چگونه میتوان دیکتاتوری خونریز ولایت فقیه را سرنگون کرد؟
۱۴۰۵/۲/۷
مصاحبه پرفسور کاظم کازرونیان با تلویزیون ای بی سی نیوز
چگونه میتوان دیکتاتوری خونریز ولایت فقیه را سرنگون کرد؟ این سؤالی است که این روزها چه در ایران و چه در جهان پرسشگران بسیاری دنبال پاسخش هستند. به آمریکا میرویم و پاسخ را در قسمتی از مصاحبه پرفسور کاظم کازرونیان در مصاحبه با تلویزیون ای بی سی نیوز جستجو می کنیم.
تلویزیون آمریکایی ای بی سی نیوز مصاحبه ای را با دکتر کاظم کازرونیان پخش کرد. کارشناس این برنامه گفت: «شکافهایی در رژیم ایران در حال شکلگیری است» کاظم کازرونیان، عضو هیئت مشاور سازمان جوامع ایرانی در آمریکا ، به ما می پیوندد و نظرش را بیان میکند.
کاظم کازرونیان: «بله، ما شاهد بروز شکافهایی در داخل رژیم ایران هستیم؛ اما سپاه از این جنگ برای کنترل داخلی استفاده میکنند. این برای آنها یک سلاح است. آنها اهمیتی به نابودی زیرساختها یا رنجی که مردم میکشند نمیدهند، بلکه از جنگ به عنوان ابزاری برای سرکوب داخلی بهرهبرداری میکنند. رژیم از آشوب برای تشدید سرکوب استفاده میکند؛ همانطور که در اعدامهای اخیر دیدیم. آنها همزمان اعضای گروه اپوزیسیون اصلی (مجاهدین خلق - MEK) و کسانی که در قیام دیماه گذشته بازداشت شده بودند را اعدام میکنند. اما ما شاهد شکاف هستیم. سیگنالهای متناقضی از رژیم صادر میشود؛ تصمیمات و حرکات عصبی و نامنظم. در برههای میشنویم
مجری: «این مسائل داخلی ایران چقدر حیاتی است؟»
کاظم کازرونیان: «بسیار مهم است که درک کنیم نیروی واقعی تغییر از داخل ایران میآید. این جنگ نیست، بلکه مقاومت سازمانیافته در خیابانهای ایران است که در نهایت این رژیم را به پایین میکشد. این رژیم باید به خاطر مردم ایران و به خاطر جهان سرنگون شود، اما تغییر باید از درون باشد. هیچ ارتش خارجی نمیتواند آزادی را برای مردم ایران به ارمغان بیاورد؛ هیچ ارتش خارجی بدون حضور گسترده نیروی زمینی - بسیار بیشتر از آنچه آمریکا در عراق داشت - نمیتواند این رژیم را سرنگون کند.بنابراین تنها راه پیش رو، واحدهای مقاومت در داخل ایران هستند. آنها یک سرنگونی سازماندهانه و نه هرجومرجگونه را ارائه میدهند؛ و "شورای ملی مقاومت ایران" (NCRI) چنین جایگزین منضبط و سازمانیافتهای را پیشنهاد میکند. آنها پلتفرمی دارند که طی چهار دهه گذشته تحت رهبری خانم مریم رجوی آزمایش شده است. یک مسیر روشن سکولار و دموکراتیک وجود دارد.
این همان نقطهای است که غرب، از جمله ایالات متحده، نسبت به آن "نقطه کور" دارند. این یک اشتباه محاسباتی استراتژیک است. سیاست فعلی فقط روی مذاکرات هستهای قفل شده، در حالی که بزرگترین نقطه ضعف رژیم یعنی مردم ایران و مقاومت در خیابانها را نادیده میگیرد. مقاومت سازمانیافته، حلقه مفقوده است. زمان آن رسیده که استراتژیهای غرب در تعامل با ایران بازنگری شود. آنها باید از تغییری که توسط مردم ایران ایجاد میشود حمایت کنند.
