط جنگی، بر لزوم رسمیتشناختن اپوزیسیون دموکراتیک، توقف کامل غنیسازی بالای ۲۰ درصد و اخراج عوامل رژیم از اروپا تأکید کردند. سایر سخنرانان جلسه عبارت بودند از: پروفسور هرتا دویبلرگملین، نیکولاس پاسکوال دلا پارته، کارلو چیچولی، کریس ون دیک
نقش اتحادیه اروپا برای صلح و امنیت در منطقه اقدام عملی برای توقف اعدامها
سخنرانیهای اعضای پارلمان اروپا و شخصیتهای سیاسی اروپایی
گی فرهوفشتاد نخست وزیر بلژیک ۲۰۰۸-۱۹۹۹
اعدامهای مردم ایران پیآمد و نتیجه سیاست مماشات است که از سوی کشورهای اروپایی و غرب در طول دههها دیدهایم
تعامل فعال با مردم ایران و مقاومت سازمانیافته مبنای یک استراتژی جدید برای اروپا خواهد بود
متشکرم. خب، اول از همه، خانم رجوی، از حضور شما در ساختمان پارلمان اروپا بسیار سپاسگزارم.
مشکلی که امروز با آن مواجه هستیم، طبیعتاً جنگ و رژیم وحشی ایران است، اما همچنین فقدان یک استراتژی جایگزین جدی از سوی اتحادیه اروپا در قبال ایران است. و این موضوع این کنفرانس نیز هست. در برابر این وحشیگری که میبینیم، استراتژی اروپایی چه میتواند وجود باشد؟ از یک سو، سیاست مماشات به هیچ نتیجهیی نرسیده است. این سیاست به جنگهای نیابتی عظیم، هستهیی شدن بیشتر رژیم ملاها و بهویژه سرکوب بیشتر منجر شده است.
به اعدامهای مردم ایران نگاه کنید. این پیآمد و نتیجه سیاست مماشات است که بهویژه از سوی کشورهای اروپایی و غرب در طول سالهای گذشته، نه سالها، بلکه حتی دههها، شاهد آن بودهایم. از سوی دیگر، جایگزین دیگر، بهاصطلاح جایگزین، جنگی است که چه بخواهید چه نخواهید، مردم ایران را نیز رنج میدهد. و در رأس آن، بیثبات کردن کل اقتصاد جهان در حال حاضر و ایجاد آشفتگی اقتصادی عظیم که عواقب بسیار بزرگی در سالهای آینده خواهد داشت. حتی وقتی فردا توافقی حاصل شود، و برای شش ماه آینده، برای نیمه دوم سال جاری، آشفتگی اقتصادی وجود خواهد داشت. بنابراین، این نتیجه است.
آنچه امروز میبینیم نتیجه چیست؟ نتیجه فقدان استراتژی جدی از سوی اروپا و بهطور کلی غرب است. ما فکر کردیم، بله، ما مماشات میکنیم و این کافی خواهد بود. آمریکاییها فکر کردند که با بمباران میتوانند رژیم را سرنگون کنند، اما ظاهراً حداقل در این لحظه کارساز نبوده. بنابراین سؤال این کنفرانس باید این باشد، و بنابراین آنچه من گفتم بهتر است که همه ما اکنون به ساختمان شورای اروپا برویم تا آن را به آنجا بگوییم، و نه فقط به نمایندگان پارلمان اینجا، این است که آن استراتژی جدید چیست؟ عناصر مختلف کدامند؟
و بنظرم خوب است، و من این را به همه همکاران سابقم که اینجا حضور دارند میگویم، که هر چه سریعتر روی یک قطعنامه جدید کار کنیم. الآن زمان مناسبی است. شما این را حس میکنید. قطعنامه قبلی اگر اشتباه نکنم،، مربوط به ماه فوریه بود، در مورد ایران. این اولین مورد نیست. در پارلمان اروپا، پارلمان قبلی، ما چهار یا پنج قطعنامه دقیقاً مشابه را تصویب کردیم.
و در آن لحظه، من میتوانم به شما بگویم، دولتها هرگز گوش ندادند. هرگز. مخالفت زیادی بین پارلمان وجود داشت که ۵۰۰، ۶۰۰ نفر به قطعنامهیی رأی دادند که درخواست میکرد سپاه پاسداران بهعنوان یک سازمان تروریستی تعیین شود، و سپس سکوت شورا. ، سرانجام دولتهای ما شروع به تغییر مواضع خود کردند، که توسط چه کسی تهیه شده بود؟ توسط دیپلماتها، توسط دیپلماتهای حرفهیی حداقل برای دو دهه. بدون اینکه در واقع به واقعیت روی زمین نگاه کنند. بنابراین من فکر میکنم لحظه خوبی است، حتی زمانی که اولین قطعنامه، و تا حدودی تأثیر داشت. در نهایت، به نظر من، پس از پنجمین تلاش، سپاه پاسداران بهعنوان یک سازمان تروریستی تعیین شد. شاید بهدلیل بنبستی که در حال حاضر در این درگیری شاهد آن هستیم و پیامدهای اقتصادی ویرانگر آن، اکنون زمان مناسبی برای این کار باشد.
اینکه پارلمان در حال تهیه قطعنامه جدیدی است، در حال حاضر در مورد سپاه پاسداران صحبت نمیکند، زیرا این قطعنامه به تصویب رسیده است، بلکه در مورد آنچه که از نظر پارلمان یک استراتژی خوب برای شورا خواهد بود، صحبت میکند. و چرا از شورا؟ چون بله، ما در اروپا هستیم. سیاست خارجی مسألهای مربوط به صلاحیت کشورهای عضو است و هنوز هم توسط یک قانون خونین اتفاق آرا اداره میشود که تصمیمگیریهای سخت و مشترک در مورد سیاست اروپا را غیرممکن میکند. اما پارلمان میتواند این کار را انجام دهد. زیرا پارلمان اینجا، اکثریت یا اکثریت عظیمی است که حداقل میتواند نماینده عالی و شورای امور خارجه اتحادیه اروپا، را مجبور به تغییر موضع خود کند. زیرا عمدتاً دولتهای ما هنوز در حالت مماشات هستند. آنها هنوز در حالت مماشات هستند. و مطمئناً بهدلیل جنگ و غیره، همه در مورد صلح صحبت میکنند. بنابراین صلح و مماشات یکسان شدهاند. که البته درست نیست. نه، این مماشات است که منشاء فقدان صلح و همه آنچه اتفاق افتاده و جنگ است. بهخاطر مماشات طولانیمدت است که ما اکنون در خاورمیانه در جنگ هستیم و نه برعکس.
بنابراین، صلح و مماشات دو پدیدهٔ متفاوت هستند. پس جایگزین چیست؟ آخرین بار ایدهای را مطرح کردم. این مفهوم تعامل فعال بود. تعامل فعال اروپا، این بهمعنای سلاح و غیره نیست. تعامل فعال با مردم ایران، اپوزیسیون در ایران و مقاومت سازمانیافته. این مبنای یک استراتژی جدید خواهد بود.
این به چه معنی است. این بهطور مشخص به چه معناست؟ و باید در هفتههای آینده، در سریعترین زمان ممکن، راه خود را در قطعنامه پیدا کنند، زیرا اکنون فرصتی برای انجام آن است. زیرا هفته آینده شما در استراسبورگ هستید. متأسفانه من آنجا نخواهم بود. من دیگر در پارلمان نیستم، اما لحظه خوبی است، در استراسبورگ زمان برای کار روی چنین قطعنامهیی وجود دارد.
اولین چیز این است که شورای اروپا و نماینده عالی بالاخره باز شوند و بپذیرند که نماینده واقعی مردم ایران، رژیم ملاها نیست، اما این مهم است. این فقط یک چیز رسمی است، اما چیزهای رسمی در سیاست مهم هستند. اپوزیسیون، مردم ایران، مقاومت را بهعنوان نمایندگان واقعی مردم ایران بهرسمیت بشناسید. این اولین چیز است، یک چیز رسمی.
دوم، دوم این است که در مورد موضوع سپاه پاسداران بهعنوان یک سازمان تروریستی بیشتر پیش برویم. این بهمعنای چیزی است، نه؟ این بدان معناست که هر کسی که عضو سپاه پاسداران است باید تحت رژیم تحریمها قرار گیرد. در غیراین صورت هیچ معنایی ندارد. شما میتوانید بگویید اوه، شما یک سازمان تروریستی هستید و همه چیز ادامه مییابد. اما پس از آن چه معنایی دارد که شما مجازات نمیشوید زیرا نیاز دارید، اگر به حمایت از رژیم ملاها ادامه میدهید، حداقل باید امکان مجازات وجود داشته باشد. و این بهمعنای گسترش آن رژیم تحریمی است. نه چند صد تحریم مانند الان.
و بیشترین تحریمهایی که اکنون اعمال شده است به این دلیل بوده است که ایران به روسیه در تجاوز این کشور علیه اوکراین کمک کرده است. نه به این دلیل که یک رژیم قاتل علیه مردم خود است. بنابراین ما باید تغییر کنیم. تحریمها بهطور گسترده و فراگیر علیه همه کسانی که از رژیم ملاها حمایت میکنند، نه فقط بهخاطر روسیه.
سوم اینکه اروپاییها باید به اثرات مخرب این جنگ توجه کنند. بنابراین ما باید به نوعی به یک عملیات به رهبری اروپا در تنگه هرمز به شیوه مشخصی فکر کنیم. در این زمینه بیطرف باشیم. زیرا در غیراین صورت، اگر خودتان این کار را نکنید، در یکطرف یا طرف دیگر آن جنگ قرار خواهید گرفت.
چهارم، مذاکرات هستهای. مذاکرات هستهای. واقعیت این است که اگر توافقی حاصل شود، حتی بین ترامپ و رژیم ایران، آنها هرگز، هرگز، هرگز آنچه را که میگویند انجام نخواهند داد. آنها به جستجوی خود برای سلاح هستهیی ادامه خواهند داد. زیرا چرا به اورانیوم با غنیسازی بیش از ۲۰ درصد نیاز دارید؟ فقط وقتی کمتر از ۲۰ درصد باشد، غیرنظامی است. هر بار که بیش از ۲۰ درصد باشد، دلیلی برای آن وجود دارد. و دلیل آن فقط میتواند یکی باشد. این است که بعداً غنیسازی بیشتری داشته باشیم و به بیش از ۶۰، بیش از ۷۰ و سپس به یک سلاح هستهیی تمامعیار برسیم. بنابراین باید در این مورد روشن باشیم. ما بهعنوان اروپاییها، بخشی از استراتژی خود را بهرسمیت خواهیم شناخت، هیچ چیزی که فراتر از در اختیار داشتن هر گونه مواد هستهیی که فراتر از 20 درصد باشد، نباشد. این نکته چهارم است.
و نکته پنجم این است که من میخواهم شورای اروپا در مورد ایران در این مورد بیانیهیی صادر کند. همچنین سکوت را بشکند. چون فعلاً عمدتاً سکوت میشنویم. اما شما سکوت نمیشنوید، گاهی اوقات سکوت میتواند سیگنال مخربتری در سیاست باشد تا اینکه هر عبارت زیبایی را بگوییم و این امروز اتفاق میافتد. مطمئنا، من این را تقریباً مجرمانه میدانم که ما در مورد اعدامها چیزی نمیگوییم. هیچ چیزی در مورد اعدامها نشنیدم. من چیزی نشنیدم. من شخصاً چند مورد از سخنان خانم رجوی را بازنشر کردم، اما من یک فرد هستم، یک فرد اروپایی. و همه شما این کار را کردهاید.
اما من میخواهم بشنوم که شورای اروپا، شورای امور خارجه، نماینده عالیرتبه در مورد آن چیزهایی بگویند و آن را بهعنوان یک شرط محکم قرار دهند که اگر این اعدامها فردا متوقف نشوند، هرگز، هرگز چیزی دیگر وجود نخواهد داشت. چون این همان راهی است که رژیم ملاها با ایجاد ترس و اضطراب از طریق چنین اعمال غیرانسانی، مردم خودش را وحشیانه سرکوب میکند
بنابراین پیام من به همه همکاران سابق که اینجا هستند این است که بیایید سعی کنیم از این موضوع شروع کنیم. به نظر من این گام بسیار سازندهتری است تا اینکه بخواهیم در کمیته امور خارجه این پارلمان جلسهیی برگزار کنیم که ماههاست در مورد آن بحث میکنیم: آیا میتوانیم ایکس را دعوت کنیم، آیا میتوانیم وای را دعوت کنیم، آیا میتوانیم Z را دعوت کنیم؟ این چه چیزی را در جهان و ایران فردا تغییر خواهد داد؟ اصلاً هیچ چیز. بنابراین درخواست من از همکاران این است که بیایید در هفتههای آینده با این محتوا پیرامون کل این سؤال که چه کسی به اینجا در این مجلس دعوت میشود، کار کنیم. و شاید این همان تأثیر قطعنامه قبلی را داشته باشد. متشکرم.
پروفسور هرتا دویبلرگملین — وزیر دادگستری آلمان ۲۰۰۲-۱۹۹۸
یک نقشه مسیر بسیار خوب برای شکلگیری یک ایران دموکراتیک و پایبند به حاکمیت قانون وجود دارد. این نقشه مسیر «طرح ۱۰ مادهای» شما خانم رجوی است
ایجاد یک ایران دموکراتیک پروژهیی عظیم است در چنین شرایطی سخن گفتن از تبعیض علیه ملیتها آنگونه که در بیانیههای پسر شاه علیه کردها مطرح شد نه تنها یک فاجعه بلکه یک جنایت است
خانم رئیسجمهور رجوی عزیز، همکاران محترم از پارلمان اروپا، از حضور در اینجا بسیار خرسندم. این اولین بار نیست که من در این جمع حضور مییابم، چرا که در دوران تصدی مسئولیت بهعنوان وزیر دادگستری و همچنین نماینده پارلمان آلمان، بارها به اینجا آمدهام. از تلاشهای شما در پارلمان اروپا برای کمک به مردم ایران صمیمانه سپاسگزارم؛ تلاشی که هدف آن دستیابی نهایی ایران به جامعهیی است که آزادی بیشتر، حق مشارکت، حاکمیت قانون و البته پایان دادن به سرکوبهای مرگبار که اکنون از آن رنج میبرند، است. بسیار متشکرم.
دوستان عزیز، خانمها و آقایان، معتقدم اینجا مکانی بسیار مناسب برای حمایت از خواستههای خانم رئیسجمهور رجوی و دوستان ایشان است. سؤالی که مطرح میشود این است که ما باید از دوستان و همکارانمان در پارلمان اروپا چه بخواهیم؟ همانطور که شما اشاره کردید، باید همواره از رهبران دولتهای اروپایی و ملی بخواهیم که گامهایی قاطعانه و البته مؤثرتر برای حمایت از آزادی و پیریزی جامعهیی نوین در ایران بردارند.
مطالب بسیاری گفته شده است، لذا اجازه دهید تنها به پنج نکتهیی که به نظر من حیاتیترین هستند، اشاره کنم:
نخستین و مهمترین نکته، لزوم توقف این ماشین کشتار مرگبار است. این باید وظیفه رهبران اروپایی در اتحادیه اروپا و دولتهای ما باشد که نه تنها از سفرا، بلکه از تمامی مذاکرهکنندگان در هر سطحی بخواهند که اعدامها را همین حالا و بدون درنگ متوقف کنند. فکر میکنم این اولین مطالبه ماست. همچنین از همکارانم در پارلمان اروپا بابت مشارکت در این زمینه سپاسگزارم.
نکته دوم این است که اروپا باید با اثربخشی بیشتری عمل کند؛ نه برای ادامه این آتشبس شکننده، بلکه برای پایان دادن به جنگ. میبینید که این جنگ مسلماً بر همه ما تأثیر میگذارد، اما این تنها دلیل لزوم اقدام ما نیست. دلیل اصلی این است که مردم ایران، مردم لبنان، کودکان، مدارس و دیگران، همگی از این جنگ رنج میبرند. این وضعیت باید بهزودی پایان یابد.
سومین درخواستی که باید از دولتهایمان داشته باشیم، کمک به جنبش مقاومت برای اتحاد بیشتر است. میدانم که شما تمام توان خود را به کار بستهاید، اما این حوزهای است که در تمامی کشورهای ما به حمایت نیاز دارد.
نکته چهارمی که میخواهم به آن اشاره کنم این است که معتقدم یک نقشه راه بسیار خوب برای چگونگی شکلگیری یک ایران دموکراتیک و پایبند به حاکمیت قانون وجود دارد و آن، «طرح ۱۰ مادهای» شماست. معتقدم که باید این طرح را پذیرفت. شاید این طرح ابزاری باشد که بتواند خواستهها برای برداشتن گامهای مؤثرتر توسط دولتهای ما و رهبران اروپایی را تقویت و حمایت کند.
نکته جالب برای من این است که اکنون شاهد حضور افراد یا جریانهای سیاسی هستیم که سودای بازگشت به گذشته و احیای نقش پسر شاه سابق را در سر دارند. برای من، همانطور که برای شما نیز چنین بود، خواندن بیانیههای مطبوعاتی او در روزهای اخیر تکاندهنده بود؛ اظهاراتی که در آن گفته بود: «آنچه پدرم انجام داد، کار بسیار خوبی بود». من بهعنوان کسی که در دوران شاه در برلین دانشجو بودم، پلیس امنیتی ساواک و فضای سرکوبگرانه و ابزارهای آنها را بهخوبی به یاد دارم؛ نه تنها در داخل ایران، بلکه در قبال جوانانی که در برلین علیه شاه و سیاستهای او تظاهرات میکردند.
موضوعی که به نظرم بسیار ناپسند آمد، این است: همه ما میدانیم ایجاد یک ایران دموکراتیک و متحد چقدر دشوار خواهد بود؛ انجام این کار به شکلی عادلانه، پروژهیی عظیم است. اما در چنین شرایطی، سخن گفتن از تبعیض علیه ملیتها – آنگونه که در بیانیههای پسر شاه علیه کردها مطرح شد – نه تنها یک فاجعه، بلکه یک جنایت است.
بنابراین، خوشحالم که اینجا هستیم و در کنار هم برای حمایت از آرمانهایمان متحد شدهایم. بار دیگر از همکارانم در پارلمان اروپا بابت تعهد و مشارکتشان سپاسگزارم. متشکرم.
نیکولاس پاسکوال دلا پارته- هماهنگکننده امنیت و دفاع در گروه EPP در پارلمان اروپا
ما با جنایتکارترین و خونریزترین رژیم روی زمین مواجهیم آنها بیش از هر حکومت دیگری در جهان دست به اعدام میزنند
سپاسگزارم. بسیار سپاسگزارم که فرصت سخن گفتن را به من دادید. خانم مریم رجوی، به خانه خودتان خوش آمدید. شما میدانید که در میان دوستانتان هستید و اینجا خانه شماست.
من مایلم صدای خود را به پیامهای همکاران و دوستان پیشینم پیوند بزنم.
نکته اول بسیار روشن است؛ اینکه ما با چه پدیدهیی روبهرو هستیم. ما با جنایتکارترین و خونریزترین رژیم روی زمین مواجهیم. تکرار میکنم، جنایتکارترین و خونریزترین رژیم روی زمین. آنها بیش از هر حکومت دیگری در جهان دست به اعدام میزنند. این واقعیتی است که باید بارها و بارها تکرار کنیم تا این پیام بهوضوح منتقل شود.
دوم اینکه، بدیهی است که شما به حمایت نیاز دارید. مردم ایران شایسته آزادی و دموکراسی هستند. اما احتمالاً نمیتوانید این مسیر را به تنهایی طی کنید. شما به همراهی و پشتیبانی دوستانتان نیاز دارید و در اینجا، در تمام پارلمان اروپا، دوستان بسیاری دارید.
ایران نباید به سلاح هستهیی دست یابد. این دومین پیامی است که باید بر آن تصریح کنیم: ایران هرگز نباید سلاح هستهیی داشته باشد. به همین سادگی. ما باید هر آنچه در توان و در اختیار داریم به کار ببندیم تا از وقوع این امر جلوگیری کنیم.
پیام سوم: آینده ایران متعلق به ایرانیان است و نه هیچکس دیگر. این شما هستید که تصمیم خواهید گرفت چه زمانی و چگونه دموکراسی و آزادی خود را باز پس بگیرید. اما برای این منظور، به همراهی دوستانتان در اروپا نیاز دارید. شما به پشتیبانی و افشاگریهای ما نیاز دارید؛ و این تنها بهمعنای بلند کردن صدایمان در برابر فجایع و کشتارهایی که هر روز در ایران رخ میدهد نیست. البته که این کار ضروری است، اما کافی نیست.
ما باید با اقدامات عملی، با تکیه بر حقایق، با پشتیبانی سیاسیِ گامبهگام از شما حمایت کنیم تا مردم ایران بتوانند بار دیگر سرنوشت خود را در دست بگیرند.
من معتقدم طرح ۱۰ مادهای شورای مقاومت ایران، بهترین برنامه ممکنی است که در اختیار داریم. اگر کس دیگری ایدههای خوبی دارد، لطفاً ارائه دهد تا بررسی کنیم؛ اما تاکنون، بهترین برنامهیی که من شخصاً دیدهام، همان طرح ۱۰ مادهای مقاومتی است که شما، خانم رجوی، ارائه کردهاید.
فکر میکنم شما در این طرح از آرمانها و ارزشهای روشنی دفاع میکنید که ما نیز در اروپا در آنها سهیم هستیم. ما میتوانیم خود را با این برنامه همسو بدانیم و معتقدم باید تمام تلاش خود را برای پیشبرد آن به کار بندیم.
ما باید با دیگر کشورهای همفکر در آمریکا، آسیا و آفریقا مذاکره کنیم تا یک موضوع را روشن سازیم: دیر یا زود، مردم ایران قیام خواهند کرد؛ به هر شکلی که باشد، شما حمایت کامل و همیشگی مردم و پارلمان اروپا را با خود خواهید داشت.
کارلو چیچولی: نماینده پارلمان اروپا از ایتالیا
بقای این رژیم تنها از طریق از میان برداشتن هر گونه اپوزیسیون ارعاب جامعه و جلوگیری از حق تصمیمگیری مردم ایران میسر شده است
«سپاسگزارم. من واقعاً خوشحالم که اینجا در کنار شما و خانم رجوی هستم؛ کسی که سالهاست از ایشان حمایت میکنم. من یکی از نمایندگان پارلمان ایتالیا بودم که بیش از ۱۵ سال پیش، ایشان را به رئیس مجلس نمایندگان ما معرفی کردم، زیرا احساس میکردم این یک نبرد بزرگ برای آزادی است.
امروز از هر دیدگاهی که به موضوع بنگریم، شاهد آن هستیم که در پایان یک رژیم قرار داریم. و پایان یک رژیم، دشوارترین لحظه است. وقتی یک قدرت سیاسی به پایان راه میرسد، پیش از تسلیم شدن، ممکن است دست به هر کاری بزند. پرواضح است که حکومت دینی ایران دیگر هیچ پایگاه مردمی ندارد. در دهههای گذشته، دورانی بود که این رژیم هنوز از بخشی از حمایت مردمی برخوردار بود، اما امروز دیگر هیچ حمایت مردمی از این رژیم در ایران وجود ندارد.
تنها چیزی که باقی مانده، ساختار نظامی است. ساختار نظامیِ سپاه پاسداران و بسیج که همه چیز را تحت کنترل دارند؛ آنها بر آنچه از ایران بزرگ باقی مانده، سلطه دارند. ما باید این واقعیت را بپذیریم. در تمام سیاره زمین، رژیمی وجود ندارد که چنین تعداد عظیمی از معترضان، یعنی دهها هزار نفر را بهقتل رسانده باشد. آنها نسل جوان را قتلعام کردهاند.
در واقع، سپاه پاسداران دولتی درون دولت است؛ زیرا آنها در امور مالی، صنعت و نظم عمومی قدرت مطلق دارند. نیروهای مسلح کلاسیک (ارتش) دیگر هیچ نقشی ندارند. در اینجا باید ذکر کرد که برای نخستین بار در ۱۹ فوریه ۲۰۲۶، اتحادیه اروپا سپاه پاسداران را بهعنوان یک سازمان تروریستی شناسایی کرد. این یک اقدام بسیار مهم بود، زیرا یک تصمیم رسمی بود و نه صرفاً یک جدل لفظی؛ و این تصمیم تغییرات بسیاری ایجاد میکند.
اگر بخواهیم رژیم ایران را تحلیل کنیم، قطعاً رژیمی مبتنی بر ستم بر مردم ایران است. اما اگر نگاه وسیعتری به خاورمیانه بیاندازیم، میبینیم که این رژیم شبهنظامیان حزبالله را در لبنان و نیروهای حوثی را در یمن ایجاد کرده است. بنابراین، این رژیم چیزی فراتر از حکومتی است که صرفاً مردم خود را سرکوب میکند؛ این رژیم خطری برای جهان است و معتقدم که همگی باید به این واقعیت اذعان کنیم.
اروپا برای سالهای متمادی رویکردی منفعلانه داشت؛ تمامی دولتها، حتی جمهوریهایی با سنت دیرینه دموکراتیک. امروز فکر میکنم برای همگان روشن است که بقای این رژیم تنها از طریق از میان برداشتن هر گونه اپوزیسیون، ارعاب جامعه مدنی و جلوگیری از حق تصمیمگیری مردم ایران میسر شده است
بنابراین ما وظیفه داریم با هوشیاری، شجاعت و حس عدالتخواهی، تمام این جنایات را محکوم کرده و برای مقابله با آن اقدام کنیم. من بیش از این سخن نمیگویم، چرا که خود را در جایگاهی نمیبینم که تصمیمگیرنده نهایی باشم، اما کسانی را که همواره ایستادگی کرده و صدای خود را بلند کردهاند، ارج مینهم.
نقش "شورای ملی مقاومت ایران" و برنامه سیاسی آن مبنی بر جدایی دین از دولت، لغو مجازات اعدام، حق رأی همگانی، حق تعیین سرنوشت و برابری زن و مرد، نکاتی بنیادین و گامهایی حیاتی هستند. اگر چه ممکن است تفاوت دیدگاههایی وجود داشته باشد، اما اینها اصولی اجتنابناپذیرند.
اما زمان تنگ است. ما باید کاری کنیم که دوران احتضار این رژیم تا حد ممکن کوتاه باشد، زیرا دوران جانکندنِ رژیمها همیشه خونین و دردناک است. از این رو، هر یک از ما—نمایندگان پارلمان اروپا، دولتها و نمایندگان مجلسهای ملی—باید با شجاعت، خطمشی سیاسی درستی را در پیش بگیریم و به آزادی مردم ایران کمک کنیم».
کریس ون دیک نماینده پارلمان اروپا از بلژیک
سپاسگزارم. جناب رئیس، بسیار از شما متشکرم. من اینجا در ردیف جلو نشستهام؛ اما چرا اینجا نشستن را انتخاب کردم؟ اول به این دلیل که بتوانم مستقیماً در چشمان شما بنگرم، اما دلیل دوم و اصلی من برای نشستن در این سمت این است که این افراد برای یک «ایران آزاد» مبارزه میکنند. آنها هر روز در حال مبارزه هستند. آنها به پارلمان میآیند تا با ما گفتگو کنند و از ما بخواهند که در کنارشان باشیم. پس در درجه اول، از شما میخواهم این عزیزان را جانانه تشویق کنید.
دوستان عزیز، همانطور که همکارانم اشاره کردند، همه ما میدانیم که رژیم ایران بیرحمترین و ضدانسانیترین حکومت است؛ نه تنها برای شهروندان خود، بلکه برای تمام منطقه و کل جهان.
وقتی در خیابانهای اروپا قدم میزنم، میشنوم که برخی میگویند: «این جنگ، جنگِ ما نیست». حتی در مورد اوکراین هم برخی در اروپا میگویند: «این جنگ به ما مربوط نمیشود».
همشهریان عزیز، این جنگ، جنگِ ما هست! چرا؟ چون همه ما انسان هستیم و وقتی میبینیم مردم در هر کجای دنیا رنج میکشند، باید نگران باشیم و واکنش نشان دهیم. ثانیاً، از جنبهای ملموستر، ما این بحران را در جیب خود حس میکنیم؛ چرا که وقتی جنگی رخ میدهد، اقتصاد ما دچار مشکل میشود، باید هزینه بیشتری برای سوخت بپردازیم و با چالشهای متعددی روبهرو میشویم. بنابراین، این جنگ متعلق به ماست. با این حال، نکته اصلی برای من این است که وقتی مردمی رنج میکشند، باید که موضوع نگرانی ما باشد.
همکاران گرامی، موضوعی که هنوز به آن اشاره نشده و مشکل بزرگی برای من است و پرسشهای بزرگی نیز برایم ایجاد کرده، نحوه عملکرد سازمان ملل متحد در مقطع کنونی است.
فراموش نکنید که همین چند هفته پیش، «شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل»، جمهوری اسلامی ایران را برای عضویت در «کمیته برنامه و هماهنگی» انتخاب کرد؛ کمیتهیی که وظیفه سیاستگذاری در زمینههای حقوق زنان، حقوقبشر، خلعسلاح و پیشگیری از تروریسم را برعهده دارد! چطور چنین چیزی ممکن است؟ چگونه ممکن است حکومتی با چنین کارنامهای برای چنین نقشی کاندیدا و انتخاب شود؟
دوستان عزیز، حضور من در اینجا برای این است که در کنار شما باشم، زیرا به طرح ۱۰ مادهای شما باور دارم. همانطور که همکارانم ذکر کردند، اینها اصول بسیار مهمی هستند: آزادی برای همگان، حقوقبشر جهانی، برابری جنسیتی و دیگر موارد. لذا ما موظف به حمایت هستیم.
اجازه دهید سخنانم را با این جملات به پایان برسانم: امیدوارم مردم ایران روزبهروز شجاعت بیشتری برای مبارزه در راه آزادی خود بیابند.
و من معتقدم این یک گام بسیار بزرگ برای بشریت نیز خواهد بود؛ گامی بزرگ، چرا که رژیم ایران در حال حاضر بیرحمترین و ضدانسانیترین رفتارها را در سطح جهان از خود نشان میدهد. بسیار سپاسگزارم.
