فاکس نیوز: هزاران حامی شورای ملی مقاومت ایران مقابل کنگره آمریکا خواستار محکومیت اعدام‌های فزاینده زندانیان سیاسی شدند

کارلا سندز سفیر سابق ایالات متحده در دانمارک: نیرویی سازمان‌یافته‌تر منظم‌تر یا پیگیرتر از شورای ملی مقاومت ایران و مجاهدین خلق ایران وجود ندارد

فاکس نیوز ضمن پخش مستقیم تظاهرات و راهپیمایی ایرانیان آزاده در واشنگتن گزارشهایی متعددی از این تظاهرات منعکس کرد.

فاکس نیوز از جمله گزارش داد: در گردهمایی و تظاهرات هزاران تن از حامیان شورای ملی مقاومت ایران در مقابل ساختمان کنگره آمریکا، تظاهر کنندگان از قانون گذاران خواستند که اعدامها در ایران به‌ویژه اعدام فزاینده زندانیان سیاسی را محکوم کنند. تظاهر کنندگان پیش از راهپیمایی در واشنگتن خواستار تغییر رژیم در ایران به دست مردم و مقاومت ایران شدند و شعار می‌دادند ما عدالت می‌خواهیم، ​​ما صلح می‌خواهیم، ما ​​ایران آزاد می‌خواهیم. ما تغییر رژیم در ایران توسط مردم و مقاومت ایران! می‌خواهیم. تظاهر کنندگان هم‌چنین فریاد می‌زدند: اعدامها در ایران را همین حالا متوقف کنید، !

فاکس نیوز در گزارش دیگری از تظاهرات ایرانیان آزاده در واشنگتن نوشت: در این تظاهرات کارلا سندز، سفیر سابق آمریکا در دانمارک گفت: آزادی هرگز به میل خود توسط مستبدان به کسی داده نشده است. دستیابی به آزادی همیشه مستلزم فداکاری مردان و زنانی است که آماده‌اند در برابر ظلم و ستم، بایستند و هزینه آنرا بپردازند. این روحیه امروز در ایران زنده است، نیرویی سازمان‌یافته‌تر، منظم‌تر یا پیگیرتر از شورای ملی مقاومت ایران و مجاهدین خلق ایران، وجود ندارد.

کارلا سندز گفت: وجود یک جایگزین دموکراتیک، این روایت دروغین را که فقط دو انتخاب وجود دارد یکی حکومت ملاها و دیگری هرج و مرج، در هم شکسته است. بیایید صادق باشیم، آنچه در اینجا وجود دارد از نظر تاریخی بی‌نظیر است. در کجای دیگر جنبش و مقاومتی با یک پلتفرم دموکراتیک روشن، یک ائتلاف ساختارمند، تعهد به انتخابات آزاد، جدایی دین از دولت، برابری جنسیتی، حقوق اقلیتها و یک ایران غیراتمی می‌بینیم؟ یا در کجا ما می‌توانیم زنان را ببینیم که در تمامی سطوح جنبش را رهبری می‌کنند؟ و در کجای یک شبکه سازمان‌یافته در داخل کشور می‌بینیم که قادر به سازماندهی و پیش برد مقاومت در شرایط سرکوب وحشیانه باشد؟

کارلا سندز افزود: این جنبش یک‌شبه ظاهر نشده است این جنبش از قتل‌عام‌ها و از اعدامها عبور کرده است و هم‌چنین از سال‌ها و دهه‌ها بسیج شیطان‌سازی عبور کرده و امروز قوی‌تر، با تجربه‌تر و معتبرتر از همیشه ایستاده است. آینده ایران باید متعلق به مردم ایران باشد. ، آمریکا باید با مقاومت ایران و حق مردم ایران را برای مقاومت در برابر استبداد را به‌رسمیت بشناسد.

یکی دیگر از گزارشهای فاکس نیوز از تظاهرات واشنگتن به سخنان پاتریک کندی پرداخته که خطاب به جمعیت می‌گوید: خوشحالم که این همه جمعیت اینجا در پایتخت کشورمان، می‌بینیم و برای من افتخار بزرگی است که امروز در کنار شما برای راهپیمایی ایران آزاد در واشنگتن بایستم. شما دست از نبرد برنداشتید و استبداد نتوانست پیروز شود و آرمان آزادی زنده، سازمان‌یافته و در حال پیشرفت است. ما در لحظه‌ای از تاریخ هستیم که توسط افرادی شکل گرفته که از تعظیم خودداری می‌کنند و دست از آرمانهایشان برنمیدارند. پیام امروز شما غیرقابل انکار است: یک جایگزین دموکراتیک برای فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران وجود دارد.

کارلا سندز-سفیر آمریکا در دانمارک، گرینلند و جزایر فارو ۲۰۲۱-۲۰۱۷

در سال‌های اخیر، طرفداران رضا پهلوی، شاهِ خودخوانده یا وارث شاه – یا همان‌طور که بسیاری از ایرانیان اکنون دوست دارند او را بنامند، «شاهزاده دلقک» – ماهیت خود را بیش‌از‌پیش در آلمان فاش کرده‌اند. حامیان پهلوی آشکارا ساواک را ستایش کردند؛ پلیس مخفی شاه که برای شکنجه روشنفکران، نشر اکاذیب و ایجاد رعب در جامعه ایجاد شده بود. ما اکنون افرادی را می‌بینیم که با پرچم‌های بزرگ حامل نشان ساواک رژه می‌روند و پیراهن‌ها و کت‌هایی با نشان سازمانی به تن دارند که یادآور اتاق‌های شکنجه، اعدام‌ها، کشیدن ناخن‌ها و سرکوب وحشیانه مخالفان سیاسی است. دیگر حامیان رضا پهلوی حتی فراتر رفته و آهنگ‌های «رپ» تولید کرده‌اند که در آنها صراحتاً ساواک را تبلیغ نموده و خواستار قتل اعضای مجاهدین خلق می‌شوند.

بیایید کاملاً صریح باشیم: این آزادی بیان نیست. این تحریکی وقیحانه به خشونت است. این ستایشِ شکنجه و حتی قتل است. در جوامع دموکراتیک، ترویج آشکار خشونت علیه مخالفان سیاسی نه تنها از نظر اخلاقی پست و حقیر است، بلکه می‌تواند جرم قابل پیگرد قانونی باشد. و چه بلایی سر آن به‌اصطلاح ۵۰ هزار، ۱۰۰ هزار یا ۱۵۰ هزار نیروی استخدامی آمد؟ همان به‌اصطلاح «گارد جاویدان» ؟ پهلوی به ما گفته بود که آنها در جریان قیام سراسری دیماه ۱۴۰۴ برخواهند خاست و از معترضان بی‌دفاع حمایت خواهند کرد. اما در عوض، بسیاری از آنها به شکل اوباش مجازی و اراذل خیابانی در سراسر اروپا ظاهر شده‌اند که ایرانیانی را که هم استبداد مذهبی حاکم و هم بازماندگان دیکتاتوری شاه را رد می‌کنند، تهدید و ارعاب نموده و مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند.

مردم ایران شایسته انتخابی بهتر از میان دو شکل از استبداد هستند. ما هم‌چنین باید یک حقیقت تاریخی اساسی را به یاد داشته باشیم: جنایات رژیم شاه به ایجاد شرایطی کمک کرد که خمینی توانست انقلاب ۱۳۵۷ را برباید. شاه با زندانی کردن، شکنجه یا اعدام فعالان دموکراتیک و در هم کوبیدن سازمانهایی مانند مجاهدین خلق، اپوزیسیون دموکراتیک ایران را قلع‌وقمع کرد. و هنگامی که انقلاب فرا رسید، بسیاری از نیروهای دموکراتیک که قادر به ایستادگی در برابر افراط‌گرایی مذهبی بودند، پیش‌تر تضعیف یا نابود شده بودند. این درس امروز اهمیت زیادی دارد.

آینده ایران نباید متعلق به «عمامه» یا «تاج» باشد. آینده باید متعلق به مردم ایران باشد. ایالات متحده باید با مقاومت ایران به‌عنوان یک متحد جایگزین‌ ناپذیر رفتار کند و حق مردم ایران برای مقاومت در برابر استبداد را به‌رسمیت بشناسد. آمریکا و جهان غرب باید مشروعیت واحدهای مقاومت را که در حال رویارویی با سپاه پاسداران و ماشین سرکوب هستند، به‌رسمیت بشناسند.

پاتریک کندی

پیام مردم ایران ساده است: ایران متعلق به مردم است، نه به دیکتاتورها؛ نه به پادشاهان و نه به کسانی که از دین برای توجیه ظلم سوءاستفاده می‌کنند. در جریان قیامهای سال ۱۴۰۱، میلیون‌ها ایرانی فریاد زدند: «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر». بیایید کاملاً شفاف باشیم: تلاش بازماندگان سلطنت برای بازاریابی خود به‌عنوان یک جایگزین دموکراتیک، یک توهم خطرناک است.

این موضوع زمانی آشکارتر می‌شود که حامیان پهلوی را می‌بینیم که تی‌شرتهایی به تن دارند ، باورتان می‌شود؟  یا کاپشن‌هایی که نشان پلیس مخفی مخوف شاه، یعنی ساواک، بر روی آنها نقش بسته است. می‌توانید تصور کنید! «شاه بچه» آنجاست و هوادارانش نماد اتاق‌های شکنجه‌شان را بر تن دارند.

چطور ممکن است بگوییم ما سپاه پاسداران و ملاها را محکوم می‌کنیم، اما ما تاریخ شاه را نادیده بگیریم؟ چطور ما تاریخ پلیس مخفی ساواک را که پیش از این هموطنان خود را به‌قتل می‌رساند، نادیده می‌گیریم؟ و به همین دلیل است که سازمان مجاهدین خلق چنین مشروعیت و اعتباری دارد؛ زیرا مریم رجوی و تمامی یاران و پیروان او، این نبرد برای آزادی را بسیار پیش از آن که ملاها قدرت را به دست بگیرند، آغاز کرده بودند. چرا که آرمان آنها واقعاً درباره آزادی است، نه صرفاً به دست گرفتن قدرت. و باید از آنها قدردانی کرد که طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی بر محور دموکراسی و صندوق رأی است، نه درباره گلوله.

این طرح در واقع، نمادی از نوع آینده‌ای است که تمام مردم آزاده جهان باید برای ایران آرزو کنند. آنها باید خواهان انتخابات آزاد باشند. آنها باید بخواهند که مردم زمام امور را در دست بگیرند؛ نه ملاها، نه پلیس مخفی، نه شاه، نه سلطنت و نه دیکتاتورها، بلکه «مردم».

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط